تاریخ انتشار : ۰۵ دی ۱۳۸۷ - ۰۹:۱۱  ، 
کد خبر : ۵۴۷۳۰

سپر دفاع موشکی آمریکا و بازدارندگی هسته‌ای روسیه


احد بیداقی
سرانجام پس از ماه ها رایزنی و علی رغم مخالفت های آشکار روسیه، کاندولیزا رایس وزیر امور خارجه ایالات متحده و همتای چک اش موافقتنامه استقرار رادار رهگیر موشک های بالستیک را در پراگ امضا کردند. با اینکه چانه زنی سر تضمین های امنیتی و مدرنیزه کردن ارتش لهستان در قبال استقرار موشک های ضدموشک، میان این کشور و آمریکا ادامه دارد اما به نظر نمی رسد که این چانه زنی سرانجامی جز توافق دو کشور داشته باشد.
در واکنش به این اقدام، روسیه هشدار داده است که موشک های بالستیک میان برد خود را دوباره به سوی اروپا نشانه خواهد رفت. گروهی از نمایندگان دومای روسیه نیز وارد کالینینگراد (پروس شرقی تا پیش از شکست آلمان نازی در 1945) شدند تا امکان استقرار دوباره این موشک ها را در این منطقه مرزی با لهستان بررسی کنند. پس از پایان جنگ سرد و در دوران یلتسین این موشک ها از این منطقه برچیده شده بودند. روس ها پیش تر نیز پیمان کاهش سلاح های متعارف در اروپا را در زمان پوتین لغو کرده بودند. چرا با وجود تاکیدات پی درپی مقامات ایالات متحده مبنی بر اینکه سامانه دفاع ضدموشکی در اروپای مرکزی نه در برابر روسیه که برای رویارویی با کشورهای سرکشی چون ایران و کره شمالی طراحی شده، روس ها تا این اندازه برآشفته شده اند؟
نخست آنکه این سامانه در پیرامون روسیه استقرار یافته است نه کشورهایی همچون کره شمالی و ایران، روس ها به درستی تاکید می کنند اگر هدف کشوری چون ایران است، چرا این سامانه در ترکیه یا آذربایجان نصب نمی شود؟
دومین نگرانی روس ها از آنجا سرچشمه می گیرد که ایران و کره شمالی تا دست یافتن به موشک هایی که اروپا و ایالات متحده را هدف قرار دهند سال های درازی فاصله دارند. حتی کشوری چون جمهوری خلق چین به تازگی به چنین توانایی دست یافته است. افزون بر این ده ها سال به درازا خواهد کشید تا این کشورها حتی با وجود دستیابی به چنین برد موشکی بتوانند با هزاران موشک قاره پیمای آمریکایی برابری کنند. روس ها با تکیه به دو استدلال فوق درباره نیت واقعی آمریکایی ها مشکوک هستند.
اما سومین و مهم ترین دلیل آشفتگی روس ها چیز دیگری است. از نظر آنها آنچه اهمیت چندانی ندارد نیت راستین آمریکایی ها از استقرار سامانه دفاع ضدموشکی در اروپای مرکزی است، بلکه روس ها در برابر این واقعیت دهشت انگیز قرار می گیرند که این سامانه می تواند قدرت بازدارندگی موشک های بالستیک قاره پیمایشان را از میان ببرد. آنها در آینده نخواهند توانست با اهرم تهدید موشک های اتمی خود، ناتو و ایالات متحده را از پیشروی در اروپای شرقی و حتی جمهوری های شوروی پیشین و یا دخالت در امور داخلی خود همچون چچن بازدارند. شاید هدف کنونی روسیه نباشد اما این سامانه توانایی بالفعل برای خنثی کردن توان موشکی روسیه را نیز دارد.
آمریکایی ها همواره از توان موشکی روس ها واهمه داشته اند. طرح دفاع استراتژیک رونالد ریگان یا جنگ ستارگان نیز برای رهایی از این واهمه بود. در این طرح موشک های دشمن پیش از ورود به آسمان ایالات متحده نابود می شدند. پس از پایان جنگ سرد این طرح همچنان پیگیری شد. هرچند دیگر دشمنی به نام اتحاد جماهیر شوروی وجود نداشت اما روسیه میراث موشکی آن را به ارث برده بود و با 17 هزار کلاهک اتمی که حتی از کلاهک های آمریکایی هم بیشتر بود به گفته کالین پاول رئیس ستاد مشترک ارتش آمریکا در زمان بوش پدر، تنها کشوری بود که توانایی نابود کردن ایالات متحده را داشت. فرانسه با نزدیک به 380 کلاهک و با اختلافی فاحش سومین قدرت اتمی جهان پس از روسیه و ایالات متحده از نظر کمیت بود.
از سوی دیگر انقلابی نوین در عرصه سلاح های متعارف در اواخر دهه 1980 و اوایل دهه 1990 پدید آمد که در جنگ آزادسازی کویت در 1991 و جنگ های ایالات متحده علیه یوگسلاوی در بحران بوسنی و سپس بحران کوزوو و در برابر چشم جهانیان قرار گرفت. در جنگ 1991 ضد عراق تنها 200 سرباز آمریکایی کشته شدند. در اشغال عراق در سال 2003 این تعداد باورنکردنی تر بود، 100 نفر. تلفات عراقی ها در 21 روز جنگ 20 هزار برآوردشده است. نسل نوین بمب افکن های رادارگریز ای اف 117 2-B و اف-22، بمب ها و موشک های هوشمند و بسیار دقیق و جنگ الکترونیک برای مختل کردن ارتباطات دشمن از جمله شاخصه های انقلاب نوین بودند.
از آنجایی که عراق و یوگسلاوی بیشتر به سلاح ها و ساختارهای روسی در ارتش خود وابسته بودند، شکست این دو در واقع شکست جنگ به سبک روسی بود. نیروی زرهی قدرتمند روسیه که در دوران جنگ سرد به جاده صاف کن روسی مشهور بود، دیگر نمی توانست در برابر برتری هوایی آمریکایی ها کارآمد باشد. عراق در 1991 با دارا بودن 4500 تانک بیش از ایالات متحده و آلمان فدرال تانک در اختیار داشت. بنابراین روس ها برای مقابله با تهدیدات غرب آشکارا در سند امنیت ملی خود تاکید کردند که برای دفاع از روسیه بهره گیری از سلاح های هسته ای را منتفی نمی دانند و این به خاطر ضعفی بود که در زمینه سلاح های متعارف احساس می کردند. در واقع دلیل سکوت غرب در قبال بحران چچن و تجزیه طلبان آبخازیا و اوستیای جنوبی در گرجستان که از پشتیبانی روسیه برخوردارند توان بازدارندگی موشک های اتمی روسیه بود وگرنه سرنوشتی بهتر از یوگسلاوی پیشین برای فدراسیون روسیه متصور نبود. ذات قدرت میل به گسترش دارد و تنها با قدرت است که می توان راهش را بست. بنابراین ناتو نه تنها کشورهای اروپای شرقی را یکی پس از دیگری به عضویت درمی آورد که راه گسترش به حیات خلوت روسیه یعنی جمهوری های شوروی سابق را در پیش گرفته است؛ لتونی، استونی، لیتوانی و اکنون اوکراین و حتی گرجستان و آذربایجان.
با استقرار سامانه دفاع ضدموشکی در اروپای مرکزی، روسیه خلع سلاح خواهد شد و توان عملی رویارویی با گسترش ناتو و حتی در بلندمدت تاثیرگذاری در امور داخلی خود را نخواهد داشت و این زنگ ها را برای روسیه به صدا درآورده است.
روس ها نیز راهکارهایی برای رویارویی با این وضعیت در دست اقدام دارند. آنها تهدید کرده اند که صدها موشک اتمی میان برد را به سوی اروپا نشانه خواهند رفت؛ اقدامی که می تواند از کارایی سامانه دفاع ضدموشکی بکاهد. نسل نوین موشک های قاره پیمای روسی با نام توپول ام آزمایش شده است که بنابر گفته روس ها توانایی گذر از هر سیستم دفاع ضدموشکی را دارد. افزون بر این موشک های ضدموشک بالستیک روسی نخستین سلاح از این دست بودند که در دهه 1970 پیرامون مسکو مستقر شدند. روس ها در پی گسترش دفاع ضدموشکی خود هستند و گفته می شود که نسل نوین موشک های ضدهوایی موسوم به 400-S توانایی هدف قرار دادن موشک های بالستیک یا کلاهک های پرتاب شده از آنها را در فاصله 500 کیلومتری خواهد داشت. این موشک ها در دست ساخت هستند و اولین گردان از آنها برای محافظت از مسکو در اطراف این شهر مستقر شده اند. در زمینه سلاح های متعارف نیز روس ها برنامه هایی برای نوسازی و کارآمدی در دست دارند. نسل های نوین هواپیماهای میگ و سوخو توانایی گریز از رادار را دارا هستند. آنها حتی مدعی ساخت کشتی های ضدرادار شده اند. سیستم موشکی ضدهوایی 400-S که نوع تکامل یافته تر 200-S و 300-S است در حال استقرار است. خود آمریکایی ها اذعان دارند که تنها جنگنده فوق پیشرفته 22-F توان نفوذ به روسیه را دارا است. موشک های ضدتانک روسی که از طریق کشورهای واسطه به دست حزب الله لبنان رسیده بود در جنگ 33 روزه کارآمدی خود را با نابودی بیش از یکصد تانک پیشرفته مرکاوا نشان دادند. با این همه هنوز نمی توان گفت که آیا روسیه در زمینه سلاح های متعارف به پای ایالات متحده رسیده است یا نه؟ با وجود استقرار موشک های 300-S در سوریه و با وجودی که پوتین در سفر به اسرائیل گفته بود دیگر هواپیماهای شما بر فراز کاخ اسد پرواز نخواهند کرد، چندی پیش نیروی هوایی اسرائیل تاسیسات هسته ای سوریه را با خاک یکسان کرد. هواپیماهای روسی نوین در هیچ جنگ واقعی به کار گرفته نشده اند تا کارآمدی شان اثبات شود. از همه بدتر روس ها توان علمی و مالی اندکی برای مقابله با ابرقدرت جهان را دارند و این همه کار را برای آنها دشوار می کند و این خطر همچنان وجود دارد که سامانه دفاع ضدموشکی آمریکا، دست و پای آنها را در برابر تهدیدات آینده غرب ببندد و آنها نتوانند همچون گذشته ضعف خود را در سلاح های متعارف با تهدید به استفاده از سلاح های اتمی بپوشانند.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات