علی علوی
13 آبان هر ماه فرصت مغتنمی است که به صورت بسیار برجسته و پررنگ به جایگاه،اهمیت و تاثیرگذاری جنبش دانشجویی در کشور پرداخته شود تا از رهگذر آن با آسیب شناسی وضع موجود راهکارهای کار آمدی به روز شدن این جریان مهم بررسی مورد مداقه قرار گیرد.
12 آبان سال 1358 از آن جهت در تاریخ معاصر ایران و تحولات جنبش دانشجویی در نقطه اوج قرا دارد که نما «بیگانه ستیزی» نسل جوان محسوب میگردد. چرا که در این روند دانشجویان مسلمان پیرو خط امام در اعتراض به تداوم مداخلات آمریکا در امور داخلی ایران از جمله: حمایت از ضد انقلاب و شاه فراری، تلاش برای سرنگونی انقلاب اسلامی و روی کار آوردن رژیم دشمن نشانده دیگری چون محمدرضا پهلوی، محاصره اقتصادی و تلاش برای بد نام کردن انقلاب اسلامی در جهان اقدام به تسخیرلانه جاسوسی آمریکا در ایران کردند. این اقدام [تسخیر سفارت آمریکا در ایران] که بعدا با افشای اسناد و مدارک بر همه جهانیان معلوم گشت که آمریکا در ایران سفارت نداشته بلکه مرکزی برای جاسوسی توطئه و براندازی بوده است و این اقدام شجاعانه دانشجویان، موجی از انزجار عمومی از سیاستهای استکباری آمریکا در جهان را بوجود آورد و ابهت پوشالی آمریکا را درهم شکست و در ارتقای وحدت ملی کشور نقش بزرگی ایفا کرد و بدین سان بود که حضرت امام خمینی (ره) از این اقدام به عنوان «انقلاب دوم» یاد کردند. و اینگونه جنبش دانشجویی کارکرد خود را در عرصه پس از انقلاب تعریف کرد و بیشک گسترش گفتمان ضد استکباری در ایران جنبش دانشجویی در صدر آن قرار دارد. این جنبش در سالیان پس از انقلاب توانست در جهت سازندگی، سپاه پاسداران، دفاع مقدس، سازندگی و توسعه سیاسی کشور نقش مهمی را بر دوش بگیرد. هر چند در سالهای مورد نظر پارهای آفتها، فرودها و بعضا کژی هایی را نیز در کالبد خود مشاهده کرده است که با کمال تاسف ورود این آسیبها دقیقا از «آسیب پذیری استقلال جنبش دانشجویی» آغاز شد و در دوران دوم خرداد بود که برخی تئوریسینهای جنگ روانی از جنبش دانشجویی به عنوان پیاده نظام استفاده کردن و هنگامی که موعد پاسخگویی به مطالبان دانشجویان رسید آنان را به درس خواندن تشویق کردند؟!
با این همه هم اکنون که جامعه از آرامش نسبی برخوردار شده است، دانشگاهها به عنوان کانون احزاب دولت ساخته تا حدودی رهایی یافتهاند،جنبش دانشجویی از عقلانیت بیشتری برخوردار شده است فرصت مغتنمی است که گفتمان جنبش دانشجویی مورد واکاوی و باز تعریف قرار گیرد. در یک نگاه کلی اهم مولفههای این گفتمان عبارتست از:
1) بیگانهستیزی، استکبار ستیزی و ضد آمریکایی بودن
2) حق طلبی، پرسشگری و آزادیخواهی
3) خرد گرا، مستقل، منتقد
4) آرمان گرا ،عدالت خواه و مردمگرا
اما آسیبها و آفاتی این مولفهها را مورد تهدید قرار داده و انتظار آن است که جنبش دانشجویی با بازتعریف درست گفتمان به مقابله با این آفات بپردازد:
یکم/ انحصار طلبی، تمامیتخواهی
دوم/ تجدید نظر طلبی، غرب زدگی، سوسیالیسمزدگی
سوم/ شکاف میان حوزه و دانشگاه به عنوان دو نهاد معتبر مولد علم و دانش
چهارم/ سردرگمی و فقدان استراتژی در خصوص تنظیم مناسبات با قوای سه گانه
پنجم/ گریز از سیاسی شدن و گرایش به انزوا طلبی و حاشیهنشینی
ششم/ ضعیف شدن روحیه بیگانهستیزی و استکبارستیزی
هفتم/ افول آرمان خواهی، عدالتطلبی و حقگرایی
پر واضح است که بیان این آسیبها به معنای تسری بر همه لایهها و اجزای جنبش دانشجویی نیست اما نمیتوان کتمان کرد که مشاهده حتی یک مورد از آفات پیشگفته خود موجب فتور و سستی جنبش دانشجویی خواهد بود چه رسد به تلفیق و تجمیع برخی از آفات بیان شده که از تاثیرگذاری، اهمیت و جایگاه جنبش دانشجویی به شدت میکاهد.
مهمترین و اولویت دارترین گام در بازتعریف گفتمان جنبش دانشجویی آن است که جنبش گزاره «دانشجو فرزند زمان خویشتن است» را عملیاتی و کاربردی کند و نمادین مهم در ظهور و بروز تظاهرات ضد استکباری و تلاش برای نهادینه شدن گفتمان عدالت است.