تاریخ انتشار : ۱۱ آبان ۱۳۸۷ - ۰۸:۳۲  ، 
کد خبر : ۵۴۸۶۴

آناپولیس؛ تکرار تجربه‌های شکست خورده

اشاره‌: سه‌شنبه هفته جاری قرار است کنفرانس سازش میان اعراب و اسرائیل در خاک آمریکا برگزار شود. علاوه بر رژیم صهیونیستی و حکومت خودگردان فلسطین، توسط جرج بوش 40 کشور آسیایی ـ آفریقایی ـ اروپایی ـ به این کنفرانس دعوت شده‌اند. از میان کشورهای دعوت شده به کنفرانس نام 16 کشور عربی به چشم می‌خورد که عربستان سعودی در راس آنها قرار دارد و سوریه هم موافقت خود را برای مشارکت در کنفرانس اعلام داشته است. مطلب پیش‌روی اهداف، دلایل و نتایج احتمالی این نشست را مورد بررسی قرار داده است. با هم دنبال می‌کنیم: پس از جنگ 33 روزه و شکست بی‌سابقه اسرائیل که به تضعیف جایگاه منطقه‌ای و بین‌المللی این رژیم انجامید، تل‌آویو به ناچار برای رهایی از بحران داخلی و تهدیدات منطقه‌ای،‌ پیشنهاد صلح عربستان را که به صلح عربی معروف بود در دستور کار خود قرار داد. این جنگ، موقعیت رژیم‌های سازش‌ کار عربی را نیز در برابر افکار عمومی خود متزلزل کرده بود، آن‌ها نیز برای پاک کردن صورت مسئله‌ای به نام اسرائیل با اشتیاق بیشتری کنفرانسی را با همکاری مصر و اردن برگزار کردند تا روند این صلح را بررسی کنند. در این میان جنبش مقاومت اسلامی (حماس) به عنوان منتخب قانونی مردم فلسطین که حداکثر آراء را در انتخابات شهرداری و پارلمانی به دست آورده بود، همچنان با رویکرد مقاومت در بین فلسطینیان نفوذ بسیاری یافته و محمود عباس رئیس دولت خودگردان، به موازات محبوبیتی که حماس به دست می‌آورد جایگاه خود را به دلیل مشی سازش‌‌کارانه در بین مردم فلسطین از دست داد. مجموعه حوادث جاری باعث شد تا دستگاه دیپلماسی سازش، فعالانه در کشورهای عربی از یک ‌سو و بین اولمرت و محمود عباس از سوی دیگر اقدام نماید. بدنبال این وقایع،‌ تیرماه سال جاری، رئیس‌جمهور آمریکا (بوش) مانند پیشینیان خود طرحی دیگر به نام طرح صلح خاورمیانه را مطرح کرد و از تمامی گروه‌های سازش عربی و فلسطینی خواست در کنفرانس صلح خاورمیانه که پاییز، امسال برگزار می‌گردد،‌ شرکت نمایند و به همین ترتیب محوریت طرح صلح عربی به حاشیه می‌رود و تمامی طرف‌ها با کنفرانس صلح پائیزی دیپلماسی خود را هماهنگ می‌کنند. در حال حاضر برخی از کشورهای عربی مانند عربستان سعودی و کمیته چهارجانبه صلح خاورمیانه که متشکل از آمریکا، روسیه، اتحادیه اروپا و سازمان ملل است، از برگزاری این کنفرانس حمایت کرده‌اند. در مطلب حاضر به بررسی چند موضوع می‌پردازیم: 1- این نشست چه اهدافی را دنبال می‌کند و با طرح‌های گذشته که به بن‌بست رسیده است چه تفاوتی دارد؟ 2- رویکرد فعلی کشورها و گروههای درگیر در مناقشه فلسطین در این خصوص چیست؟ 3- موضع طرف‌های مذاکر‌ه‌کننده چیست؟ 4- نتایج این نشست چگونه پیش‌بینی می‌شود؟

کنفرانس آتی و کنفرانس‌های گذشته

قرار است در این کنفرانس مقام‌هایی از دهها کشور از جمله برخی از کشورهای عربی که تاکنون با اسرائیل رابطه دیپلماتیک برقرار نکرده‌اند، ‌شرکت کنند. هدف اصلی کنفرانس صلح، اعلام توافق تازه‌ای بین اسرائیل و دولت خودگردان فلسطینی به منظور عملی کردن طرح تشکیل کشور مستقل فلسطین در کنار آغاز روند عادی‌سازی روابط برخی از کشورهای عرب حوزه جنوبی خلیج‌ فارس و شمال آفریقا با اسرائیل است، در حالی که بحث و مجادله میان کشورهای عربی درباره کنفرانس خاورمیانه‌ای بوش هنوز ادامه دارد،‌ تیم دیپلمات‌های آمریکا دستور کار این کنفرانس را منتشر کردند. نیکلاس برنز معاون وزیر خارجه آمریکا در نشست کار گروه این کنفرانس گفت: نقشه راه، طرح صلح عربی و قطعنامه‌های شورای امنیت در دستور کار نشست صلح خاورمیانه قرار دارند. به نوشته روزنامه الشرق‌الاوسط برنز افزود: «زمین در برابر صلح،‌ نقشه راه،‌ قطعنامه‌های 1297، 238 و 362 شورای امنیت در دستور کار نشست صلح خاورمیانه قرار دارند و بدین ترتیب معلوم شد که طرح جدید با طرح‌های سازش گذشته تفاوتی ندارد.

شرایط طرف‌های کنفرانس

همانطور که در مقدمه آورده شد، طرف‌های این طرح در وضعیت متزلزلی قرار دارند و به دنبال دور کردن خود از بحران‌های جاری خود هستند، بحران‌هایی که مدتها گریبانگیر آن شده است.

اسرائیل در این راستا تعدادی از اسرای وابسته به جریان فتح ابومازن را آزاد کرده است البته این امر با دو هدف حمایت از فتح در درگیری اخیر با حماس و دوم برای نشان دادن حسن‌نیت خود و ایجاد رغبت در طرف مقابل برای انجام مذاکرات صلح انجام گرفت.

دولت خودگردان نیز برغم مخالفتها و تضعیف موقعیت خود میان فلسطینیان و در حالی که غزه در محاصره و حملات رژیم صهیونیستی است، با ملاقات‌های پی‌درپی با اولمرت به سفارش وزیر خارجه آمریکا، گام در راه سازش نهاد.

کشورهای عربی نیز هر کدام برای پایان دادن به مناقشات و رهایی از بن‌بست‌های سیاسی داخلی امیدوار به روند مذاکرات هستند.

«عمرو موسی» دبیرکل اتحادیه عرب نیز پس از دیدار با رایس در یک کنفرانس مطبوعاتی اظهار داشت که در این دیدار از جدیت آمریکا نسبت به کنفرانس بین‌المللی صلح خاورمیانه مطلع شده است. بنابراین رویکرد اتحادیه عرب نیز استقبال از برگزاری کنفرانس است.

آمریکا نیز که مجموع اقداماتش در سال‌های اخیر باعث منفی شدن افکار عمومی امت مسلمان و عرب شده است، سالهاست که به دلایل حمایت بی‌دریغ از اسرائیل، هزینه‌های سیاسی و اقتصادی بسیاری را متحمل شده است، این دولت به دنبال خلاصی از این بحران درصدد ایجاد وجهه‌ای جدید از خود است و از سویی نیز در اثر فشارهای لابی صهیونیستی (آیپک) به دنبال شکست اسرائیل در جنگ 33 روزه در پی یافتن راه‌حلی برای حفظ کیان این رژیم در منطقه است.

