شکل گیری اسامی جغرافیایی
جهان، دریای جنوب ایران را با نام کامل خلیجفارس میشناسد و نام خلیجفارس به عنوان قاعدهای عرفی که در طول تاریخ از سوی کشورها مورد احترام بوده همواره مورد استفاده قرار میگرفته است.
نکته قابل توجه آن است که اسامی جغرافیایی بر اساس زمینههای فرهنگی و تاریخی و در طول زمان شکل میگیرند و تثبیت میشوند. در واقع این اسامی بر مبنای ملاحظات سیاسی و نژادی به وجود نمی آیند که به واسطه این ملاحظات تغییر کنند.
به عنوان مثال شیوه انعکاس جهانی اخبار مربوطه به زلزله اخیر در قشم نشان داد جهان، روزنامهها و خبرگزاریهای معتبر جهانی همچنان دریای جنوب ایران را با نام کامل خلیجفارس میشناسند.
خبرگزاریهای مهم دنیا همچون رویترز، فرانس پرس، آسوشیتدپرس، یونایتد پرس، ایتارتاس و بی.بی.سی همچون خلیجفارس را خلیجفارس میدانند و سایت خبری شبکه الجزیره نیز از بروز زلزله در منطقه خلیج فارس خبر داده است.
همچنین در هیچ موردی از اطلاق نام مجعول خلیج عربی مشاهده نشد و تنها درباره شبکههای خبری منطقه خلیجفارس مثل گلف نیوز، گلف تایمز و خبرگزاریهای دولتی کویت و امارات دیده شد که از عنوان ناقص خلیج یا عنوان مجعل خلیج عربی استفاده کرده اند. تنها خبرگزاری دولتی کویت همچون گذشته از اقدام مجعول خلیج عربی استفاده کرده است.
در عین حال باید توجه داشت که در هیچ یک از نشستهای سالانه کمیسیون سازمان ملل برای وحدت در اسامی جغرافیایی با وجود تلاشهای مستمر کشورهای عربی، نام خلیج فارس دستخوش هیچ تغییری نشد؛ نکتهای که برخی آن را فراموش کردهاند.
جنجال ناکام
در سال 1968، جمال عبدالناصر در مصر، در اوج جنجال پان عربیستی خود این مساله را دوباره مطرح کرد، اما مسلماً وی فراموش کرده بود که 2سال پیش از این اقدام، در مقدمه کتاب خود نقشه خلیجفارس را آورده بود و علاوه بر آن سرزمین اعراب را از اقیانوس اطلس تا خلیجفارس عنوان کرده بود. وی با این اقدام، خود را مورد تمسخر دنیای عرب قرار داد.
در ادامه و با کودتای صدام حسین در سال 1968، وی کنفرانسها و کتابهای متعددی در ارتباط با تثبیت خلیج عربی را مورد حمایت قرار داد تا شاید در این زمینه به موفقیتی دست یابد.
حتی در 13ژانویه سال 1976، اعراب با کمک غرب، خبرگزاری کشورهای عربی را به نام خلیج العربی نامگذاری کردند.
در نهای اقدام خصمانه و تعجب برانگیز موسسه نشنال جئوگرافی در سال 2004، آخرین تلاشهای برای حذف نام ایران از این خلیج نبود که برای از میان بردن تاریخ و هویت ایرانی صورت گرفت، چرا که سال 2006 نیز امارات عربی متحده در کتابی با عنوان دنیای انتخاب (A world of ofchoice) حدود 10بار در نقشهها و متن کتاب از نام مجعول خلیج عربی به جای خلیجفارس استفاده کرده و با معرفی این کشور گردشگرهای دیگر کشورها، از آنها برای دیدار از خلیج عربی دعوت کرد.
چرا تلاش بر تغییر نام؟
پرسش اینجاست که این تلاشها به چه منظوری صورت میگیرد و اصولاً چرا برخی همسایگان خلیجفارس میخواهند آن را تغییر دهند؟ باید گفت برنامهریزی خاصی پشت این قضیه قرار دارد و انگیزههای سیاسی بسیاری در آن نهفته است.
در برخی رویههای حقوق بینالملل عرفی است که بر مبنای آن اگر نام محل یا مکانی طی ربع قرن یعنی 25سال با نام جدیدی در ادبیات، نوشتارها و تغییر نقشهها مطرح شود از نام جدید و عناوین تازه میتوان بهره جست و تلاش در به کارگیری نام مجعول خلیج عربی برای ایجاد این عرف طرحریزی شده است تا رویه غلط را در مجامع بینالملل به عرف تبدیل شود.
در عینحال نام فارس برای خلیجفارس، نامی است که حق مالکیت برای آن ایجاد کرده و مورد شناسایی بینالمللی قرار گرفته و حقوق متعلق به آن مربوط به ایران است و اعراب هیچگونه حقی نسبت به این منطقه ندارند، از این رو تغییر این نام در حقوق ایران نسبت به ناحیه تغییر ایجاد میکند.
همچنین نباید از نظر دور داشت که پدیده تحریف واقعیتهای تاریخ ایران و تغییر و تفسیر نامهای جغرافیایی کهن ایرانی به عنوان یک سیاست خزنده از سوی قدرتهای جهانی و کشورهای منطقه همسو با آنها، طی چند دهه اخیر دردستور کار قرار گرفته و هدف از آن ایجاد جریانهای جداییطلبانهای است که در هر بخش به گونهای رخ نشان میدهد.
در عینحال جغرافیا امروزه برای اثبات هویت ملتها و تعیین تکلیف برای بسیاری از کشورهای بیپشتوانه تاریخ به ابزاری کارآمد تبدیل شده است و موسسههای مختلف با جعل نامها و عنوان ساختگی و غیرواقعی سعی دارند برای بعضی از حکومتها هویتسازی کنند.
تاریخی گویای نام خلیج فارس
مدارک بیچون و چرای تاریخی از منابع یونانی و رومی گرفته تا منابع پرشمار دوران بعد از اسلام به عربی و فارسی به روشنی از آن حکایت دارند که دست کم از دوران هخامنشیان به بعد در نوشتههای یونانی و کتیبههای موجود در ایران همیشه این پهنه گسترده و مهم راهبردی به نام خلیجفارس یا فارس و دریای پارس خوانده شده است. طبق مدارک و اسناد معتبر به دست آمده بویژه کتیبهای که هنگام حفر کانال سوئز به دست آمد، این خلیج به نام دریای پارس نامیده میشد.
پیشینه تاریخی کاربرد نام خلیجفارس برای آبراه بسیار مهم و راهبردی خلیجفارس نشان میدهد این نام در طول تاریخ شکل گرفته است. در کتیبهای از داریوش، شاه هخامنشی واژه یا عبارت درایه تیه هچا پارسه آئی تی Draya tya hacha Parsa aity بر آبراه خلیج فارس اطلاق شده است که معنای آن دریایی که از پارس میرود، است.
فلاویوس آریانوس (Flavius Arrianus) مورخ یونانی که در قرن دوم میلادی میزیسته است در کتابش آنابازیس، برای نام خلیج فارس واژه پرسیکون کاای تاس Persikon Kaitas را به کار میبرد که معنا و مفهوم آن، قرابت و نزدیکی با عبارت خلیجفارس دارد.
استرابونStrabon، جغرافیدان معروف یونانی هم که در نیمه قرن اول میلادی زندگی میکرد در کتاب خود مکرر از همین واژه برای معرفی خلیجفارس بهره برده و بویژه تصریح میکند که اعراب در کنار دریای سرخ و خلیجفارس (پرسیکون کاای تاس) روزگار میگذرانند.
کلودیوس پتوله ما اوس(Claudius Ptalemaeus) معروف و مشهور به بطلمیوس، بزرگترین جغرافیدانان عالم در قرون اولیه پس از میلاد در قرن دوم میلادی از آبراه خلیجفارس با نام پرسیکوس سینوسPersicus Sinus نام برده که دقیقاً به مفهوم خلیجفارس است. در برخی منابع لاتین این واژه به صورت سینوس پرسیکوس و ماره پرسیکومر Mare Persicum هم ذکر شده که معنای عبارت اخیر دریای پارس است.
لازم به یادآوری است که در بسیاری از زبانهای زنده دنیا نیز همین واژه سینوس پرسیکوس برای معرفی نام خلیجفارس وارد شده است. چنان که در زبانهای فرانسه به صورت Golfe Persique، انگلیسی Persian Gulf، ایتالیایی Golfo Persico، روسی Persidskizaliv، ژاپنی Perusha Wan و ترکی Farsi Korfo ثبت شده است.
کوین توس کورتیوس روفوس (Quintus Curtius Rufus) مورخ رومی هم در قرن اول میلادی نام لاتین آکوارم پرسیکو Aquarum Persico را برای نام خلیجفارس به کار برده که به معنای آبگیر پارس است.
در منابع تاریخی و جغرافیایی دوره اسلامی نیز به طور مکرر برای شناسایی و معرفی آبراه خلیجفارس از واژهها و عبارات بحر فارس، البحرالفارسی، الخلیج الفارس و خلیجفارس استفاده شده است.
ابوبکر احمدبن محمدبن اسحاق بنابراهیم الهمدانی مشهور و معروف به ابنالفقیه در اثر جغرافیاییاش مختصر کتاب البلدان که سال 279ق تالیف شده است، درباره خلیج فارس چنین آورده است:و اعلم ان بحر فارس و الهندهما بحر واحد لاتصال احدهما بالاخر. یعنی: بدان که دریای پارس و هند از برای پیوستگی به یکدیگر هر دو یک دریا هستند.
ابوعلی احمدبن عمر بن رسته در کتابش الاعلاق النفیسه به سال 290ق درباره خلیجفارس چنین نوشته است:
"فاما البحر الهندی یخرج منه خلیج الی ناحیه فارس یسمی الخلیج فارس... و بین هذین الخلیجین(یعنی خلیج احمر و خلیج فارس) ارض الحجاز والیمن و سایر بلاد العرب. یعنی اما دریای هند، از آن خلیجی به سوی ناحیت پارس بیرون آید که خلیجفارس نام دارد... و بین این دو خلیج یعنی خلیج احمر و خلیج پارس سرزمین حجاز و یمن و دیگر بلاد عرب واقع است".
ابوالقاسم عبیدالله بن عبدالله بن احمد بن خرداد به خراسانی (وفات300ق) در کتاب خود المسالک و الممالک در این باره مینویسد: گروهی از این رودها به سوی مذار [شهری بین واسط و بصره] روانند و سپس همه آنها به دریای پارس میریزند.
اولین جرقه برای تغییر نام
اولین جرقه تغییر نام خلیجفارس به خلیج عربی در سال 1916 زده شد. این مساله به وسیله تعدادی از نقشه برداران غربی با گرفتن رشوه از برخی شیوخ عرب همراه بود. این موضوع از طرف یکی از نمایندگان سیاسی انگلیس در خلیجفارس به نام سرچارلز بلگریو به قصد تفرقهاندازی میان ایران و کشورهای عرب دنبال شد. وی که بیش از 30 سال نماینده سیاسی و کارگزاری دولت انگلیس در خلیجفارس را به عهده داشت، پس از مراجعه به انگلستان در سال 1966 کتابی با عنوان ساحل دزدان درباره سواحل جنوبی خلیجفارس منتشر کرد و در آن برای اولین بار نوشت که عربها ترجیح میدهند خلیجفارس را خلیج عرب بنامند.
به این ترتیب اعراب جرات پیدا کردند که اصطلاح الخلیج العربی را در مطبوعات کشورهای عربی رواج دهند و در مکاتبات رسمی به زبان انگلیسی نیز اصطلاح اربین گولف جایگزین اصطلاح معمول و رایج قدیمی پرشین گلف شد.
نمونهای دیگر از تلاش اعراب برای ترویج این نام جعلی در سال 1958 صورت گرفت؛ وقتی عبدالکریم قاسم در عراق کودتا و حکومت را به دست گرفت و در زمینه ایران زدایی از خلیج فارس به اقداماتی دست زد. اما به سبب نفرت دنیای عرب از شخصیت او کسی به صحبتهای او توجهی نکرد.