*یکی از موضوعاتی که در سالهای اخیر و طی انتخاباتهای چند سال گذشته مطرح بوده و از اهمیت ویژهای برخوردار است، وحدت جریانهای اصولگراست. در آستانه انتخابات مجلس هشتم این موضوع یک بار دیگر در کانون توجهات قرار گرفته است. به نظر شما چه راهکارهایی برای تحقق این مهم قابل تصور و ارائه است؟
**به نظر من یکی از بایستههای وحدت اصولگرایان اصرار به حفظ ارزشهای اسلامی، دینی، اجتماعی، سیاسی و اقتصادی است. یکی دیگر از بایستههای وحدت پذیرش محوریت ولایت فقیه توسط تمام گروههای اصولگراست و به نظر من سخنان ولی فقیه باید فصلالخطاب باشد. دشمنشناسی و آگاهی به روشهای دشمنان از دیگر بایستههای وحدت اصولگرایان به شمار میآید. دوستان اصولگرا باید همدیگر را در روشهای دشمنی و دشمنشناسی یاری کنند. پرهیز از زنده کردن اختلاف سلیقههای گذشته و پذیرش روش علمی ـ اسلامی برای اداره جامعه از دیگر بایستههای وحدت اصولگرایان به شمار میآید. یکی از عوامل اختلاف در جبهه اصولگرایان زنده کردن اختلافات انتخابات ریاست جمهوری سال 84 است که عموم گروهها باید آن اختلافات را فراموش کنند که در غیر این صورت راهی باز میشود که عدهای بتوانند وارد این جبهه شده و ایجاد شکست نمایند که در این صورت باز هم دچار مشکل خواهیم شد. اصولگرایان دارای وجوه مشترک بسیاری هستند که باید بر روی این وجوه مشترک تاکید کنند. هوشیاری از نیفتادن در دام مخالفان اصولگرایی یکی دیگر از مسائلی است که اصولگرایان باید برای وحدت در نظر داشته باشند. دوستان اصولگرای ما باید بدانند که اختلافات بین دو جناح در کشور بنیادی و اصولی است. لذا دوستان ما باید به جد از تضعیف یکدیگر بپرهیزند که این امر به تضعیف کلیت جبهه اصولگرایی و رشد جبهه مقابل منجر خواهد شد.
*موضوعی که در دو انتخابات گذشته در جبهه اصولگرایی مطرح بود، جوانگرایی و حضور آنان در صحنه انتخابات است. آیا میتوان به اسم جوانگرایی نقش بزرگان و پیشکسوتان اصولگرایی را نادیده گرفت؟
**جوانان اصولگرا میبایست در فعالیتهای سیاسی خود به بزرگان و پیشکسوتان اصولگرا احترام بگذارند و از تضعیف یکدیگر بپرهیزند. جوانگرایی هیچگاه به معنای نادیده گرفتن بزرگان اصولگرا نیست. افرادی مانند آیتالله مهدویکنی، عسکراولادی و یا حجتالاسلام ناطقنوری و هاشمیرفسنجانی را نباید نادیده گرفت. این افراد برای نظام و انقلاب زحمت و شکنجه فراوانی کشیدهاند و نمیتوان به بهانه حرکتهای بلدوزری احترام این افراد را نگه نداشت. افراد با سابقه و با تجربه اصولگرا نقش مفیدی در وحدت گروههای اصولگرا خواهند داشت. در عینحال گروههای اصولگرا باید بر تقویت روحیه جوانگرایی تاکید کنند و این موضوع را مورد توجه قرار دهند. بزرگان و پیشکسوتان اصولگرا باید زمینه رشد جوانان و فضا را برای حضور آنان در صحنههای سیاسی فراهم کنند.
*یکی از نیازهای اساسی جبهه اصولگرایی حضور نخبگان جامعه در این جبهه است. اصولگرایان در این راستا چه فعالیتهایی انجام دادهاند؟ به نظر شما اصولگرایان در تدوین لیست واحد چه نکاتی را باید مورد توجه قرار دهند؟
**یکی دیگر از بایستههای اصولگرایی تربیت، شناسایی، کشف و ایجاد زمینههای رشد و شناسایی نخبگان اصولگرا است و اصولگرایان باید برای ایجاد وحدت در کشور به تخصصهای مورد نیاز جامعه توجه کنند و در عینحال با خارج شدگان از مسیر اصولگرایی برخورد قاطعی داشته باشند. ما باید برای جذب چهرههای ارزشمند و معتدل تلاش و جدیت مضاعفی به خرج دهیم و نباید نگاه صفر و صد به نیروها داشت.
*بعضیها سعی دارند با مقابل هم قرار دادن مجلس و دولت، این گونه القا کنند که میان اصولگرایان اختلاف وجود دارد آیا مجلس اصولگرای هفتم طی دو سال گذشته سیاست تقابل با دولت را دنبال کرده است؟
**از جمله راهکارهای تحقق وحدت بین اصولگرایان تقویت وحدت بین مجلس و دولت اصولگرا به عنوان ارکان نظام جمهوریاسلامی است. اقلیت حاضر در مجلس میخواهد فضای حکومت دولت را در مجلس ایجاد کند اما نباید اصولگرایان مجلس چنین اجازهای را به اقلیت بدهند. خوشبختانه بین دولت و مجلس جلسات خوبی برگزار شده است و برخی از مسائلی که بعضی افراد به آنها برای ایجاد تفرقه میان اصولگرایان دلبسته بودند در حال حل شدن است. اعضای مجلس و دولت باید از تضعیف متقابل و فراکنی یکدیگر به شدت پرهیز کنند.
*منتخبان اصولگرایان کار تهیه لیست کاندیداهای این جبهه را آغاز کردهاند. به نظر شما در انتخاب کاندیداها چه نکاتی باید مورد توجه قرار گیرد؟
**آنچه که ما باید در گزینش کاندیداها در جبهه اصولگرایی مورد توجه قرار دهیم پرهیز از تفکر صفر و صداست البته این نکته را نیز نباید فراموش کنیم که تساهل و تسامح منجر به روی کار آمدن افراد فرصتطلب و انسانهای بوقلمونی خواهد شد. ما باید بر ارائه لیست واحد و اجماع بر سر آن اصرار داشته باشیم و از ایجاد توقع غیر واقعبینانه پرهیز کنیم.
*یکی از انتقاداتی که در مجلس و بیرون از مجلس به دولت میشود این است که دولت از برنامه چهارم عقب است؟ این انتقاد تا چه اندازه به واقعیت نزدیک است؟
**من این دولت را از برنامه عقب نمیبینم. اما آیا با وضع سخت تحریمی که به ما تحمیل شده میتوانیم انتظار داشته باشیم که به رشد مورد نظر در برنامه برسیم. اما با این حال به نظر من تا پایان امسال به رشد 6 درصدی خواهیم رسید و در سال بعد هم رشد 8 درصدی را تجربه خواهیم کرد.
*یکی از اقدامات تاریخی دولت و مجلس اصولگرا سهمیهبندی بنزین بود که حرف و حدیثهای بسیاری پیرامون آن به وجود آمده است. عدهای این پروژه بزرگ اصولگرایان رانوعی خودزنی معرفی کردهاند. نظر شما چیست؟
**دولت به صورت کلی در صحبتهایی که با مجلس داشته است ارائه بنزین آزاد را قبول دارد اما وقت میخواهد تا نسبت به مصرف داخلی برآورد داشته باشد. مجلس هم این وقت را به دولت داده است. کلیت سهمیهبندی بنزین از افتخارات مجلس و دولت است و ما آن را ایثارگری نامگذاری میکنیم. هر چند که برخی آن را خودزنی اصولگرایان نام نهادهاند. ما در جلسهای که با وزیر کشور داشتیم 54 عیب سهمیهبندی را به وزیر کشور گفتیم و آقایان کمیتهای تشکیل دادند تا این مشکلات را یکییکی حل کنند. سهمیهبندی بنزین اقدامی شجاعانه است. ما در دوره اصلاحات از مدیران اصلاحات میخواستیم و التماس میکردیم که فکری به حال بنزین کنند اما وزیر نفت میگفت ساخت پالایشگاه صرف نمیکند و بنزین را وارد میکنیم. اصلاحطلبان قبول داشتند که مرد این میدان پرخطر نیستند و دولت هم که امروز این کار را انجام داده آن را نوعی خودزنی نام میگذارند. دولتهای قبلی آمار 7 میلیونی از تعداد خودروهای موجود در کشور ارائه داده بودند که این آمار غلط و غیرواقعی بود. به همین دلیل وقتی میخواستیم برای کارت بنزین سرشماری اتومبیل داشته باشیم متوجه شدیم که این رقم 5 میلیون و ششصدهزار بوده است. وقتی کارت سوخت توزیع میکردیم این رقم به 5 میلیون نفر رسید که در حال حاضر 6 هزارتای آن بیصاحب است.
*تعریفی که از اصولگرایی ارائه شده طیف وسیعی از افراد و گروههای سیاسی را در بر میگیرد. به نظر شما در شرایط امروز چه تفاوت اساسی میان نیروهای اصولگرا و اصلاحطلبان افراطی وجود دارد؟
**در میان اصلاحطلبان، نمازخوان و حتی نماز شبخوان و اهل خمس و زکات وجود دارد، اما باید دید فرق ما با آنها در چیست؟ فرق ما با اینها در این است که تمام هم و غمشان این بود که دین را از صحنه زندگی سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی به حاشیه برانند و ما خواهان ورود دین در همه این عرصهها هستیم. سیاست برخی از اصلاحطلبان مصطلاح سیاست ماکیاولی بود در حالی که ما سیاست را بر مبنای دیانت میخواهیم تعریف کنیم.
جدایی دین از سیاست هدف و آرزوی بزرگ دشمنان انقلاب و اسلام بوده و هست و امروز نیز به شیوههای جدیدتری دنبال میشود. آنان به شدت از اندیشههای شیعه ضربه خوردهاند و سعی دارند با شناخت این مذهب راهکارهای تضعیف آنرا بررسی کنند. آمریکا تلاش دارد شیعیان را بشناسد و بر همین اساس یک کرسی دانشگاهی تشکیل داده و از افرادی چون یوسفیاشکوری و سروش برای تدریس دعوت کرده است اما غافلاند که اینها نمیتوانند آن رئیسجمهور شیعه که دست رهبرش را میبوسد و یا آن شیعیانی که گوش به فرمان رهبرشان هستند را بشناسند.
مقام معظم رهبری
در سالهای گذشته، برخی افراد و حتی برخی مخلصان انقلاب تصور میکردند شعارهای اصلی انقلاب همچون سربلندی اسلام، عدالت، مبارزه با استکبار و تلاش برای رفع محرومیت دیگر جایگاهی ندارد و دوران آنها به پایان رسیده است و حتی برخی به این شعارها گستاخی و جسارت نیز کردهاند، اما به همت مردم و روی کار آمدن دولت نهم، این شعارها و ارزشها بار دیگر احیا شده است.
(در دیدار دستاندرکاران دولت، 9/4/86)