تاریخ انتشار : ۱۲ آبان ۱۳۸۷ - ۱۲:۵۰  ، 
کد خبر : ۵۵۱۴۶
بررسی ابعاد اجلاس جدید سازش خاورمیانه در گفت‌وگوی «‌ایران» با صاحبنظران

ضیافت پراضطراب در آناپولیس


احسان تقدسی

اجلاس آناپولیس را باید به راستى پاییز برگ‌ریزان سیاست خارجى نومحافظه‌کاران ساکن کاخ سفید در آخرین ماه‌هاى ریاست جمهورى بوش دانست. با ناکامى راهبردهاى متعدد دستگاه دیپلماسى و ماشین جنگى آمریکا در عراق و افغانستان، اینک بحران فلسطین و اسرائیل به تنها امید جمهوریخواهان و کاخ سفید براى گرفتن حداقل نمره قبولى در سیاست خارجى خود تبدیل شده است و این در حالى است که بسیارى از تحلیلگران مسائل منطقه و جهان کنفرانس پاییز را تنها نوعى ژست سیاسى از سوى نومحافظه‌کاران و ضیافتى براى جمع شدن دوستان منطقه‌اى آمریکا و فرصتى براى انداختن عکس‌هاى یادگارى مى‌دانند. دستگاه دیپلماسى آمریکا همه تخم‌مرغ‌هاى خود را در سبد اجلاس آناپولیس چیده است. کاندولیزا رایس وزیر خارجه ایالات متحده در ماه‌هاى گذشته بیش از ۷ ـ ۶ بار به منطقه آمد و در گفت‌وگوهاى خود با مقامات دولت خودگردان و اسرائیل تلاش فراوانى کرد تا نظر مساعد آنها را براى دستیابى به حداقل مشترکات جلب کند که البته در این راه تنها ماند و ره به‌جایى نبرد چه آن ‌که به باور تحلیلگران عمق مشکلات فلسطین و اسرائیل بیشتر از آن است که بتوان با گفت‌وگوهاى سطحى به حل آنها پرداخت.

دیپلماسى نومحافظه کاران در حالى طى ۶ ـ ۵ ماه گذشته تمام انرژى خود را صرف برگزارى کنفرانس پاییز کرده است که طرفین فلسطینى و اسرائیلى خود کمترین امیدى به نتایج این کنفرانس ندارند. ایهود اولمرت نخست‌وزیر رژیم صهیونیستى طى روزهاى گذشته صراحتاً اعلام کرده است که انتظارى از آناپولیس ندارد. افکار عمومى اسرائیل نیز این کنفرانس را از پیش شکست خورده و عقیم تلقى کرده‌اند.

وزراى خارجه کشورهاى عربى در حالى در اجلاس آناپولیس شرکت مى‌کنند که محافل سیاسى و استراتژیک مستقل خاورمیانه نسبت به در دام افتادن این کشورها هشدارهاى فراوانى داده‌اند. به باور برخى تحلیلگران رابطه با اسرائیل اگرچه براى برخى از کشورهاى عربى امرى طبیعى و عادى شده است اما همچنان براى ملت‌هاى آنان اصل اعتقادى محسوب مى‌شود. با این نگاه مى‌توان گفت که کنفرانس پاییز نخستین گردهمایى رسمى کشورهاى عربى و اسرائیل است. اینگونه است که قبح رابطه با اسرائیل در میان اعراب خواهد شکست و اعراب خواسته یا ناخواسته در دام آمریکا و رژیم اشغالگر قدس گرفتار خواهند شد.

محافل آمریکایى ـ اسرائیلى طى روزهاى گذشته و با مسجل شدن شرکت عربستان سعودى در این کنفرانس تلاش فراوانى کرده‌اند تا زمینه نزدیکى و دست دادن وزراى خارجه اسرائیل و عربستان را فراهم کنند. این امر در صورت روى دادن مى‌تواند گام علنى عربستان به‌ عنوان نماد محور عربى براى نزدیکى به رژیم صهیونیستى و به رسمیت شناختن موجودیت آن شناخته شود.

در آستانه برگزارى اجلاس آناپولیس، چند و چون برگزارى این کنفرانس را در گفت‌وگو با کارشناسان مسائل فلسطین و خاورمیانه در میان گذارده‌ایم که از نظر گرامى‌تان مى‌گذرد:

حسین علایى: همه چیز به سود اسرائیل خواهد بود.

آمریکا مى‌کوشد تا بازیگر اصلى خاورمیانه باشد و در همین راستا نیز تلاش کرده تا مسائل مهم خاورمیانه از جمله فلسطین را در دست خود نگاه دارد و ابتکار عمل‌ها را در این زمینه در اختیار داشته باشد. مسأله فلسطین و اسرائیل مهم‌ترین چالشى است که در خاورمیانه وجود دارد و ریشه بسیارى از مشکلات خاورمیانه است. آمریکایى‌ها تمایل فراوانى دارند که با برگزارى کنفرانس‌هاى بین‌المللى شرایط را به سمتى ببرند که دولت یهودى را در اسرائیل تثبیت کنند و آرام‌آرام به سمتى روند که وجود دولت اسرائیل به رسمیت شناخته شود و این در حالى است که پیش از این موجودیت این رژیم از سوى بسیارى از کشورهاى عربى به رسمیت شناخته نمى‌شد. براساس این راهبرد موجودیت اسرائیل به‌ عنوان یک «واقعیت» شناخته شده و براى حل مشکل فلسطین با توجه به این واقعیت اقدام خواهد شد. آمریکایى‌ها در عین حال خواهند کوشید تا مسائل اصلى فلسطین مانند آوارگان، بیت‌المقدس، حدود و ثغور دولت فلسطینى، اسرا و امنیت آینده فلسطین در این کنفرانس‌ها حل نشود.

برخى از دولت‌هاى عربى به دلیل نوع ارتباط صمیمانه خود با آمریکا ناچارند که در این کنفرانس‌ها شرکت کنند. برخى دیگر از کشورهاى عربى برگزارى این کنفرانس را فرصتى مى‌دانند براى این‌که جناح سازشکار فلسطینى بتواند بر حوزه نفوذ و حاکمیت خود در فلسطین بیفزاید. هم‌اینک اکثر کشورهاى عربى از طیف محمود عباس که متمایل به سازش با اسرائیل است، حمایت مى‌کنند و معتقدند که اگر این گروه بتواند بر فلسطین حاکم شود، کشورهاى عربى نیز مى‌توانند خود را از اتهام عدم‌ حمایت از مردم فلسطین تبرئه کنند. برخى کشورها مثل سوریه هم به دلیل آن ‌که آزادى سرزمین‌هاى خود ـ بلندى‌هاى جولان ـ را از راه درگیرى‌هاى مسلحانه غیرقابل اجرا مى‌دانند، احساس مى‌کنند با حضور در این کنفرانس حداقل مى‌توانند طرح موضوع کنند.

در مورد ضریب موفقیت یا شکست این کنفرانس باید موفقیت و ناکامى را تعریف کرد. از نگاه آمریکایى‌ها نفس برگزارى این کنفرانس که با سروصداى تبلیغاتى و جنجال رسانه‌اى همراه شده است، یک موفقیت خواهد بود. از نگاه فلسطینى‌ها اما این کنفرانس دستاوردى نخواهد داشت چرا که آنها به هیچ ‌یک از دستاوردهاى خود نخواهند رسید بلکه این کنفرانس فضا را به سود اسرائیل تغییر خواهد داد. نکته دیگرى که باید به آن اشاره داشت این ‌که برخى جناح‌هاى رسمى فلسطین همانند حماس گفته‌اند که در این کنفرانس شرکت نمى‌کنند و محمود عباس را نیز به ‌عنوان نماینده قبول ندارند. بدین‌ترتیب در این کنفرانس نماینده‌اى که مقبول فلسطینیان باشد حضور نخواهد داشت و بر این اساس امکان توافق میان فلسطین و اسرائیل میسر نخواهد بود.

حمیدرضا دهقانى: پوششى براى اقدامات آتى آمریکا

به نظر مى‌رسد که میهمانان آناپولیس طى یک نوع فشار و در واقع از روى ناچارى به این کنفرانس مى‌روند. آنها مى‌دانند که طرح ملک عبدالله که به طرح عربى مشهور است ره به‌جایى نخواهد برد اما فشارهاى آمریکا و هشدارهاى واشنگتن نسبت به تغییرات منطقه و بویژه جمهورى اسلامى ایران و دوستان ایران در منطقه یعنى طرفداران مقاومت آنها را ناچار به شرکت در آناپولیس کرده است.

اعراب به دنبال طرح عقب‌نشینى رژیم صهیونیستى از اراضى ۱۹۶۷ میلادى و بازگشت آوارگان و تشکیل دولت فلسطین به پایتختى قدس شرقى هستند در حالى که اسرائیلى‌ها به دنبال تبادل جمعیتى و سرزمینى هستند. این امر به معناى سرباز زدن رژیم صهیونیستى از تمام مسئولیت‌هاى بین‌المللى، قطعنامه‌هاى سازمان ملل و مجامع بین‌المللى بویژه قطعنامه ۱۹۴ مجمع عمومى در بازگرداندن آوارگان فلسطینى به خانه و کاشانه خود و همچنین عدم عقب‌نشینى به مرزهاى ۴ ژوئن ۱۹۶۷ مى‌باشد. در طرح اسرائیل براى تبادل سرزمین‌ها هم اسرائیلى‌ها به دنبال آن هستند که شهرک‌هاى صهیونیست‌نشین در کرانه باخترى را حفظ کرده و در مقابل سرزمین‌هایى را ـ که معلوم نیست به همان اندازه باشند ـ در جنوب فلسطین اشغالى و صحراى نقب و اطراف غزه به فلسطینى‌ها بدهند.

خطرناک‌تر و مهم‌تر از همه پذیرش ماهیت یهودى دولت اسرائیل توسط اعراب و فلسطینى‌هاست که این مهم نیز باعث بازگشت فلسطینى‌ها به اراضى ۱۹۴۸ نخواهد شد. بوش و نومحافظه‌کاران ساکن کاخ سفید طى ۷ سالى که از ریاست جمهورى بوش گذشته است کار مشخصى را براى حل مسأله فلسطین و حل‌وفصل مخاصمه اعراب و اسرائیل انجام نداده‌اند و به دنبال این هستند که با این اقدام نظر مساعد لابى صهیونیست‌ها در آمریکا از یک‌سو و سران کشورهاى عربى را از طرف دیگر جلب کنند. در طول سال‌هاى ابتدایى دوران بوش طرح خاورمیانه بزرگ و آنچه آن را نشر دموکراسى در منطقه نام نهادند، مطرح گشت. این موضوع به همپیمانى و اتحاد دوستان آمریکا در منطقه ضربه وارد کرده و آنها را نسبت به ایالات متحده بدبین کرد و اینک آمریکایى‌ها با برگزارى این کنفرانس به دنبال جلب‌نظر آنها مى‌باشند.

از سوى دیگر کشورهاى عربى در موضوع عراق به آمریکا در برخى زمینه‌ها کمک کرده‌اند که از نتایج این کمک‌ها کاهش ارسال نیروهاى تروریستى به عراق مى‌باشد. آنها در قبال این کمک‌ها انتظار توجه آمریکا به خود را دارند ولى به نظر مى‌رسد این کنفرانس دستاوردى براى اعراب و فلسطینى‌ها نداشته باشد و صرفاً به یک اجلاس بى‌نتیجه و نمایشى از مصافحه سران عرب و بویژه سعودى و اسرائیلى تبدیل خواهد شد اما پس از این مذاکرات شاهد مذاکرات ادامه‌دارى خواهیم بود.

هم‌اینک هم طرف فلسطینى، هم اسرائیلى و هم آمریکایى در ضعیف‌ترین وضعیت سیاسى خود نسبت به سال‌هاى گذشته و در مقایسه با کنفرانس صلح مادرید در سال ۱۹۹۱ هستند. امید حل‌وفصل اختلافات در این کنفرانس بسیار کم است و ضریب موفقیت این کنفرانس بسیار پائین و ضریب ناکامى آن بالاست. اینگونه به نظر مى‌رسد که کنفرانس صلح پائیز پوششى براى اقدام‌هاى دیگر از سوى آمریکا خواهد بود.

رکن آبادى: سرپوشى براى شکست در جنگ ۳۳ روزه

کنفرانس آناپولیس کوچک‌ترین دستاوردى نه براى فلسطینیان و نه براى مسلمانان و اعراب ندارد.

اینگونه به نظر مى‌رسد که بیشترین بهره از اجلاس آناپولیس را آمریکا و هم‌پیمانان اسرائیل خواهند برد چه آنکه نفس شکل دادن چنین نشستى در این برهه بحرانى براى اسرائیل و برداشتن گامى در راستاى کسب رضایت عمومى مردم دنیاست. آمریکا مى‌کوشد اینگونه وانمود کند که در فکر حل این بحران مهم خاورمیانه است. جمهوریخواهان آخرین سال تصدى خود بر کاخ سفید را مى‌گذرانند و اساساً چگونه مى‌توان از کسى که هم‌پیمان استراتژیک اسرائیل محسوب مى‌شود انتظار حل بحران فلسطین را داشت؟

به نظر مى‌رسد هدف اصلى کنفرانس آناپولیس سرپوش گذاشتن بر شکست‌هاى مداوم اسرائیل و به تبع آن آمریکا طى ۴ سال گذشته در منطقه خاورمیانه است. ضربه شکست سنگین رژیم صهیونیستى از حزب‌الله در جنگ ۳۳ روزه که بر اثر رشادت و فداکارى نیروهاى حزب‌الله بر پیکر این رژیم وارد آمد و استعفاى مسئولان سیاسى و نظامى اسرائیل و پایان حیات سیاسى اولمرت نیز از دیگر دلایل تشکیل این کنفرانس است. محمود عباس ریاست تشکیلات خودگردان قبل از برگزارى این کنفرانس اعلام کرده است که در راه دستیابى به توافق با اولمرت و صدور بیانیه مشترک شکست خورده است. کاندولیزا رایس وزیر خارجه ایالات متحده هم موفقیت‌آمیز بودن این کنفرانس را به معجزه تشبیه کرده است. معتقدم کنفرانس آناپولیس نشستى کاملاً تبلیغى و تلاش براى عادى‌سازى روابط کشورهاى عربى و رژیم صهیونیستى است.

نفس کنار هم نشستن دولت‌هاى عربى و اسرائیل براى این رژیم و آمریکا یک موفقیت خواهد بود.

محى‌الدین ساجدى: امکان هر توافقى منتفى است

هدف اعلام شده این کنفرانس برقرارى مذاکرات میان اسرائیل و فلسطینیان براساس دیدگاه بوش و رسیدن به دو کشور مستقل اسرائیل و فلسطین است.

در مورد این هدف و چارچوب موردنظر و همچنین اصل و بنیان و مرجعیت مذاکرات، علیرغم بارها مذاکره اولمرت و عباس توافقى حاصل نشده است. مضافاً به این‌ که عباس، اولمرت و بوش در موقعیت ضعیفى قرار گرفته‌اند. تاکنون هیچ جدول زمانى مشخصى براى رسیدن به توافق میان دو طرف فلسطینى و اسرائیلى بعد از شروع مذاکرات در آناپولیس مشخص نشده است.

بر این اساس در خاورمیانه کسى را نمى‌توان یافت که امیدوار به تفوق این کنفرانس به کاهش بحران داشته باشد. کنفرانس پائیز شاید تنها بتواند بحران کنونى را از حالت ایستایى خارج و کمى به حرکت وادارد.

از این‌ رو بود که دولت‌هاى عربى از آمریکا خواسته‌اند که حتماً سوریه را به این اجلاس دعوت کنند. سوریه نیز شرط مشارکت خود در آناپولیس را گنجاندن موضوع جولان و روند مذاکراتى سوریه و اسرائیل در دستور کار اجلاس آناپولیس قرار داد و تأکید کرد که این امر نباید صورى و ظاهرى باشد. با این همه اینگونه متصور است که هدف اصلى اجلاس آناپولیس قضیه فلسطین نباشد بلکه این موضوع تنها پوششى براى دو مسأله مهم دیگر است. مسأله اول تلاش براى عادى‌سازى روابط دولت‌هاى عربى و اسرائیل است که این امر اسباب نگرانى برخى دولت‌هاى شرکت‌کننده در کنفرانس را فراهم آورده است. اصرار سعود الفیصل وزیر خارجه دولت سعودى مبنى ‌بر این‌ که حتى حاضر به دست دادن با اسرائیلى‌ها هم نیست و این‌که عادى شدن روابط با اسرائیل تنها در چارچوب طرح عربى قابل پذیرش مى‌باشد به نحوى بازگوکننده این نگرانى است. در همین راستا عمرو موسى، دبیرکل اتحادیه عرب، اعلام کرده که روند عادى‌سازى روابط اعراب ـ اسرائیل مجانى و رایگان نخواهد بود. البته تاکنون تجربه نشان داده که اگر براى روند عادى‌سازى روابط هزینه‌اى هم پرداخت شده از جیب ملت فلسطین و ملت‌هاى مسلمان و عرب بوده است.

مسأله دیگرى که در این اجلاس و تحت پوشش قضیه فلسطین مطرح خواهد شد تشکیل محور ضدمقاومت در منطقه خاورمیانه خواهد بود. آمریکا مى‌کوشد با مشارکت دولت‌هاى عربى به اصطلاح معتدل میانه‌رو و نیز اسرائیل، به محور ضدایرانى در این اجلاس رسمیت بدهد. قبلاً هم آمریکایى‌ها گفته‌اند که ۶۴ میلیارد دلار جنگ‌افزار را در اختیار این محور قرار خواهند داد.

در مورد این ‌که ضریب موفقیت و شکست این اجلاس تا چه میزان است و این‌ که آمریکا تا چه حد به هدف‌هاى سه‌گانه خود از این اجلاس دست پیدا خواهد کرد باید گفت که نه اولمرت و اسرائیل ـ بخصوص پس از شکست از حزب‌الله در جنگ ۳۳ روزه ـ در وضعیتى قرار دارند که بتوانند امتیازاتى براى حل بحران فلسطینیان بدهند و نه فلسطینیان به علت ضعف داخلى و چنددستگى شدید در موقعیتى قرار دارند که بتوانند امتیاز بزرگى از اسرائیل بگیرند. در مورد عادى‌سازى روابط با اسرائیل به نظر نمى‌رسد که این اجلاس به معناى آشتى کامل میان دولت‌هاى عربى شرکت‌کننده در آناپولیس با اسرائیل باشد. اگر به روند طرح‌هاى آمریکا براى خاورمیانه نگاه کنیم خواهیم دید که هیچ‌ یک از این طرح‌ها یا به اجرا درنیامده و یا کاملاً موفق نبوده‌اند ولى در عین حال توانسته روال، سابقه و رویه‌اى را در خاورمیانه پایه‌گذارى کند که هر روز به پذیرش بیشتر اسرائیل در محیط پیرامونى خود منجر شده است.

اسرائیل هم‌اکنون در خاورمیانه یک استثنا است و طرح کلى این است که اسرائیل از این حالت خارج شده و به‌ صورت یک قاعده در مناسبات خاورمیانه تبدیل شود. از این نظر و با توجه به موضعى که دولت‌هاى عربى در آناپولیس و بعد از آن اتخاذ خواهند کرد شاید بتوان گفت که آمریکایى‌ها به نقشه‌اى نسبى دست مى‌یابند که آن را در سال‌هاى بعد کامل خواهند کرد. عربستان جایگاه سیاسى، اقتصادى و معنوى ویژه‌اى را در منطقه و میان کشورهاى اسلامى دارد و حتى یک درجه عادى شدن روابط میان ریاض و تل‌آویو مى‌تواند به چند درجه عادى‌سازى روابط میان برخى دیگر از دولت‌هاى عربى و اسرائیل منجر شود. این امر بسیار خطرناکى است که باید کاملاً مورد توجه قرار گیرد. در مورد هدف سوم آناپولیس باید گفت که آمریکایى‌ها ظرف ۶ ماه گذشته زایش محور اعتدال برضد ایران را اعلام کرده بودند و حتى سلاح و جنگ‌افزار هم براى آن اختصاص داده و مى‌دهند.

البته احتمال موفقیت این سیاست بیش از هر چیز به موقعیت ژئوپلتیک و استراتژیک ایران و نیز میزان نقش‌آفرینى کشورمان در منطقه بستگى دارد. اتخاذ سیاست‌هاى درست و تأکید بر سیاست تنش‌زدایى با دولت‌هاى عربى و اسلامى و نیز ایجاد اعتماد و ادامه سیاست اعتمادسازى متقابل میان ایران و برخى از کشورهاى اسلامى و عربى و رفع نگرانى‌هاى نهفته و آشکار آنها شرط مهم براى ناکام گذاشتن آمریکا در این بخش از هدف کاخ سفید مى‌باشد.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات