جیمزفلو / ترجمه سارا مظهری
او در آخرین کتاب خود مدارکی که به القاعده تعلق داشته را ارایه داده و همچنان گفتههای یک (افراط گرای) مصری که همچنان به علت نقشی که در کشتن انورالسادات ایفا کرده در زندان به سر میبرد را تکرار میکند: حملات القاعده mohammadessam derbala پیش از 11 سپتامبر 2001 بدتر و دشوارتر ساخته است. این شخص که نام دارد به fawaz gergas گفته است: در واقع(جهاد) برای (جهاد) (که او عملیات القاعده را در این چارچوب بررسی میکند)، بر ضد عاملان آن عمل کرده و خلاف نتایج مورد نظر این گروه را به همراه داشته است. از سقوط رژیم طالبان تا کشتار هزاران مسلمان جوان در عراق.
نقاط قدرت القاعده
5سال است که مردم آمریکا درباره جنگ نامتقارن و یا جنگ نسل چهارم میشنوند البته تفاوتی بین این دو نوع مبارزه و جنگ معمول وجود دارد که هر چند بسیار مهم اما به اندازه کافی به آن توجه نشده است. ایالات متحده در جنگهای گذشته همواره نگران تلفاتی بوده است که طرف مقابل میتوانست به آن وارد سازد اتحاد جماهیر شوروی سابق با موشکهای هستهایاش یا آلمان و ژاپن در جنگ جهانی دوم که بر محور متفقین قرار داشتند و از نیروهای زمینی کارآمدتری برخوردار بودند. امروزه تلفاتی که یک (تروریست) به تنهایی و به طور مستقیم دارد شما خودتان را در معرض خطر قرار دهید و این همان منطقی است که دیوید گیوکلن هنگامی که میگوید پاسخ به تروریسم میتواند بسیار مخرب تر از خود حملات باشد. بیان میکند واکنش آمریکا به حملات 11 سپتامبر 2001 بر سه محور قرار دارد: جنگ عراق، پیامدهای اقتصادی و هزینه های ناشی در زمینه دفاع امنیتی و در نهایت فرسایش اعتبار اخلاقی آمریکا که این امکان را به القاعده داده است تا قابلیت صدمه رسانی خود را حفظ کند. Devid killcukn میگوید: کافی است به جنگ عراق بنگرید تا درک کنید واکنش خودتان تا چه اندازه میتواند مخرب باشد چرا که این جنگ تاکنون تنها به نفع شورشیان بوده است. از آنجایی که هر روز تعدادی از مسلمانان غیرنظامی کشته شده و به اصطلاح به شهادت میرسند و نیز گفتههای بن لادن مبنی بر اینکه ایالات متحده میخواهد مکانهای مقدس را تصرف کند مردم این کشورها را مورد بیاحترامی قرار داده و دست بر منابع طبیعی آنها بگذارد تاکید مییابد. از سوی دیگر این جنگ شورشیان مسلمانی که با دست خالی و با استفاده از سلاحهای ابتدایی میجنگند را در برابر چشم انداز هیجانانگیز پیروزی و نابود ساختن کانون قدرت قرار میدهد. به عنوان مثال برخی از این گروه ها ادعا میکنند 20 سال پیش بر سر اتحاد جماهیر شوروی (سابق) آوردند در نهایت آخرین پاسخ مخربی که منجر به قوی تر شدن القاعده شده است جدا شدن ایالات متحده از هم پیمانانش در عراق و کاهش saft power یعنی قابلیت دولت هر کشور در تاثیرگذاری بر تشکلهای سیاسی جدا از خود) این کشور که از نظر تاریخی همیشه بالا بوده است میباشد. آنچه آمریکا همواره برای آن جنگیده است. اگر این کشور نتواند جایگاه اخلاقی خود را بازیابد برای همی۬شه از دست رفته است. این از گفتههای love sirichard dear مدیر سابق mi انگلستان است.
او بر این نکته تاکید دارد که در پایان جنگ سرد، هیچکس تردیدی درباره بلوکی(جبهه ای) که از اعتبار اخلاقی بهتری برخوردار بود نداشت و اعتراف میکند این امرکار فوق جاسوسی او را آسان تر ساخته بود. او به یاد میآورد در آن زمان مردم فیالبداهه به سازمان ما رجوع و خدمات خود را پیشنهاد میکردند چرا که اهداف و آرمانهای ما را باور داشتند. یکی از مقامات ارشد وابسته به گروههای متحد آمریکا در عراق نیز اعتراف میکند: تنها چاره آمریکا احیاء اعتبار اخلاقی از دست رفته است. او منطق خود را این گونه توضیح میدهد: ایالات متحده به دلیل قدرت نظامی خود تهدیدی برای هر یک از کشورهای جهان محسوب میشود. از دیدگاه او تنها کشوری که از نظر تکنیکی توانایی نابود سازی هر کشور دیگری را دارد آمریکا است. تنها راه گفتن آن که این کشور قصد نابود ساختن کشور دیگری را ندارد آن است که انگیزه و اهداف آن را بررسی کنیم و بر پایه آن نتیجه گیری شود که این کشور تهدیدی برای سایر کشورها به شمار نمی آید. اما در شرایطی که این کشورها کارها را در چارچوب قوانین بین المللی انجام ندهد نمیتواند اطمینان داشت و به این کشور اعتماد کرد. بنابراین این پرسش به میان میآیدکه چه باید کرد؟
باید برای برقراری توازن میان قدرتها و حفاظت ازخود اتحادها با دیگر کشورها بوجود آوردcalebcarr. استاد تاریخ در bard college یر این باور است به خصوص یک نکته در این بین موجب دلگرمی بن لادن شده است: هر چند که ما هرگز دست از ارزیابی دوباره شرایط بر نداشتیم اما آنقدر سرگرم واکنش نشان دادن بودیم که هیچگاه زمان آن که به خود بگویم در این زمینه مرتکب اشتباهاتی شدهایم پیش نیامد. فرصت پذیرفتن آنکه در واقع به خودمان لطمه زدهایم و درک فرارسیدن زمان تفکر و بازنگری جایگاه و استراتژی خود در جهان را نداشتهایم. تنها استفاده از چنین فرصتی میتواند شانس دیگری به آمریکا دهد.