بسماللهالرحمنالرحیم
همزمان با اعلام پایان گفتگوهای «سولانا ـ جلیلی» در لندن و ابراز ناامیدی سولانا از این گفتگوها و برگزاری نشست بینتیجه 1+5 در پاریس، محمد البرادعی مدیرکل آژانس بینالمللی انرژی هستهای در مصاحبهای با یک روزنامه آرژانتینی گفت: «دیپلماسی من محدود به گفتگو است و هیچگونه ارتشی پشت آن نیست و به همین دلیل به من فشار میآورند».
از سخنان مدیرکل آژانس چنین برمیآید که علت وارد آوردن فشار به وی اینست که معتقد است دیپلماسی تنها راهحل مسأله هستهای ایران است و با این موضوع نباید از راه تهدید برخورد کرد. وی در همین مصاحبه همچنین برای چندمین بار تأکید کرده است: «آژانس هیچگونه اطلاعاتی حاکی از نظامی بودن برنامه هستهای ایران ندارد». البرادعی به عنوان یک هشدار در این مصاحبه این نکته را هم اضافه کرده است که: «ایران یک نیروگاه غنیسازی کوچک و نوپا دارد که وقتی این کشور مورد تهدید قرار میگیرد در پایان به یک سیستم نظامی منجر خواهد شد.«
هرچند هشدار مدیرکل آژانس بینالمللی انرژی هستهای موضع جمهوری اسلامی ایران نیست، لکن ابراز چنین مطلبی توسط بالاترین مقام رسمی آژانس نشاندهنده شدت فشاری است که قدرتهای غربی بر او وارد میکنند تا او را وادار به انحراف از مسیر واقعی وظیفهای که برعهده دارد نمایند کما اینکه این سخن البرادعی پرده از واقعیت تلخ برخورد صد درصد سیاسی آمریکا و کشورهای اروپائی عضو شورای امنیت سازمان ملل برمیدارد.
آنها چون بیان واقعیتهای پرونده عملکرد جمهوری اسلامی ایران در فناوری هستهای را برخلاف تمایلات و خط سیاسی مورد نظر خود میدانند، حاضر نیستند مدیرکل آژانس را در ابراز نظر کارشناسی بازرسان آژانس آزاد بگذارد و منظور البرادعی از وارد آوردن فشار نیز همین است .
آمریکا و پیروان اروپائیش بویژه انگلیس و فرانسه، سیاست محروم ساختن ایران از فناوری هستهای را خط اصلی برخورد با پرونده ایران قرار دادهاند و اقتضای این سیاست اینست که واقعیتها مکتوم بمانند و ایران به انحراف از مسیر صلحآمیز فناوری هستهای متهم شود. این، چیزی است که آمریکا و کشورهای اروپائی همدستش از مدیرکل آژانس میخواهند و او نیز هرچند در مواردی با دو پهلو سخن گفتن و گنجاندن نکات منفی در گزارشهای خود تا حدودی از واقعیتها دور میشود ولی تاکنون نتوانسته این واقعیت را پنهان کند که فعالیتهای اتمی ایران هیچگونه انحرافی به سوی سلاحهای نظامی نداشته است.
نکته ظریفی که در کشاکش بحثهای جنجالی مدیرکل آژانس و قدرتهای زورگوی غربی وجود دارد اینست که غربیها برای آنکه مجبور به ارجاع پرونده ایران به آژانس نشوند و بتوانند آنرا همچنان در شورای امنیت نگهدارند به بهانهای نیاز دارند که فقط مدیرکل آژانس میتواند آنرا در اختیار آنها قرار دهد. از بدشانسی این قدرتهای زورگو، تاکنون چنین بهانهای از طریق آژانس به دست آنها داده نشده و به همین دلیل اصل مطرح شدن پرونده هستهای ایران در شورای امنیت یک اقدام غیرقانونی است که مبنای حقوقی ندارد و به تبع آن، قطعنامههائی که تاکنون شورای امنیت علیه ایران صادر کرده است نیز فاقد وجاهت قانونی است و برای ایران الزامآور نمیباشد. آمریکا و کشورهای اروپائی پیرو آمریکا برای آنکه این مشکل را حل کنند به البرادعی فشار میآورند تا بهانه موردنیازشان را به آنها بدهد.
نامه وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی ایران به رئیس شورای امنیت سازمان ملل برای پایان دادن به بررسی پرونده هستهای ایران در این شورا حرکتی در جهت عکس آن چیزی است که آمریکا و پیروان اروپائیش دنبال میکنند. در این نامه تأکید شده است با توجه به اینکه مدیرکل آژانس بینالمللی انرژی هستهای بارها تأکید کرده است که برنامههای اتمی ایران بهیچوجه جنبه نظامی ندارد، اصولاً بررسی پرونده ایران در شورای امنیت فاقد مبنای حقوقی است و مدیرکل بخاطر بیان واقعیتهای مربوط به فعالیتهای هستهای ایران تاکنون بارها مورد حمله مقامات و رسانههای رژیم صهیونیستی و آمریکائی قرار گرفته است .
سیاستی که دولت جمهوری اسلامی ایران در موضوع هستهای دنبال میکند بر سه اصل دفاع از حقوق ملت ایران بهعنوان عضو پیمان منع تولید و گسترش سلاحهای اتمی، انجام تکالیف قانونی در چارچوب این پیمان و همکاری با آژانس بینالمللی انرژی اتمی برای شفافسازی کلیه مسائلی که موردنظر و سئوال آژانس میباشد، استوار است. این، سیاست درستی است که باید ادامه یابد و البته با تدابیر صحیح تلاشهای سیاسی گسترده بینالمللی و حفظ وحدت کلمه و همبستگی داخلی پشتیبانی شود. با حفظ این اصول، قطعاً ملت ایران به یاری خدای قادر منان پیروز این میدان خواهد بود.