تاریخ انتشار : ۰۵ آذر ۱۳۸۸ - ۰۷:۲۴  ، 
کد خبر : ۵۴۵۱۱

استراتژی نظامی حزب‌الله


فؤاد صادقی
نبرد حزب‌الله و اسرائیل بیش از چهار هفته به طول انجامید و به نظر می‌رسد استراتژیست‌های ارتش اسرائیل در فهم کلید جبهه قفل شده جنوب لبنان، ناتوان مانده‌اند.
شاید تفاوت این رویارویی با سایر تجربیات ارتش اسرائیل در جنگ با ارتش‌های عربی، علت این سردرگمی راهبردی تل‌آویو باشد. جنگی که گمان می‌شد در کمتر از یک هفته و با بمباران هوایی لبنان و در شرایطی شبیه جنگ افغانستان به سود اسرائیل پایان یابد، عمر آن به ماه رسید و شرایط طرفین نبرد تفاوت چشمگیری با روزهای نخست پیدا نکرد.
مهم‌ترین عامل شکل‌دهنده جغرافیای این جنگ، ویژگی‌های ساختاری حزب‌الله است. حزب‌الله که با هوشیاری پس از پیروزی بزرگ سال 2000 از تبدیل شدن به ساختاری دولتی خودداری کرد، اکنون در شکل یک سپاه چریکی در برابر ارتش اسرائیل ایستاده است و این امر، موجب تفاوت فضای نبرد لبنان با جنگ‌های کلاسیک می‌شود.
در جنگ‌های کلاسیک، زمین نقش تعیین‌کننده دارد و اگر نگوییم تنها عامل، یکی از مهم‌ترین عوامل شروع و ادامه جنگ است. در واقع تصاحب تملک زمین توسط ارتش، مهم‌ترین هدف عینی در جنگ‌های کلاسیک است که این ‌بار در لبنان نه تنها اهمیتی برای طرفین ندارد، بلکه به نقطه ضعفی در فرآیند دفاع تبدیل شده است.
از یک سو اشغال و تصاحب سرزمین لبنان برای اسرائیل هدف جذابی نیست چرا که این رژیم طی ربع قرن گذشته بارها این اشغال را آزموده و هر‌بار بیش از گذشته برای پایان آن هزینه پرداخت کرده است؛ از سوی دیگر حضور اسرائیل در خاک لبنان، بهترین فرصت برای حزب‌الله به شمار می‌رود؛ چرا که مشروعیت ادامه مقاومت اسلامی و حضور مقتدرانه این تشکل در لبنان را افزایش داد و مخالفان داخلی حزب‌الله را در انفعال قرار می‌دهد و همچنین هدف آسان و قابل دسترسی برای عملیات‌های حزب‌الله علیه اسرائیل فراهم می‌کند.
برنامه هوشمندانه عقب‌نشینی از خاک لبنان در سال 2000توسط اسرائیل که نتیجه‌اش آرامش نسبی طی شش سال گذشته بود، رفته‌رفته داشت که بحران عدم مشروعیت حضور مسلحانه حزب الله در لبنان تبدیل می‌شد. این توطئه که با ترور «رفیق حریری» توسط عوامل مرتبط با «موساد» در سال 2005 تداوم یافت فشار داخلی را همراه با قطعنامه 1559شورای امنیت بر حزب‌الله، افزود و شکل‌گیری ائتلاف 14مارس به عنوان حلقه سعودی آمریکایی که اخراج نیروهای سوریه از لبنان و خلع سلاح حزب‌الله را پیگیری می‌کرد، می‌رفت تا به کانون مخالفت‌های داخلی علیه مقاومت اسلامی تبدیل شود، اما با حمله اسرائیل، دست کم برای یک دهه آینده، حزب‌الله با بحران عدم مشروعیت در داخل مواجه نخواهد شد.
دومین تفاوت مهم نبرد لبنان با جنگ‌های کلاسیک، عدم تمرکز در آرایش نظامی حزب‌الله است. فقدان پایگاه‌های متمرکز نظامی، کارکرد حملات هوایی و آتش توپخانه زمینی و دریایی اسرائیل را خنثی کرد؛ بنابراین موثرترین اهرم ارتش اسرائیل که در جنگ‌های گذشته،عامل به زانو در آوردن دولت‌های عربی بود به عامل برانگیزاننده افکار عمومی و فضای بین‌المللی علیه تل‌آویو تبدیل شده است.
تفاوت سوم نبرد لبنان با جنگ‌های کلاسیک، عدم آسیب‌پذیری یکسان طرفین دربرابر تلفات انسانی است.
تفکر استشهادی حاکم بر حزب‌الله، شهادت نیروهای این تشکل را به عامل برانگیزاننده وتقویت کننده در نبرد تبدیل می‌کند و شمار بیشتری از داوطلبان را به این سپاه پیوند می‌دهد. اما در سوی مقابل جبهه، ارتش اسرائیل به شدت در برابر تلفات انسانی آسیب‌پذیر است و افزایش آن موجب تضعیف روحیه و فشار افکار عمومی بر اسرائیل و خودداری سربازان این ارتش از حضور در جبهه می‌گردد.
بنابراین می‌توان از علت بن‌بست جبهه‌های نبرد علیه لبنان پرده برداشت. اسرائیل در جبهه زمینی متوقف شده است. تجربه تصاحب دو روزه بنت حبیل که به دلیل تحمیل تلفات سنگین منجر به عقب‌نشینی ارتش اسرائیل از این مکان شد باعث گردید تا پیشروی بی‌محابا در دره بقاع از سوی فرماندهان ارتش اسرائیل مورد توجه قرار نگیرد.
همچنین در نبرد دریایی، انهدام سه ناوچه نظامی ارتش اسرائیل برای نخستین بار در طول نیم قرن گذشته، موجب عقب‌نشینی ناوگان دریایی اسرائیل از سواحل لبنان- که همواره برای ارتش اسرائیل امن بوده است – تا مرز بندر صور شده است.
در جبهه‌هوایی نیز به رغم سه بار بمباران اهداف تعیین شده اسرائیل، عملاً آسیب جدی به توانایی سایت موشکی حزب‌الله در هدف قرار دادن اسرائیل وارد نشده است.
بنابراین می توان گفت که اشتباه ارتش اسرائیل در تهاجم کلاسیک به لبنان، تنها به تقویت حزب‌الله منجر شده است و اگر استراتژیست‌های ارتش اسرائیل در راهبرد جنگی خود تجدید نظر نکنند، به دام نبرد با حزب‌الله خواهند افتاد. واقعیت آن است که با تخریب زیر بناهای اقتصادی لبنان طی سه هفته گذشته، عملاً هزینه سنگینی از ادامه نبرد به این کشور تحمیل نمی‌شد، اما اقتصاد اسرائیل که تولید سالانه آن به 100تا 120میلیارد دلار یعنی هفته دو میلیارد دلار می‌رسد، با احتساب پیامدهای این جنگ، تا کنون دست کم بیست میلیارد دلار آسیب دیده است و این رقم چندین برابر خسارت وارد شده به لبنان است و این شکاف میان خسارت طرفین، فشار را بر اسرائیل برای توقف سریع‌تر نبرد، افزایش می‌دهد.
در هر صورت به نظر می‌رسد فرماندهان ارتش اسرائیل در هفته پیش رو، به بازنگری در راهبرد شکست خورده خود برای اداره جنگ بپردازند چراکه تداوم روند کنونی تنها به تشدید بحران برای تل‌آویو خواهد انجامید.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات