سرانجام پس از ماهها رایزنی، جورج بوش رئیسجمهوری آمریکا، سزار جنگی را برای ایجاد هماهنگی در جنگ عراق و افغانستان معرفی کرد. ژنرال داگلاس لوت از سوی بوش به عنوان مشاور رئیسجمهوری در امور جنگ عراق و افغانستان و معاون مشاور امنیت ملی دولت آمریکا معرفی شده است.
تاکنون چنین سمتی در تشکیلات اداری دولت آمریکا وجود نداشته است. کاخ سفید هدف از این اقدام را تقویت هماهنگی در عراق و افغانستان و یکسانسازی فرماندهی عنوان کرده است.
اما منتقدین جنگ معتقدند انتخاب سزار جنگی مشکلاتی را در ارتباط با جنگ عراق و افغانستان ایجاد خواهد کرد. در حال حاضر میان کاخ سفید و کنگره تحت کنترل دموکراتها در مورد زمان خروج نظامیان آمریکایی از عراق و تامین بودجههای جنگی اختلاف نظر عمیقی بروز کرده است.
قرار است در روزهای آینده، مجلس سنا در مورد پرداخت قسطی بودجه جنگ عراق تصمیمگیری کند. بوش خواهان دریافت 99 میلیارد دلار بودجه مورد نیاز ارتش بطور یکجا است. در حالیکه نمایندگان کنگره اعلام کردهاند که دیگر چک سفید امضاء برای ادامه جنگ بیانتها در عراق در اختیار کاخ سفید قرار نمیدهند.
در چنین شرایطی، آغاز بکار سزار جنگی میتواند به مشکلات موجود دامن بزند. داگلاس لوت که پیش از این سمتهای مهمی در ارتش آمریکا برعهده داشته است، باید از سوی سنا مورد تایید قرار گیرد. با توجه به فضای ضدجنگ در کنگره، جلب حمایت از سزار جنگی چندان آسان نخواهد بود. ضمن اینکه واگذاری اختیارات فراوان به این شخص، نگرانی از تمرکز قدرت در دستگاههای اداری و نظامی را تقویت میکند.
قدرتمند شدن نهادهای دولتی و تاسیس سازمانهای فوق قدرتمند یکی از دغدغههای مردم آمریکا طی دهههای اخیر بوده است. تشکیل مدیریت جدید تحت عنوان مشاور رئیسجمهوری در امور جنگ عراق و افغانستان، قدرت را در یک نهاد مشخص متمرکز میکند و امکان سوءاستفاده از قدرت و یا فریب افکار عمومی را افزایش میدهد.
بعد از حادثه 11 سپتامبر سال 2001، بوش به بهانه مبارزه با تروریسم، قدرت و اختیارات دولت فدرال را به شکل چشمگیری افزایش داده و دستگاههای اطلاعاتی و امنیتی را از طریق ایجاد مدیریت ملی اطلاعات یکپارچه ساخته است.
رسانههای جمعی آمریکا به مدیریت ملی اطلاعات لقب سزار اطلاعاتی دادهاند، همانگونه که مشاور رئیسجمهوری در جنگ عراق و افغانستان را سزار جنگی میخوانند. به هر حال کاخ سفید امیدوار است با این انتخاب امکان پیروزی در جنگ عراق را ایجاد کند.
اما از آنجا که مشکلات آمریکا در عراق به نوع نگاه این کشور به مقوله امنیت و نه فقدان نهادهای تصمیمگیری باز میگردد، چنین به نظر میرسد که انتخاب سزار جنگی نیز نتواند در جهت جلوگیری از فرو رفتن آمریکا در باتلاف عراق کمک نماید.