یکی از دغدغههای اصلی که منابع مالی دنیا از لحاظ سنتی با آن روبهرو هستند افزایش قیمت نفت است. مثلاً در سال 2004، قیمت نفت به بشکهای 56 دلار رسید، این امر ظرف مدتی کوتاه موجب افزایش قیمتها نسبت به سال 1998 شد. چرا که در این سال قیمت هر بشکه نفت تنها 12 دلار بود. به طور کلی افزایش قیمت نفت موجب افزایش تورم، تأثیر منفی بر اقتصاد جهان بویژه کشورهای وابسته به واردات نفت مانند آمریکا میشود. به جز افزایش هزینههای حمل و نقل، گرمایش و خدمات، قیمتهای بالای نفت اثر خود را در همه کالاهای تولیدی نشان میدهد از جمله غذا و امکانات اولیه زندگی. حساسیت این امر هنگامی معلوم میشود که بدانیم تولید جهانی نفت در حال رسیدن به حداکثر ظرفیت خود است و به زودی به دنبال این امر شاهد کاهش دائمی تولید نفت خواهیم بود. آمریکا کشوری است که از این کاهش بیشترین آسیب را خواهد دید. این کشور به مدت حدود یک قرن برای تأمین انرژی خود از منابع ارزان قیمت بهرهمند بوده و این واقعیت یکی از عوامل اصلی شکوفایی اقتصادی آمریکا در قرن 20 بوده است. در حالی که این کشور تنها 5 درصد جمعیت جهان را در خود جای داده 25 درصد منابع انرژی فسیلی کره زمین را مصرف میکند. آمریکا 75 درصد نفت خود را وارد میکند و تنها 2 درصد منابع نفت جهان را در اختیار دارد.
به دلیل وابستگی زیاد این کشور به نفت و تأمینکنندگان خارجی آن، هر نوع افزایش قیمت یا کاهش عرضه این محصول در مقایسه با هر کشور دیگری اثر منفی بیشتری به اقتصاد آمریکا خواهد داشت.
باید دانست اکثر منابع نفت دنیا در مناطق بیثبات سیاسی قرار دارند. تنشها در خاورمیانه، ونزوئلا و نیجریه بیشتر از این که آرام شوند میل به گسترش دارند. تولید نفت عراق به دلیل ناامنی موجود در این کشور همواره در معرض اختلال است و خطر مشکلات سیاسی در عربستان سعودی، بزرگترین صادرکننده نفت جهان هم در حال افزایش است. زمان و حجم این خطرات غیرقابل پیشبینی است ولی عواقب تولید حداکثری نفت قابل پیشبینی است و آثار این امر طولانی مدتتر از آثار افزایش قیمتهای نفت هستند.
در اوایل دهه 1950، کینگ هوبرت یکی از برجستهترین فیزیکدانان زمین، مدلی پیشبینی کننده ارائه نمود که طبق آن ذخایر نفت از موج خاصی پیروی میکردند که از کشف تا نقصان تولید امتداد مییافت. براساس این مدل در مورد هر میدان، با حفر چاههای بیشتر و کاربرد فناوری جدیدتر و بهتر، تولید افزایش مییابد و در نهایت با وجود حفر چاههای جدید و استفاده از فناوریهای جدید میدان نفتی مورد نظر به حداکثر سقف تولید خود میرسد. پس رسیدن به این سقف حداکثری، تولید نفت نه تنها شروع به کاهش میکند بلکه هزینه بدتر هم میشود. در واقع این افول به جایی میرسد که انرژی صرف شده برای استخراج، حمل و پالایش یک بشکه نفت برابر با انرژی موجود در آن بشکه نفت میشود. با رسیدن به این مرحله استخراج نفت دیگر ممکن نخواهد بود و ذخایر موجود بلا استفاده خواهند گردید.
توضیح بیشتر این که در سالهای آغازین قرن 20، در بزرگترین میادین نفتی جهان، به ازای هر بشکه نفت که صرف روند استخراج، حمل و نقل و پالایش میگردید امکان تولید 50 بشکه نفت وجود داشت. بنابراین نسبت هزینه به تولید نفت 1 به 50 بود ولی هماکنون این نسبت به 1 به 5 یا کمتر از آن رسید و این روند در حال افول بیشتر نیز هست.
پیشبینی هوبرت در سال 1956 مبنی بر به حداکثر رسیدن تولید نفت در آمریکا تا اوایل دهه 1970 و پس از آن افول این تولید در آن زمان با تردیدی جدی روبهرو شد ولی در عینحال تولید نفت در آمریکا در حال افزایش بود و فناوری مورد استفاده در استخراج این محصول روبه پیشرفت بود. سرانجام میادین نفتی بزرگی در آمریکا کشف شد و پیشبینی هوبرت درست از آب در آمد و تولید نفت آمریکا در 1970 به اوج خود رسید و از آن زمان روبه افول است. با استفاده از روشهای تحلیلی مورد استفاده هوبرت، کارشناسان نفت و گاز هماکنون پیشبینی میکنند تولید نفت جهان در اواخر نیمه دوم دهه حاضر به اوج خود برسد. در صحنه واقعیت، ذخایر اثبات شده نفت جهان با نرخ سالانه 6 درصد در حال کاهش است در حالی که تقاضا با نرخ 2 درصد در سال افزایش مییابد و این نرخ انتظار میرود ظرف 20 سال آینده سه برابر گردد. این بدان معناست که ذخایر نفت جهان بایستی برای حفظ وضع موجود عرضه و تقاضای نفت سالانه 8 درصد رشد داشته باشد. ولی تحولات موجود به هیچ عنوان نوید چنین حرکتی را نمیدهد.
در واقع در حال حاضر در عرصه جهانی به ازای هر یک بشکه نفتی که کشف میشود 4 بشکه نفت مصرف میگردد.
با عینیت پیداکردن کاهش عرضه نفت، آمریکا مجبور به رقابت با چین، هند، ژاپن و دیگر کشورهای عمده وارد کننده نفت بر سر ذخایر این ماده میشود. به اعتقاد بسیاری رسیدن قیمت نفت به بشکهای 100 دلار امری حتمی است و برخی حتی قیمت بالاتر از این را هم انتظار دارند. البته با در نظر گرفتن عوامل سیاسی - جغرافیایی و اصول عرضه و تقاضا غیرممکن است که بتوان نحوه بالا رفتن قیمت نفت را پیشبینی نمود ولی تنها یک چیز قطعی است و آن پایان یافتن عصر نفت ارزان است. پیامدهای اجتماعی، اقتصادی و سیاسی افزایش حداکثری تولید نفت جهان در سالهای آینده بسیار است ولی در اینجا قصد ما بررسی چگونگی تأثیر افزایش قیمت نفت بر فلزات گرانبها است. پاسخ این سؤال را میتوان با میل تاریخی تولیدکنندگان عرب نفت به مبادله نفت با طلا آغاز کرد. این قضیه به سال 1933 یعنی زمانی باز میگردد که ابنسعود پادشاه عربستان تقاضای پرداخت طلا در ازای فروش نفت این کشور را نمود. نفت، طلا و خدمات از سال 1975 که اوپک موافقت کرد نفت خود را به دلار بفروشد با این ارز قیمتگذاری شدهاند. از سال 1944 تا 1971 دلار آمریکا برای فراهم ساختن امکان جبران عدم توازن تجاری بین کشورها از سوی بانکهای مرکزی قابلیت تبدیل به طلا را یافت. تا این زمان قیمت طلا در حد 35 دلار برای هر اونس ثابت بود و قیمت نفت هم نسبتاً در حد 3 دلار برای هر بشکه ثابت بود. هنگامی که آمریکا ارزش دلار را در سال 1971 شناور کرد، تولیدکنندگان اوپک مجبور شدند دلارهای خود را با طلا جایگزین کنند. این امر منجر به افزایش قیمتهای نفت و طلا گردید تا جایی که نفت به قیمت 40 دلار برای هر بشکه رسیده و هر اونس طلا نیز 850 دلار قیمت یافت.
امروزه جدای از تهدیدات سیاسی - جغرافیایی که فراروی مناطق تولیدکننده نفت قرار دارد، به دلیل عدم توازن عرضه و تقاضای ناشی از حداکثر بدون ظرفیت تولید نفت و افزایش تقاضای کشورهای در حال توسعه، انتظار میرود قیمت طلا و نفت همزمان با کاهش ارزش دلار افزایش یابد. با تداوم روند همیشگی افزایش عرضه دلار و رشد کسری تجاری و بدهیها در همه سطوح انتظار میرود دلار آمریکا به افولی که از سال 2001 آغاز شد ادامه دهد. از زمان آغاز کاهش ارزش دلار، کشورهایی که ذخایر ارزی خود را به صورت دلار نگهداری میکردند 33 درصد ارزش سرمایههای خود را از دست دادهاند. بنابراین صادرکنندگان نفت پذیرش نزول ارزش دلار و نگهداری ذخایر ارزی خود به صورت دلار را مشکل مییابند. به دنبال این روند صادرکنندگان نفت ممکن است تصمیم بگیرند که یورو را جایگزین دلار کنند.
رؤسای جمهور روسیه و ونزوئلا هر دو علناً اعلام کردهاند که ممکن است درصدد برآیند نفت را به یورو قیمتگذاری کنند. حتی عربستان سعودی هم اعلام کرده مدنظر دارد در کنار دلار، نفت خود را به یورو هم قیمتگذاری کند. در کشورهای عربی هم بحثهایی بر سر قیمتگذاری نفت به صورت دینار، طلا و نقره شده است. در صورت وقوع چنین اتفاقی، دیگر تولیدکنندگان نفت هم ممکن است از این روند تقلید کنند و از پذیرش دلار برای فروش نفت خود سرباز زنند. در نتیجه این امر تقاضا برای ارز دچار تحول گشته و با سقوط ارزش دلار تقاضا برای یورو، طلا و نقره افزایش زیادی مییابد.
علاوه بر این تولیدکنندگان خاورمیانهای نفت، مجبور خواهند بود ذخایر هنگفت ارزی خود را که به دلار است به فلزات گرانبها و دیگر ارزهای رایج بینالمللی تبدیل کنند تا با این کار جلوی ضرر بیشتر ناشی از سقوط شدیدتر ارزش دلار را بگیرند. با اوج گرفتن زیان ناشی از کاهش ارزش دلار، کشورهای غیر تولیدکننده نفت که ذخایر بزرگی از منابع ارزی خود را به صورت دلار نگهداری میکنند مانند ژاپن، چین، هند و تایوان درصدد تنوع بخشیدن به این منابع برمیآیند. این امر نیز منجر به عرضه بیش از حد دلار و در مقابل افزایش قیمت نفت و طلا میشود.
در طول 50 سال گذشته،طلا و نفت عموماً در بحث قیمتها با یکدیگر دچار تغییر شدهاند و نسبت همخوانی قیمت این دو، بیش از 80 درصد بوده است. در طول مدت مذکور قیمت نفت نسبت به طلا در حدود 15 بشکه برای هر اونس طلا بوده است. ولی با افزایش اخیر قیمتهای نفت، این رابطه از حد معمول خود خارج شده و نسبت مذکور به نفع نفت تغییر کرده است. بنابر تخمین برخی کارشناسان با رسیدن قیمت نفت به بشکهای 100 دلار، قیمت طلا به 1500 دلار در هر اونس خواهد رسید.
نسبت ارزش طلا به نقره در طول سالهای گذشته از 16 به 1 تا 100به 1 نوسان داشته است. این نسبت ظرف 2سال گذشته به 66 به 1 رسیده است. انتظار میرود نسبت مذکور در آینده نزدیک به چیزی میان 40 به 1 تا 50 به 1 تغییر کند. با رسیدن قیمتهای نفت به بشکهای 100 دلار و رسیدن قیمت طلا به هر اونس 1500 دلار و به فرض نسبت ارزش 50 به 1 طلا به نقره، قیمت نقره در هر اونس 30 دلار خواهد شد. در بحث رابطه قیمت نفت و طلا اختلاف بسیار میان حجم بازارهای طلا و نفت را هم باید در نظر داشت. در حالی که تولید سالانه طلای جهان حدود 35 میلیارد دلار ارزش دارد، ارزش نفت تولیدی با در نظر گرفتن متوسط قیمتهای سال 2005 یعنی 56 دلار در هر بشکه، 1 تریلیون و 500 میلیارد دلار است. این ارزش هنگفت تولید نفت باعث شده بازار نفت با فاصله بسیاری از دیگر بازارهای جهان، بزرگترین عرصه تجاری باشد. گفتنی است که با تداوم افزایش قیمتهای نفت و افزایش تقاضای کشورها برای تنوع بخشیدن به نوع ارز موجود در ذخایر ارزی خود بازار نفت به رشد خود ادامه خواهد داد و همچنین با افزایش مداوم دلارهای نفتی روبهرو خواهیم بود.
سرانجام باید دانست قیمت نفت همچنان همراه با عدم توازن بین عرضه و تقاضا روبه افزایش است و این روند حتی اگر عرضه نفت دچار اختلال نیز نشود تداوم خواهد داشت. در همین رابطه قیمت فلزات گرانبها نیز تا رسیدن به رکوردی تاریخی افزایش مییابد و با تقاضای تولیدکنندگان نفت مبنی بر پرداخت قیمت این محصول به صورت یورو، دینار یا فلزات گرانبها، افول ارزش دلار شتاب بیشتری خواهد گرفت و قیمت فلزات گرانبها نیز با افزایش شگفتی روبهرو خواهد گردید. همچنین اگر تولیدکنندگان نفت و دیگر کشورهایی که منابع ارزی خود را به صورت دلار نگهداری میکنند درصدد تنوع بخشیدن به ذخایر ارزی خود برآیند، هم درصدد تنوع بخشیدن به ذخایر ارزی خود برآیند، هم قیمت نفت و هم فلزات گرانبها تا حد غیرقابل تصوری افزایش خواهند یافت.