گروه سیاسی، ایرج جمشیدی: حزب کارگزاران سازندگی که روزگاری مناصب حساس نظام اجرایی و قانونگذاری کشور را در اختیار داشت این روزها زیر فشارهای سنگینی قرار دارد و ظاهراً قرار است حتی به اعضای آنها اجازه حضور در انتخابات مجلس شورای اسلامی داده نشود. کارگزاران که با غلامحسین کرباسچی دبیرکل این حزب و شهردار پرآوازه تهران شناخته میشود و زمانی از او به عنوان یکی از روسای جمهوری ایران نام برده میشد اما اینک نیرویش تحلیل رفته به گونهیی که رقبای سیاسیشان زمینه را تا آن حد فراهم میبینند که صراحتاً تهدید میکنند تمامی اعضای حزب کارگزاران باید رد صلاحیت شوند. فاز جدید درگیری سیاسی حزب کارگزاران با برخی گروههای سیاسی تندرو اصولگرا از آنجا آغاز شد که حسین مرعشی سخنگوی حزب کارگزاران پاسخ شدیدالحنی را به نوشته حسین شریعتمداری مدیر مسئول روزنامه کیهان داد. روزنامه کیهان در ستون گفتوشنود روز دوشنبه خود به طنز از حزب کارگزاران سازندگی به عنوان لقمهیی کثیف یاد کرد که فقط موش کور باید آن را بخورد تا نفهمد چه چیزی را میخورد. کیهان علت کثیف نامیدن حزب کارگزارن را به خاطر مصاحبه اخیر حسین مرعشی با نشریه ذکر –ارگان داخلی حزب موتلفه- نامید. مرعشی در این مصاحبه به تشریح دیدگاه، نظامات سیاسی، اقتصادی و فرهنگی پرداخت و ضمن این مصاحبه گریزی هم به نظام سیاسی اسلام زد. روز بعد کیهان حمله شدیدالحنی را علیه مرعشی ترتیب داد و او را به نفی اصول مسلم و بدیهی شرع از جمله نظام اسلام متهم کرد. اما مرعشی این حمله شدیدالحن را بیپاسخ نگذاشت و در سرمقاله روز سهشنبه روزنامه کارگزاران –ارگان حزب کارگزاران- نوشت کسانی باید طعمه موش کور شوند که سیاه میاندیشند. مرعشی در عین حال اتهام وارده به خود مبنی بر بیاعتقادی به نظام سیاسی اسلام را رد کرد و نوشت: اخیراً گفتوگویی کردم با یک نشریه اصولگرا –نشریه ذکر- و در آن با شفافیتی که در قاموس طنزنویسان جدید جرم است نظر خود را درباره نظامات سیاسی، اقتصادی و فرهنگی و نسبت آنها با دین تشریح کردم. در آنجا به صراحت گفتم و حالا تکرار میکنم که کار دین دستگاهسازی در زمینه امور سیاسی، اقتصادی و فرهنگی نیست، بلکه کارش روشن کردن چراغ هدایت و نشان داده راه و بیراهه به مومنان است.
البته نوشته حسین مرعشی بهانهیی شد تا حسین شریعتمداری در سرمقاله روز گذشته کیهان با صراحت بیشتری علیه کارگزاران بنویسد.
شریعتمدرای آشکارا نوشت: شورای محترم نگهبان حق ندارد هیچ یک از اعضای حزب کارگزاران را برای نامزدی در انتخابات ریاست جمهوری، مجلس شورای اسلامی، خبرگان و... تایید صلاحیت کند. شریعتمداری علت درخواست رد صلاحیت مرعشی و تمام اعضای حزب کارگزاران را به خاطر استحاله و انحراف فکری خطرناکی دانست که تاکنون اعضای این حزب سعی در مخفی کردن آن داشتهاند. شریعتمداری اظهارات مرعشی و سکوت حزب کارگزاران را به معنای این دانست که از دیدگاه این حزب نظام جمهوری اسلامی ایران به عنوان یک نظام سیاسی برخاسته از اسلام بیمعنی است و مطابق تعریفی که شما –مرعشی- از شرع ارائه میدهید نامشروع است. شریعتمداری سپس مینویسد: اگر سایر اعضای حزب متبوع شما چنین اعتقادی دارند یک حزب بیرون از حلقه احزاب معتقد به نظام اسلامی تلقی میشود و هیچ یک از اعضای آن و یا احزاب و گروههایی که با این حزب ائتلاف میکنند صلاحیت حضور در انتخابات و نشستن بر کرسیهای مسوولیت جمهوری اسلامی ایران را ندارند.
ماهیت دعوا
اما سوال اصل این است که ماهیت واقعی دعوا چیست؟ آیا آنگونه که گروههای تندرو اصولگرا میگویند حزب کارگزاران سازندگی یک حزب لائیک و بیاعتقاد به نظام جمهوری اسلامی است؟ البته این تنها اتهامی نیست که به حزب کارگزاران وارد میشود بلکه در سخنان محمود احمدینژاد، برخی وزرا و مسئولان دولتی و نیز حامیان احمدینژاد اتهامات سنگین اقتصادی هم به این حزب و پدر معنوی آن یعنی هاشمیرفسنجانی وارد شده است.
اتهاماتی که پاسخ متقابل هاشمیرفسنجانی و اعضای حزب کارگزاران سازندگی را به دنبال داشته است. محمد برادر کوچکتر هاشمیرفسنجانی در پاسخ به کسانی که میگویند هاشمی و کارگزاران برای انقلاب کاری نکردهاند به طعنه میگوید کسانی که چنین ادعاهای گستاخانهیی دارند زمانی که هاشمیرفسنجانی برای انقلاب اسلامی مبارزه میکرد آنان به دنیا نیامده بودند یا در کوچهها تیله بازی میکردند.
اعضای حزب کارگزاران سازندگی هم البته ساکت ننشستهاند و تاکنون نقدهای فراوانی را به عملکرد گروههای سیاسی اصولگرا که به تازگی به کرسیهای قدرت در نظام جمهوری اسلامی دست پیدا کردهاند، پاسخ دادهاند. کارگزارانسازندگی آشکارا عملکرد دولت محمود احمدینژاد را در حوزههای اقتصادی، سیاسی، فرهنگی، اجتماعی و سیاست خارجی زیر سوال بردهاند به خصوص اعلام کردهاند که کارنامه دولت احمدینژاد در حوزه اقتصاد قابل قبول نیست.
محمد عطریانفر از اعضای شاخص کارگزاران زمان لازم برای جبران خسارات وارده به نظام مدیریتی و اقتصادی کشور را بر اثر عملکرد دولت احمدینژاد حداقل ده سال میداند. البته این تمام ماجرا نیست چرا که آنچه که اصولگرایان آن را نگرانی خود از به خطر افتادن مبانی نظام اسلامی بر اثر میدانداری احزاب لائیک از جمله کارگزاران مینامند با واکنش طنزگونه احزاب چپگرای نظام جمهوری اسلامی مواجه شده است. اصلاحطلبان نمونههایی را از عملکرد اصولگرایان در حوزه دین و مذهب مثال میزنند که آن را مغایر با نگرانیهای اصولگرایان میدانند. انتشار فیلمهایی درباره حضور برخی مقامات دولتی در مراسم رقص و آواز، طرح سوالات موهن در وزارت آموزش و پرورش، تمایلات دولتی در شکستن تابوهایی که قبلاً امکان آن برای اصلاحطلبان وجود نداشت از جمله مواردی است که از آن تحت عنوان نقض ادعاهای اصولگرایان یاد میشود.
اصلاحطلبانی مانند حزب کارگزاران در دفاع از خود میگویند چگونه است که شخصیتی مانند هاشمیرفسنجانی که از دهه 1340 مبارزات انقلابی خود را آغاز کرده و نقش بینظیری را در پیروزی، تداوم و بقای انقلاب داشته است اینک با اتهاماتی مواجه میشود که به هیچ وجه با سوابق گذشته وی همخوانی ندارد. وارد شدن اتهامات آن هم از جانب کسانی که خود آشکارا مغایر اصول مورد ادعا رفتار میکنند.
تقابل پوپولیسم و تکنوکراسی
اما نتیجهیی که از دعواهای سیاسی یاد شده حاصل میشود موضوعی است که برخی نظریهپردازان از آن تحت عنوان تقابل دو جریان پوپولیسم و تکنوکراسی در ایران یاد میکنند. از دیدگاه چنین نظریهپردازانی احزاب و گروههایی که به تکنوکراسی یا اصلاحاً فنسالاری اعتقاد دارند در معرض بیشترین حمله از جانب پوپولیستها یا تودهگرایان قرار میگیرند. تودهگرایی جریان سیاسی است که اعتقاد چندانی به رعایت ضوابط علمی و فنی و مدیریت تکنوکراتها ندارد. در نگاه تودهگرایان تکنوکراتها به عنوان فریبکارانی شناخته میشوند که هدفی جز رانتخواری در لوای ظاهری کشورداری علمی ندارند.
اما در همان حال تکنوکراتها هم اتهامات مشابهی را به تودهگرایان وارد میکنند؛ اتهاماتی از قبیل موجسواری تودهیی و تخریب نظام مدیریتی و علمی کشور. اکنون در ایران میتوان رقابت اصولگرایان تندرو و احزاب اصلاحطلبی مانند کارگزاران را از مصادیق جدال تودهگرایان و تکنوکراتها نامید. کارگزاران به خودیخود حزبی به معنای مصطلح و رایج آن قلمداد نمیشوند. این حزب هنوز کنگرهیی برپا نکرده و اجتماعات خاصی تشکیل ندادهاند اما در همان حال از قدرت و نفوذی برخوردار است که میتوان آن را در شمار یکی از احزاب اصلی فعلی نظام جمهوری اسلامی قلمداد کرد. هر چند کارگزاران به واسطه تحولات یکی دو ساله اخیر نفوذ و قدرت گذشته خود را از دست داده است.
دایره نفوذ و قدرت کارگزاران تا حدی محدود شده است که رقبای تازهنفس به سادگی علیه آنان موضع میگیرند و تهدید میکنند اجازه حضور به آنان را در انتخابات نمیدهند. رقبا در شرایطی این تهدیدات را علیه کارگزاران به کار میگیرند که این حزب دستکم 16 سال در چرخه قدرت نظام جمهوری اسلامی حضور موثر و حتی در برخی مواقع یکهتاز داشته است. کارگزاران نیروهای اصلی دولت 8ساله هاشمیرفسنجانی بودند. اعضای این حزب در زمان ریاست جمهوری خاتمی هم مدیریتهای اقتصادی دولت او را بر عهده داشتند و همزمان برخی مناصب سیاسی را هم پذیرا بودند. کارگزاران در مجلس ششم هم نمایندگان پرنفوذی داشتند هر چند به لحاظ و تعداد قابل توجه نبودند و در مجلس پنجم هم حضور خوبی داشتند. اما پایان مجلس ششم و دولت خاتمی پایانی بر حضور کارگزاران در دو قوه مقننه و مجریه بود. هر چند کارگزاران به واسطه نزدیکی به پدر معنویشان یعنی هاشمیرفسنجانی هنوز هم در مجمع تشخیص مصلحت نظام حضور و چند نماینده هم در مجلس هفتم دارند اما در واقع سهم کارگزاران از قدرت رسمی به پایینترین حد خود طی دو دهه گذشته رسیده است.
حتی فعالیتهایی که برخی اعضای کارگزاران در بخش خصوصی میکنند با حملات تبلیغی نیروهای تندرو دولت مواجه شده است و عملاً قدرت عمل کارگزاران در عرصه خصوصی هم با محدودیتهای فراوانی مواجه شده است. فعالیتهای فرهنگی و رسانهیی کارگزاران هم دچار اختلال شده است. اگرچه روزنامه کارگزاران ارگان حزب کارگزاران است اما در واقع فعالیت اصلی این حزب که اخیراً از روزنامه هممیهن شروع شد به سرعت ناکام ماند. روزنامه هممیهن بعد از انتشار 42 شماره توقیف شد.
غلامحسین کرباسچی و محمد عطریانفر مدیران اصلی روزنامه هممیهن بودند. انتشار این روزنامه با رویکردی انتقادی خشم محافل اصولگرا را برانگیخت. جدال پوپولیسم و تکنوکراسی اصلیترین سیاست خبری روزنامه هممیهن را تشکیل میداد و همین مساله هم موجبات نارضایتی لایههایی از قدرت رسمی را برانگیخت و نهایتاً به توقیف هممیهن منجر شد. البته این تمام ماجرا نیست چرا که هر روز محدودیتهای تازهیی علیه کارگزاران اعمال میشود. ظاهراً محافل تندرو اصولگرا به محدودکردن حزب نزدیک به هاشمی در این حد راضی نیستند. آنان هدف نهایی خود را اعلام کردهاند: حذف کامل کارگزاران از نظام سیاسی و عدم امکان بازگشت آنان به عرصه قدرت رسمی.