برخی از تحلیلگران اقتصادی دنیا با اعتقاد به شباهتهای زیاد چین و هند در جهانیسازی رفته رفته تا جایی پیش میروند که نام این دو کشور را در هم ادغام کردهاند ولی در واقع این تحلیلی است که با نگاهی منحصر به وضعیت کنونی این دو کشور به دست میآید و در طولانی مدت، جهانیسازی در این دو کشور در سطح زیادی با هم فرق خواهد کرد. به بیان سادهتر چین و هند کشورهایی متفاوت هستند که از قضا در جادهای مشترک برای جهانیسازی قرار گرفتهاند. این تفاوت دو غول اقتصادی آسیا با تداوم تعقیب منافع ملی خود توسط هر کدام از آنها رفته رفته نمایان خواهد شد. این منافع عبارتند از لزوم دسترسی به بازارهای مصرف، منابع طبیعی و متحدان راهبردی.
فرقهای اساسی چین و هند جنبه سیاسی دارند. رهبری سیاسی چین با چالشهایی عمده در عرصه مدیریت جهتگیریهای اصلی اقتصاد خود روبهرو است؛ حکومت چین باید رشد اقتصادی سریع مبتنی بر سرمایهگذاری و صادرات را تداوم بخشد و این کار را به قیمت پائین نگه داشتن سطح دستمزدها و مصرف داخلی انجام میدهد و در عینحال در عرصه سیاسی مخالفت با سیاستهای خود را تحت کنترل دارد. در مقابل حکومت هند اجازه بحث بازتری در مورد تهدیدات و اهداف اجتماعی میدهد. اگر هندیها مخالف سیاستهای دولت باشند میتوانند دولتمردان خود را به طور صلحآمیز از طریق انتخابات تغییر دهند.
مشخص کردن این که کدام یک از روشهای مذکور یعنی روش چین یا هند برای ارتقای سطح زندگی مردم و مدیریت روند جهانیسازی مؤثر بودهاند، بستگی به بررسی شاخصهای خاصی دارد که عبارتند از: رشد اقتصادی، کاهش فقر، ثبات سیاسی، گسترش اقتصادی و نحوه حل مسائل به وجود آمده در صحنه مدیریت اقتصادی کشور. در چین نرخ بالای رشد اقتصادی منجر به کاهش قابل توجه میزان فقر گردیده است. در حالی که در هند کاهش فقر با روندی آهستهتر از چین انجام شده است. طبق دادههای بانک جهانی و صندوق بینالمللی پول بین سالهای 2004 ـ 1981 تعداد افراد چینی که از فقر مطلق خارج شدهاند بیش از 500 میلیون نفر بودهاند در حالی که در هند تعداد افراد دچار فقر مطلق تقریباً ثابت مانده است.
علاوه بر این هند به اندازه چین آزمونهای بسیار وسیع اجتماعی ـ اقتصادی را پشتسر نگذاشته است. این آزمونها شامل سیاست نه چندان موفق حرکت بزرگ به سوی جلو، کوره رقابت داخلی نافرجام، کمونیستی کردن اجباری چین میشود که منجر به قطعی و مرگ حدود 30 میلیون چینی گردیدهاند. از سوی دیگر بسیاری از موارد عدم پیشرفت هند در عرصههای اجتماعی تا حد زیادی ربطی به جهانیسازی ندارد و ارائه خدمات اجتماعی در این کشور به خاطر مشکلاتی داخلی مثل نظام اداری عریض و طویل و فساد مالی دچار پیچیدگی گردیده است. مشکلاتی که قبل از طرح مسأله جهانیسازی در هند وجود داشتهاند. ولی جهانیسازی موجب گردیده هندیها از پیشرفتهایی که بدانها باید دست یابند آگاه شدهاند به خصوص وقتی ملت خود را با چین مقایسه میکنند.
گرچه زندگی سیاسی در هند آمیخته با فساد و تمایزات بسیار متنوع مذهبی و قومی است، سیستم سیاسی این کشور توانسته نظامی انتخاباتی را به کار گیرد و با این کار سوپاپ اطمینانی برای نارضایتی عمومی قرار داده است. هند برعکس همسایگان خود هیچگاه دستخوش کودتاهای نظامی یا جنگهای داخلی نگردیده است.
روابط چین و هند در سال 2000 با دیدار رهبران دو کشور با هم و توافق آنها برای افزایش مبادلات بازرگانی تا سطح 10 میلیارد دلار با گسترش روبهرو گردید و روابط دو کشور هماکنون در مقایسه با دهههای گذشته در گرمترین سطح قرار دارد. ولی اقتصاد چین و هند رفته رفته در حال تبدیل شدن به رقبای یکدیگر هستند. چین از چندی قبل به سهولت در بخش تولیدات صنعتی تسلط یافته و تسلط هند هم در بخش خدمات میباشد. در واقع هند همیشه به دلیل عدم گسترش بخش صنعتی خود به منظور ایجاد اقتصادی متوازنتر مورد انتقاد بوده است. در مقابل رشد بخش صنعت در هند با جهانی شدن چند شرکت بزرگ هندی که در عرصه تولید خودرو، فلزات و معدن و تولیدات شیمیایی فعالیت میکنند در حال کسب اهمیت است. امروزه شرکتهای هندی و چینی از اکتشاف نفت گرفته تا شرکت در بخش معدن آفریقا در نقاط دور دست کره زمین مثل زیمبابوه، شرق آفریقا و آمریکایلاتین روز به روز بیشتر مقابل هم قرار میگیرند.
اگر چه چین در بخش صنعت و هند در بخش خدمات فعالیت دارند و این امر به عنوان پردهای پرزرق و برق برای پوشاندن اختلافات دو کشور عمل میکند ولی باید به دلیل رقابت این دو نیز توجه شود، چین روند جهانی شدن و توسعه اقتصادی را زودتر از هند آغاز کرده و صادرات آن دارای تنوع بیشتری میباشد. در مورد هند اقتصاد این کشور با هدایت بخش خدمات در حال پیشرفت میباشد و تأثیر گستردهای نیز بر بخش صنعت صورت میگیرد. همچنین تسلط یافتن هند بر منابع و ثروتهای غربی در مقایسه با چین با مخالفت دو غرب مواجه میشود چرا که تعامل هند با غرب مسالمتآمیزتر است و هند یکی از دموکراسیهای بزرگ جهان دانسته میشود که زبان رایج آن انگلیسی بوده و جزو کشورهای مشترکالمنافع نیز میباشد.
یکی از ریشههای اساسی رقابت روبه افزایش هند و چین در عصر جهانیسازی این میباشد که چین میل کمی در باقیماندن به عنوان مرکز سختافزاری و صنعتی آسیا دارد و در مقابل هند هم نمیخواهد فقط مرکز نرمافزاری آسیا و فعال در عرصه خدمات باقیبماند. در هر دو کشور شرکتهایی وجود دارند که در حال روآوردن به بخشهای خدمات و صنعت هستند.
به نظرمیرسد چین مایل است هند در حد حکومتی منطقهای در جنوب آسیا باقیبماند که بتوان آن را مهار کرد. هند نیز به نوبه خود اهداف بزرگتری دارد و بویژه آن که شرکتهای هندی در حال تجربه گسترش جهانی حوزه فعالیت خود هستند. تمایلات این دو ملت در آینده نویددهنده رقابتی روبه فزونی است که در بستر آن هر دو کشور در پی پیشبرد منافع ملی خود از طریق باز کردن بازارها و عرضه سرمایه همراه با گسترش قدرت نرمافزاری با پشتوانه قدرت نظامی میباشند.