تاریخ انتشار : ۰۸ آبان ۱۳۸۷ - ۰۹:۳۶  ، 
کد خبر : ۵۴۵۳۱
موسوی لاری تشریح کرد:

مقایسه عملکرد اقتصادی دولت هشتم با دولت نهم

مقدمه: گروه سیاست: موسوی لاری، وزیر کشور دوران اصلاحات موضوعات مختلفی را مورد نقد و بررسی قرار داده است وی در خصوص وضعیت اقتصادی کشور در دو سال گذشته گفت: امروز آنچه بیشترین فشار را بر مردم وارد کرده است، گرانی، تورم و مشکلات معیشتی فراوان می‌باشد که به‌خصوص برای طبقات محروم کمرشکن شده است. ما این را محصول تصمیمات عجولانه، غیرکارشناسی، سوء‌تدبیرها و سوء‌مدیریت‌ها می‌دانیم. وی همچنین در خصوص عملکرد اقتصادی دولت هشتم و نهم گفته مقایسه دو دولت و شرایط اقتصادی یک فرصت موسعی می‌خواهد ما فکر می‌کردیم ایران باید در پایان دوره سند چشم‌انداز حرف اول را در منطقه بزند، اما امروز مسیر دولت نهم در سفرهای استانی باعث شده است که کارهای انجام گرفته از سوی دولت نهم مثل کار بنگاه‌ها و موسسات خیریه باشد. درپی اظهارات موسوی لاری را مرور می‌کنیم:

موسوی لاری در مورد شعارهای تبلیغاتی اصلاح‌طلبان و اینکه آیا این شعارها براساس نیازهای مردم و لزوم تحول در عملکرد مجلس تنظیم می‌شوند گفت: یکی از محسنات شرایط امروز این است که جامعه پذیرفته است دو نوع سلیقه مدیریتی در کشور وجود دارد. یکی تفکر و سلیقه‌ای که 8 سال دوره اصلاحات را رقم زده و دیگری، سلیقه 3 سال پس از دولت اصلاحات. بهترین شعار و تابلو برای جریانی که پیشینه کارکردی دارد و گذشته قابل بازگویی دارد، این است که رقیب او هم‌اکنون در صحنه اجرا حضور دارد و برای مردم مقایسه بین دو زمان و دو نوع سلیقه خیلی راحت است. شعار مشخص ما تکیه بر حرکت در چارچوب برنامه، مقابله با هرگونه برنامه‌ریزی و برنامه‌ستیزی و فعالیت‌های شتابزده و عجولانه بدون توجه به چارچوب‌های رسمی مثل سند چشم‌انداز 20 ساله و برنامه چهارم توسعه کشور و تکیه بر رفع مشکلات اقتصادی جامعه است. امروز آنچه بیشترین فشار را بر مردم وارد کرده است، گرانی، تورم و مشکلات معیشتی فراوان می‌باشد که به‌خصوص برای طبقات محروم کمرشکن شده است. ما این را محصول تصمیمات عجولانه،‌ غیرکارشناسی، سوء‌تدبیرها و سوء‌مدیریت‌ها می‌دانیم. وی همچنین گفت: برای مردم باید روشن شود به‌رغم افزایش قیمت نفت که از بشکه‌ای بیست و چند دلار به بشکه‌ای 100 دلار رسیده و درآمد نفتی فزاینده که در این دو سال از مرز 150 میلیارد دلار فراتر رفته، چرا روز به روز وضع زندگی مردم بدتر می‌شود و مشکلات معیشتی مردم فراوان‌تر شده؟ چرا وضعیت مسکن به اینجا رسیده که هیچ زوج جوانی،‌ امیدی برای تأمین یک سرپناه محدود را ندارند؟ این در حالی است که صندوق ذخیره ارزی کشور که پشتوانه سرمایه‌گذاری‌ها بوده، بر درآمدهای نفتی اضافه شده و از آن به‌عنوان قلکی برای هزینه‌های جاری استفاده می‌شود، در حالی که قرار بود صندوق ذخیره ارزی، پشتوانه‌ای برای سرمایه‌گذاری‌های تولیدی و زیرساختی باشد. شعار اصلی ما توجه به نیازهای امروز جامعه است. اصلاح‌طلبان توانستند در 8 سال دوره اصلاحات و در وضعیتی که در سال 77 قیمت نفت از بشکه‌ای 10 دلار هم پایین‌تر آمد و درآمد ارزی کشور از 20 میلیارد دلار هم کمتر شد، کشور را اداره کنند. در آن زمان کارخانجات و شرکت‌ها در حال ورشکستگی بودند. خود من به‌عنوان وزیر کشور در کمیته بحران شرکت‌های اقتصادی حضور داشتم. زمانی که ما دولت را تحویل گرفتیم، برخی از کارخانه‌ها حتی تا 14 ماه حقوق کارگران خود را پرداخت نکرده بودند. آن مدیریتی که توانست در شرایط سخت و درآمد اندک کشور را اداره کند، کارخانجات در حال ورشکستگی را بازسازی کند،‌ مراکز اقتصادی عسلویه و بندر امام را راه‌اندازی کند و زیرساخت‌های مهمی مثل راه‌آهن بافق ـ مشهد ـ سرخس را ظرف کمتر از 3 سال به بهره‌برداری برساند و رشد 2/7 درصدی را برای کشور به ارمغان آورد، پس می‌تواند در شرایطی که درآمد بالای 90 دلار برای هر بشکه داریم، قطعا مشکلات معیشتی مردم را برطرف نماید و به این نابسامانی اقتصادی پایان دهد. تنها یک قدم باید برداشته شود و آن اینکه نگاه کارشناسی جایگزین نگاه عجولانه و غیرکارشناسی شود.

وی افزود: در مورد این‌که آیا ما می‌توانیم از امکانات مساوی در رسانه ملی استفاده کنیم، پاسخ من منفی است. متأسفانه رسانه ملی به‌گونه‌ای رفتار کرده که عنوان ملی زیبنده آن نیست. این رسانه‌ کاملاً در اختیار یک جناح است و بی‌پرده برای تخریب جناح رقیب تلاش می‌کند. ما هیأتی برای مذاکره با مدیرعامل صداوسیما فرستادیم. اما عملکرد این رسانه تاکنون برخلاف وعده‌های مدیرعامل صداوسیما بوده است. اقدامات و جهت‌گیری‌های صداوسیما از نظر من هم خلاف شرع است و هم خلاف مصالح ملی.

موسوی لاری درباره این‌که؛ اصولا هدف از اصلاحات در این کشور چیست و آیا این نظام قابلیت و ظرفیت اصلاح شدن را دارد و اصلاح‌طلبان قادر به انجام آن هستند؟ گفت: ما یک تجربه موفق داریم و آن تجربه 8 سال دوره اصلاحات است. در این دوره به‌رغم تلخ‌کامی‌هایی که از حسادت‌های رقیب و سنگ‌اندازی‌های آنان نشأت می‌گرفت، کشور مسیری قابل دفاع را طی کرد. ما در این دوره در سیاست خارجی با ارائه اصل تنش‌زدایی و اعتمادسازی با همسایگان توانستیم نگاه‌های منطقه‌ای و بین‌المللی را به ایران عوض کنیم. حربه مراکز قدرت بین‌المللی که علیه ایران به بحران‌سازی می‌پرداختند، کند شد و نتوانستند علیه ایران کاری بکنند. ایران به‌عنوان جزیره ثبات در منطقه توانست بحران‌های پس از 11 سپتامبر همچون جنگ در افغانستان و عراق را پشت‌سر گذارد. نه‌تنها برای ایران مشکلی درست نشد بلکه فرصت‌هایی نیز همچون کنار رفتن طالبان در افغانستان و صدام در عراق بوجود آمد. ایران با اتخاذ دیپلماسی فعال توانست از این فرصت‌ها استفاده کند. در مدیریت داخلی، گفتمان جدیدی در جامعه خود را نشان داد. اصل احترام به حقوق شهروندی، اصل شکل‌گیری تشکیلات سیاسی، سازمان‌های غیردولتی (NGOs) و پذیرش تنوع سلیقه‌ها در متن جامعه جزو ادبیات سیاسی اجتماعی این دوره بود. ما توانستیم در این دوره زخم‌های چرکینی از قبیل قتل‌های زنجیره‌ای را از بین ببریم. ما نتوانستیم با حرکت اصلاحی خودمان، بی‌برنامگی را به برنامه تبدیل کنیم. مهمترین سندهای برنامه‌ریزی کشور یعنی برنامه سوم و چهارم توسعه و سند چشم‌انداز 20 ساله کشور در این دوره تصویب شد. بنابراین معتقدم نظام جمهوری اسلامی در درون خود ظرفیت اصلاح‌پذیری دارد و قانون اساسی دارای ظرفیت‌هایی است که می‌تواند یک جامعه متناسب با امروز را سامان دهد. اگر نقص‌هایی وجود دارد، عیب از نحوه استفاده از ظرفیت‌های قانون اساسی است وگرنه اصل نظام اصلاح‌پذیر است.

وی در مورد این‌که آیا فصل جدیدی از رویش و امید در اصلاح‌طلبان بوجود آمده است خاطرنشان کرد: آنچه امروز شاهدیم، از یک لحاظ فرصتی برای اصلاح‌طلبان است. اگر اصلاح‌طلبان پس از 8 سال مدیریت، جریانی شبیه جریان حاکم امروز را پیش روی خود نداشتند، نمی‌توانستند کارکردهای گذشته خود و نگاه آینده خود را به مردم منتقل کنند. امروز جریانی حاکم شده که مردم عملکرد آن را هم در عرصه سیاست خارجی، هم در عرصه مدیریت داخلی، هم در عرصه فرهنگ به روشنی مشاهده می‌کنند. اگر اصلاح‌طلبان امیدی داشته باشند که باید داشته باشند و اگر رویشی در حوزه عمل و تفکر آنان مشاهده می‌شود، بخشی از آن مرهون شرایط امروز جامعه است. اصلاح‌طلبان امروز با سربلندی می‌توانند از کارنامه خود دفاع کنند و منصفانه انتقاد کنند بدون آنکه بخواهند آمار غلط دهند و یا پیروزی‌های نبوده را به‌عنوان پیروزی معرفی کنند. امروز همه شاهد رفتار دستگاه فرهنگی کشور با مطبوعات، رسانه‌ها و سایت‌ها هست. دانشجویان و دانشگاهیان ما می‌بینند که دستگاه آموزش‌عالی با فعالیت‌های سیاسی دانشجویان چگونه برخورد می‌کنند. نخبگان به راحتی می‌بینند که در جامعه‌ای که سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی کشور به‌عنوان مرکز برنامه‌ریزی منحل می‌شود، جریان حاکم تا چه اندازه برای کار کارشناسی و بهره‌گیری از فکر نخبگان احترام قائل است. به راحتی می‌توانیم بگوییم که صنعتگران ما، کشاورزان ما ورود کالاهای خارجی را به مغازه‌ها به معنای نابودی تلاش خود تلقی می‌کنند. وقتی سیب مصری، انگور مکزیکی و لپه کانادایی در مغازه‌ها عرضه می‌شود، کشاورز ما می‌داند با چه مشکلی مواجه است. وقتی سه برابر نیاز کشور شکر وارد می‌شود، کارخانجات قند می‌دانند چه اتفاقی در حال رخ دادن است. وقتی چند برابر نیاز کشور برنج وارد می‌شود، شالیکاران می‌دانند فردای زندگی آنها چیست. وقتی کالاهای صنعتی ما در مقابل کالاهای وارداتی بی‌ارزش تلقی می‌شوند، صنعتگران می‌دانند چه آینده‌ای پیش‌رو داریم. وقتی صندوق ذخیره‌ ارزی کشور که پشتوانه کار صنعتگران و تولیدگران ما هست، هر روزه برای مصارف جاری تخلیه می‌شود، آنان می‌دانند با چه مشکلی روبرو هستیم. و وقتی سیستم خرید و فروش و داد و ستد ما با موانع مختلف بانک‌های خارجی و بیمه‌های خارجی روبرو می‌شود، بازرگانان ما می‌دانند معنای این معضلات چیست. بنابراین اگر اصلاح‌طلبان امیدی دارند، این امید ناشی از کارکرد مثبت گذشته و نگاه روشن به آینده از یک‌سو و توجه به این واقعیت است که مردم شرایط امروز را با تمام وجود لمس می‌کنند و نیازی به تبلیغ برای اصلاح‌طلبان نیست.