اتحادیه اروپا نیز بخصوص در این چند ساله به همراه سازمان ملل به همراهی با آمریکا قدم در این کنفرانس می‌گذراند و روسیه در حالی که کمترین منافع را در این مناقشات دارد برای در جریان بودن، گرفتن امتیاز از طرف‌ها و به دنبال کسب منافع احتمالی، در این کنفرانس حضور می‌یابد.

خواست و خطوط قرمز طرف‌ها از کنفرانس صلح

اما خواست رژیم صهیونیستی چیست؟ این هدف به راحتی از موضع وزیر امور خارجه آمریکا نمایان است: «آمریکا در تلاش است تا با همکاری همه طرف‌های ذیربط، پرونده بحران اسراییل و فلسطین را پایان داده تا هر چه سریعتر کشور مستقل فلسطین تشکیل شود؛ اما ایجاد سندی فراگیر و در برگیرنده راه‌ کار نهایی صلح هم‌ چنان راه درازی را در پیش دارد. طرف فلسطینی باید نسبت به تعهداتش در قبال حفظ امنیت و مبارزه با تروریسم پایبند باشد.

اما خطوط قرمز اسرائیل چیست؟ اسرائیل با مسئله بازگشت آوارگان مشکل اساسی دارد بازگشت آوارگان که قطعنامه‌های سازمان ملل متحد نیز بر آن تاکید می‌کنند. اسرائیل را که با هزینه گزاف مهاجران را از اکناف جهان گرد آورده است و توانایی تامین امنیت آن‌ها را ندارد با مشکل روبرو می‌کند،‌ آوارگانی که در صورت بازگشت خود بسان بمبهای همیشه فعال علیه این رژیم خواهند بود، آوارگانی که سال‌هاست آرزوی بازگشت دارند و سختی آوارگی و زندگی در تنگناها را از چشم رژیم صهیونیستی می‌بینند چنانچه: اویگدور لیبرمن وزیر امور راهبردی اسراییل اعلام کرد حزب متبوعش تنها در صورتی از عقد یک توافق نهایی با فلسطینیان حمایت می‌کند که این توافقنامه،‌ انتقال شهروندان عرب اسراییل به اراضی فلسطینی یا تبادل زمین با فلسطینیان را نیز شامل شود و به هیچ‌وجه با بازگشت فلسطینیان موافقت نخواهد کرد.

بنابراین رژیمی که با عرب‌های 1327 و روند زاد و ولد و افزایش جمعیتی آن‌ها مشکل دارد، حال بازگشت از سرزمین‌های اشغالی سال 1346 که اسرائیل را تقریبا محدود به 70 درصد فلسطین می‌کند با معضلی مواجه خواهد شد که این رژیم را در برابر افزایش جمعیت با تهدید فزاینده قدرت مانور مخالفان در صورت آزادی مرزها مواجه خواهد کرد، پس واگذاری زمین نیز برای اسرائیل خط قرمز دیگری است، هر چند که بحث بر سر آن را می‌پذیرد.

آنها به خوبی واقفند که هرگونه عقب‌نشینی از مواضع و خطوط قرمز به ضرر آنها تمام خواهد شد،‌ وزیر امور راهبردی اسرائیل ابراز داشت: فلسطینی‌ها نمی‌توانند به تعهدات خود عمل کنند و این همان موضوعی است که اجرای حداقل تعهدات را از سوی اسرائیل با مشکل روبرو می‌کند.

دولت خودگردان به سرکردگی ابومازن،‌ وارث صلح‌ها و سازش‌کاری‌هایی است که نتیجه‌ای درخور به منظور احقاق حق فلسطینیان نداشته است، ‌این دولت که در انتخابات اخیر به شدت شکست خورد و رقیب مقاومتی آن توانست مشروعیت سیاسی خود را با مقبولیت گذشته همراه سازد ادامه حیات سیاسی خود را با مشکل مواجه می‌بیند،‌ بنابراین درصدد است تا در این بحران با برگزاری گردهمایی از دولت‌های عربی و غربی با به انزوا کشاندن حماس به حذف رقیب اقدام نماید.

اما خواست دولت خودگردان چیست؟ عقب‌نشینی اسرائیل از سرزمین‌های اشغالی سال 1346،‌ موضوع بازگشت آوارگان، قبول حاکمیت فلسطین بر قدس شرقی و آزادی ارتباط بین کرانه باختری با غزه. همین‌ها تا حدود بسیاری خطوط قرمز دولت خودگردان است که به حداقلی از آن‌ها در کنفرانس باید برسد، محمود عباس در گفت‌و‌گو با روزنامه الشرق ‌الاوسط در تازه‌ترین اظهارات خود درباره کنفرانس پاییز گفت: برای اینکه بتوانیم از کنفرانس پاییز با دست پر و رضایت‌مند برگردیم باید سه موضوع را مورد بررسی و حل و فصل نهایی قرار دهیم. اول اینکه از حوزه‌ خواسته‌ها و پیش‌شرط‌های سابق رها شویم، دوم اینکه اصول و مسائل شش‌گانه (راهکارهای نهایی صلح همچون قدس، آوارگان فلسطینی، شهرک‌های یهودی‌نشین، مرزها،‌ آب‌های سرزمینی و امنیت) بطور کامل بررسی شود و در نهایت نیز به وعده‌ها و زمان آغاز مذاکرات با طرف اسرائیلی عمل شود.

کشورهای عربی که با پیشنهاد عربستان معروف به طرح صلح عربی وارد این عرصه شدند. این طرح خواستار عقب‌نشینی اسرائیل از سرزمین‌های اشغال شده در سال 1346 شامل بلندی‌های جولان، بیت‌المقدس شرقی و پذیرش یک دولت مستقل فلسطینی به پایتخت بیت‌المقدس شرقی از سوی اسرائیل شده است. در عوض تمام کشورهای اتحادیه عرب موافقت کنند که به نزاع با اسرائیل خاتمه داده؛ صلح بین آنها و اسرائیل برقرار کرده و از همه مهمتر مناسبات عادی با این رژیم را آغاز کنند. بدیهی است که این نکته آخری برای اسرائیلی‌ها از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است. صلح پیمانی است که بر روی تکه‌ای کاغذ نوشته شود. اما سایه جنگ و تهدید زمانی واقعا از روی سر اسرائیلی‌ها کنار می‌رود که آنها بتوانند پیمانی را با اعراب در زمینه برقراری روابط عادی منعقد کنند.

روابطی که مبادلات اقتصادی، تعاملات آکادمیک و فرهنگی و ارتباط میان ملت‌های در جوامع مختلف اجزای جدائی‌ناپذیر آن باشند. اما در طرح پیشنهادی عربستان سعودی نکاتی است که به عنوان خطوط قرمز اسرائیل‌ها شناخته شده‌اند. نکاتی نظیر عقب‌نشینی به مرزهای 1346 و تقسیم بیت‌المقدس. البته در این قسمت به یکی دیگر از موضوعات بحث‌برانگیز یعنی آوارگان فلسطینی اشاره‌ای نشده است.

از میان 17 عضو دیگر اتحادیه عرب نیز مراکش، قطر، کویت، تونس، عمان و لیبی در زمره بلوک میانه ‌روها به حساب می‌آیند. یمن، موریتانی، سومالی، جیبوتی و کوموروس نیز بازیگرانی کوچک محسوب می‌شوند که احتمالا سیاست‌هایی مطابق با رویدادها و فضالله موجود اتخاذ خواهند کرد. کشورهایی مانند عراق، سودان،‌ بحرین و الجزایر هم اعضایی هستند که با مشکلات داخلی خود پنجه نرم کرده و خود به‌ خود از این روند کنار گذاشته می‌شوند.

اما کشورهای لبنان و سوریه نیز هستند که در هیچ‌ یک از این دسته‌بندلله‌ها جای نمی‌گیرند. ترک‌بلندی‌های جولان ضمن هزینه گزافی که برای اولمرت به همراه می‌آورد، موقعیت این رژیم را در برابر کشوری که رابطه تیره خود را با صلحی همانند «کمپ دیوید» در ازای آزادی و ایجاد رابطه بهبود نبخشیده، بسیار خدشه‌پذیر می‌کند و از سویی لبنانی که دور نیست و شکست سال پیش این رژیم موقعیتش را در لبنان در برابر مقاومت اسلامی از دست داده است و از اینهمه برای اسرائیل وخیمتر اینکه این دو کشور روابط بسیار نزدیک و دیرینه‌ای با ایران دارند.

رویکرد آمریکا را از مواضع جانبدارانه این کشور باید بدست آورد، حمایت‌های بی‌دریغ از رژیم صهیونیستی بخصوص در رابطه با قطعنامه‌های شورای امنیت و حمایت‌های مالی و نظامی سالانه و... نشان از دو مسئله دارد و آن اینکه وضع رژیم صهیونیستی بسیار آشفته است که اقدام آمریکا برای صلح‌سازی را می‌طلبید و دوم اینکه آمریکا به دنبال چیزی فراتر از این کنفرانس می‌گردد،‌ موضوعی که در دهه اخیر شاهد آن بوده‌ایم: از نگاه ایران و نیز برخی از تحلیل‌گران سیاسی، ‌هرگاه آمریکا برای از سرگیری مذاکرات بین اسرائیل و فلسطینی‌ها فعال می‌شود، معمولا هدف کلی‌تری را در خاورمیانه در نظر دارد. همزمانی تاریخ برگزاری کنفرانس صلح خاورمیانه با اتمام مهلت دو ماهه اعضای دائم شورای امنیت سازمان ملل و آلمان به ایران برای وضع تحریم‌های شدیدتر علیه آن، از نظر برخی از تحلیل‌گران،‌امری کاملا تصادفی نیست و ممکن است آمریکا با استفاده از فرصت برگزاری کنفرانس درصدد تشکیل جبهه جدیدی با مشارکت اعراب و اسرائیل علیه ایران برآید. اگر به معادله فوق، بحث وضعیت کنونی لبنان افزوده شود، در آن صورت نگرانی آن از تحولات دو ماه آخر سال میلادی جاری در خاورمیانه که بر گرد برگزاری کنفرانس صلح در آمریکا دور خواهد زد، بهتر قابل درک خواهد بود. آن‌ها در تلاشند تا گروه‌های مخالف برگزاری این کنفرانس را کم‌ شمار جلوه دهند.

در حالیکه وضعیت اینچنین نیست گروه‌های مقاومت فلسطین محدود به حماس نیست و سایر گروه‌های مقاومتی هم که در حال حاضر دارای اکثریتی غالب در فلسطین هستند با برگزاری هرگونه توافق در این کنفرانس مخالفت کرده‌اند و در خاورمیانه نیز به جز ایران، سوریه و لبنان که از تاثیرگزاران اصلی مسئله فلسطین هستند کشورهایی با این کنفرانس مخالفند و این موضوعی نیست که طرفهای سازش و آمریکا و اسرائیل از کنار آن بی‌توجه بگذرند.

بررسی شرایط نیروهای خارج از کنفرانس

با بررسی خطوط قرمز دو طرف و خواسته‌ آن‌ها از مذاکرات صلح و نگرانی و عدم اعتماد آنها به یکدیگر در اجرای تعهدات و سوابق برگزاری کنفرانس‌های صلح سابق اینچنین بدست می‌آید برای چندمین بار کنفرانسی در حال برگزاری است که نتیجه‌ای جز ناکامی بخصوص برای رژیم صهیونیستی ندارد. حداقل بهره‌برداری که از این کنفرانس خواهد بود نشستن پای میز مذاکره و به نوعی شناسایی اسرائیل است. مابقی بهره‌برداری‌ها، اجبار دولت خودگردان به مقابله با گروه‌های مقاومت و به حاشیه کشاندن دولت قانونی حماس خواهد بود که در حال انجام است.

اما اینهمه خطوط قرمز،‌ تردیدها و گمانه‌زنی‌ها فقط یک روی سکه است، رویی که در آن طرفهایی هستند که در هر صورت خواهان مذاکره و به پایان رساندن مناقشات هستند. روی دیگر سکه جنبش‌هایی هستند که گزینه مقاومت را برگزیدند. دو گروه عمده مقاومت در فلسطین وجود دارند که با گزینه‌های شهادت‌طلبی و استفاده از سلاح برای از بین بردن اسرائیل قدم در راه نهاده‌اند و به هیچ عنوان به مصالحه بر سر آرمان خود که همان (آزادی کامل فلسطین) هست راضی نمی‌شوند. شاید این چنین برآورد شود که حداقل حماس به خاطر تحت فشار بودند با این مسئله به هر صورت کنار بیاید ولی این امر در طول حداقل دو سال حاکمیت حماس که به انخاء‌ مختلف تاکنون در فشار قرار گرفته است بعید به نظر می‌رسد. جنبش جهاد اسلامی نیز با رویکردی که دارد به هیچ‌وجهی با سازش کنار نخواهد آمد، گروه‌های جهادی در بین مردم فلسطین به خاطر مقاومتی که علیه اسرائیل دارند از جایگاه محکمی برخوردارند و این همان موضوعی است که ادامه همکاری و اجرای تعهدات کنفرانس از سوی دولت خودگردان را برای اسرائیل ناممکن جلوه می‌کند.

دبیر کل جنبش جهاد اسلامی فلسطین اعلام کرد که کنفرانس به اصطلاح صلح خاورمیانه که قرار است در آناپولیس آمریکا برگزار شود تنها به نفع کاخ سفید و اسرائیل خواهد بود، رمضان عبدالله شلح در گفتگو با پایگاه اینترنتی الجزیره،‌ تصریح کرد: این کنفرانس راهکارهایی را برای سازش در نظر گرفته است که مرزهای اشغالی 1346، قضیه قدس و هرگونه پایبندی اسرائیل به حق بازگشت آوارگان فلسطینی را نادیده می‌گیرد. فرض توافق با بازگشت سیل عظیمی از آوارگان در فلسطین و آزادی اسرای فلسطینی، خطر امنیت جدی برای اسرائیل فراهم خواهد کرد،‌ خطری که دیگر قابل کنترل نیست.

از نظر منطقه‌ای اسرائیل در همسایگی خود دو کشور عربی را دارد که سال‌هاست با آن درگیر است. «لبنان»، کشوری که سال‌ها در اشغال اسرائیل بود و همین اشغالگری اسرائیل باعث اتحاد ملی در این کشور علیه اسرائیل شده است و این ضدیت در جنگ 33 روزه دو چندان شده است و گروه مقاومت حزب‌الله به عنوان تهدید همیشگی و جدی اسرائیل همواره به عنوان سایه وحشتی است که هم اکنون با حمایت اقشار مختلف مردم لبنان همراه است، مطرح خواهد بود و هیچ رویکردی دیگر در این مدت زمان اندک در لبنان اثری ندارد.

«سوریه» تنها کشوری است که مصالحه را مانند مصر حتی به قیمت آزادی جولان در دستور کار خود قرار نداده است. در سیاست‌های سوریه و بلندی‌های جولان حقی است که بدون هیچ پیش‌‌شرطی باید باز گردانده شود. بشار اسد رئیس‌جمهور سوریه تاکید کرد، که سوریه هرگز از حقش مبنی بر بازگرداندن بلندی‌های جولان اشغال شده چشم‌پوشی نخواهد کرد. عبدالله درداری معاون نخست‌وزیر سوریه در پاسخ به درخواست‌های رژیم صهیونیستی برای شرکت در کنفرانس صلح خاورمیانه در آمریکا گفت: در صورتی شرکت خواهیم کرد که مسئله بازگردادن بلندی‌های جولان در دستور کار قرار داشته باشد و همه می‌دانند شرکت سوریه جز برای باز پس‌گیری و اخذ امتیاز یک طرف و بدون امتیازدهی به اسرائیل نیست.

علل مخالفت با کنفرانس

و اما سئوالاتی که پیش می‌آید این است که چرا گروه‌های مقاومت،‌ برگزاری کنفرانس آناپولیس را تحریم و با آن مخالفند؟ علیرغم آن‌هایی که فکر می‌کنند این مخالفت به دلیل واهمه از ایجاد اتحاد علیه ایران است باید گفت که نتیجه‌ای که در این کنفرانس ایجاد خواهد شد هرچه باشد ایجاد اتحادی که منتهی به تقریب مواضع علیه ایران بشود نخواهد بود هر چند که اردن و مصر به روال وابستگی چندین ساله خود مواضعی را علیه ایران داشته باشند. چند دلیل می‌توان برای مخالفان برگزاری این کنفرانس یافت، اول اینکه برگزاری این کنفرانس‌ها باعث نزدیک‌تر‌ شدن گروه‌های سازش و سعی در به حاشیه کشاندن گروه‌های مقاومتی است و این هزینه‌ای سنگین برای ایجاد اتحادی دوباره در رویارویی با اسرائیل ایجاد خواهد کرد. دوم اینکه فرصت بدست آمده از شکست اسرائیل در جنگ 33 روزه که باعث تقویت گروه‌های مقاومت شده است، نیز از دست می‌رود و سوم اینکه پاسخ منفی به دعوت آمریکایی است که چهره‌ای منفور در میان مردم منطقه یافته و این خود فرصتی است که معادله حضور سیاسی آمریکا را در منطقه برهم بزند.

بنابراین تحریم کنفرانس صلح بهترین فرصت سیاسی برای رهایی از حضور مداوم و استکباری آمریکا و تقویت مقاومت و در نتیجه ضربه‌ای موثر بر وضعیت متزلزل اسرائیل است، فرصتی که نباید از بین برود.

نتیجه:

در مذاکرات بین‌المللی اصولا هر یک از مذاکره‌‌کنندگان سعی در قبولاندن نظریات و پیشنهادات خود به دیگری دارد و در آنجاست که تقابل نظریات و پیشنهادات پیش می‌آید... در هر صورت هر چند تقابل و تعارض نظریات مذاکره‌کنندگان، زیادتر باشد، احتمالا عدم حصول توافق و شکست مذاکرات بیشتر خواهد بود.

از سویی خطوط قرمزهایی برای طرفهای سازش وجود دارد که کمترین‌ امکان توافق بر روی آن می‌رود و از سویی اسرائیل در صورتی که بخواهد از خطوط قرمز خود چشم‌پوشی کند در کمترین مدت بیشترین امتیاز را به گروههای جهادی مخالف خود داده است بنابراین بعید به نظر می‌رسد که توافق‌هایی اینچنینی صورت پذیرد.

طرف آمریکایی که به دنبال راه‌حلی برای حل بحران است به دلایل متعددی از جمله دوره آخر ریاست ‌جمهوری بوش، عدم استقبال افکار عمومی منطقه و قدرت یافتن مخالفان سازش،‌ نخواهد توانست از اعمال فشار بر روی طرف فلسطینی و عربی استفاده کند.

چامسکی تأکید می‌کند کنفرانس به اصطلاح صلح خاورمیانه که قرار است به میزبانی آمریکا برگزار شود به سبب نادیده گرفته شدن حقوق غصب شده مردم فلسطین و جانبدارلله از رژیم صهیونیستی همانند نشست‌ هالله پیشین محکوم به شکست خواهد بود 25. ، تمام کنفرانسهایی که تاکنون در شرم‌الشیخ برگزار شده است؛ تنها منافع اسرائیل و چگونگی ایجاد امنیت برای اسرائیلی‌ها را در دستور کار خویش قرار داده است.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات