روند ظهور حزبالله
پس از شکلگیری رژیمصهیونیستی در سال 1948 که منجر به اشغال قسمت قابل توجهی از سرزمین فلسطین گشت، بخشهایی از جنوب لبنان نیز توسط متجاوزان اسرائیلی به اشغال درآمد و حتی قرارداد متارکه ـ که در سال 1949 بین اسرائیل و لبنان منعقد شد ـ نتوانست به اشغالگری این رژیم پایان بخشد. از این رو در سالهای بعد نیز حملات و تهاجمات رژیم غاصب صهیونیستی به سرزمین لبنان تداوم یافت تا آنکه در ژوئن سال 1982 این رژیم با تهاجمی گسترده، بخش عظیمی از جنوب لبنان از جمله پایتخت این کشور یعنی بیروت را به محاصره درآورد.
این حمله وسیع تأثیر بسزایی در بسیج سیاسی و نظامی جامعه شیعیان لبنان داشت و نخستین جرقههای تشکیل مقاومت اسلامی در برابر اشغالگران از همین زمان زده شد. از این رو گروههای شیعی که عمدتاً در شهر بعلبک مستقر شده بودند، تشکیلات واحدی را ایجاد نموده و بستر لازم را برای تولد جنبش حزبالله فراهم آوردند.
پیروزی انقلاب اسلامی ایران به رهبری حضرت امام خمینی(ره) ـ که به گسترش موج بیداری اسلامی و تقویت نهضتهای رهاییبخش در سراسر جهان اسلام کمک کرد ـ نیز تأثیر تعیینکنندهای در تأسیس حزبالله داشت؛ به گونهای که به جرأت میتوان گفت تأسیس حزبالله ناشی از تفکر و ایدئولوژی جهانشمول حضرت امام(ره) بود که در میان شیعیان لبنان به بار نشست.5
تلاشها و هدایتهای امام موسیصدر6 و شهید دکتر مصطفی چمران فضای مناسبی را برای فعالیتهای مبارزاتی جوانان شیعی در قالب جنبش امل فراهم آورد. اما با شهادت آنها که در واقع رهبران اصلی جنبش بودند، یکپارچگی و وحدت نیروها از بین رفت و زمینه مساعدی برای شکلگیری جنبش حزبالله مهیا گشت. بر همین اساس در پاییز 1982 کمیتهای نه نفره متشکل از روحانیون شیعه، شخصیتهای وابسته به جنبش امل، حزبالدعوة لبنان، کمیتههای یاری انقلاب اسلامی و بعضی از شخصیتهای مستقل تشکیل شد. این کمیته مأموریت داشت تا یک تشکیلات سیاسی جدید را براساس "پایبندی به ولایتفقیه و نبرد با اسرائیل" پیریزی کند.7
پس از اتمام کار کمیته نه نفره، شورای لبنان متشکل از پنج نفر از اعضای کمیته قبلی به وجود آمد. این شورا تا مدتها به دلیل ملاحظات امنیتی و تشکیلاتی به صورت غیرعلنی فعالیت داشت؛ اسامی اعضای شورا نیز به صورت محرمانه باقی مانده بود. اما به تدریج چهرههایی همچون شیخ صبحی طفیلی، سیدعباس موسوی، شیخحسن کورانی، سیدحسن نصرالله و حسین موسوی(ابوهاشم) به عنوان "رهروان اسلامگرا" در جنوب لبنان معروف شدند.
پس از آنکه تشکیلات و سازماندهی حزبالله و مقاومت (شاخه نظامی آن) استحکام لازم را پیدا کرد، رهبران حزبالله به این نتیجه رسیدند که بایستی هویت مقاومت اسلامی را اعلام نمایند؛ زیرا کتمان این مسئله هر چند جنبش را از ضربهپذیری و نابودی زودرس محفوظ میداشت، اما از نظر دستاوردهای سیاسی، حزب را در حاشیه دیگر گروههای سیاسی قرار میداد. از این رو در 6 ژانویه 1984، مقاومت اسلامی لبنان با صدور اولین بیانیه نظامی، به شکل مستقل و رسمی اعلام موجودیت کرد. شورا تصمیم گرفت نام ثابتی برای تشکیلات خود انتخاب و بیانیههای خود را با آن نام صادر کند؛ لذا نام "حزبالله انقلاب اسلامی در لبنان" انتخاب شد و دفتر سیاسی حزب راهاندازی شد و یک نشریه هفتگی به نام "العهد" را منتشر ساخت.8
فعالیتهای گسترده و فشارهای نظامی حزبالله در سالهای 1983 تا 1985، اولین پیروزی را برای مقاومت حزبالله به ارمغان آورد و باعث شد رژیم اسرائیل در 14 ژانویه 1985 به سمت باریکه کمربند ایمنی عقبنشینی نماید و اولین شکست رسمی خود را تجربه کند. همزمان با شروع عقبنشینی نیروهای اشغالگر صهیونیستی، حزبالله در یک گردهمایی رسمی سیاسی در 16 ژانویه 1985 (27/11/1363) با صدور نامهای سرگشاده 9، هویت، استراتژی و مواضع و برنامههای ایدئولوژیک خود را برای اولین بار اعلام کرد. حزبالله با صدور این نامه ـ که در واقع مانیفست سیاسی حزبالله محسوب میشود ـ به فعالیتهای صرفاً پنهانی خود خاتمه بخشید و به صورت آشکار در صحنه سیاسی ـ نظامی لبنان بروز نمود.
نقش بلامنازع حزبالله در رهبری و سازماندهی مقاومتهای مردمی و پرهیز از بزرگنمایی اختلافات میان احزاب رقیب در مواجهه با اسرائیل، در کنار موفقیت ارزشمند این حزب در عقب راندن رژیم صهیونیستی به کمربند امنیتی، موجب شد جایگاه حزبالله نه تنها در عرصة داخلی ارتقا یابد، بلکه کسب مشروعیت بینالمللی نیز برای این حزب سیر صعودی پیدا کند.
در خلال سالهای 1985 تا 1996 حزبالله لبنان توانست با تثبیت قدرت نظامی خویش، در پارلمان نیز نفوذ و حضور یافته و از جنبه سیاسی نیز رسمیت پیدا کند. پس از پیروزی حزب در سال 1996 و تبدیل شدن مقاومت به خواست ملی کلیه طوائف مذهبی لبنان، موفقیتهای فزاینده دیگری در سطح داخلی و منطقهای نصیب حزبالله شد که حاکی از دوران اقتدار کامل این حزب است.
حزبالله با دستیابی و بهرهمندی از رسانههایی همچون تلویزیون المنار، رادیو النور و هفتهنامه العهد برای بیان دیدگاهها و مواضع خود، یهودیان و شهرکهای اسرائیلی را هدف قرار داد و با یک برنامهریزی حساب شدة روانی، زمینه فرار نیروهای اشغالگر را فراهم کرد.
پیروزی در عرصههای سیاسی و انتخاباتی، خدمترسانی در عرصههای اجتماعی و همکاری و ایجاد روابط نزدیک با دولت لبنان، موقعیت حزبالله را بیش از پیش استحکام بخشید و با عقبنشینی نیروهای اسرائیلی در 24 می2000 (4/3/1379) حزبالله به بزرگترین پیروزی خویش از بدو تأسیس رسید؛ چرا که با این عقبنشینی، اسطورة شکستناپذیری ارتش اسرائیل شکست و حزبالله به عنوان آبروی جامعه لبنان و به عنوان سمبل مقاومت در داخل و خارج، به ویژه در سطح کشورهای عربی شناخته شد.
اوج اقتدار حزبالله در مقاومت سی و سه روزه بود که رزمندگان دلیر حزبالله بار دیگر ثابت کردند اندیشه مقاومت مبتنی بر روحیه شجاعت و بصیرت، شکستناپذیر و رهاییبخش است. اکنون حزبالله جنبشی مشروع تلقی میشود که با استفاده از ایدئولوژی پویا و دنیامیک خود و با زندهنگهداشتن روحیه مقاومت، به عنوان مقدمترین خاکریز جبهه رژیم صهیونیستی و قهرمان آزادسازی خاک لبنان مطرح میباشد.
تجلّی عوامل معنوی در جنبش حزبالله
بیتردید هر حرکت بشری اعم از فردی و اجتماعی براساس پایه فکری و یا اعتقادی صورت میپذیرد و این اصل در خصوص نهضتها از اهمیت ویژهای برخوردار است. عقیده و ایدئولوژی بنیادیترین عنصر پیدایش و استمرار حیات نهضتها به شمار میرود و همة گفتارها، فعالیتها، مبارزات، استراتژیها و اهداف، همآهنگ با آن و نشأت یافته از چنین منبعی است. هیچ جنبشی بدون ایدئولوژی نبوده و جنبش حزبالله نیز خارج از این مقوله نیست.
در اندیشه حزبالله عناصر معنوی و فرهنگی بر عناصر فیزیکی، مکانی و زمانی ترجیح داده شده و باورهای دینی مهمترین استراتژی این جنبش برای مبارزه با دشمن است. سیدحسن نصرالله، دبیرکل حزبالله، در مصاحبهای میگوید: حزبالله یک جنبش نظامی نیست، ما یک جنبش اسلامی و ایمانی هستیم. ماهیت حزبالله ماهیتی اسلامی و عقیدتی است.
واقعیت آن است که حزبالله در مجموع از نظر عوامل بالفعل مادی به مراتب از دشمن ضعیفتر بوده و دشمن از نظر تجهیزات، لوازم و ادوات جنگی برتری محسوس و غیرقابل انکاری داشت؛ اما در جهانبینی اسلامی علل و عوامل معنوی، میتوانند عوامل مادی را تحتالشعاع قرار دهند.10 رزمندگان دلیر حزبالله لبنان با بهرهگیری از این عوامل در مقابل دشمن ایستادند؛ چرا که در نظر ایشان"هر گونه مقابله، مبارزه، مقاومت و جهاد بدون ولایت و امامت و اطاعت از رهبری میسّر نخواهد بود"11 پیش از آنکه به تأثیر فرهنگ انتظار بر پیروزی حزب الله بپردازیم لازم است اشارهای به مفهوم انتظار صحیح و اهمیت آن در نظام سیاسی اسلام و مکتب تشیع داشته باشیم.
فرهنگ انتظار
اعتقاد به مهدویت و ظهور موعود عدالتگستر از نابترین و مترقیترین نظریات سیاسی ـ دینی است. انتظار در فرهنگ شیعه جایگاهی بس والا و ارجمند دارد و شیعه حیات و بالندگی خود را مدیون آن است12 این نظریه و فرهنگ بیبدیل (انتظار) نقطه محوری مباحث کلامی و اعتقادی شیعه، بنیان مستحکم علوم دینی، روح حیات سیاسی و اجتماعی شیعیان، اساس باورهای آنان و الهامبخش حرکت دینی و اصلاحطلبانه آنها به شمار میآید.
هرچند انتظار به منزله بنیاد تفکر شیعی و از بزرگترین اعمال ذکر شده است،13 لکن این مسئله به صورت یک فرضیه و تئوری صرف نیست. برداشتها و تفاسیر مختلف از روایت انتظار باعث شده دیدگاههای متعددی دربار? آن مطرح شود. در مجموع، انتظار به دو بخش عمده یعنی انتظار سازنده، مثبت و انقلابی و انتظار ویرانگر و مخرب همراه با جمود و خمود تقسیم میگردد.
انتظار مخرّب
در این دیدگاه انتظار عمدتاً در حد اصلاح فردی و گریه شوق در فراق موعود خلاصه میشود. گاهی نیز انحراف در این بینش به حدی میرسد که با تغییر انحرافی بعضی روایات، ترویج فساد و ظلم و ستم مقدمه ظهور پنداشته میشود.14 پیروان این دیدگاه جنبه انفجاری برای انتظار قائل بوده و معتقدند که برای اصلاح جهان بایستی اوضاع چنان پریشان گردد که به مرحله انفجار برسد.
این گروه طبعاً به مصلحان، مجاهدان و آمران به معروف و نهیکنندگان از منکر با بغض و عداوت نگریسته، زیرا آنها را تأخیراندازان در ظهور میشمارند. اینان اگر خود هم اهل گناه نباشند در عمق ضمیر و اندیشه خویش به نوعی با رضایت به گناهکاران و عاملان فساد مینگرند. این نوع برداشت منفی از انتظار، که ثمر? آن رواج و اشاعه ظلم، تبعیض، اختناق، حقکشی و تباهی و در یک کلام یکهتازی باطل و سیر قهقرایی جامعه است، به هیچ وجه با موازین اسلامی و قرآنی وفق نمییابد و به صراحت و شدت، تقبیح و نفی گردیده است.15صاحبان چنین اندیشه خامی به امام غائب علاقمند هستند نه امام قائم.
انتظار سازنده
دیدگاه دیگر در مورد انتظار، عقیده گروهی است که قرائتی دیگر از انتظار دارند و برای آن ماهیت انقلابی قائل میباشند. این انتظار سازنده و بالنده، که مبنای آن در آیات قرآن و روایات اسلامی ریشه دارد، به نپذیرفتن دعوت باطل میکند. در این دیدگاه تحرکآفرین و تعهدبخش ـ بر خلاف نظریه پیشین که برای انسان تکلیفی قائل نبود ـ فرد منتظر بایستی با برخورداری از اعمال پاک، شهامت و آگاهی، خود و جامعه را مهیای ظهور منتظَر نماید. ایستایی، بیتفاوتی و همنوایی با وضع موجود و صرفاً منتظر ظهور موعود نشستن در این نگرش کاملاً مطرود است؛ چرا که دولت ایده آل عصر ظهور را محصول سیر استکمالی جامعه انسانی میداند نه از نوع انفجار تاریخی.16
پس روشن است که منظور از انتظاری که در منابع دینی و اسلامی به آن اشاره شده است، انتظار سازنده میباشد. همین انتظار سازنده است که شیعه را همیشه در جهت حرکت انقلابی قرار داده است. اگر تاریخ اسلام را ورق بزنیم مشاهده میکنیم که از صدر اسلام تاکنون، شیعه گروهی انقلابی و تحولآفرین بوده که هیچگاه ولایت ظالمین را برنتابیده و در برابر سلطه و اقتدار سیاسی نامشروع، موضع رد و منفی داشته است.17
آموزههایی همچون موعودگرایی، انتظار فعال، اجتهاد سازنده و مرجعیت و ولایت فقیه، پویایی خاصی به مکتب تشیع بخشیده و این مذهب را به دکترین پیشرو جهان اسلام مبدل ساخته است. بر این اساس بایستی اظهار داشت که آموزه انتظار از ارکان اساسی جنبشها و حرکتهای آزادیبخش و تحولآفرین جوامع شیعی میباشد. جنبش شیعی حزبالله هم از این قاعده مستثنی نبوده است و نشانههای فراوانی از تأثیر فرهنگ انتظار در این نهضت مشاهده میشود که به برخی از آنها اشاره میشود.
امیدزایی و حرکتآفرینی
از برآیندهای انتظار حرکت و امید است. انتظار در لغت از کلمه نظر به معنای مترقب بودن و چشم به راه بودن گرفته شده است که نوعی امید به آینده از آن بر میآید. فرد منتظر ایمان دارد که دوران ظلم و فساد و تباهی برچیده خواهد شد و استقرار عدالت اجتماعی امری قطعی است؛ روزی خواهد رسید که خورشید عدل و حق در آسمان بشریت طلوع کرده و به نور خویش سرتاسر گیتی را روشنایی میبخشد.18 بر این اساس، اندیشه انتظار مانند یک قوه مبقیه، طرفداران حق و عدالت را در برابر تمام دستگاههای باطل مقاوم و پایدار میسازد و با نوید نصرت الهی بر روشنی چراغ امیدواری و ثبات قدم آنها میافزاید.
الهامگیری از این اندیشه است که روح امید را در بین حزب الله زنده نگاه داشته و ایمان آنها را در مبارزه با ظلم و جور راسختر نموده است. آنها به آیند? روشن و پیروزی قطعی خویش اعتقاد قلبی دارند.
رزمندگان حزبالله با تکیه بر فرهنگ انتظار و وعدة حق الهی در مسیر رفع ظلم و مبارزه با حاکمیت مستکبران ثبات قدم دارند تا نوید فتح نهایی مستضعف بر مستکبر را تحقق بخشند. همانگونه که از تفسیر آیة 5 سورة قصص19 برمیآید اراده و مشیت الهی بر پیروزی مستضعفان تعلق گرفته و این بشارتی است برای انسانهای آزاده و خواهان حکومت عدل و داد، که بالأخره حق بر باطل و ایمان بر کفر غلبه خواهد کرد. حزبالله لبنان در گفتمان خویش با تأسی به این آیه و باور به آینده روشن، به مسلمانان و سایر ملل ضعیف جهان به دید مستضعفان نگریسته که پیروزی نهایی آنان بر مستکبران امری قطعی و تردیدناپذیر است.
سیدحسن نصرالله ـ رهبر حزبالله ـ میگوید: "... و به خاطر این وعده الهی "وَ نُریدُ اَن نَمُّنَ عَلَی الَّذینَ استُضعِفُوا فِی الاَرضِ وَ نَجعَلَهُم اَئِمَّه وَ نَجعَلَهُمُ الوارِثین..." و در نتیجه طغیانی که امروز به بالاترین حد خود رسیده، باید منتظر تحقق وعده الهی باشیم... تا هنگامی که ایمان و اراده ما متصل به این حاکم مطلق هستی (پروردگار بیهمتا) باشد، پیروزی و نصرت از آنِ ماست."20
وی، پس از آغاز تهاجم صهیونیستها در نبرد سی و سه روزه در اولین پیام خود خطاب به آنها چنین گفت: "شما نمیدانید امروز با چه کسی میجنگید، شما با فرزندان محمّد(ص)، علی، حسن، حسین و با اهلبیت رسولخدا و اصحاب او(علیهمالسّلام) وارد جنگ شدهاید، شما با قومی میجنگید که ایمانی فراتر و برتر از همة انسانهای این کره خاکی دارد... به امید و یاری خدا روزهای آینده را میان ما و شما خواهیم دید." ایشان سپس به مردم لبنان وعده داد: "من با توکل و اعتماد به خداوند سبحان و با اعتماد به مبارزان و به شما و با شناختی که از این ملت و این دشمن دارم، همچنانکه بارها وعده دادهام، باز هم به شما وعده پیروزی میدهم... به یاری خدا پیروزی محقق است." رهبر دلیر حزبالله21 در دومین پیام خود نیز به مردم لبنان گفت: "مردم عزیز لبنان... من به شما اطمینان میدهم که ما پیروز خواهیم شد... شما از مشاهده این ویرانی ناامید نشوید... مهم این است که هم اکنون پایداری کنیم تا پیروزی را در آغوش گیریم."22
دکتر صفیالدین، نماینده حزبالله در تهران، قبل از اتمام جنگ سی و سه روزه در مصاحبهای چنین ابراز داشت: "ما در این جنگ پیروزیم. تاکنون پیروز میدان بودهایم و پیروزی نهایی نزدیک است، اگر چه مثل جنگ احزاب کمی طولانی شود."23
گذشته از این مطالب، آیة معروف "فَانَّ حِزبَ اللهِ هُمُ الغالبون" (مائده/56) که بر پرچم و رایت حزبالله نقش بسته است، به طور مشخص ایده و باور آنها را به این اصل اثبات میکند. آنها به پیروزی خویش ایمان و باور دارند و این عقیده جز از باورهای دینی آنها و امید به آیندهای روشن نشأتپذیر نیست.