وزیر سابق کشور در خصوص احتمال وقوع جنگ گفت: وقوع جنگ بدان معنا را که در اذهان عمومی شکل گرفته، منتفی می‌دانم. غربی‌ها با توجه به مجموعه شرایط به سمت رویارویی تمام‌عیار با ایران اسلامی نخواهند رفت. اما اگر دیپلماسی جمهوری اسلامی ایران واقعگرایانه و منطبق بر حقایق امروز جهان پیش نرود، مشکلاتی برای ما بوجود خواهد آمد و ممکن است غربی‌ها درصدد ضربه زدن به ما برآیند. می‌توان با تدبیر از این بحران‌ها عبور کرد و کشور را به سمت آسیب‌پذیری بیشتر نبرد. راه‌حل آن است که اظهارنظرهای مسأله‌آفرین تمام شود، مدیران اجرایی کشور نخواهند قهرمان‌بازی درآورند و بخاطر قهرمان‌بازی خود، هزینه‌ها را برای کشور بالا ببرند، با واقعیات جهان ارتباط واقعی داشته باشند، دوستانمان را بیشتر مورد توجه قرار دهند و از دشمن‌تراشی پرهیز کنند.

وی نسبت به اطمینان به عدم ردصلاحیت نامزدهای اصلاح‌طلب گفت: امیدوارم شرایط عمومی کشور و تجربه تلخ ردصلاحیت‌ها در مجلس هفتم این فرصت را برای تصمیم‌گیرندگان پدید آورده باشد که از روش قبلی استفاده نکنند. برداشت شخصی من این است که ردصلاحیت‌ها در دوره جدید حتماً کمتر از مجلس هفتم خواهد بود و هرچند که معتقدم متأسفانه جریانی در کشور این حق را حفظ کرده که رقیب را نه از طریق رقابت سیاسی بلکه از طریق نهادهای رسمی حذف کند. ما سعی داریم در تماس با دست‌اندرکاران انتخابات و بزرگان نظام، زیان‌هایی را که از این نوع برخورد متوجه ملت می‌شود، گوشزد کنیم. در اردوگاه اصلاح‌طلبان، به‌صورت عام و در اردوگاه اصولگرایان، عناصر ریشه‌دار به این نتیجه رسیده‌اند که باید فضایی رقابتی در انتخابات حاکم باشد. ما در اعتراض به ردصلاحیت‌های غیرقانونی، بخشی از جریان راست سنتی و برخی از چهره‌های خردگرای اصولگرا را در کنار خود داریم.

موسوی لاری درباره طرح ارتقای امنیت اجتماعی که مورد حمایت وزارت کشور فعلی است اظهار داشت: نیروی انتظامی سازمانی وابسته به وزارت کشور و تحت امر فرماندهی کل‌قوا و رهبری نظام است. در دوره من، جانشینی فرماندهی کل قوا از ایشان به وزیر کشور تفویض شد. در مقطعی که مدیران قبلی در نیروی انتظامی حضور داشتند، همکاری ایشان با وزیر کشور محدود بود. پس از تغییر مدیریت نیروی انتظامی این همکاری بیشتر شد و نیروی انتظامی از روش‌های معقول‌تری استفاده کرد. البته نه بدین‌معنا که هر آنچه نیروی انتظامی انجام می‌داد، مورد تأیید من بود و یا آنان برای هر موردی از من کسب تکلیف می‌کردند. اما سعی می‌کردند به‌عنوان یک سازمان وابسته، کارهای خود را با وزارت کشور هماهنگ کنند. اما آنچه امروز به‌عنوان طرح امنیت اجتماعی مطرح شده، ادامه کارهایی است که قبل از دولت اصلاحات انجام می‌شد. استفاده از نیروی انتظامی برای حل مشکلات اجتماعی بدین شکلی که تاکنون انجام گرفته است، خیلی قرین موفقیت نخواهد بود. اما اگر همه‌جانبه دیده شود و این حرکت به معنای دخالت‌های نابه‌جا در زندگی افراد تلقی نشود، این طرح در موارد برخورد با اراذل و اوباش و مختل‌کنندگان امنیت عمومی، مناسب است. پس باید بین دو بخش آن فاصله ایجاد کرد برخورد با اوباش و اراذل از یک‌سو که بطور حتم مناسب و ضروری است و از سوی دیگر، گیر دادن به لباس و پوشش مردم و ورود به زندگی خصوصی افراد که به هیچ عنوان موردپسند نیست و نخواهد بود. وی در مورد اینکه چرا به نص صریح امام در خصوص عدم‌حضور نیروهای نظامی در جناح‌بندیهای سیاسی توجهی نمی‌شود یادآور شد: این تخلفی است که صورت می‌گیرد و مخالف نظر امام، قانون اساسی و رهبری فعلی است. تفسیرهای غلطی از نیروهای نظامی صورت می‌گیرد مانند تحلیل امام جمعه مشهد که عدم‌دخالت نظامیان در سیاست را تفکری ضداسلامی می‌دانست و به امام، قانون اساسی و رهبری توهین کرد. حضور نظامیان در مناسبات سیاسی برای خود این نیروها خطرساز است. در یک نیروی انتظامی که انسجام و رعایت سلسله‌مراتب یک اصل محسوب می‌شود، ورود نظامیان در دسته‌بندی‌های سیاسی، چنددستگی را در آن نیرو ایجاد می‌کند و این، تخریب نیروی نظامی مذکور را موجب می‌شود.

موسوی‌لاری درباره اینکه چرا در برابر برخی حرکت‌هایی که خلاف آرمان‌های نظام انجام می‌شود، سکوت می‌کنید؟ گفت: اصل ماجرایی که شما مطرح می‌کنید، درست است. برخی دستگیری‌های سیاسی را قبول نداریم و معتقدیم این نوع رفتار با شهروندان با سعه‌صدری که لازمه یک حکومت ملی است، سازگار نیست و در قبال آن‌ها سکوت نکرده‌ایم. رفتن به مراکزی که وهن نظام است را هیچگاه نپسندیده‌ایم و روی آن صحه نگذاشته‌ایم. اینکه مسؤولین به‌جایی بروند که مصالح ملی ما در آن لحاظ نشود، نوعی سوء‌تدبیر است. اگر کسی غیر از مسؤولین امروز در سمیناری شرکت می‌کردند که تابلوی اصلی این سمینار تغییر نام خلیج فارس به خلیج عربی بود، از ناحیه جریان حاکم به بدترین دشنام‌ها و سرزنش‌ها دچار می‌شدند ولی متأسفانه همان‌هایی که در مقابل کوچکترین مسأله کفن می‌پوشیدند، امروز رفتن به دانشگاه کلمبیا و شنیدن آن هتاکی‌ها را یک پیروزی معرفی می‌کنند و رفتن به کنفرانسی که نام خلیج‌فارس را تغییر می‌دهد، یک ضرورت می‌دانند. این افراط و تفریط‌ها را باید در جریان مقابل جستجو کرد نه در جریان اصلاحات. جریان اصلاحات قطعاً با این کارها موافق نیست. در دوره اصلاحات هم مشکلاتی را تا جایی که مصالح ملی اقتضاء می‌کرده مطرح کردیم البته قبول دارم در جاهایی از حق قانونی خود گذشتیم تا کشور دچار بحران نشود.

وی در مورد عملکرد مجلس ششم اظهار داشت: یکی از آرزوهای ما این بود که ای کاش مجلس هفتم آزادانه شکل می‌گرفت تا امروز می‌توانستیم به راحتی قضاوت کنیم که آیا مردم از مجلس ششم خسته بودند یا نه؟ چطور می‌توان از قول مردم سخن گفت در حالی که در مجلس هفتم ردصلاحیت‌ها به‌جای مردم حرف زد. البته قبول دارم در مجلس ششم رفتارهای غیرقابل قبولی وجود داشت که می‌توانست وجود نداشته باشد چه در جریان راست چه در اصلاح‌طلبان. افراط‌گری در مجلس از برخی دوستان در هر دو طرف بود. اما ای کاش به مردم فرصت داده می‌شد که پس از مجلس ششم تصمیم بگیرند که چه مجلسی را سامان دهند. اما متأسفانه این شرایط بوجود نیامد. در مورد سؤال دوم اشاره می‌کنم که برنامه کاری ما در سطح کشور و در تمامی استان‌ها و شهرستان‌ها است. وزیر سابق کشور در مقایسه عملکرد اقتصادی دولت هشتم با دولت نهم خاطرنشان کرد: مقایسه دو دولت و شرایط اقتصادی یک فرصت موسعی می‌خواهد. اشاره می‌کنم به اینکه در دولت اصلاحات برای رسیدن به یک توسعه مطلوب، برنامه‌های سوم و چهارم و سند چشم‌انداز تدوین شد. ساختارهایی چون صندوق ذخیره ارزی برای ایجاد تعادل بین نیازهای روزمره و سرمایه‌گذاری‌ها شکل گرفت. پایه‌های محکم توسعه اقتصادی مثل عسلویه پایه‌ریزی شد. در دولت نهم صندوق مهر رضا، دادن پول به جوانان برای ازدواج، توسعه شبکه کمیته امداد، بذل و بخشش‌های سفرهای استانی از قبیل 50 هزار تومان و... دنبال شد. به راحتی می‌توان فهمید کدام کارکرد مثبت است. کارکردی که به سرمایه‌گذاری و تولید می‌اندیشد که هزاران شغل ایجاد کند و یا کارکردی که به کیسه‌های پر از پول و پاسخ به نیازهای لحظه‌ای فکر می‌کند. ما فکر می‌کردیم ایران باید در پایان دوره سند چشم‌انداز یعنی افق 1404 در همه زمینه‌ها حرف اول را بزند و در سند چشم‌انداز گفتیم که ایران باید طی 20 سال آینده کشور اول منطقه باشد. امروز مسیر دولت را در سفرهای استانی می‌بینیم. کارهایی که امروز دولت انجام می‌دهد، کار بنگاهها و مؤسسات خیریه است. در حالیکه دولت باید درازمدت، مبنایی و برای رشد آینده کشور بیاندیشد. پس یک دولت برای آفرینش سرمایه و بالا رفتن قدرت اقتصاد ملی تلاش کرد که نتیجه آن اشتغال بود و یک دولت دیگر تلاش می‌کند دست نیازمندان را بگیرد و به هر کدام 50 هزار تومان بدهد تا نیازهای لحظه‌ای آن‌ها برطرف شود. خودتان مقایسه کنید کدامیک بهتر عمل کرده‌اند. نرخ فعلی تورم براساس اعلام مؤسسات رسمی مثل مرکز پژوهش‌های مجلس، بالای 24 درصد است. دولت نرخ را 17 درصد اعلام می‌کند و کارشناسان خارج از این دو تورم را بالای 30 درصد می‌دانند. اما به اعتقاد خود من نرخ تورم قطعاً پایین‌تر از 24 درصد نیست.

وی درباره اینکه آیا قدرت بیش از حد رییس‌جمهور به استانداران باعث این نشده است که وزیر کشور دیگر قدرت و نظارت آنچنانی ندارد گفت: تقویت مدیران منطقه‌ای دولت جزو کارهای مثبت است و به معنای کاهش قدرت وزیر کشور نمی‌باشد. هرچه استانداران قدرتمند‌تر باشند، وزیر کشور قدرتمندتر خواهد بود. دیگر دستگاه‌های دولتی نیز باید به چنین کاری اقدام کنند. استاندار باید به‌عنوان رییس شورای توسعه و برنامه‌ریزی استان بتواند درباره کلیه امور استان تصمیم‌گیری کند. در مورد انتخاب استانداران و نظر آقای خاتمی اشاره کنم که در دولت اصلاحات، ایشان در حد مشورت اظهارنظر می‌کرد. آقای خاتمی هیچ‌گاه نظری را تحمیل نمی‌کردند و من خودم استانداران را پیشنهاد می‌دادم و هر یک از اعضاء دولت نیز نظر می‌دادند. موسوی لاری در خصوص پرونده هسته‌ای گفت: در مورد مسأله هسته‌ای، تصمیم‌گیرنده نهایی، نه دولت اصلاحات بود و نه دولت احمدی‌نژاد. این موضوع در سطحی بالاتر از دولت و با حضور ارکان نظام مورد ارزیابی و تصمیم قرار می‌گیرد. البته دو دولت در برقراری شرایط مناسب می‌توانستند نقش داشته باشند. دولت اصلاحات با رفتار صحیح و غیربحران‌ساز تلاش داشت از آنچه به‌دست آمده صیانت کند. اما دولت نهم با رفتارهای خودش فکر می‌کرد باید تلاش‌ کند با قدرت با غرب برخورد نماید. به هدف رسیدن و تداوم کار در هر دو دولت خواست ارکان عالی نظام بوده است. اما دو دولت با دو روش متفاوت عمل کرده‌اند. نتیجه را باید مقایسه کنیم که در دولت اصلاحات به‌رغم همه فشارها، پرونده ایران به شورای امنیت نرفت و هیچ قطعنامه‌ای علیه ایران صادر نشد و هیچ تحریمی علیه ایران وضع نگردید. اما در دولت نهم آنچه اتفاق افتاد این است که تاکنون دو قطعنامه علیه ایران صادر شده و هر روز صحبت از صدور قطعنامه دیگری در شورای امنیت سازمان ملل علیه ایران به گوش می‌رسد. این مسأله را که کدامیک از این دو روش برای مصالح ملت مفیدتر بوده است، مردم باید ارزیابی کنند. وی راجع‌به رویکرد صداوسیما نسبت به انتخابات و اصلاح‌طلبان اظهار داشت: متأسفانه صداوسیما از موضع رسانه ملی به جایگاه یک رسانه جناحی تنزیل مقام داشته است. وزیر سابق کشور در مورد اینکه آیا ائتلاف اصلاح‌طلبان دارای خط قرمز است؟ گفت: هر جریانی یک‌سری نقاط هدف را پیش‌بینی می‌کند، جریان اصلاح‌طلب معتقد است ریشه‌دارترین جریان موجود در جامعه ما است که پشتوانه مبارزات قبل و بعد از انقلاب را برای تحقق نظام اسلامی و تثبیت نظام در دوران دفاع مقدس دارد و در صحنه‌های مدیریت اجرایی و فرهنگی موفق عمل کرده است. بدین‌دلیل این جریان امروز خود را به حق می‌داند که در متن تحولات جامعه حضور داشته باشد و تا جایی که این زمینه برای او فراهم باشد، هیچ خط قرمزی برای پیش رفتن ندارد. مگر شرایطی پیش آید که آنان را مجبور کند به زور از صحنه حضور دور شوند. وی در خصوص برخوردهای جناحی و ردصلاحیت گسترده با اصلاح‌طلبان خاطرنشان کرد: این یک دغدغه فراگیر برای دلسوزان نظام است. امیدوارم اکنون که دو دستگاه نظارتی و اجرایی در انتخابات از یک سلیقه هستند، به این دغدغه توجه نمایند؛ بزرگان نظام و تصمیم‌گیرندگان اصلی نظام این دغدغه‌ها را با جدیت و عنایت ببینند و امیدوارم شرایط به سمتی پیش برود که این دغدغه‌ها به حداقل برسند.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات