زمینههای فرهنگی،تاریخی
تاکید آیات قرآن در روایاتی که مسلمانان را به وحدت و چنگزدن به ریسمان الهی فرا میخواند و کوششهای افرادی همچون سید جمال الدین اسد آبادی در جهت تحقیق و بخشیدن به این وحدت و اخوت اسلامی که با سفرهای طولانی او به هند،مصرو سوریه.....بقایای کشور عثمانی و ایجاد مجلهای به نام «عروه الوثقی» تعقیب میگشت و ادامه راه او توسط افرادی مثل شیخ محمد عبده و شیخ عبدالرحمان کواکبی، اقداماتی در راه احیای تفکر وحدت اسلامی بود.
پس از الغای خلافت عثمانی،رئیس دانشگاه الازهرا شیخ محمد حسین خضر برای تشکیل کنفرانس اسلامی- متشکل از علمای اسلام- اقدام نمود و در بیت المقدس در همان زمان، کنفرانسی به نام «کنفرانس عمومی اسلام»تشکیل گردید و راجع به مسائل جهان اسلام مذاکراتی انجام شد، همچنین «جمعیت تقریب بین مذاهب اسلامی» در قاهره تشکیل شد که از جمله موسسین بیست ویک نفره آن آقای شیخ محمد تقی قمی از ایران و شیخ محمد حسین کاشف الغطاء (مجتهد شیعه از عراق) بودند.
در ادامه این تحریکات، کنفرانس بینالمللی فرهنگ اسلام به دعوت پاکستان با 130 نماینده از سی کشور در سال 1336ه -ش افتتاح گردید که مباحثی همچون فرهنگ اسلامی و خطر عقائد جدید در جامعه اسلام و نظریات اسلام در باب اقتصاد و حکومت و صلح جهانی را مورد بحث قرار داد. و کنفرانس اسلامی دیگری تشکیل شد که خواستار ایجاد همکاری سران کشورهای اسلامی در مبارزه با اسرائیل گردید. به دنبال آن کنفرانس دیگری در سال 1343ه ش جهت بررسی مسئله استعمار به وسیله تعداد زیادی از کشورهای اسلامی برگزار شد.
در نیمه اول دهه چهل شمسی به دستور ملک سعود کنفرانسهائی جهت تبلیغ اسلام و جستجو برای راه حل مشکلات جهان اسلام برپا گردید. این گردهماهیها زمینه ساز شکل گیری «رابطه العالم الاسلامی» گردید که اعضای موسس آن را علمای کشورهای مختلف اسلامی تشکیل میدادند و مقرر گردید که همه ساله چنین گردهماائی برگزار شود و مسائل همه جهان اسلام در آنها مورد بحث و تبادل نظر قرار گیرد. در یکی از این تجمعات که با شرکت 115 شخصیت و عالم از 35 کشور اسلامی تشکیل شده بود ضمن حمله به جامعه دولتهای عربی خواستار ایجاد دولتهای اسلامی میشد. در این اجلاس پیشنهاد (آدم عثمان) رئیس جمهوری سود مالی مبنی بر لزوم تشکیل یک کنفرانس متشکل از کشورهای اسلامی طرح و به تصویب رسید و در قطعنامه نهایی خود مسئولیت تعقیب فکر کنفرانس سران اسلامی به عهده «رابطه العالم الاسلامی» و دبیر خانه آن قرار گرفت و از ملک فصیل خواسته شد که امر انعقاد کنفرانس سران را به عهده بگیرد.
زمینههای تاریخی-سیاسی
دولت ایران در سال 1335ه-ش پیشنهاد تشکیل کنفرانسی از کشورهای اسلامی و مخصوصاً خاورمیانه را نمود که مورد استقبال کشورهای عضو پیمان بغداد قرار گرفت اما به دلیل عدم تمایل عربستان، این مسئله نتوانست به صورت گستردهای منعکس گردد. در دهه 1340 ه-ش که نهضت پان عربیسم ناصر گسترش یافت این تفکر بار دیگر در صحنه سیاسی مطرح شد.
به دنبال پیشنهاد آدم عثمان رئیس جمهور سومالی در سال 1343 ه-ش مبنی بر تشکیل کنفرانس سران کشورهای اسلامی، ملک فیصل نیز در سال 1344 در کنفرانس عمومی اسلامی که در مکه بر پا شده بود در خواست برپایی کنفرانس سران اسلامی را مطرح نمود. اما اولین قدمها جهت به عینیت در آوردن این تمایل در ملاقات بین شاه ایران و ملک فیصل در 17 آذر 1344 در تهران بر داشته شد و طرفین در اعلامیه نهایی خود تمایل خود را برای فراخوانی جهت ایجاد کنفرانسی از سران کشورهای اسلامی که فرصتی را برای موضوعات مرتبط با جهان اسلام فراهم کند مطرح ساختند.
طرح مسئله در شرایط آن روز جهان اسلام و عرب بسیار جنجال برانگیز بود زیرا جهان عرب به دو بلوک تقسیم شده بود. بلوکی مشتمل بر اردن، کویت، لیبی، مراکش و سعودی به عنوان جناح محافظهکار و بلوک دیگری شامل الجزایر، مصر، عراق، سوریه، یمن به عنوان انقلابیون افراطی در مقابل هم قرار داشتند. جناح افراطی به رهبری ناصر در 1345 ه.ش اقدام اخیر را توطئه امپریالیسم و ارتجاع جهت مقابله با وحدت عربی و فروپاشی ناسیونالیسم عربی دانست، وی در این باره چنین گفت: «در 1336 ابن سعود از مسافرتش به آمریکا از قاهره دیدن کرد، به محض ورود، ابن سعود ما را در جریان مذاکرات خود با آیزنهاور گذاشت و گفت که آیزنهاور از او خواسته است برای انعقاد کنفرانس اسلامی اقدام کند. ابن سعود خواست که ما نیز همراه او در این پیمان شرکت کنیم در حال حاضر ما از دوران پیمان بغداد به دوران اتحاد اسلامی میرسیم. با این همه،ناصر، کنفرانس اسلامی را زائیده طرحهای آمریکایی میدانست و آن را چهره دیگر پیمان بغداد میشمرد.
اما ملک فیصل پس از بازگشت به کشورش ضمن رد جواب ناصر چنین اظهار داشت: «خوشبختانه به عکس پارهای از زمامداران مغرض عرب، اکنون ملل عرب متوجه مضاره کمونیزم و سوسیالیزم ادعایی اشخاص شده و به منویات بی غرضانه شاهنشاه آریا مهر و اینجانب پی بردهاند.»
به طور کلی در رابطه با کنفرانس و موافقین ناصر در صف مخالفین کنفرانس قرار داشتند. در مورد کشورهای مخالف،بعد از مصر باید از سوریه و الجزایر نام برد. در جهان عرب،کشورهایی همچون سودان و تونس طرفدار طرح بودند و بقیه یا مثل عراق دو دلی نشان میدادند و یا اظهار نظر نمیکردند. این مسئله جنگ سردی را در تبلیغات طر فین ایجاد کرد. مطبوعات سعودی، ناصر را دست نشانده کمونیزم و ضد اسلام معرفی کرد و جو داخلی مصر نیز کنفرانس اسلامی را طرحی جهت سلطه و نفوذ آمریکا بر جهان عرب و اسلام و شکستن ناسیونالیسم عربی تلقی کرد. در این رابطه شیخ الازهر مفتی مصر، کنفرانس را،بعنوان کنفرانس آمریکایی محکوم نمود و در بیانیهای که در این رابطه انتشار داد، نوشت: «وقتی ستمکاران و ظالمان از مبارزه علنی و همه جانبه با اسلام، مایوس شدند در صدد بر آمدند تا ظاهر اسلام را پذیرفته و حتی برای آن دست به تبلیغ بزنند ولی در باطن همچنان بر کفر خویش مصر بوده و در واقع کفر را با لباس اسلام به صحنه آورند.»
به دنبال این مسائل، تقسیم بندی جهان عرب به دو بلوک انقلابی و محافظهکار،به صورت روشن در حمایت از همکاری اسلامی در مقابل حمایت از ناسیونالیزم عربی عبدالناصر متجلی شد و سالهای بعد نیز ادامه پیدا کرد.
اما حوادث بعدی همچون جنگ اعراب و اسرائیل در 1346ه.ش که ارتش اسرائیل را با چهار ارتش مصر، سوریه، اردن، لبنان در جنگ 6روزه در گیر ساخت سبب شد صهیونیستها صحرای سینا را از مصر، ارتفاعات جولان را از سوریه و کرانههای غربی و شرقی بیت المقدس را از اردن به اشغال خود در آورند. این امر باعث استعفای عبدالناصر که مطرح اصلی این جنگ بود گردید و مسئله انتقام از اسرائیل بسیاری از تضادهای داخلی جهان عرب را تحت الشعاع قرار داد.
آتش سوزی مسجد الاقصی توسط اسرائیل حادثه دیگری بود که خشم مسلمانان جهان را برانگیخت و هیجان اسلامی را که میتوانست زمینه ساز تقویت تفکر وحدت اسلامی در مبارزه با دشمنان باشد، به وجود آورد. روز 30 مرداد 1348بخشی از مسجد الاقصی در فلسطین اشغالی توسط افراد متعصب صهیونیست به آتش کشیده شد و خسارت قابل توجهی به آن وارد آمد. دولت اسرائیل این حادثه را به یک جهانگرد یهودی افراطی و استرالیائی نسبت داد.«دنیس مایکل روهان» سیاح استرالیائی سپس در یک حرکت نمایشی محاکمه شد و متعاقبا منابع خبری اسرائیل اعلام کردند که نامبرده دچار بیماری روانی بوده و لذا آزاد شده است.
حادثه آتش سوزی در مسجدالاقصی یک سال پس تصرف بخش شرقی بیت المقدس توسط اسرائیل در جریان جنگ 6روزه صورت گرفت. صهیونیستها از زمان اشغال بخش شرقی بیتالمقدس اقدامات فراوانی برای تخریب مسجد الاقصی به انجام رسانده از جمله به دفعات در قسمتهای زیرین مسجد دست به حفاری با هدف یافتن ابنیههای مقدس یهودیان که ادعا میشود در زیر مسجدالاقصی قرار دارد زده و ستونهای اصلی مسجد را این طریق سست کرده بودند.
این زمینهها باعث ایجاد شرایط مطلوب برای محقق شدن طرح ایجاد سازمان کنفرانس اسلامی گردید. حتی عبدالناصر نیز بعد از این جریان و تقویت جو طفدار وحدت اسلامی با تشکیل کنفرانس سران اسلامی مخالفتی نکرد. به دنبال این جریانات به دعوت شاه مراکش کنفرانس فوق العادهای جهت بررسی خطرهایی که مقدسات اسلامی را تهدید میکند در مراکش با شرکت 24 کشور تشکیل گردید. و موضعگیریهای متفاوتی را سبب شد. روزنامه الاهرام مصر، تشکیل این کنفرانس را فی نفسه تحولی فوقالعاده ارزنده دانست اما ناصر به بهانه بیماری در آن شرکت نکرد و رژیم انقلابی لیبی نیز در سطح پائین در آن شرکت نمود. چهار کشور سوریه،عراق، یمنجنوبی و سودان نیز تصمیم به بایکویت آن گرفتند، وزیر دفاع اسرائیل(موشه دایان) در موضع گیری در برابر این اجلاس گفت:
حتی اگر کنفرانس اسلامی اعلان جهاد بدهد وی تصور نمیکند که تشکیل این کنفرانس منجر به جنگ جدیدی بین اعراب و اسرائیل بشود.
در نتیجه باید گفت:جنگ اعراب و اسرائیل و شکست اعراب و عدم کارآیی اتحادیه عرب که منجر به ضعیف شدن جناح ناصر گردید و اشغال بیت المقدس و حریق مسجدالاقصی عواملی بودند که زمینههای تشکیل کنفرانس سران کشورهای اسلامی را فراهم ساختند. موجودیت سازمان کنفرانس اسلامی در پایان اولین نشست سران کشورهای اسلامی در رباط اعلام گردید. این جلسه را ملک حسن دوم پادشاه مراکش به عنوان دولت میزبان و محمد رضا پهلوی شاه ایران به نمایندگی از دولتهای اسلامی افتتاح کردند. جلسات سران سازمان کنفرانس اسلامی به تناوب در پایتخت کشورمان عضو برگزار میشود هشتمین نشست سران در 1997(آذر 1376) به ریاست آقای سید محمد خاتمی رئیس جمهور وقت ایران در تهران برگزار شد. سازمان مزبور دارای سه رکن سران،وزرای خارجه و دبیر خانه سازمان است.