عدالت گرایی و ظلم ستیزی
از محورهای اساسی گفتمان مهدویت تحقق عدالت و مقابله با حکومت ظلم و جور و نامشروع دانستن همکاری و همراهی با آنهاست. بر همین اساس، معتقدان به مهدویت در عصر انتظار سعی میکنند در راه حاکمیت عدل و قسط در جامعه و مبارزه با ظلم و بیداد قدم بردارند و از این طریق، جامعه را برای ظهور بزرگ پرچمدار عدالت مهیا سازند. انتظار و اعتقاد به مهدویت درفش بنیادگر مقاومت در برابر ظلم و ستم است؛ بر همین اساس در قاموس مکتب منتظران واقعی سازش و تسلیم در برابر حاکمیت ظالمانه اباطیل و طواغیت جایی نداشته و همراهی و همنوایی با مفسدان و ستمگران و سکوت در برابر مظالم و مفاسد بسیار مذموم شمرده میشود.
پایداری بر اصل تأیید شده مقاومت و ایستادگی در برابر ظالم، از بارزترین مؤلفههای تأثیرپذیری حزب الله از گفتمان مهدویت میباشد. جنبش حزب الله با تأسی به این اندیشه، سلطه ظالمین اشغالگر را نپذیرفته و تلاش مینماید ریشه دشمن تجاوزگر خود را برکند. اندیشه ظلمستیزی و مقاومت، که با اقدامات امام موسی صدر و شهید دکتر مصطفی چمران تحولی شگرف یافته بود، پس از شکلگیری حزبالله وارد مرحلهای تازه شده و در بین عامه مردم این منطقه فراگیر گشته است. حزب الله در حرکت ظلم ستیزی خویش بیشترین بهرهبرداری را از آموزههای مهدوی نمودند. بر این اساس آنها به مبارزه با فرآیند سازش و تحمیل اراده و هژمونی دشمن پرداختند و با پافشاری بر همین اصل ظلم ستیزی موجب اخراج نیروهای بیگانه و عقب راندن دشمن زبون شدند.
سید حسن نصرالله در مصاحبهای که در پی عقب نشینی اسرائیل از جنوب لبنان داشت گفت: " اما [اگر] زمانی دولت لبنان [هم] با اسرائیل صلح کند و پرچم این رژیم بر فراز سفارتش در بیروت به اهتزاز درآید، طبیعی است که من با اسرائیل صلح نمیکنم و به عناصر و نیروهای خود خواهم گفت: ما اراضی جنوب لبنان را آزاد کردیم. این بخشی از نبرد ما بود. اما امروز مسئله عادی سازی روابط با رژیم اسرائیل وجود دارد، ما باید با آن مقابله کنیم و این بخشی دیگر از مبارزه ما با دشمن است."24
این تفکر جهادی حزب الله را میتوان در نامه سرگشاده آنان ـ که در آن به معرفی مواضع سیاسی خود میپردازند ـ به وضوح لمس کرد. در بخشی از این نامه آمده است: "ما با صراحت و روشنی اعلام میکنیم امتی هستیم که جز از خداوند از کسی نمیترسیم و ظلم و تجاوز و ذلت را نمیپذیریم."25 در بخش دیگری از این نامه آمده است: "مبارزه با اسرائیل اشغالگر از باورهای اعتقادی و تجربه تاریخی نشأت گرفته... (بر این اساس) امضای هر گونه توافقنامةآتش بس، توقف عملیات مسلحانه بر ضد اسرائیل و یا امضای قرارداد صلح یکجانبه و چندجانبه با این رژیم را به رسمیت نمیشناسیم."26
تأکید بر اندیشه حکومت جهانی
اسلام دینی جهانی و مخاطبش کل بشریت است بر این اساس ضمن تأیید و پذیرش جامعة جهانی بر تشکیل آن در قالب امت واحده بر مبنای اندیشة مهدویت تأکید شده؛ چراکه در این اندیشه رسیدن جامعة بشری به مرحلة تشکیل امت واحده و جایگزینی نظام امامت و نفی دولتهای مبتنی بر اقتدار یکطرفه جزء مقولات اصلی به شمار میآید. حکومت حضرت مهدی(عج)، حکومتی است جهانی که تمام دنیا را مسخر میکند و همه را تحت اختیار خویش قرار میدهد. اندیشه و فلسفه حکومت جهانی از مباحث اساسی گفتمان انتظار است که ریشه در قرآن و روایات دارد. 27
در فرهنگ گفتمانی حزب الله به این موضوع توجه ویژه شده است. نگاه حزب الله نگاهی محدود نیست که تنها در پی آزادی خود لبنان از چنگال دژخیمان باشد، حزب الله در اندیشه پیروز ساختن اسلام بر کفر جهانی و فراهم ساختن پایههای حکومت جهانی موعود است.
حسین موسوی (ابوهاشم) ـ از رهبران تشکیلات حزب الله ـ در این خصوص میگوید: "حکومت اسلامی در لبنان، [تنها] چیزی نیست که خواستار آن هستیم، هدف ما، [صرفاً] برپایی حکومت اسلامی در یک کشور نیست، بلکه تأسیس وطن فراگیر و بزرگ اسلامی که لبنان را نیز در بر گیرد، هدف ما را پدیدار میسازد." 28 شیخ صبحی طفیلی ـ اولین دبیر کل حزب الله ـ نیز گفته است: "ما در محدود? لبنان فعالیت و یا در چارچوب آن فکر نمیکنیم. لبنان، یک بازیچ? هندسی کوچک میباشد که به وسیله امپریالیستها به وجود آمده است. ما تلاش داریم که در کلیه نقاط گیتی از مسلمانان دفاع کنیم."29
بدین ترتیب مشاهده میشود که حزب الله به هیچ وجه خود را یک جنبش صرفاً لبنانی ندانسته، بلکه امتداد جنبش جهانی اسلام میداند که بایستی در راستای رهنمودهای اسلام، که از سوی رهبرانی چون امام خمینی(ره) عرضه میگشت، به پیش رود. حزب الله نگاهی عمیق و دوراندیشانه به مسئله دارد؛ نگاهی که برگرفته از فرهنگ انتظار است و در پی اصلاح کل جهان و استقرار حکومت واحد جهانی میباشد.
ولایتمحوری
ولایت از مهمترین اصول دین اسلام بوده و نظام سیاسی اسلام و شیوه حکومت اسلامی بر پایه ولایت است. 30 در اعتقاد شیعه، امامت و ولایت جوهرة سیاست است و از این روست که هویت سیاسی مذهب شیعه با وجود امام شناخته میشود. غیبت امام در عینیت جامعه، حیات سیاسی شیعه را در فرآیند پرپیچ و خمی از زیست منتظرانه قرار داده است و در این دوران حساس رسالت حفظ مکتب و هدایت امت و مسئولیت سامانبخشی سیاسی به جامعه اسلامی برعهده فقهایی است که از سوی آخرین امام به عنوان نمایندگان ایشان در بین امت اسلامی معرفی شدهاند. بر این اساس نظام ولایت فقیه از آثار و برکات گفتمان مهدویت و فرهنگ انتظار است.
بر هیچکس پوشیده نیست که از مقومات فکری و عملی حزبالله اعتقاد آنان به ولایتفقیه و التزام قلبی و عملی به آن است. آنان به ولیفقیه به عنوان جانشین پیامبر(ص) و امامان معصوم(ع) و رهبر شرعی خود نگریسته که خطوط کلی فعالیتها را برای آنها ترسیم میکند و امر و نهی او نافذ و حاکم است.31 این مسئله اصلیترین ویژگی حزبالله در مقایسه با گروههای اسلامگرا در جهان میباشد که بر کلیه ارکان تشکیلاتی و همچنین دیدگاههای حزبالله سیطره افکنده و از عوامل اصلی و اهداف اساسی این حزب به شمار میآید.32
پذیرش کامل نظریه ولایتفقیه و حاکم نمودن آن بر شئونات مردمی و سازمانی، مبنا قرار دادن آن در همگراییها و واگراییها، ملاک دانستن و انطباق بایدها و نبایدهای خود با آن، لحاظ نمودن جایگاه علمای دینی و روحانیون در رفتارهای سازمانی و جهتگیریهای مقاومتی33، نمونههایی از حلقههای وصل حزبالله با مقام ولایت است.
دکتر صفیالدین ـ نماینده و مسئول دفتر جنبش حزبالله در ایران ـ در مصاحبه با نشریه "راه مردم" چنین اظهار میدارد: "ما معتقدیم از روز آغاز تولد حزبالله، باید مردم را به سمت ارتباط با ولایتفقیه سوق دهیم. جدای از این روش نمیتوانیم جامعه را کنترل کنیم. به دلیل اهمیت این موضوع برای تبیین آن خیلی تلاش کردیم و کل سرمایه فکری و ذهنیمان را برای ایجاد یک ارتباط مابین جامعه و جایگاه ولایتفقیه صرف کردیم... اطاعت از ولایتفقیه جزو تکالیف ماست... این پیروزیهای ما همگی حاصل رعایت این اصول و قواعد است."34 ایشان در تحلیل دلایل موفقیت حزبالله میگوید: "ما هر چه داریم از انقلاب اسلامی، امام(ره)، مقام معظم رهبری و ولایت مطلقة فقیه است و هر چه داریم از اطاعت محض از ولایتفقیه است."35 سیدحسن نصرالله نیز در این رابطه میفرماید: "به نظر من هرگونه مقابله، مبارزه، مقاومت و جهاد بدون ولایت و امامت و اطاعت از رهبری میسر نخواهد بود."36
حزبالله لبنان در کتابچهای که در خصوص تاریخچه و دیدگاههای خود انتشار داده است، چنین بیان میدارد: "در خصوص ولایت امر، ما خود را به ولایت مرجعیت رشیدی پایبند میدانیم. ولایت در ولیفقیه جامعالشرایطی که عدالت، اعلمیت، کفایت، آگاهی به مسائل روز، مدیریت، تقوا و سایر صفات لازم در او تجلی یافته است. این ولایتفقیه و مرجعیت دینی، شایستگی زعامت دینی، سیاسی و رهبری مسلمانان را دارا میباشد. این مرجعیت، از راه نامزدی در انتخابات و صندوقهای رأی برگزیده نمیشود؛ بلکه از راه قبول صمیمان? مشکلات، امیدها و مبارزات خستگیناپذیر مردم و دفاع از منافع، مفاهیم و ارزشهای اسلامی انتخاب میشود. ویژگیها و خصوصیات جغرافیایی، ملّی و مصلحتی در این مرجعیت نقشی نداشته است، بلکه یک موضوع شرعی است که در چارچوب شرع مقدس مشخص میگردد."37
بر این اساس مشاهده میشود که حزبالله مهمترین ویژگی خود را در پیوند دادن مردم با ولیفقیه میداند؛ ولیفقیهی که نباید ضرورتاً لبنانی باشد، زیرا این جغرافیای اسلام است و نه جغرافیای لبنان که مرز و عرص? فعالیتهای حزبالله را مشخص میسازد؛ بر این اساس تابعیت تأثیری در انتخاب ولیفقیه ندارد.38
رزمندگان حزبالله لبنان هم به لحاظ سیاسی و هم مذهبی از رهنمودها و فرامین بنیانگذار انقلاب اسلامی خمینی کبیر(ره)، به عنوان ولیفقیه، اطاعت محض داشته و با تکیه بر همین پشتوانه موفق شدند موازنههای مرگبار قبلی را بر هم زده و روح مقاومت را در بین مسلمانان عالم احیا نمایند. همان گونه که پیشتر اشاره شد جرقههای اولیه تأسیس حزبالله ناشی از تفکر و اندیشههای جهان شمول حضرت امام(ره) بود که توسط شاگردانش به بار نشست؛ بر این اساس میتوان چنین ابراز داشت حزبالله مبانی، اصول و ایدئولوژی خود را از امام(ره) دریافت نمود و این امر بارها و بارها در بیانیههای رسمی و سخنرانیهای مسئولان حزبالله ابراز شده است. در نامة سرگشادة حزبالله آمده است: "تعهد خود را نسبت به دستورات رهبری یگانه، حکیمانه و عادلانه، ولیفقیه جامعالشرایط که در حال حاضر در شخص امام آیت الله العظمی روحالله موسویخمینی(دامظلّه) تجسم یافته است، اعلام میداریم."39
سیدحسن نصرالله در خصوص تمکین حزبالله از رهبری امام خمینی میگوید: "از نظر ما، امام خمینی، مرجع دینی، امام و رهبر به تمام معنای کلمه میباشد. همان گونه که هر رهبر بزرگ دینی در هر کیشی در جهان این گونه است. اما امام برای ما بیش از این است. ایشان سمبل و نماد انقلاب علیه طاغوتها، مستکبران و نظامهای استبدادی میباشد. به طوری که موفق شد روح امید را در جانهای مستضعفان بدمد. ایشان، نظریه اراد? ملتها در مقابل اراد? مستکبران را احیا کرد. بدین ترتیب، امام برای ما بیش از یک سمبل دینی مطرح است، نه تنها برای ما، بلکه برای هم? مستضعفان جهان."40
پس از ارتحال امام(ره)، حزبالله رهبر معظم انقلاب حضرت آیتالله خامنهای را به عنوان ولیفقیه خویش شناخته است. پیروی و اطاعت حزبالله از مقام معظم رهبری ـ ولی امر مسلمین ـ بر هیچکس پوشیده نیست؛41چنانکه رهبر مقاومت حزبالله بر دستان ایشان بوسه زده و خود را سرباز ایشان معرفی مینمایند. سیدحسن نصرالله در یک گفتگوی خبری دربارة مقام معظم رهبری چنین فرمود: "در طول مراحل مقاومت و جهاد خدمت مقام معظم رهبری (دامظلهالشریف) میرسیدیم و ایشان همواره بر این روابط معنوی با خداوند سبحان و توکل به خدا و ارتباط با خدا و انس با قرآن و دعا تأکید میکرد.... امروز ما وارد مرحلة پیروزیها شدهایم و انشاءالله با ایمان و اراده و یقین و وحدت، و وجود رهبری شجاع و حکیم و مورد تأیید خداوند سبحانه و تعالی، انشاءالله با هیچ شکستی روبهرو نخواهیم شد." 42
سیدحسن نصرالله در سخنرانی خود هم در سالروز میلاد حضرت حجتبنالحسنالعسکری(عج) پس از تبریک این روز به ملت لبنان میگوید: "...همچنین تبریک میگویم به برپا دارنده پرچم و فرمانده دولتش و زمینهساز بزرگ حکومتش در زمین، کسی که با اراد? پرصلابت و ایمان مهدی گونهاش، هم? طاغوتهای جهان را به مبارزه میطلبد و در برابر هم? طوفانها و زلزلهها با عزمی راسخ ایستادگی میکند، یعنی حضرت آیتاللهالعظمی امام سیدعلی خامنهای (دامظلّهالشّریف)".43
نتیجه
با مروری اجمالی بر این مقاله چند نتیجه حاصل میشود:
در پیروزی مقاومت حزبالله برخی عوامل دخیل بودند که دست کم از دید طراحان نظامی دشمن پنهان بوده و برای آنها قابل محاسبه و پیشبینی نبود.
این عوامل که انتظار سازنده جزئی از آنهاست، به منزله دکترین و فراتر از باوری مذهبی میان حزب الله مطرح است. در واقع فرهنگ درخشان انتظار به عنوان یک نظریه راهبردی در تمام عرصههای فردی و اجتماعی در نظر گرفته میشود.
امیدزایی و حرکتآفرینی، عدالتگرایی و ظلمستیزی، ولایت محوری و پیوند با مقام ولایت، اطاعتپذیری از ولیفقیه (درمرحله اول حضرت امام خمینی(ره)و در حال حاضر مقام معظم رهبری حضرت آیه الله خامنهای) که همگی برایند فرهنگ انتظار هستند، روح مقاومت را در نهضت حزبالله زنده نگاه داشته و آنها را در مبارزه با مستکبرین تا رسیدن به قله پیروزی ثابتقدم و استوار ساخته است.
بدون شک بررسی و معرفی دقیق نقش فرهنگ انتظار در پیروزی مقاومت حزبالله و اشاعه و پر و بال دادن به آن باعث میشود تا دنیای اسلام بتواند آگاهانه از مکتب امامت و ولایت بهره برده و در مسیر مبارزه خود با دشمن امیدوار و استوار گردد.
سوتیترها
در پاییز 1982 کمیتهای نه نفره متشکل از روحانیون شیعه، شخصیتهای وابسته به جنبش امل، حزبالدعوة لبنان، کمیتههای یاری انقلاب اسلامی و بعضی از شخصیتهای مستقل تشکیل شد. این کمیته مأموریت داشت تا یک تشکیلات سیاسی جدید را براساس "پایبندی به ولایتفقیه و نبرد با اسرائیل" پیریزی کند.
در اندیشه حزبالله عناصر معنوی و فرهنگی بر عناصر فیزیکی، مکانی و زمانی ترجیح داده شده و باورهای دینی مهمترین استراتژی این جنبش برای مبارزه با دشمن است. سیدحسن نصرالله، دبیرکل حزبالله، در مصاحبهای میگوید: حزبالله یک جنبش نظامی نیست، ما یک جنبش اسلامی و ایمانی هستیم.
آموزههایی همچون موعودگرایی، انتظار فعال، اجتهاد سازنده و مرجعیت و ولایت فقیه، پویایی خاصی به مکتب تشیع بخشیده و این مذهب را به دکترین پیشرو جهان اسلام مبدل ساخته است. بر این اساس بایستی اظهار داشت که آموزه انتظار از ارکان اساسی جنبشها و حرکتهای آزادیبخش و تحولآفرین جوامع شیعی میباشد. جنبش شیعی حزبالله هم از این قاعده مستثنی نبوده است
پایداری بر اصل تأیید شده مقاومت و ایستادگی در برابر ظالم، از بارزترین مؤلفههای تأثیرپذیری حزب الله از گفتمان مهدویت میباشد. اندیشه ظلمستیزی و مقاومت، که با اقدامات امام موسی صدر و شهید دکتر مصطفی چمران تحولی شگرف یافته بود، پس از شکلگیری حزبالله وارد مرحلهای تازه شده و در بین عامه مردم این منطقه فراگیر گشته است. حزب الله در حرکت ظلم ستیزی خویش بیشترین بهرهبرداری را از آموزههای مهدوی نمودند.
پذیرش کامل نظریه ولایتفقیه و حاکم نمودن آن بر شئونات مردمی و سازمانی، مبنا قرار دادن آن در همگراییها و واگراییها، ملاک دانستن و انطباق بایدها و نبایدهای خود با آن، نمونههایی از حلقههای وصل حزبالله با مقام ولایت است. پیروی و اطاعت حزبالله از مقام معظم رهبری ـ ولی امر مسلمین ـ بر هیچکس پوشیده نیست؛ چنانکه رهبر مقاومت حزبالله بر دستان ایشان بوسه زده و خود را سرباز ایشان معرفی مینمایند. سیدحسن نصرالله در سخنرانی خود هم در سالروز میلاد حضرت حجتبنالحسنالعسکری(عج) پس از تبریک این روز به ملت لبنان میگوید: "...همچنین تبریک میگویم به برپا دارنده پرچم و فرمانده دولتش و زمینهساز بزرگ حکومتش در زمین، کسی که با اراد? پرصلابت و ایمان مهدی گونهاش، هم? طاغوتهای جهان را به مبارزه میطلبد و در برابر هم? طوفانها و زلزلهها با عزمی راسخ ایستادگی میکند، یعنی حضرت آیتاللهالعظمی امام سیدعلی خامنهای (دامظلّهالشّریف)".