تاریخ انتشار : ۰۸ آبان ۱۳۸۷ - ۱۲:۵۰  ، 
کد خبر : ۵۴۶۲۱

ترکیه؛ میدان رقابت اسلام و غرب

سیدعباس احمدی / کارشناس مسائل جغرافیای سیاسی و ژئوپلیتیک مقدمه:‌ آیا ترکیه کشوری است آسیایی یا اروپایی؟ آیا می‌توان این کشور را به عنوان یک کشور غربی و دموکرات به شمار آورد که مشابه همسایگان خود در اروپا عمل می‌کند و با ترویج فرهنگ لائیک و نمادهای دموکراسی‌خواهی ممکن است در آینده به اتحادیه اروپا بپیوندد و بخشی از اروپا محسوب شود یا اینکه جغرافیای آسیایی ترکیه آنرا همچنان عرصه کشمکش و تقلای اسلام و غرب خواهد کرد که در آن اسلام‌گرایان بر ارزشهای اسلامی مردم به عنوان یک کشور مسلمان تاکید می‌کنند. به هر حال انتخابات زود هنگام اخیر در ترکیه بار دیگر نشان داد که بررسی تحولات این کشور پیچیده‌تر از آنی است که بتوان به راحتی درباره آن به قضاوت پرداخت. کشوری که به گونه‌ای جالب و استثنایی از وحدت هویتی محروم شده و حتی در متغیر سرزمینی نیز نیمه‌ آسیایی ـ نیمه‌ اروپایی است و گاه جنبه‌های هویتی آن در ابعاد تاریخی، دینی، سرزمینی و... تا تضاد کامل پیش می‌روند. به راستی سرنوشت آینده ترکیه که از چنبره‌ای از هویت‌های گوناگون گرفتار شده است، چه‌ گونه خواهد بود؟

هویت دو گانه

از یک طرف ترکیه با برخورداری از جغرافیایی آسیایی خود دارای سابقه طولانی و پشتوانه عظیم تاریخی و فرهنگی است که اکثریت عظیم مردم آن مسلمانند و در زمانی نه‌ چندان دور امپراتوری عثمانی، یعنی آخرین نمونه خلافت اسلامی را اداره می کردند و هنوز هم بیش از هر چیز خود را مسلمان می‌دانند و اغلب نمادها و نمود‌های تاریخی و فرهنگی آنها خمیر مایه شرقی دارد. از طرفی دیگر می‌توان ترکیه را کشوری در منتهی‌الیه شرق اروپا و در سواحل مدیترانه به شمار آورد که با غلبه نظام سیاسی لائیک، اکنون رسما به صورت دمکراتیک اداره می‌شود و نهادهای مدنی و سیاسی و حقوقی آن با معیارها و هنجارهای اروپایی انطباق دارد و مردم و دولت آن یکصدا و همسو در تلاشند تا هر چه سریعتر به اتحادیه‌ای بپیوندند که نماینده وحدت و هماهنگی منافع اروپایی است و در این راه از هیچ گونه کوششی دریغ نمی‌کنند و حتی تحقیر را به جان می‌خرند به این امید که زمان بزرگی فرا رسد.

این هویت دو گانه باعث شده تا این کشور به عنوان یک نمونه جالب از رقابت ژئوپلیتیک بین اسلام و غرب در آید که در مواردی عرصه تاخت و تاز نمادها و تظاهرات فرهنگ غربی می‌شود و در برخی زمینه‌ها ارزش‌ها و هنجارهای اسلامی و شرقی در آن آشکارا خودنمایی می‌نماید. انتخابات اخیر پارلمانی ترکیه نیز نمونه‌ای از این واقعیت بود که در آن اسلام‌گرایان توانستند به پیروزی چشمگیری دست یابند و اکثریت کرسی‌های مجلس را به خود اختصاص دهند.

به طور طبیعی این سوال پیش می‌آید که چرا در کشوری که قانون اساسی آن مذهب را به رسمیت نمی‌شناسد و دغدغه‌های حکومت لائیک مبنی بر جدایی دین از سیاست در آن توسط سیاست پیشه‌گان و نظامیان ارتش ترویج می‌شود، نتایج انتخابات به سمت‌ و سویی کشیده می‌شود که اسلام‌گرایان می‌توانند اکثریت کرسی‌های پارلمان را از آن خود کنند؟ در ترکیه امروزی و در آوردگاه رقابت‌آمیز نمادهای نظام لائیک و نهادهای جامعه غربی و ارزشهای اسلامی و کهن تمدن شرقی، پیروزی از آن کیست؟

بدون اینکه بخواهیم گرایش‌های غربی مبتنی بر بنیانهای نظام لائیک،‌ یا وجود مدرنیته طرفدار جدایی دین از سیاست و یا جریانهایی که بی‌صبرانه الحاق جامعه مسلمان ترکیه را به اتحادیه اروپایی انتظار می‌کشند را کتمان کنیم، لازم است برخی واقعیت‌های ترکیه را مرور کنیم.

ابتدا اینکه بر هر محققی روشن است که ترکیه شدیدا از زیربناهای غنی فرهنگ اسلامی بهره‌مند است. این کشور حدود 600 سال مرکز خلافت دنیای اسلام بوده و مردم آن دارای اعتقادات مذهبی عمیقی می‌باشند. 98 درصد مردم این کشور مسلمانند و 2 درصد بقیه مسیحی، ‌کلیمی، و پیروان سایر ادیان می‌باشند. در عین حال طبق قانون اساسی ترکیه، این کشور دین و مذهب رسمی ندارد. در نخستین قانون اساسی جمهوری ترکیه که در سال 1924 میلادی تهیه شد، دین رسمی جامعه ترکیه اسلام تعیین گردید اما در اصلاحات سال 1928 این اصل حذف و با تاکید بر جدایی دین از سیاست،‌ ترکیه کشوری با دولت و حکومت لائیک معرفی شد. با این وجود چنین به نظر می‌رسد که مسلمانان ترکیه مردم مومن و با ایمان بوده و به انجام فرایض دینی و مذهبی خود پایبند هستند. به‌ گونه‌ای که هر روز:

5/2 میلیون نفر از مردم ترکیه برای انجام عبادت به مساجد می‌روند.

11 میلیون نفر از مردم هر جمعه برای شرکت در نماز جمعه به مساجد می‌روند.

19 میلیون نفر برای شرکت در مراسم عید فطر در پایان ماه رمضان و عید قربان به مساجد می‌روند.

55 درصد مردم ترکیه بین سنین 46 تا 60 سال روزه می‌گیرند.

80 درصد دانش‌آموزان مدارس و 54 درصد دانشجویان دانشگاهها در ماه رمضان روزه می‌گیرند.

موارد فوق و نشانه‌های فراوان دیگر، جملگی نشان می‌دهند که ترکیه کشوری اسلامی است. کشوری که اسلام در زندگی روزمره مردم آن جریان دارد و در دهه‌های اخیر به اندازه‌ای قدرت خود را در ذهن و دل اکثریت غالب مردم باز یافته است که احزاب اسلامی با حمایت مردمی، یکی پس از دیگری ظهور می‌کنند و در اندک مدتی زمینه سیاسی قدرتمندی پیدا می‌کنند. هرگاه یکی از این احزاب با فشار و سرکوب از دور خارج شده است، بلافاصله حزبی با توان و آمادگی بیشتر پشتیبانی مردمی باز هم افزونتری کسب کرده و اینک کار به جایی رسیده است که حامیان دمکراسی لائیک ترکیه ناچار شده‌اند، ‌خشمگین و خجلت‌زده ظهور یک حکومت اسلام‌گرا را با هدایت حزبی که تنها چند ماه پس از تاسیس از همه احزاب رقیب لائیک و ناسیونالیست در انتخابات پیشی گرفت، بپذیرند.

مساله در این جا است که در گیر و دار سیاست‌های لائیک و تبلیغات مربوط به پیوستن به اتحادیه اروپا اغلب فراموش می‌شود که این کشور از بنیانهای قوی اسلامی و دینی برخوردار است و مردم آن علی‌رغم پذیرش بیشتر واقعیت‌های ناشی از تحولات طبیعی، مایلند که اعتقادات، آئین‌ها و مراسم مذهبی خود را داشته باشند. اما گاه این مسائل تا آنجا پیش می‌رود که انگار از دید ناظران سیاسی هیچ اهمیتی ندارد که مردم این کشور چه دین و آئینی دارند و به چه مسائلی اعتقاد دارند. اطلاعات درباره نقش‌آفرینی جنبه‌های اسلامی مردم مسلمان ترکیه بسیار اندک است. به عنوان نمونه جامعه شیعیان این کشور کاملا ناشناخته مانده است. به گونه تعجب‌‌آمیزی غالبا فراموش می‌شود که 25 درصد جمعیت ترکیه یعنی حدود یک چهارم آنها شیعه مذهبند. به گفته کارشناسان با در نظر گرفتن اینکه قبل از پیدایش جمهوری ترکیه، طی قرون متمادی امپراتوری عثمانی مهمترین حامی تسنن در جهان بوده، این رقم کوچکی نیست. با توجه به نقش فراموش شده جامعه شیعه مذهب ترکیه در اینجا اشاره‌ای مختصر به وضعیت شیعیان این کشور می‌کنیم.

شیعیان ترکیه

شیعیان ترکیه که از آنان با عنوان "علویان" یاد می‌شود در شمال شرقی آناتولی ساکن هستند. آنان مدت‌های مدیدی به نام "قزلباش" شناخته می‌شدند که در واقع به ریشه صحرانشین ترکمن آنان بر می‌گردد. پایه گرفتن مذهب شیعه در این قسمت از آناتولی به قرن هفدهم یعنی زمانی برمی‌گردد که تشیع در تمام این خطه پهناور مابین صحرانشینان به شدت گسترده بود. علویان به مانند ایرانیان پیرو مکتب شیعه دوازده امامی بوده با این تفاوت که یک روحانیت سازمان یافته و منسجم ندارند.

از دیگر ویژگی‌های شیعیان ترکیه که آنان را تا حدودی از هم‌کیشان عرب جنوبی‌شان متمایز می‌سازد، دلبستگی به زبان ترکی است. در حقیقت علویان ترکیه به عنوان شیعیانی که در پیرامون جامعه سنی قرار دارند، همواره عربی را به عنوان زبان مذهبی طرد کرده‌اند. دلبستگی به زبان ترکی، آنان را مبدل به ملی‌گرایان ترک نموده است. ملی‌گرایان چپ‌گرایی که نسبت به قدرت‌های غربی بدبین بوده و با شوروی نیز روابط خصمانه دارند. تناقض نهایی فرقه علویان در این است که این مهد ملی‌گرایی ترک در برگیرنده یک اقلیت بزرگ غیر ترک یعنی کردها می‌باشد. این کردهای علوی از دو جانب زیر محرومیت قرار دارند. از نظر تاریخ ترکیه سنتی، ‌آنها شیعیانی هستند در یک دنیای سنی و کردهایی هستند در یک دنیای ترک و از طرف دیگر مورد سوءظن کردهای علوی اقلیتی در اقلیت محسوب می‌شوند.

به هر حال شمار زیاد علویان ترکیه که تقریبا تشکیل دهنده یک چهارم جمعیت ترکیه هستند و نیز پراکندگی آنان در سراسر ترکیه، به خصوص بعد از پیشرفت‌های اقتصادی و توسعه شهرنشینی در این کشور، آنان را به یک عامل مهم ژئوپلیتیک داخلی ترکیه تبدیل ساخته است.

نتیجه

ترکیه، این کشور و جامعه پیچیده را نه از طریق کانال‌های تلویزیونی می‌توان شناخت و نه از طریق رسانه‌های نوشتاری. رسانه‌های گوناگون تصویری که از ترکیه می‌دهند با واقعیت ترکیه خیلی متفاوت است. ترکیه را باید از درون آن شناخت.

شناخت صحیح این کشور برای سیاستمداران و تصمیم‌‌گیران سیاسی کشور ما بسیار مهم و ضروری است. ترکیه همسایه مهم ماست، یک کشور اسلامی که طبق اصول سیاست خارجی ما دارای دو ویژگی قابل ملاحظه‌ است. ترکیه هم کشور همسایه ما است و هم کشوری اسلامی محسوب می‌شود. وجود ظرفیت‌های فراوان این کشور و حتی رویکرد آن برای پیوستن به اتحادیه اروپایی در ایران می‌تواند به عنوان فرصت قلمداد شود.

مسائل ترکیه که نمونه‌ای از آن در انتخابات اخیر نیز خودنمایی کرد ناشی از واقعیت‌های تاریخی و جغرافیایی آن است. 97 درصد از سرزمین این کشور در آسیا قرار گرفته و حتی نام "آسیای کوچک" را به خود گرفته است. مساله‌ای که به صورت مانع اساسی ورود به اتحادیه اروپا عمل می‌کند. 98 درصد شهروندان کشور پیرو دین اسلام هستند و به آئین و آموزه‌های دینی اسلام اعتقاد دارند. از این جهت نیز تفاوتی اساسی با کشورهای مسیحی اروپا دارد. این تفاوت بنیادین دینی و فرهنگی باعث شده تا نخبگان غربی با پذیرش ترکیه به عوان یک جامعه غربی مخالفت کنند. وجود بنیانهای یک نظام مخالف این واقعیت‌ها و نیز اعمال قدرت فیزیکی نیروهای ارتش برای تبدیل جامعه این کشور به یک جامعه غربی، بدون تردید نمی‌تواند واقعیت‌های موجود را نادیده بگیرد و آنرا تغییر دهد. در کنار این هویت اسلامی اما وجود گرایش‌های غربی و رواج برخی فرهنگهای جدید اروپایی منتفی نیست. جامعه ترکیه رمز بقای خود را در همین هویت دوگانه گاه متناقض یافته است. کشوری که بیش از هر چیز دیگری با زیربناهای هویت اسلامی و نمادها، نشانه‌ها و گرایشات فرهنگ غربی شناخته می‌شود.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات