* آقای فرتیس کون شما در حال حاضر در ایران به سر میبرید، از این رو اجازه دهید مصاحبه را با این سوال آغاز نمایم که هدف شما از سفر به ایران چیست؟
** سفر من و هیئت همراهم یک سفر سیاسی است. ما با خود گفتیم که میخواهیم با ایران آشنا بشویم و همچنین نه فقط با سیاستمداران بلکه با مردم ایران صحبت کنیم به ویژه اینکه ما در وضعیت بینالمللی سادهای به سر نمیبریم.
تجربه و اصول کار من همیشه این طور بوده است که به طور مستقیم و در محل با مردم صحبت کنم تا بتوانم برای خود تصویری کم و بیش واقعی از وضعیت ترسیم نمایم.
من بر این امر واقفم که باید با تماس مستقیم با مردم و سیاستمداران بحث مجادلهای کرد و از این طریق به تفاهم دست یافت.
* شما در بالا اشارهای به وضعیت نه چندان ساده بینالمللی داشتید. من نیز معتقدم که شما در شرایط حساسی وارد ایران شدهاید به ویژه این اتحادیه اروپا در روز دوشنبه گذشته و در موقعی که آلمان ریاست دورهای اتحادیه را برعهده دارد، تصمیم گرفت تا مصوبه شورای امنیت در خصوص اعمال تحریم علیه ایران را سریعاً به مورد اجرا در آورد.
ارزیابی شما از این تصمیم چیست؟
** این کاملاً روشن بود که اتحادیه اروپا قطعنامه و مصوبه شورای امنیت را عملی خواهد نمود زیرا اروپا با ایران زمان طولانی مذاکره کرده بود. حال من وضعیت را این گونه میبینم که ایران حق استفاده صلحآمیز از نیروگاه هستهای برای تولید برق هستهای را دارد اما از سوی دیگر این شک که در قالب استفاده صلحآمیز از فناوری هستهای اهداف نظامی دنبال نمیشود از بین برده نشده است.
از این رو شورای امنیت قطعنامه خود را صادر کرد. به اعتقاد من اکنون باید این سوال را مطرح کرد که آیا ما میخواهیم بار دیگر بر سر میز مذاکره برگردیم؟ آیا میتوان غنیسازی را به حالت تعلیق در آورد تا زمینه مذاکره مجدداً فراهم گردد و سپس در پی یک راهحل کلی بود؟
در سال گذشته، سولانا و دبیر شورای عالی امنیت ملی ایران به یک راهحل بسیار بسیار نزدیک شده بودند. من فردی هستم که مخالف تصمیم سریع و عجولانه است و از یک راهحل دیپلماتیک حمایت میکند. ما همگی به یک راهحل صلحآمیز نیاز داریم و این کاملاً روشن است.
* به نظر شما در شرایط فعلی این راهحل چگونه حاصل خواهد شد؟
** من وضعیت را این گونه میبینیم که اعتماد باید در هر دو طرف افزایش یابد و مهم برای رسیدن به این هدف این است که از اظهارات تند علیه اسرائیل و در خصوص مسئله هولوکاست پرهیز شود. این اظهارات به یک بیاعتمادی بزرگ در غرب منجر شده است.
بسیاری در غرب از خود سوال میکنند چه اتفاقی رخ خواهد داد چنانچه یک مسئول که یک چنین اظهارات تندی میکند به سلاح اتمی مجهز گردد؟
به نظر میرسد ایران باید این بیاعتمادی در غرب را درک کند و اما مسئله دیگر، سوال منطقی در رابطه با فعالیتهای هستهای ایران است.
چنانچه ایرانیها به ما بگویند که آنها به اورانیوم فقط برای مصارف صلحآمیز نیاز دارند در آن صورت این مسئله مطرح میشود که با توجه به اینکه ایران هنوز نیروگاه هستهای در اختیار ندارد و ساخت آن به مدت زمان طولانی نیاز دارد، بنابراین به اورانیوم غنیشده نیازی ندارد.
چنانچه تولید اورانیوم غنیشده در زمان نیاز آغاز گردد یک دریچه زمانی ایجاد خواهد شد که میتوان در طی آن غنیسازی را معلق کرد و مذاکره را آغاز نمود و سپس به یک راه حل کلی دست یافت، راهحل کلی به این معنی که غنیسازی چگونه در کجا و با چه کسی در چه کشوری و... انجام شود. ما به این دریچه زمانی نیاز داریم زیرا آن برای اعتمادسازی در سطح بینالمللی مورد نیاز است.
* ایران در جهت اعتمادسازی گامهایی برداشته است. من شما را به پیشنهادات ایران در این زمینه ارجاع میدهم. مشارکت شرکتهای خارجی در فعالیتهای غنیسازی ایران یکی از پیشنهادات مذکور است. چرا حداقل این پیشنهاد مورد توجه قرار نگرفت؟
** در این باره سخن بسیار گفته شده است اما به نظر میرسد که آن گفتهها و مذاکرات در نهایت برای ایجاد اعتماد کافی نبودهاند زیرا ایران به مدت 18 سال برخی از فعالیتهای هستهای خود را پنهان کرده بود. سیاستمداران ایرانی باید این مسئله را بپذیرند که از این طریق یک مشکل بزرگ به وجود آمده است.
شاید رد پیشنهاد روسیه توسط ایران یک اشتباه بود اما به هر حال اکنون یک وضعیت جدید به وجود آمده است. اکنون مصوبه شورای امنیت وجود دارد که برخلاف گفته آقای احمدینژاد یک کاغذ پاره نیست بلکه یک سند معتبر است که باید آن را بسیار جدی نیز تلقی نمود.
من در مذاکراتم در ایران این احساس را داشتم که رای موافق روسها و چینیها به قطعنامه سازمان ملل، ایرانیها را بسیار دچار تعجب نموده است.
حقیقت موجود دیگر، نگرانی بزرگ جامعه بینالملل است و من در اینجا مایلم بار دیگر تاکید کنم و این نیز بسیار مهم است که اظهارات شدیدالحن رئیس جمهوری اسلامی ایران در غرب سبب کاهش بیاعتمادی شدید نسبت به ایران شده است. باید در این باره تعمق نمود.
من در مذاکراتم در ایران این احساس را به دست آوردهام که در این باره فکر میشود.
* آقای فرتیس کون براساس اطلاعات من، تصمیم اخیر اتحادیه اروپا تا حدود نسبتاً زیادی به فشار فرانمک اشتاین مایر وزیر امور خارجه آلمان برمیگردد زیرا او قبل از برگزاری اجلاس وزرای امور خارجه اتحادیه اروپا بر اعمال تحریمهای شدید علیه ایران تاکید کرده بود. به اعتقاد شما این اظهارات به روابط به طور سنتی خوب و دیرینه ایران و آلمان لطمه وارد نخواهد ساخت؟
** نه روابط بین دو کشور ایران و آلمان در زمینههای مختلف از جمله فرهنگی و اقتصادی خوب است و ما علاقه به گسترش آن داریم. اما این مسئله در پاییز گذشته بین ایران و اتحادیه اروپا روشن شده بوده که اگر اروپاییها به یک راهحل سیاسی دست نیابند، تصمیم شورای امنیت را خواهند پذیرفت و آن را به اجرا در خواهند آورد.
اروپاییها از برخی رفتارها متعجب هستند. من میخواهم بار دیگر بگویم احساس من این است که بخشی از رهبری ایران و نه تمام رهبران ایران هرگز به مصمم بودن سازمان ملل در اعمال تحریم علیه تهران فکر نمیکردند و تصور میکردند که میتوان بین اروپا، روسیه، چین و آمریکا شکاف ایجاد کرد.
اما این گونه نبود و میبینم که بحران اعتماد در رابطه به مسئله اتمی ایران، تمام جامعه بینالملل را در برگرفته است.
* شما به عنوان یک سیاستمدار با تجربه فکر میکنید تحریم، اهرم مناسبی برای ایجاد یک رفتار مشخص است؟
** این مسئله کاملاً بستگی به شرایط دارد. به نظر من تحریمهای فعلی محدود به فناوری هستهای هستند و تحریمهای اقتصادی را شامل نمیشوند اما به هر حال آنها نشانههای روشنی از سوی سازمان ملل و همچنین اروپا هستند تا در ایران در این باره فکر شود که چه چیزهایی را میتوان به شکل دیگری انجام داد.
در رابطه با همکاری با آژانس بینالمللی انرژی هستهای در وین و یا در تعامل با سازمان ملل، من میخواهم بار دیگر تاکید نمایم و امیدواریم که کار وارد یک دور پیدرپی نشود طوری که تحریمها مدام گسترش پیدا کند. امیدواریم مصوبات موجود منجر به بازگشت طرفین به سر میز مذاکره شود. در این خصوص باید طرفین بتوانند جایگاه خود را حفظ نمایند زیرا در غیر این صورت مذاکرات معقولی شکل نخواهند گرفت اما من به هر حال و به نمایندگی از حزب سبز آلمان از یک راهحل سیاسی حمایت میکنم زیرا به اعتقاد من باید بتوان چنین مسئلهای را از طرق سیاسی حل نمود. در این رابطه من مایلم بار دیگر بگویم که مسئله اصلی، سکوت و پنهانکاری هجده ساله ایران برای غرب این سوال را مطرح ساخته است که دلیل این سکوت چه بوده است؟
حال باید ایران شبهات موجود را مرتفع نماید، نه تنها از طریق گفتار بلکه در عمل و با معلق نمودن فعالیتهای غنیسازی خود. چنین حرکتی برای آغاز مذاکرات بسیار مهم خواهد بود.
به نظر من، توهین به سازمان ملل و این که تصمیمات سازمان ملل همگی پوچ هستند به حل مسئله کمک نخواهد نمود، بلکه راهی است که به سرخوردگی منتهی میشود.
* اجازه دهید به عنوان آخرین پرسش بار دیگر روند طولانی مذاکرات هستهای بین غرب و ایران را به خاطر بیاوریم. همان گونه که شما در بالا اشاره نمودید این مذاکرات طولانی بدون نتیجه نیز بودند.
حال با توجه به این واقعیت شما چشمانداز وضعیت موجود را چگونه میبینید؟
** به اعتقاد من بسیار مهم است که غرب با ایران وارد مذاکره شود. من یکی از منتقدان سرسخت موضع بوش رئیسجمهوری آمریکا هستم که معتقد است نباید به هیچوجه با ایران گفتوگو کرد. ایران یک شریک مهم است که برای حل بحران عراق غیرقابل اغماض میباشد.
گروه بررسی عراق به ریاست جیمز بیکر وزیر امور خارجه اسبق آمریکا نیز گفتمان با ایران را در رابطه با حل بحران عراق توصیه کرده است و ما با ایران در افغانستان منافع مشترک داریم زیرا هم اتحادیه اروپا، هم آمریکا و هم ایران مخالف طالبان هستند. همه دارای منافع مشترکی هستند و نمیخواهند که در آن کشور مواد مخدر تولید شود.
این بدان معنی است که پیام من به غرب این است در جستوجوی باب گفتمان باشد و ایرانیها نیز باید متوجه این مهم باشند که فقط میز مذاکره میتواند موضوع هستهای جاری را حل کند. در مجموع باید از اظهارات تند و شدید پرهیز شود و بیانی انتخاب گردد که در رابطه بین ملتها رایج است و تفاهم ایجاد میکند.
باید فن بیان مناسبی را برای طرح مسائل انتخاب و سپس در جستوجوی راهحل بود زیرا از این طریق اعتمادسازی میشود.
من بار دیگر بر حل مسالمتآمیز مسئله هستهای ایران تاکید و از آن حمایت میکنم. البته در این خصوص من در مقایسه با سال گذشته اندکی بدبین شدهام. لحظاتی وجود داشت که میشد با همدیگر دست داد و یک راهحل یافت. شاید مصوبه شورای امنیت کمک کند تا بار دیگر این زمینه فراهم گردد.