دکتر محمدمهدی مظاهری
رژیم صهیونیستی برای حفظ انحصار هستهای خویش در خاورمیانه، ضمن امتناع از پیوستن به معاهده «NPT» سعی نموده است با غیر صلحآمیز خواندن پرونده هستهای ایران و حتی تهدید به حمله پیشگیرانه (Preemtive Attack) جلو فعالیتهای هستهای ایران را سد کند. رژیم صهیونیستی در هفتههای اخیر با تکرار ادعاهای واهی و امنیتی خواندن پرونده هستهای ایران در تلاش است از همکاریهای مستمر و سازنده بین ایران و روسیه و چین جلوگیری کند.
پس از ناکامی آمریکا و اسرائیل در منصرف ساختن ایران از حقوق حقه خویش یعنی غنیسازی اورانیوم و استفاده صلحآمیز از دانش هستهای در مصارف گوناگون و نیز همزمان با شروع تحقیقات هستهای در ایران، دوره جدیدی از حملات رسانهای از سوی صهیونیزم جهانی شروع شده است. این در حالی است که شروع تحقیقات هستهای از سوی ایران مغایرتی با مفاد NPT و دیگر قراردادهای بینالمللی ندارد و ایران همچنان آمادگی خود را برای حل و فصل مسالمتآمیز مسائل هستهای اعلام میدارد. از سوی دیگر، رژیم صهیونیستی عامل گسترش تسلیحات هستهای در خاورمیانه بوده و هست.
این رژیم مدتها از سیاست ابهام و پنهانکاری در مسائل هستهای پیروی کرده است، ولی افشاگریهای «وانونو» و عکسبرداریهای هواپیمای اکتشافی، بر بیاعتباری این سیاست صحه گذاشته است. در ادبیات هستهای، از این رژیم به عنوان ششمین کشور هستهای جهان یاد میکنند. در حال حاضر کارشناسان مسائل هستهای تعداد بمبهای هستهای این رژیم را بین 100 تا 200 کلاهک تخمین میزنند. این رژیم برای حفظ انحصار اتمی خویش حاضر است دست به هر اقدام جنونآمیزی بزند. چنانکه در سال 1981 در حمله غافلگیرانهای، راکتور هستهای عراق، معروف به (osairk) را مورد هدف قرار داد و آن را در راستای سیاست بازدارندگی خویش دانست.
شکلگیری رژیم صهیونیستی در سرزمینهای اشغالی به عنوان یک پدیده غیرمشروع بوده است. از این رو استمرار و بقای این رژیم نیز همیشه با برتری نظامی و تکنولوژیکی مسیر گشته است. این رژیم بعد از شکست اعراب در تهاجم به آن، با پیگیری یک سیاست دفاعی مبتنی بر بازدارندگی هستهای توانسته است اعراب را از رسیدن به اهداف خود بازدارد.
در طول جنگ 1967، این رژیم توانست با یک جنگ بازدارنده ضمن نابودی امکانات نظامی اعراب موازنه قوا را به نفع خویش تغییر دهد. سیزده سال بعد از گذشت این جریان موفق بودن این سیاست کاملاً (در جنگ 1971) آشکار شد. چرا که وجود تسلیحات هستهای اسرائیل مانع از آن شد که ارتش متحد اعراب (سوریها و مصر) به دلیل ترس از تلافی گسترده هستهای دست به حملات شیمیایی بر علیه شهرهای این رژیم بزنند و کارآمدی این سیاست در طول جنگ خلیج فارس نیز به نوعی ثابت شد، چرا که رژیم صدام با اشراف به توانمندی هستهای اسرائیل از به کارگیری تسلیحات شیمیایی و بیولوژیکی علیه آن خودداری ورزید.
با این وجود، مجهز شدن اسرائیل به تسلیحات هستهای مانع از آسیبپذیری آن نشده است. اصولاً این رژیم علیرغم صرف هزینههای هنگفت برای گسترش تسلیحات کشتار جمعی خود دارای سه نقطه ضعف استراتژیکی است که آن را در مقابل هر حمله احتمالی آسیبپذیر میسازد: 1- مساحت کم؛ 2- جمعیت کم؛ 3- تمرکز جمعیت در سه شهر حیفا در شمال، تلآویو و قدس غربی.
رژیم صهیونیستی با این نقاط ضعف و با ادراکی که در حمله به کشورهای عرب دارد، سعی کرده است طی یک جنگ روانی، بر روی حمله به ایران و وارد کردن ضربه پیشدستانه به ایران مانور دهد. این در حالی است که آزمایش موشک شهاب 3 ایران به برد 1300 کیلومتر نشانگر این امر است که دوره باجگیری هستهای رژیم صهیونیستی گذشته است. حتی ایران آمادگی کامل از طریق یگانهای موشکی و هوایی برای وارد ساختن ضربه اول به اسرائیل را دارد. در هر صورت این رژیم برای رسیدن به اهداف خود و حفظ انحصار هستهایش به چهار گزینه زیر میاندیشد.
1- با بزرگنمایی خطر ایران و تبلیغ علیه این کشور که خطر هستهای برای امنیت جهان است، آمریکا را به دست زدن به اقدام نظامی علیه ایران متقاعد کند. در این راه اطلاعات جاسوسی به دولت آمریکا بدهد و تلاش کند این مسئله را به تلاش تحریکآمیزش علیه ایران تحت ادعا و اتهام حمایت تهران از تروریسم گروههای فلسطینی، لبنان، مانند حماس و جهاد اسلامی، جبهه خلق و حزبالله و حتی القاعده مرتبط سازد و نیز با تبلیغات خود، ایران را کشوری برابر آمریکا نشان دهد که در مقابل برنامهها و سیاستهای واشنگتن در عراق سنگاندازی و مانع تراشی میکند.
2- اینکه تلاشهای دیپلماتیک خود را به سمت واشنگتن و مسکو و برلین و لندن و پاریس و دیگر کشورهای بزرگ با هدف کشاندن آنها و نیز ارگانهای بینالمللی همچون شورای امنیت، آژانس بینالمللی انرژی اتمی و ... به اقدام و اعمال فشار برای متوقف کردن برنامه هستهای ایران متمرکز کند و کشورهایی که با ایران همکاری هستهای دارند به ویژه روسیه که کشور اساسی و مهم در این زمینه به شمار میرود به توقف همکاری با تهران وادار سازد.
3- اگر دو گزینه اول و دوم عملی نباشد محافل نظامی و امنیتی اسرائیل احتمال دست زدن به حملات هوایی علیه نیروگاههای هستهای ایران همانند حمله به نیروگاه اتمی عراق در جولای (1981) را بعید نمیدانند، هر چند حمله علیه ایران خطرات و پیامدهای ناگواری برای اسرائیل خواهد داشت، زیرا علاوه بر اینکه به علت افزایش پایگاههای ایران و مساحتهای زیاد میان آنها و طولانی بودن آنها تا اسرائیل، تلآویو از پاسخ مستحکم و قدرتمند تهران هراس و وحشت دارد به ویژه اینکه ایران موشکهای پیشرفتهای در اختیار دارد که به تلآویو هم میرسد.
4- در صورت شکست سه گزینه اول، اسرائیل با استفاده از اعمال خرابکارانه از داخل ایران علیه نیروگاههای هستهای این کشور وارد عمل میشود.
در مقابل سناریوهای فوق، ایران دارای توانمندیهای منحصر به فرد است. جنگ هشت ساله با عراق تأثیر عمیق بر تفکر برنامهریزان دفاعی ایران داشته است. برخورداری از ساختارهای نظامی حرفهای و سیستمهای تسلیحاتی پیشرفته؛ یک ضرورت اجتنابناپذیر است که ایران در هنگام جنگ با عراق به آن واقف شد.
حفظ منافع حیاتی کشور در منطقه حساس خلیج فارس، ایران را بر آن داشت ضمن بازسازی توانمندیهای نظامی خویش از وابستگیهای نظامی خود به خارج بکاهد و با گسترش منابع تأمین تکنولوژی قدرت عمل بیشتری داشته باشد. هر چند که ایران ـ آمریکا، اسرائیل و رژیم بعثی عراق را به عنوان دشمنان خود قلمداد میکرد ولی با آمریکاییها مستقیماً درگیر نشد. نابودی رژیم بعث نیز باعث شد که عراق از گردونه دشمنان بالفعل ایران خارج گردد.
حجم عمده برنامه تسلیحاتی ایران، از جمله تلاش برای دستیابی به سیستمهای پیشرفته موشکهای میانبرد و هواپیماهای جنگنده است. این تلاشها ناشی از تجربیات ایران در جنگ تحمیلی است.
در همین حال آزمایش اخیر موشک شهاب 3 و سخنان مقامات نظامی ایران، «مبنی بر اینکه در صورت جدی بودن تهدید اسرائیل در حمله به مراکز هستهای ایران، پایگاه هستهای اسرائیل دیمونا را مورد هدف قرار خواهیم داد» بازتاب گستردهای در سطح رسانههای دنیا داشت. در همین حال رسانههای صهیونیستی برای ایجاد ترس و وحشت در کشورهای غربی از ساخت موشک شهاب 4 با برد 2500 کیلومتر خبر داده بودند. این رسانههای تبلیغاتی صهیونیستی با اطلاعات دروغین و غلط درصدد القای این موضع برآمدهاند که گویا ایران با دست گرفتن این فناوری پیشرفته، اهدافی را خارج از خاورمیانه به ویژه اروپا و آسیا دنبال خواهد کرد.
توانمندی بازدارندگی نظامی ایران در مقابل تهدیدات بالفعل هستهای اسرائیل همچنانکه اشاره شد بر ساخت و توسعه موشکهای بالستیک اسکاد متمرکز بوده است و در این میان ایران با داشتن 500 نوع از این موشکها به میزانی از بازدارندگی رسیده است. بیشتر موشک بالستیک ایران شامل شهاب 1 با برد 300 کیلومتر و شهاب 2 با برد 500 کیلومتر که با توسعه سیستم آن به برد 700 تا 985 کیلومتر نیز رسیدهاند میتواند در صورت تهاجم مشترک آمریکا و اسرائیل پایگاههای این کشور در منطقه را مورد هدف قرار دهد. گرچه ایران گسترش توانمند تسلیحاتی خویش را در راستای سیاست دفاعی خود ارزیابی میکند و تجربیات گذشته اثبات کرده است ایران هیچوقت آغازگر جنگ و ناامنی در منطقه نبوده و نیست.
برخی از کارشناسان غربی ادعا دارند ایران توانسته است در اواخر جنگ تحمیلی با توسعه فناوری موشکی به ساخت موشک شهاب 3 با برد 1300 کیلومتر برسد. از سوی دیگر کارآمدی موشک اسکاد در جنگ دوم خلیج فارس کاملاً آشکار گشت چرا که عراق توانست با پرتاب موشکهای اسکاد ضمن عبور از سیستمهای حفاظتی موشکی اسرائیل «پاتریوت» آسیبپذیری سیستم دفاعی آن را ثابت کند. حتی سیستم پاتریوت آمریکا در مقابل تهاجم موشکی عراق به پایگاههای آمریکایی در عربستان عاجز ماند. از این رو به نظر میرسد در صورت اقدام اسرائیل برای تهاجم به مراکز هستهای ایران، کل منطقه با یک بحران جدی مواجه خواهد گشت و خود اسرائیل و آمریکا از آن بیبهره نخواهند ماند.
به نظر میرسد هیاهوی تبلیغاتی اسرائیل و نومحافظهکاران آمریکایی به رهبری بوش، در مورد پرونده هستهای ایران در راستای حذف هر گونه تهدید احتمالی برای اسرائیل و حفظ انحصار هستهای ایران آن در خاورمیانه صورت میگیرد. از این رو اسرائیل بعد از حذف صدام برای تکمیل تسلط خویش بر منطقه با کمک آمریکا درصدد منزوی ساختن ایران برآمده و در مقابل برنامههای صلحآمیز هستهای ایران مواضع خصمانهای را اتخاذ کرده است. متأسفانه فضای بینالمللی در سایه تبلیغات رسانه غربی و صهیونیستی با آنها هماهنگ شده است.
بومی شدن فناوری هستهای ایران در کشور باعث گشته است که اسرائیل و آمریکا از میان گزینههای مختلف حمله به تأسیسات اتمی را بیشتر مدنظر داشته باشند. ولی ترس از تلافی گسترده ایران، کاخ سفید و تلآویو را سخت آشفته ساخته است. گرچه با توجه به سوابق رژیم صهیونیستی در حمله پیشگیرانه به زیربناهای اقتصادی و نظامی اعراب در جنگهای گذشته، احتمال حمله به ایران از سوی آن رژیم میرود، با این وجود توانمندی ایران در وارد ساختن ضربه دوم، ویرانگر خواهد بود. بنابراین حمله به مراکز هستهای ایران با توجه به توانمندیهای دفاعی ـ نظامی ایران در سطح سیاست اعلانی رژیم صهیونیستی باقی خواهد ماند و تهاجم به اسیراک هرگز تکرار نخواهد شد.