* آقای دکتر توکلی! شما نسبت به فهرست 30 نفره جبهه متحد اصولگرایان در حوزه انتخابیه تهران انتقاد داشتید، آیا در حال حاضر از این فهرست حمایت میکنید؟
** در شرایط فعلی، اتحاد سیاسی برای انتخابات رادر اردوگاه اصولگرایان مفید میدانم و آن را برای کشور لازم و ضروری تلقی میکنم، به همین دلیل همواره از اتحاد اصولگرایان دفاع کرده و میکنم؛ البته قرار بود فهرست اصولگرایان طبق قواعدی که بخشی از آنها در رسانهها اعلام شده، بسته شود تلاش ما این بود که اصول حتما رعایت شود ولی کم و بیش فشار و چانهزنی در این زمینه موثر بود. شرایط بسختی پیش رفت و نتیجه به شکلی درآمد که بهتر از این هم امکانپذیر بود که دربیاید.
* آیا از فهرست فعلی اصولگرایان در تهران حمایت میکنید؟
** بله. در مجموع از این فهرست حمایت میکنم؛ البته وقتی فهرست اعلام شد، نظرم این بود که این فهرست، نهایی نیست و برخی افرادی که داخل فهرست هستند با حفظ احترامشان ضعیفتر از اصولگرایانی هستند که در انتخابات ثبتنام کرده و بیرون از فهرست باقی ماندهاند.
تلاشها نتیجه داد و از آنجا که اصلاح فهرست را ممکن و مطلوب تلقی میکردم با وراد شدن 2 نفر به این فهرست، وضعیت به طور نسبی قابل قبولتر شد؛ البته هنوز هم فکر میکنم جای این که فهرست از تنوع بیشتری از نظر پوشش اجتماعی و مقبولیت اجتماعی برخودار شود، وجود دارد که امیدوارم این اتفاق بیافتد.
* شما چه پیشنهادی برای بهتر شدن فهرست دارید؟
** همه پیشنهادها را نمیتوان مطرح کرد. سعی میکنیم کاری شود که هم کارآمدی مجلس بیشتر تامین شود و هم مقبولیت اجتماعی فهرست بالا برود.
* شما قبول دارید که عدهای از اصلاحطلبان با علم به این که ردصلاحیت میشدند، در انتخابات ثبتنام کردند تا از این ردصلاحیتها استفاده ابزاری کنند؟
** قانون به همه افراد اجازه میدهد اگر خودشان را ذیصلاح میدانند، در انتخابات ثبتنام کنند. من از این جهت از ثبتنام افراد نه تعجب میکنم نه تاسف میخورم؛ البته افراد چون در طول تاریخ بررسی صلاحیتها به تصمیمات متنوع برخورد کردند، شاید امیدوار بودند که شرایط انتخاباتی ایجاب کند تا آنها تایید شوند و شاید هم به قصد استفاده ابزاری از ردصلاحیتها وارد صحنه شده باشند. به هر حال این امری اجتنابناپذیر است و تا وقتی قانون این اختیار را به افراد میدهد و به نظر من هم که قانون خوبی است، ما نباید از تصمیمات قانونی افراد دلخور شویم.
* مهمترین نقطه قوت مجلس هفتم از نظر شما چیست؟
** مهمترین نقطه قوت مجلس این است که همت آن صرف مسائل واقعی کشور و مردم شده است؛ البته نه به این معنی که این همت همیشه به نتایج خیلی خوبی منجر شده است؛ ولی دستور کار مجلس مسائل گروهی یا قشری نبود؛ بلکه دستور کار مجلس مسائل واقعی کشور همچون حل معضل تورم، بیکاری، اقدامات حمایتی همچون مسائل مربوط به استقلال کشور در مسائل هستهای بود.
* به نظر شما مجلس هفتم چه ضعفهایی داشت؟
** نبود حرکت جمعی، حزبی و فراکسیونی یکی از این ضعفهاست که اگر علت آن از بین نرود، در مجالس باقی خواهد ماند. اگرچه در مجلس فراکسیونهای سیاسی و مفهومی وجود دارند، اما حرکت جمعی در مجلس هفتم ضعیف بود و علتش هم این است که وقتی نمایندگان نامزد میشوند، نامزد احزاب مشخص شناسنامهدار و قوی نیستند. وقتی نمایندگان برای رای گرفتن از طرف احزاب نامزد و پشتیبانی نشوند، مجبورند خودشان از مردم رای بخواهند و در نتیجه وعدههای محلی میدهند و وقتی نماینده شدند وقت خود را صرف مسائل و مشکلات محلی میکنند؛ همچنین چون در مجلس مطالب از پیش چکش نخورده و برای پخته شدنش یک مسیر وفاقانگیز طی نشده، افراد در صحن مجلس بیشتر تصمیم میگیرند در نتیجه برای حل مشکلات کلان کشور و جلب رای در این زمینه مشکل پیش میآید.
* فکر میکنید این ضعف مجلس هفتم در مجلس هشتم هم باشد؟
** بله. این ضعف در مجلس هشتم تا حد زیادی باقی خواهد ماند. متاسفانه نداشتن حزب این درد را ایجاد میکند و این ضعف، صحن مجلس را گاهی به صحنه مسابقه جهت جلب امکانات بیشتر برای حوزه انتخابیه تبدیل میکند. البته شاید تکتک نمایندگان را نتوان ملامت کرد، اما این وضع شایسته ملامت است.
* منتقدان مجلس میگویند مجلس در قبال دولت منفعلانه عمل میکند و بیشتر همراه دولت است. آیا به نظر شما مجلس همراه دولت بود و منفعلانه عمل میکرد؟
** همراهی با انفعال، 2 مقوله متفاوت است. طبیعی است که وقتی اکثریت مجلس با یک دولت دیدگاههای مشترکی داشته باشند همگرایی در این حاکمیت بالا میرود و این همگرایی ضرورتا به معنای انفعال مجلس نیست. انفعال معمولا با نقض استقلال اتفاق میافتد و از همگرایی بین دولت و مجلس جداست. اگر بخواهیم این را در نظر بگیریم، ملاحظه خواهد شد که واقعیت ندارد. برای این که مقاومتهای منطقی مجلس هفتم در برابر برخی خواستههای دولت نهم بیشتر از مقاومتهای مجلس ششم در برابر خواستههای دولت آقای خاتمی بوده است، زیرا در هیچ دورهای از ادوار مجالس گذشته و دولتهای پیشین، سابقه ندارد 4 وزیر معرفی شده از سوی دولت برای تصدی وزارتخانهها، رای نیاورند. همچنین سابقه ندارد 3 یا 4 فرد برای تصدی یک وزارتخانه مهم به مجلس پیشنهاد شوند، اما مجلس به آنها رای ندهد. البته من در مقامی نیستم که بگویم تمام جاهایی که مجلس به نظر دولت رای منفی داد درست بود یا غلط، بلکه میخواهم بگویم این تصویر یا واقعیت تطبیق نمیکند که مجلس هفتم در برابر دولت منفعل بود.
* یعنی شما این انتقاد را وارد نمیدانید؟
** نه، آن را قبول ندارم. به عنوان مثال دیگر، دولت بودجه سال آینده را با یک رویکرد جدید تقدیم مجلس کردند. مجلس این رویکرد جدید را پسندید، اما تمام قواعد قانونی و منطقی بودجهریزی را به دولت تحمیل کرد. من از لفظ تحمیل استفاده میکنم زیرا دولت از کار مجلس راضی نبود. مدعی هم نیستم که با این کار مجلس معجزهای در بودجهریزی ایران اتفاق افتاد، ولی مستقل و براساس قواعد کارشناسی و قوانین و مقررات مصوب ناظر بودجهریزی، یک گام جلو رفتیم.
* به نظر شما با توجه به شرایط فعلی جامعه کدام جریان سیاسی میتواند آرای مردم را به خود جلب کند؟
** حدس من این است که تفاوت فاحشی در ترکیب قدرت در مجلس اتفاق نمیافتد. طبیعی است طبق معمول در هر دفعه انتخابات مجلس عدهای میروند و برخی دیگر جایگزین میشوند و معمولا 50 درصد نمایندگان تغییر میکنند ولی این که چنین تغییری منجر شود که اصلاحطلبان در مجلس اکثریت پیدا کنند، خیلی بعید است.
* یعنی اصولگرایان پیروز انتخابات آینده مجلس هستند؟
** به نظر من اکثریت مجلس هشتم با اصولگرایان خواهد بود، ولی این دفعه ممکن است اتفاقاتی هم در اصولگرایان رخ دهد، یعنی تمایز طیفهای اصولگرایی بیشتر خواهد شد و در مجلس هشتم متمایزتر رفتار خواهند کرد.
* کدامیک از اقدامات مجلس هفتم باید در اولویت کار مجلس هشتم باشد؟
* مهمترین مساله کشور در حوزه اقتصادی رقم خورده و دیگر حوزهها بشدت متاثر از وضعیت اقتصادی کشور است. در عرصه اقتصاد هم مهمترین مساله مهار تورم است که باید در راس برنامه اصولگرایان در مجلس هشتم قرار گیرد. همه تصمیمات چه در دولت و چه در مجلس باید تابع این رویکرد راهبردی باشد؛ بنابراین مبارزه با تورم در راس امور قرار گیرد.
* شما درباره بودجه سال آینده انتقاد داشتید و آن را یک بودجه تورمی دانستید. لطفا در این زمینه توضیح دهید؟
** استفاده از درآمدهای نفتی یعنی یک بودجه نفتی که ذاتا تورمزاست وقتی در اقتصاد ملی دولت مخارجش را از مالیات تامین میکند، اقتصاد کار تولید میکند و دولت بخشی از تولید را براساس مالیات برمیدارد و بخشی از آن در دست مردم میماند. این تولید ملی که از سوی دولت گرفته شده به جامعه برمی گردد. در جامعه اول عرضه وجود دارد. تقاضا بین دولت و مردم تقسیم میشود. دوباره این تقاضا در جامعه میآید و طرف عرصه با آن گلاویز می شود و چون اول طرف عرضه حرکت کرده، تورم در جامعه اتفاق نمیافتد؛ اما اگر دولتی از 100درصد اقتصاد ملی، 20 درصد را به عنوان مالیات بردارد، 80 درصد در دست مردم باقی بماند، قدرت خرید 100 درصد است، قدرت عرضه هم 100 درصد است. ولی وقتی دولت چاه نفت داشته باشد و بتواند 20 واحد هم از چاه نفت بردارد و بخواهد خرج کند، قدرت خرید دولت 40 واحد میشود و با قدرت خرید مردم که 80 واحد است در مجموع میشود 120 واحد قدرت خرید؛
اما در جامعه 100 واحد عرضه وجود دارد، در نتیجه تورم ایجاد خواهد شد. برای فرار از تورم، واردات صورت میگیرد، وقتی واردات صورت میگیرد، ممکن است به دلیل اختلاف سطح فناوری و بهرهوری داخل و خارج، تولیدات داخلی را عقب بزند و در نتیجه رکود ایجاد شود. اگر این پدیده شدید شد و به جای 20 واحد، 50 واحد از نفت برداشته شود، باید واردات بیشتر شود. اگر واردات زیاد نشود، تورم ایجاد خواهد شد و رکود اقتصاد ملی و تولید داخلی را دامن خواهد زد. در نتیجه با یک رکود تورمی مواجه خواهیم شد. چون تورم وجود دارد و به جای این که چنین تورمی مشوق تولید شود، مخرب آن و باعث کاهش اشتغال و سرمایهگذاری داخلی بهطور نسبی خواهد شد که به این پدیده بیماری هلندی میگویند. علتش هم این است که اولین بار در هلند اتفاق افتاد.
شواهد علمی تایید میکند که از سال 1380 به بعد این بیماری دوباره در اقتصاد ایران بروز کرده و در سالهای اخیر شدت یافته است و تا وقتی میل به مصرف سریع درآمدهای حاصل از فروش نفت در مردم، دولت و مجلس کنترل نشود، ما همواره با این شرایط روبهرو خواهبم بود. نکته این است که وقتی بیش از ظرفیت اقتصاد ملی پول نفتی وارد اقتصادمیشود، آثار مخرب بر جای خواهد گذاشت.