تاریخ انتشار : ۰۶ اسفند ۱۳۸۸ - ۰۹:۱۵  ، 
کد خبر : ۵۴۴۳۳

حفاظت از خاک


پرویز کردوانی متولد1310، روستای مندولک گرمسار
-تحصیلات ابتدایی و متوسطه در گرمسار
- اخذ دیپلم متوسطه از مدرسه فرانسوی‌ها در تهران
- عزیمت به آلمان و ادامه و ادامه تحصیل در رشته عمران کویر
- احراز رتبه اول دوره دکترا 1245
- بازگشت به ایران و استخدام در دانشکده کشاورزی ارومیه(رضائیه) 1345
- انتقال به گروه آموزشی جغرافیا در دانشگاه تهران و آغاز تدریس در تهران 1348
- مدیر کل دفتر مطالعات آموزشی دانشگاه تهران 48 تا 54
- بنیانگذار و رئیس مرکز تحقیقات مناطق کویری و بیابانی ایران 54 تا 58
- راهنمایی بیش از صد و پنجاه پایان‌نامه فوق لیسانس و هفت رساله دکترا
- مطالعات میدانی در مناطق کویری و بیابانی ایران
- استاد نمونه دانشگاه تهران در دو سال 78 و 80
- برنده جایزه «مهرگان علم» به خاطر تألیف بهترین کتاب سال در زمینه محیط زیست
- عضویت در بنیاد مطالعات آسیایی، شبکه آب خاورمیانه، عضو هیأت امنای صلح سبز، رئیس کمیته بیابان‌زدایی انجمن متخصصان محیط زیست ایران
- تألیف بیش از 20 جلد کتاب و دهها مقاله علمی به زبانه‌ای فارسی، انگلیسی و آلمانی و سخنرانی‌های متعدد در مجامع علمی داخلی و خارجی
- برخی از آثار او عبارتند از شهداد تا ده سلم، اثر انسان و عوامل طبیعی در پیشروی بیابان لوت، نمونه‌هایی از خاک‌های بخش شهداد کرمان، خاک و محیط زیست، منابع و مسائل آب در ایران (2 جلد)، مناطق خشک، حفاظت خاک، اکوسیستم‌های آبی ایران، خشکسالی و راه‌های مقابله با آن در ایران، جغرافیای خاک‌ها، ژئوهیدرولوژی، اکوسیستم‌های طبیعی و...
«من ساعت یازده تا یازده و نیم شب می‌خوابم، ساعت دو و نیم صبح بیدار می‌شوم تا ساعت سه و نیم ورزش می‌کنم چون دیگر سنم هم بالای هفتاد سال است. از سه و نیم تا چهار صبح هم صبحانه می‌خورم. تا ساعت شش صبح مطالعه می‌کنم و بعد برای اینکه توی ترافیک نمانم همین ساعت می‌روم دانشگاه تا ساعت نه شب یا در حال کار هستم یا مطالعه. نه به بعد دیگر مطالعه نمی‌کنم چون شب دچار بی‌خوابی می‌شوم. بر خلاف یک عده‌ای که حتماً مطالعه کنند، من نمی‌توانم با چشمان خسته بخوابم.
من هیچ تفریح دیگری جز کار و مطالعه ندارم. اهل حرف زدن با این و آن و میهمانی رفتن‌های مداوم هم نیستم.
آن زمان که حیاط داشتم ساعت نه شب به بعد کارم توی باغچه بود، چون از صبح تا شب یعنی هفده ساعت فقط کار فکری داشتم بدون هیچ تحرکی. بنابراین چکمه پا می‌کردم و بیل می‌زدم و خاک با فرغون می‌بردم و می‌آوردم، علف‌ها را می‌چیدم و آب می‌دادم و گل می‌کاشتم. این طوری مغزم هم آزاد می‌شد. ولی الان از ساعت نه تا یازده شب می‌روم برای قدم زدن و پیاده‌روی. گاهی اتفاق افتاده که در طول یک ماه پنج بار در شهرستان‌های مختلف سخنرانی داشته‌ام. ولی اصلاً خسته نمی‌شوم، چون کارم را دوست دارم و عاشق کارم هستم. حتی وقتی ده ساعت در روز تدریس می‌کنم، اصلاً احساس خستگی نمی‌کنم بیشترین تفریح و لذت من بیرون رفتن و نوشتن و خواندن است. من در طول روز حتماً باید مطالعات کنم. مثل یک آدم معتاد که حتماً باید بکشد، من هم باید حتماً در طول روز مطالعه داشته باشم وگرنه روزم شب نخواهم شد!»‌(1)‌این جملات را پرویز کردوانی استاد نام‌آشنای جغرافیا و از حامیان سرسخت محیط زیست درباره برنامه روزانه زندگی‌اش چند سال پیش به کتاب هفته گفته بود. اما این، همه زندگی کردوانی نیست. زندگی او در کنار همسرش فریده گلبو که او نیز دستی به قلم دارد در خانه‌ای مملو از کتاب، به مطالعه، تحقیق و نگارش در حوزه توسعه پایدار محیط زیست گذشته است.
پرویز کردوانی متولد 1310 در روستای مندولک گرمسار است. پدرش حسینعلی بلوکباشی از ملاک منطقه بود. پرویز کوچک تحصیلات ابتدایی را در دبستان داراب ریکان و دوره متوسطه را به قول قدیمی‌ها تا کلاس 9 در دبیرستان آفتاب گرمسار می‌گذراند. اما دست روزگار او را به تهران می‌کشاند و دیپلمش را از دبیرستان رازی که آن ایام به مدرسه فرانسوی‌ها مشهور بود می‌گیرد. کردوانی پس از پایان تحصیلات متوسطه برای ادامه تحصیل به آلمان می‌رود و مراتب تحصیلی‌اش را تا اخذ درجه دکترای رشته عمران کویر طی می‌کند. او برای انجام پروژه پایان تحصیلی‌اش یک تن از خاک‌های کویری ایران را به آلمان می‌برد و با کسب رتبه اول در میان تمامی دانشجویان این رشته سال 1966 دکترایش را دریافت می‌کند و مورد تشویق مقاماتی در آلمان و ایران نیز قرار می‌گیرد. پس از بازگشت به ایران به عنوان اولین عضو هیأت علمی دانشکده جدیدالتأسیس کشاورزی ارومیه استخدام می‌شود و پس از دو سال تدریس در این دانشکده در سال 1347 به گروه آموزشی جغرافیای دانشگاه تهران انتقال می‌یابد. در همین سالهاست که او مطالعه میدانی خود بر روی مناطق کویری ایران را با جدیت فراوان دنبال می‌کند و اکتشافات منحصر به فردی در ارتباط با جغرافیای طبیعی بیابان لوت ایران دست می‌یابد. از آن جمله است اصرار به مدعای گرم‌ترین نقطه کره زمین در بیابان لوت ایران و اثبات آن. البته در این تحقیقات میدانی تنها نبوده و دکتر ستونی که در آن زمان رئیس موسسه جغرافیایی دانشگاه تهران بود و بانی بازگشت کردوانی از ارومیه نیز هم او بوده است، کردوانی را در تحقیقات میدانی بیابان لوت همراه می‌کند. همراه این دو نفر هیأتی از دانشگاه پاریس نیز در بیابان لوت تحقیق می‌کردند و موفق به اثبات این فرضیه شدند که کویر لوت از هر نقطه دیگر کره زمین گرم‌تر است.
«البته استراتیل‌زاور که یکی از جغرافیدانان مشهور بود قبل از ما در مورد لوت تحقیقاتی انجام داده بود ولی اینجا را به عنوان گرم‌ترین نقطه زمین معرفی نکرده بود و آنچه که وی گزارش کرده بود با آنچه که ما ثابت کردیم از نظر گرمای این منطقه تفاوت فاحشی داشت. تا آن زمان تصور می‌شد گرمترین نقطه زمین دره مرگ آمریکا یا رب‌الخالی عربستان است که بعد معلوم شد کویر لوت است. در بعضی از نواحی آن که ما پژوهش کردیم حتی آثار حیات هم وجود نداشت. حتی یک باتری هم وجود نداشت که البته این را ثابت کردیم. بنابراین می‌توان گفت کویر لوت، کره ماه زمین است!»(2)
پرویز کردوانی معتقد است باید از منابع انرژی به منزله میراث طبیعی ایران حفاظت کرد: «میراث طبیعی به جای مانده در ایران به لحاظ انرژی‌های تجدید شونده، شامل نور خورشید، باد و خاک بسیار غنی است. وجود بیابان لوت و انرژی گرمایی نهفته در آن، مزیت بزرگی برای ایران محسوب می‌شود.
زمانی که در سال 1354 پرفسور «پرتو»، شیمیدان انگلیسی به ایران سفر کرد، در مورد منبع عظیم انرژی بیابان و کویر گفت، نور خورشید در هر متر مربع از کویر و بیابان ایران می‌تواند لامپی معادل 250 ولت را روشن کند. اما با وجود آنکه می‌توانیم از این میراث طبیعی و منبع عظیم انرژی به شکل بهینه بهره‌برداری کنیم، متأسفانه آن را بدون استفاده رها کرده‌ایم و هیچ استفاده مطلوبی صورت نمی‌گیرد. جالب است بدانیم میراث طبیعی در ایران به قدری غنی و عظیم است که حتی شهری چون زابل در استان سیستان و بلوچستان که اکنون شهری محروم به شمار می‌رود، می‌توانست به عنوان پیشرفته‌ترین نقطه دنیا مطرح باشد. از سوی دیگر، ایران انرژی زمین گرمایی دارد و چشمه‌های آب گرم در مناطق مختلفی چون منطقه سبلان، آب گرم فردوس، سرعین اردبیل و نایبند در حاشیه شمال غرب بیابان لوت به عنوان میراث طبیعی و از جمله جاذبه‌های جهانگردی محسوب می‌شوند. نکته جالب توجه آنکه گاهی آب‌های سرد و گرم در کنار هم قرار می‌گیرند و به طور مثال در منطقه‌ای به نام «بزمان» در بلوچستان، از دو سوی یک سنگ، آب سرد و گرم، جاری می‌شود باید تأکید کنم استفاده نکردن از منابع طبیعی که به عنوان منابع اقتصادی محسوب می‌شوند، لطمه شدید اقتصادی به کشور وارد می‌کند. نابودی جنگلها و مراتع موجب فرسایش خاک و خطر بروز سیل می‌شود و در نواحی خشک بیابانی توفانهای ماسه‌ای را به همراه می‌آورد، این حالی است که متأسفانه هر روز زمینه نابودی جنگلها و مراتع در کشورمان تشدید می‌شود. این نکته در مورد دریاها هم دیده می‌شود. بهره‌برداری بیش از حد از دریا موجب می‌شود بهترین موجودات دریایی که تنها در ایران زیست می‌کنند، نابود شوند. کم شدن تعداد ماهیان خاویار و میگو دریای شمال و جنوب نیز موجب شده یکی از بزرگترین ویژگی‌های طبیعی ما در جهان از بین برود، البته نقش آلودگی‌های زیست محیطی در این میان انکار ناپذیر است. این وضعیت در مورد حیات وحش نیز دیده میشود. شکارهای بی رویه انواع حیوانات در مناطق طبیعی کشور که از نظر تنوع زیستگاه در جهان همانند ندارند، اکنون موجب نابودی نسل بسیاری از حیوانات شده است.(3)
عامل اصلی نابودی حیات وحش در درجه اول پیشرفت و توسعه تکنولوژی و استفاده از آنها توسط افراد بی‌فرهنگ بود و نه دامدار. دام و حیات وحش همواره در کنار هم به چرا مشغول بودند و دام چران با همان اصالت و حرفه خود حیات‌وحش را همچون دام‌های خود می‌پنداشت و کاری به کار آنها نداشت.
اما نگرانی‌های پرویز کردوانی تنها به حوزه جغرافیایی طبیعی ایران محدود نمی‌شود و او به عنوان یک شهروند تهرانی اما با حساسیت‌های ویژه یک پژوهنده شاخص محیط زیست، همواره هشدارهای آگاهی دهنده‌ای در ارتباط با معضلات محیط زیست تهران داده است: (تهران منابع آبی ندارد از خودش رودی ندارد. اما از چندین رود استفاده می‌کند. 2 سال است که از آب جاجرود یک قطره به ورامین نمی‌رود. به ناچار ورامین از آب زمینی استفاده می‌کند. رود کرج به کرج قدیم تنها یک متر مکعب آب می‌دهد. تمام آب سد لار از آب رود هراز بود که به آمل و فریدون کنار می‌رفت و برنجکاری می‌شد.
3،4 سال قبل اطراف سد لتیان چند حلقه چاه زدند که آب روستاهای لواسان خشک شد. حیات گیلان و تمام شالیزارهای آن منطقه بستگی به آب سفید رود دارد اما از شاخه شاهرود در منطقه طالقان برای تهران آب می‌گیرند. تهران حدود 600 میلیون متر مکعب آب از سدها می‌گرفت و 300 میلیون متر مکعب آب زیر زمینی داشت. امسال که ورودی آبها تهران هم که روز به روز بدتر می‌شود چون آب سطحی تهران از کوههایی سرچشمه می‌گرفت که جنس سنگ آن نه سنگین و نه شور بود، برای همین تهران بهترین آب را داشت، به طوری که هر کس از شهرستانها به تهران می‌آمد و چند روز اقامت داشت وقتی به ولایت خود برمی‌گشت دوستانش که به دیدنش می‌آمدند می‌گفتند آب تهران نوش جان. ما هم افتخاری می‌کردیم که بهترین آبهای دنیا را داریم اما اکنون به دو دلیل بد شده؛ اولا حجم آب رودها کم شده. در نتیجه آلودگی، آب را حساس کرده. جاجرود از منطقه توریستی فشم، اوشان، زاگون و افجه و... می‌گذرد که دچار آلودگی می‌شود. دوم اینکه آب زیرزمینی تهران کیفیت آب رودخانه را ندارد. بنابراین مقدار زیادی از آب زیر زمینی وارد آب شرب ما می‌شود. هر قدر از آب زیرزمینی بیشتر برداشت شود به همان نسبت آب زیرزمینی بیشتر آلوده می‌شود و چون برای شرکت آب و فاضلاب تهران این امکان نیست که همه ساله بر تعداد تصفیه خانه‌های خود بیفزاید لذا این امکان هست که سال به سال از کیفیت آب کاسته شود. در تهران دو نوع آب زیر زمینی داریم. دو سوم آبی که در تهران مصرف می‌شود از زمین نفوذ می‌کند و به صورت فاضلاب زیر زمینی در شیب شمال به جنوب سرازیر می‌شود بنابراین هر قدر به سمت جنوب پیش رویم سطح آب زیر زمینی بالا می‌آید.
متاسفانه به دلیل افزایش جمعیت و مصرف زیاد آب، شرکت آب و فاضلاب تهران مجبور شده بیش از اندازه مجاز چاه حفر و برداشت کند. با توجه به شرایط طبیعی تهران باید حداکثر 250 میلیون متر مکعب آب، سالانه از آب زیر زمینی تهران برداشت شود. در شرایط کنونی بیشتر از 300 میلیون متر مکعب آب از زیر زمین برداشت می‌شود، آن هم در تمام طول سال در حالی که آب زیرزمینی در حکم سرمایه پس‌انداز و اندوخته‌ای است که فقط در موارد احتیاج باید برداشت شود. آب زیر زمینی تهران هم همین وضعیت را دارد. با برداشت زیاد و پایین رفتن آب زیرزمینی خطرات زیادی ساختمانها و تاسیسات را تهدید می‌کند که در دنیا هم سابقه دارد.
متأسفانه هیچ سیاستی وجود ندارد که جلوی گسترش بی‌رویه تهران و شهرکهای اطراف تهران را بگیرد. رباط کریم که زمانی 10 هزار نفر جمعیت داشت الأن خودش سه تا شهر شده که نزدیک به 300 هزار نفر جمعیت دارد. الأن دیگر حتی ورامین هم به تهران وصل شده است. وقتی آب نیست فشار به منابع اطراف تهران می‌آورند، رودخانه کرج که آبش را برای تهران آوردند دیگر نباید اسمش را کرج بگذارند، رودخانه تهران است نه کرج. آن وقت خود برای کرج و شهریار و گوهردشت و... از آب زیرزمینی استفاده می‌کنند. طی سالهای 42-41 در کرج آب در 4 متری زمین بود. ولی الان در بعضی نقاط تا 100 متر پایین رفته است. الأن بیشتر باغان کرج و شهریار از آب چاه تغذیه می‌شود آبهای سطحی در نتیجه نیمی از باغات هم که این امکان برایشان وجود نداشته خشک شدند.» از جمله دیدگاههای همیشگی پرویز کردوانی می‌توان از «ضرورت احیای فناوری‌های سنتی کشاورزی و مدیریت منابع آب در ایران» نام برد. او حفظ، احیا و گسترش فناوری قنات را ضروری می‌داند. طوری که این نظر او به عنوان راهی برای توسعه مناطق خشک جهان و کاهش اثرات خشکسالی در مناطقی همچون صحرا و شرق آفریقا در سالیان اخیر به شدت مورد توجه سازمان ملل قرار گرفته است. سال 81 نیز کردوانی موفق به دریافت جایزه مهرگان علم شد. او این جایزه را به خاطر تالیف کتاب «خشکسالی و راههای مقابله با آن» به دست آورد. در کتاب «اکوسیستم‌های آبی ایران: خلیج‌ فارس و دریای عمان» نیز کردوانی ویژگی‌های جغرافیای طبیعی خلیج‌ فارس، موجودات زنده این اکوسیستم، نقش کشورها و جزایر منطقه در آلوده کردن خلیج فارس، آلودگی این اکوسیستم، خطرات زیست محیطی آن و اثرات اکولوژیکی آلودگی‌های نفتی در این منطقه و راههای جلوگیری از آلودگی‌ها و نیز امکان خودپالایی یا پاکسازی طبیعی آلودگی‌های نفتی را مورد بررسی دقیق قرار داده است. در کتاب «مراتع ایران» هم او پس از شرح کلیاتی راجع به روش‌های مختلف دامداری و نقش آنها در تخریب مراتع، علل و عوامل موثر در تخریب مراتع ایران را بررسی کرده و به این ترتیب پرویز کردوانی در هر کتابی بحثی تازه را پیش کشیده و لایه‌های عمیق آن بحث را باز گشوده است. به راستی که پرویز کردوانی از نادران دوران و بزرگان علم و دانش جغرافیا در ایران است؛ مردی با دغدغه‌های کویری محیط زیست و حفاظت از خاک...

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات