علی یاسری
اجلاس مجمع جهانی اقتصاد (WorldEconomic Forum) در شهر داوس سوئیس اواخر سال گذشته، در حالی به کار خود پایان داد که حدود یک هفته پیش از آن، مجمع جهانی دیگری به نام مجمع جهانی اجتماع (World Social Forum) در شهر نایروبی ـ پایتخت کشور کنیا ـ تشکیل جلسه داده بود. در آن مجمع بینالمللی نیز هزارها نفر شرکت کردند و مسائل و مشکلات اجتماعی و اقتصادی جهان را بیشتر از دیدگاه کشورهای در حال توسعه بررسی کردند. موضوعات مطرح شده در هر دو اجلاس، طیف وسیعی از هنجارها و ناهنجاریهای اجتماعی، اقتصادی، زیستمحیطی و فرهنگی جهان را در برگرفت؛ ولی در حالی که اجلاس داوس در سوئیس لحظه به لحظه در رسانههای مهم جهان بازتاب داشت، اجلاس نایروبی در کنیا سرو صدایی در هیچ جا به پا نکرد، چرا؟ به این دلیل که اجلاس سوئیس بخشی از تلاشهای بینالمللی در اجرای طرح عظیم جهانیسازی (Globalization) محسوب میشود، در حالی که اجلاس کنیا خارج از این طرح قرار دارد. اجلاس سوئیس حمایت همهجانبه اهرمهای مهم جهانیسازی یعنی سازمان تجارت جهانی، صندوق بینالمللی پول و بانک جهانی، شرکتهای چند ملیتی و امپراتوری رسانههای جمعی را پشتسر خود داشت، ولی اجلاس کنیا فاقد چنین حمایتهایی بود.
طرح عظیم جهانیسازی
اکنون دیگر بر بیشتر جهانیان و حتی دیرباوران روشن شده است که یک حرکت عظیم جهانیسازی در حال اجراست که ابعاد مختلف سیاسی، اقتصادی و فرهنگی آن نیز آشکار شده است. در این حرکت جهانی بیشتر کشورهای جهان در یک سو و چند کشور خود اتکا در سوی دیگر قرار دارند. در گروه موافق، بجز کشورهای صنعتی غرب بقیه کشورها (از جمله روسیه، چین و هند) در باطن موافق همه جوانب جهانیسازی نیستند، ولی از ابعاد اقتصادی آن بهرهبرداری میکنند. بسیاری از کشورهای جهان سوم (جنبش غیرمتعهدها) یک موضع انفعالی در برابر آن اتخاذ کرده، منتظرند که وقایع بعدی را نظارت کنند.
اصول جهانیسازی از دیدگاه اقتصادی
1. انجام خصوصیسازی، برقراری اقتصاد بازار آزاد و متابعت از صندوق بینالمللی پول، بانک جهانی و سازمان تجارت جهانی و اشاعه اقتصاد لیبرالی 2. کاهش و حذف تعرفههای تجاری، ورود شرکتها و بانکهای چند ملیتی به داخل اقتصاد کشورهای در حال توسعه به منظور استفاده از نیروی کار ارزان این کشورها، ارائه خدمات برتر و کسب سود بیشتر 3. یکپارچه کردن الگوی مصرف کشورهای در حال توسعه به منظور تامین بازار مصرف برای کالاها و خدمات تولیدی شرکتهای چندملیتی 4. پرداخت هر چه بیشتر وام به کشورهای در حال توسعه مشروط بر استفاده از وامهای مذکور در خرید کالاهای سرمایهای، واسطهای و مصرفی از کشورهای غربی 5. نقل و انتقال بدون مانع و آزادانه سرمایه و کالا و خدمات در فراسوی مرزهای ملی 6. آزادسازی نظام پولی و مالی و بازارهای پول و سرمایه کشورهای در حال توسعه.
ایران و پروژه عظیم جهانیسازی
به نظر نمیرسد کشور ما در برابر طرح جهانیسازی، یک برنامه راهبردی داشته باشد. از طرفی در همه جای کشور ما صحبت از جذب سرمایههای خارجی، تسریع برنامه خصوصیسازی، عضویت هر چه سریعتر در سازمان جهانی تجارت و غیره است، ولی موارد ذکر شده اجزا و قطعات طرح کلی جهانیسازی است و لذا اجرای ناقص یک یا چند مورد از این طرح بدون هدفگیری اصل طرح بیفایده و حتی مضر خواهد بود.
ورود و حضور موثر در صحنه اقتصاد جهانی مستلزم لوازمی است که از قبل باید آماده شود و در راس آن تدوین و اجرای یک برنامه راهبردی است که نشان دهد اهداف کشور در این ارتباط چیست و روشهای رسیدن به آن چگونه مشخص میشود؟ تنها در این صورت که عضویت در سازمان جهانی تجارت، خصوصیسازی و غیره معنا پیدا خواهد کرد. یک برنامه جامع راهبردی باید نشان دهد هدف از مشارکت در طرح جهانیسازی چیست و برنامه زمانبندی شده برای وصول به آنچه جوانبی را در بر خواهد گرفت و کدام بخش یا بخشهایی از اقتصاد ایران مشمول آن واقع خواهد شد؟
بسترسازی مناسب و مهیا کردن لوازم ورود موثر به صحنه اقتصاد جهانی و در نهایت پذیرا شدن شرکتهای چند ملیتی احتمالا سالها طول خواهد کشید، ولی بدون آمادگی قبلی، پذیرش بخشهایی از برنامه جهانیسازی به طور پراکنده مقطعی و بدون ارتباط منسجم با یکدیگر، اقدامی ناهماهنگ و عجولانه خواهد بود که در نهایت هزینههای گزافی را به کشور تحمیل میکند و باعث اتلاف منابع و از دست رفتن زمان خواهد شد. در برنامههای اقتصادی کشور (بخصوص در برنامه چهارم توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی ایران) طرح جهانیسازی و ابعاد مختلف آن و اثراتی که میتواند بر آینده اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی ایران داشته باشد، مطمح نظر واقع نشده است و فقط بخشهایی از آن مثل خصوصیسازی یا عضویت در سازمان جهانی تجارت به طور مجزا و مقطعی هدف قرار گرفته است. غفلت از روندی که آینده اقتصادی جهان در پیش دارد میتواند موجب مشکلات فراوان برای کشور شود.