لحن و موضع رسانه ها و مقامات روسی در قبال طرح استقرار سپردفاع موشکی آمریکا در چک و لهستان تدریجا جدی تر و تا حدود زیادی خشن تر شده است . روزنامه روسی « ایزو ستیا » از بازگشت احتمالی جنگنده های استراتژیک روسی در کوبا خبر داده و این اتفاق را واکنش منطقی در قبال طرح سپر دفاع موشکی آمریکا معرفی کرده است .
انعکاس این مقاله توسط خبرگزاری دولتی « نووستی » هم دقیقا حساسیت دولتمردان و رهبران کرملین در ارسال پیامهای هشدار دهنده به مخاطبین آمریکایی را گوشزد می کند. اگر این تهدید « ایزو ستیا » عملی شود هواپیماهای جنگنده استراتژیک و دور پرواز روسیه با اهداف اعلام نشده ای در کوبا مستقر خواهند شد و فرصت اندیشیدن مقامات ارتش و پنتاگون به اقدامات تلافی جویانه را از آنها سلب می کند . آگاهی از فاصله کوتاه 150 کیلومتری کوبا تا مرزهای آمریکا و اینکه پایگاه گوانتانامو در قلمرو فعالیت این هواپیماها قرار میگیرد زمینه های چندانی برای شوخی گرفتن این تهدید باقی نمی گذارد.
البته مسکو با استقرار هر بخشی از توان و ظرفیت نظامی خود در کوبا همین انتظار واکنش را بایستی از واشنگتن داشته باشد. ولی به رخ کشیدن بمب افکن های استراتژیک در این مقوله ضربه را دقیقا به شبکه عصبی پنتاگون ارتش و کاخ سفید وارد می کند و « تهدیدی فوری و عملی » بنظر میرسد.
« ایزوستیا » البته در ادامه این « تهدید شرطی » سعی کرده با لحن مسالمت جویانه ای « زهر تهدید » را کاهش دهد و خاطرنشان سازد که هنوز در این مورد تصمیمی گرفته نشده ولی احتمال اتخاذ چنین تصمیمی هم کم نیست .این روزنامه می افزاید « تنها امکانات تکنیکی و عملیاتی شرط لازم برای فرستادن این هواپیماها نیست بلکه در کنار توانمندیهای فنی باید تصمیمات سیاسی هم وجود داشته باشد. موضوعی که مربوط به آینده است . »
اگر چه مسکو برای انعکاس مراتب ناخشنودی و نیز خشم خود از تصمیمات واشنگتن به ابزارهای مختلفی متوسل شده بود لکن تهدید به بازگشت نظامیان و جنگ افزارهای استراتژیک روسیه به کوبا نخستین مورد پس از پایان جنگ سرد تلقی می شود و در طول 18 سال گذشته هرگز سابقه نداشته است . پیش از این کرملین با بهره گیری از هر فرصتی نگرانیهای خود را بطور مستقیم و غیر مستقیم به مخاطبین اروپائی و آمریکائی گوشزد کرده بود اما تهدید مستقیم آمریکا در این مقوله نشانگر آنست که از دیدگاه مسکو اروپا در این مورد فاقد اراده و انگیزه های لازم برای پذیرش یا رد طرح استقرار سپر دفاع موشکی آمریکا در چک و لهستان است . بعلاوه با در نظر گرفتن مخالفت ضمنی و عدم رغبت برخی کشورهای اروپائی عضو ناتو با طرح استقرار شبکه دفاع موشکی آمریکا دیگر ضرورتی به تهدید اروپا احساس نمی شود که مسکو علیه آنها نیز موضع گیری کند. این تهدید « ایزوستیا » را نبایستی خیالپردازی رسانه ای در یک روزنامه روسی تلقی کرد چرا که از مقوله ای سخن می گوید که مورد مشابهش آمریکا و شوروی سابق را در آستانه یک رویارویی اتمی و اعلام آماده باش اتمی در واشنگتن قرار داده بود.
فراموش نکنیم که درزمان استقرار موشکهای دوربرد شوروی سابق در کوبا واشنگتن بلافاصله واکنش های خشم آلود تند و فوری از خود نشان داد و بااعلام آماده باش اتمی به کرملین هشدار داد که موشکهای ارسالی به کوبا را بلافاصله جمع آوری کند.آن تهدیدها و هشدارهای واشنگتن در آنروزهای پرالتهاب موید این برداشت بو دکه آمریکا نسبت به اقدامات کرملین برای تبدیل کوبا به « حیاط خلوت مسکو » شدیدا حساس است و آنرا به زیان امنیت ملی خود می داند. تهدید « ایزوستیا » درباره استقرار بمب افکنهای استراتژیک روسیه در کوبا تلاشی آشکار برای زنده کردن خاطرات گذشته و به رخ کشیدن احتمال تکرار همان چالشها است که زمینه های عملی برای تقابل قدرتهای بزرگ و شروع یا حتی تشدید جنگ سرد است . این بدان معنی است که مسکو ـ واشنگتن یکبار دیگر در خط تقابل قرار گرفته اند و به « موازنه قدرت » یا حتی « موازنه وحشت » روی آورده اند.
کرملین تاکنون از تمامی ظرفیتها برای هشدار به کاخ سفید بهره برده است و حتی در اقدامی نادر ژنرالهای روسی و مقامات وزارت دفاع روسیه را در موضع گیری و هشدار در این مقوله به کار گرفته است .این بدان معنی است که صبر مسکو نامحدود نیست و هشدارهای مسکو را نباید یک بلوف سیاسی تلقی نمود.
با وجود این کمتر کسی در آنسوی آتلانتیک نسبت به هشدارهای مسکو و حتی تهدیدات ژنرالهای روسی حساسیت نشان داده است . اصرار جنون آمیز کاندالیزارایس و سایر مقامات واشنگتن برای تسریع در امضای توافقنامه با چک و لهستان و استقرار عملی شبکه دفاع موشکی آمریکا در این دو کشور نشان میدهد که واشنگتن تصمیم خود را گرفته و مایلست به هر قیمت ممکن به چنان اهدافی دست یابد.
اما آیا در صورت اقدام متقابل روسیه در استقرار بمب افکن های استراتژیک در کوبا هنوز هم پنتاگون برای استقرار سپر دفاع موشکی در اروپا اصرار می ورزد در آنصورت واکنش های محتمل در قبال این تهدید عملی مسکو چه خواهند بود آیا به سود آمریکا است که روسیه را به موضع تقابل و درگیری عملی با ظرفیت نظامی آمریکا و ناتو بکشاند بعلاوه مرزها و حد توقف در تهدیدات استراتژیک شرق و غرب در فضای پس از پایان جنگ سرد کجاست ناگفته پیداست که آمریکا بی میل نیست الگوهای رفتاری غرب و ناتو علیه کرملین را احیا کند و چنین وانمود سازد که روسیه هنوز هم ظرفیت انگیزه و ابزارهای تقابل و تهدید علیه غرب را همچنان حفظ کرده و احتمال از سرگیری جنگ سرد هر لحظه وجود دارد. این نکته بویژه برای سرکوب تمایلات واگرایانه نزد برخی اعضای اروپائی ناتو از اهمیت ویژه ای برخوردار است . این برای واشنگتن اهمیت دارد که به متحدین اروپائیش نشان دهد که مسکو همچنان یک « تهدید » است و نباید آنرا یک دوست و همکار جهانی و حتی منطقه ای تلقی کرد. رمز اقدامات تحریک آمیز واشنگتن در همین نکته نهفته است .
البته غرب در طول 2 دهه اخیر پس از فروپاشی اتحاد شوروی و انحلال پیمان ورشو همواره با مسکو چنان رفتار کرده که همکاریهای مسکو را به حساب ضعف و انفعال و ناچاری کرملین گذاشته و چنین وانمود کرده که مسکو در این دوره انتخاب دیگری در پیش روی خود نداشته است . ولی واقعیت اینست که مسکو پس از گذار از « دوران انتقالی » سعی دارد هویت جدید خود را دستکم بعنوان یک قطب جهانی قدرت در یک « نظام چند قطبی » برای خودش تثبیت و حفظ کند. طبعا سیاستهای واشنگتن برای خیز برداشتن ناتو به سوی مرزهای روسیه و محاصره تسلیحاتی این کشور توسط ناتو برخلاف این دیدگاه و چشم انداز است و قطعا توسط مسکو تحمل نخواهد شد. علاوه بر این سیاست واشنگتن برای جذب کشورهای اروپای شرقی به جرگه ناتو برای مسکو بسیار تلخ و گزنده است که آمریکا درحیاط خلوت دیروز روسیه برای رهبران کرملین مزاحمت ایجاد کند.
اصرار جدی و علنی مسکو برای بازداشتن « اوکراین » از پیوستن به « ناتو » از همین دیدگاه است که معنی و مفهوم واقعی خود را پیدا می کند. بعلاوه تهدید به استقرار جنگنده بمب افکن های استراتژیک روسیه در کوبا نیز شروع فاز جدیدی را نشان می دهد که مسکو تهدیدات خود را یکی پس از دیگری عملی می کند. اگر آمریکا نسبت به پرواز جنگنده های تهاجمی روسیه تا پشت مرزهای « ناتو » بی تفاوت ماند یقینا نمی تواند نسبت به استقرار آنها در کوبا هم بی تفاوت بماند که در آنصورت هم کرملین « برنده » خواهد بود. ابعاد و چگونگی واکنش آمریکا نسبت به این موضوع هر چه باشد و در هر مقیاسی عملی شود در سیر تحولات منجر به شکل گیری مناسبات دو سوی آتلانتیک تاثیر بنیادی دارد.