مرتضی مکی
برخی رسانههای غرب سفر خانم آنگلا مرکل به واشنگتن را آغاز فصل جدید در روابط آلمان و آمریکا بررسی کردند. عدهای سفر مرکل به آمریکا را در چارچوب همسویی بابلر برای تشکیل محور همکاری مشترکی میان لندن ـ برلین و واشنگتن مورد توجه قرار دادند.
برخی نیز با اشاره به شعارهای آنگلا مرکل در نزدیکی به آمریکا پیش و پس از رسیدن خانم مرکل به صدراعظمی، او را با مارگات تاچر، نخستوزیر پیشین انگلیس مقایسه میکنند و از مرکل به عنوان تاچر آلمان یاد میشود.
اما صدراعظم آلمان در اجرای برنامه سیاست خارجیش برای بهبود در روابط با آمریکا پس از یک دوره تنش با محدودیتهای زیادی مواجه است.
آگاهی از همین محدودیتهاست که آنگلا مرکل را بر آن داشته که به دنبال یک رابطه متوازنی با آمریکا و در عین حال خدشهدار نشدن سیاست اروپاگرایی آلمان باشد. براساس شرایط جغرافیایی، روند تاریخ، مشکلات و چالشهای پیشروی آلمان در اتحادیه اروپا و در نهایت ترکیب دولت ائتلافی آلمان، آنگلا مرکل با تناقضات بسیاری برای نزدیکی به آمریکا روبهرو است.
اختلافات آلمان و آمریکا به موضوع عراق محدود نمیشود که مرکل بخواهد با کنار گذاشتن اختلافات پیرامون این مساله، سطح مناسبات ساسی برلینـ واشنگتن را افزایش بدهد. 2 کشور همچنان در مورد چگونگی مبارزه با تروریسم اختلاف عمیقی دارند. در حایل که آمریکا بر جنبههای سختافزاری مبارزه با تروریسم تاکید دارد. آلمان مخالف هرگونه اقدام فراقانونی و نقض حقوق بشر به بهانه مبارزه با تروریست است. آنگلا مرکل اگر خود به این مساله اعتقاد نداشته باشد افکار عمومی و احزاب آلمان مخالف اقدامات یکجانبهگرایانه و ناقض حقوق بشر امریکا و همچون زندانهای مخفی برای شکنجه مظنونین به اعمال تروریستی هستند. در همین راستا صدراعظم آلمان چند روز پیش از سفر به واشنگتن در مصاحبهای با هفتهنامه اشپیگل خواستار بسته شدن زندان گوانتانامو شد. آمریکا نیز بلافاصله پایان درخواست صدراعظم محافظهکار آلمان مخالفت کرد.
در حایل که آلمان برای ارتقای جایگاه خود در عرصه تحولات جهانی به دنبال کسب کرسی دایم در شورای امنیت سازمان ملل است. دولت بوش با هرگونه اصلاحاتی در ترکیب شورای امنیت مخالفت میکند. نپویستن آمریکا به دیوان کیفری بینالملل و خروج از نپویستن آمریکا به دیوان کیفری بینالملل و خروج از پیمان کیوتو چالشهای بزرگی را پیش روی خانم مرکل در اتخاذ سیاستی میانه بین دو سوی آنتلانتیک قرار داده است. آلمان به عنوان یک قدرت محوری در اتحادیه اروپا میکوشد با محوریت قوانین و حقوق بینالملل در عرصه تحولات جهانی نقشآفرینی کند.
این در حالی است که دولت بوش برای پیشبرد اهداف سیاست خارجیاش هیچ تعهدی به رعایت مرزهای حقوق بینالملل ندارد. در نوع مناسبات با روسیه و چین نیز اختلافات بسیاری میان برلین و واشنگتن است. آلمان در روابط با روسیه و چین شرایط ژئوپولتیک و منافع اقتصادی میانمدت و بلندمدت خود را مدنظر دارد، اما آمریکا به چین و روسیه نه به عنوان شریک که به عنوان یک رقیب مینگرد و سیاست خارجیاش در قبال این کشورها را نیز بر همین اساس طراحی کرده است.
در مجموع باید گفت نباید انتظار تحول جدی در روابط آمریکا و آلمان در دوره صدراعظمی مرکل را داشت. از لحاظ سیاسی و دیپلماتیک روابط آمریکا و آلمان دوستانهتر خواهد شد. اما با توجه به محدودیتهایی که پیشروی آنگلا مرکل قرار دارد. هیچگاه محور همکاری و همگرایی برلین ـ واشنگتن به اندازه محورهمگرایی لندن ـ واشنگتن نخواهد رسید.