* - مهمترین دستور کار کنفرانس سران کشورهای حاشیه دریای خزر تعیین رژیم حقوقی برای این دریاچه است. واقعیت این است که فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی و شکلگیری جمهوریهای تازه استقلال یافته در همسایگی ایران و در حاشیه دریای خزر باعث شد که رژیم حقوقی این دریا طی سالهای اخیر دچار تحولات و دگرگونیهای مختلفی بشود. جنابعالی تعیین رژیم حقوقی برای دریای خزر را تا چه میزان ضروری میدانید؟ از سوی دیگر و با عنایت به اینکه سهم قابل توجهی از منابع و مساحت این دریا که تا چندی پیش دریای مازندران یا دریای کاسپین نام داشت به ایران تعلق دارد دستگاه دیپلماسی ایران بایستی با چه رویکردی در کنفرانس تهران گام بردارد تا بتواند از حقوق تاریخی و منافع ملی ایرانیان پاسداری کند؟
** منافع ملی ایران در دریای خزر براساس عهدنامههای 1921 و 1940 که مبتنی بر حقوق برابر و مشترک در گستره پهنه آبی این دریا بوده پیشبینی شده است اما پس از فروپاشی شوروی و پدیدار شدن سه کشور جدید ساحلی یعنی قزاقستان، ترکمنستان و جمهوری آذربایجان بحث جدیدی درباره رژیم حقوقی دریای خزر مطرح شد. از ابتدا ایران و روسیه توافق داشتند که میبایست مذاکرات جدیدی در چارچوب نظام مشاع و با در نظر گرفتن مقتضیات روز انجام شود و به همین دلیل دولت روسیه نسبت به برخی اقداماتی که از دیگر دولتهای ساحلی از جملهی دولت آذربایجان که در رابطه با انعقاد قراردادهای بهرهبرداری با شرکتهای خارجی دنبال میشد شدیداً اعتراض کرد و سند مخالفت خود را در سازمان ملل توزیع و در دبیرخانه ثبت کرد. اما روسیه به یکباره و پس از سال 1998 خطمشی خود را تغییر داد یعنی روسیه با انعقاد قراردادهای دوجانبه با قزاقستان از یک سو و جمهوری آذربایجان از سوی دیگر اقدام به تقیسم بستر منطقهیی شمالی دریای خزر کرد. این اقدام براساس طول سواحل و حد مناصفه صورت گرفت یعنی اقدامی که مغایر با عهدنامههای 1921 و 1940 بود زیرا براساس این دو عهدنامه طول سواحل به هیچوجه مبنای نظام حقوقی این دریا نبوده است. نتیجه این اقدامات دوجانبه روسیه با قزاقستان و آذربایجان و نیز اقدام بعدی دو کشور قزاقستان و آذربایجان با همدیگر سبب شد که حقوق حقه و تاریخی ایران دچار تضییع فاحش شود به طوری که سهم ایران در پی این اقدامات به 12 یا 13 درصد در محدوده حق حقوقی آستارا و حسینقلی پیشبینی شد. وقتی تهران با این اقدامات مواجه شد، برای حل آن پیشنهاد تقسیم برابر یعنی 20 درصد برای هر یک از کشورهای ساحلی را مطرح کرد.
* - این پیشنهاد در چه تاریخی بود؟ یعنی ایران مساله تقسیم برابر برای هر کشور را چه زمانی مطرح کرد؟
**در سال 1998 و به دنبال اقداماتی که در این سال روسیه با آذربایجان و قزاقستان انجام داد ایران علاوه بر تاکید مجدد بر نظام مشاع پیشنهاد تازهیی مبنی بر تقسیم برابر یعنی 20درصدی برای هر یک را مطرح کرد که با استقبال کشورهای ساحلی مواجه نشد. ایران که به موجب عهدنامههای مذکور دارای حقوق مشترک در این پهنه آبی بود، اکنون در نتیجه اقدامات، حقوق خود را در معرض خدشه اساسی میدید و لذا برای حفظ حداقل حقوق حقه خود اعلام کرد که اجازه نخواهد داد سایر کشورهای ساحلی در محدوده 20 درصد آبهای مجاور ایران اقدامی انجام دهند. به همین دلیل بود که شرکت بریتیش پترول که مشغول فعالیت و گمانهزنی و کاوش در منطقه بود مجبور شد منطقه را ترک کند. این اقدام ایران با اعتراض جمهوری آذربایجان و ترکمنستان مواجه شد و مذاکراتی برای حل اختلافها تدارک دیده و برگزار شد اما هنوز نتیجهیی در این مورد به دست نیامده است.
* - به هر حال همه تعیین رژیم حقوقی برای دریای خزر را یک ضرورت میدانیم. از سوی دیگر برخی از واقعیتهای تاریخی را هم باید قبول کرد. زمان ما با دورانی که اغلب سرزمینهای جمهوری آذربایجان یا ترکمنستان و... بخشی از خاک ایران زمین بودهاند تفاوت دارد. با تاکید بر اینکه جمهوریهای تازه استقلال یافته حاشیه دریای خزر حقوق قانونی خود را از منابع و سطوح آبی این دریا مطالبه میکنند به نظر شما ایران تا چه حدی میتواند بر موضع قدیمی خویش پای بفشارد؟
** اصلاً موضوع ساحل خاکی یا سواحل مطرح نیست! در این دو عهدنامه اگر طول ساحل مبنا بود از همان ابتدا میبایست سهم ایران را بر اساس خط آستارا تا حسینقلی تعیین میکردند اما چون این مساله چنین نبوده است مشارکت و برابری در تمام پهنه در نظر گرفته شده است. لذا تاکید بر استفاده از طول ساحل برای تقسیم، اقدامی یکجانبه و مغایر با اصول مندرج در عهدنامههای مذکور است. ضمناً در این تقسیم آبهای فوقانی دریای خزر میبایست به صورت مشترک استفاده شود ولی در اقدامات اخیر روسیه گام به گام دیگر صور دریای خزر را هم تحت پوشش قرار داده است. مثلاً درباره مساله شیلات، روسیه طرحی را مطرح و پیشنهاد کرد که براساس آن آبهای مجاور روسیه به عنوان منطقهیی ویژه تلقی شده و هرگونه دادوستد و بررسی در آن منحصراً در اختیار روسیه قرار گرفته است. همچنین درباره بقیه آبهای خزر روسیه برای مساله شیلات یک رژیم سهمیهبندی را پیشنهاد کرده است که این سهمیهبندی با در نظر گرفتن مولفههای صید در پهنه دریا یا ساحل، میزان و نوع تکنولوژی صیادی در کشورهای ساحلی که تا چندی پیش تنها در اختیار ایران و شوروی بود و نیز از لحاظ پیشرفت و تکنولوژی صید در مورد تکثیر آبزیان ضوابطی را در دل خود دارد که بر اساس آن سهم عمدهیی برای روسیه در نظر گرفته شده و سهمهای کوچکتری به دیگر کشورها اختصاص یافته است. خلاصه مطلب اینکه در رابطه با صور مختلف دریای خزر عملاً اقدامات گوناگونی صورت گرفته که ایران را در معرض عمل انجام شده قرار داده است. ایران خواهان غیرنظامی بودن دریای خزر است. ایران معتقد است این دریا باید به عنوان پل دوستی بین کشورها تلقی شود در حالی که روسیه شدیداً به دنبال نظامی کردن این دریا و انتقال قسمتی از ناوگان دریایی خود از دریای سیاه به دریای خزر است. بنابراین رژیم حقوقی دریای خزر عملاً و تا پیش از کنفرانس اخیر به وسیله برخی اقدامات انجام گرفته همسایگان شکل گرفته است. به نظر میرسد آنچه در نشست تهران دنبال خواهد شد رفع برخی ابهامات یا بقایای اختلافاتی است که از گذشته وجود داشته است و انتظار نمیرود که این کنفرانس به فرآیند قابل قبولی دست یابد.
*- آقای دکتر، طرح رژیم حقوقی جدید برای دریای خزر که طی آن سهم ایران از 20 به 13 درصد کاهش یابد هنوز به تصویب رهبران کشورهای ساحلی نرسیده است. پرسش اینجاست با توجه به اینکه روسیه عملاً برخی از مفاد قراردادها را به صورت یکجانبه زیر پا گذاشته یا اقداماتی را به صورت یکسویه انجام داده است چرا ایران تاکنون اعتراض جدی نکرده است. به نظر میرسد شاهد یک مصالحه و سکوت از سوی دستگاه دیپلماسی تهران در این رابطه هستیم. آیا راهی برای خروج از بحران شکل گرفته و تاکید بر همان تقسیم برابر و حق 20درصدی از این دریا وجود دارد؟
** اولاً من کلمه مصالحه را قبول ندارم زیرا مصالحه به معنای یک موازنه منصفانه بین طرفین است. در صورتی که اگر قرار است حقوق یک طرف اینچنین تضییع شود لفظ مصالحه مناسب نیست. مصالحه باید مرضیالطرفین باشد. وقتی ایران از یک طرف در مقابل شرایط تحمیلی و انجام شده قرار گرفته است ما نمیتوانیم نام آن را مصالحه بگذاریم! ایران باید در این مذاکرات بر حقوق خود که در شرایط کنونی و در پی وضعیت شکل گرفته حداقل 20 درصد است پای بفشارد و بر سر آن مذاکره کند و بکوشد تا به توافق دست یابد. از سوی دیگر یکی از راههای باقی مانده هم این است که ایران مساله را به دیوان بینالمللی ببرد. برای ارجاع این مساله به دیوان رضایت طرفهای اختلاف ضروری است یعنی اگر طرفهای اختلاف موافقت نکنند امکان طرح مساله در دیوان وجود ندارد اما یک نقطه مثبت در این ماجرا است که اگر ایران متقاضی ارجاع مساله به دیوان شود و طرفهای مقابل آن را نپذیرند این نکته از لحاظ روانی و تبلیغاتی موضع ایران را در جامعه بینالملل تقویت میکند و تهران میتواند با اعتمادبهنفس بیشتری درباره حداقل حقوق خود که 20 درصد است پایداری و پافشاری کند.
* - تهران و مسکو در حاشیه این کنفرانس مذاکرات مهمی خواهند داشت. به هر حال مساله رای مخالف مسکو در شورای امنیت در برابر کشورهایی که خواستار تشدید تحریمها علیه ایران هستند و مساله راهاندازی نیروگاه بوشهر دو راس دیگر مذاکرات سهگانه تهران و مسکو است. شما تا چه تعداد مذاکرات حاشیهیی را در فرجام این کنفرانس موثر میدانید. مسائل جانبی روابط ایران و روسیه تا چه حد و مرزی بر سرنوشت حقوق مالکیت ایران در دریای خزر موثر است؟
** این بار و در مذکرات تهران باید گفت که تصادفاً مسائل حاشیهیی اولویت پیدا کرده است. واقعیت این است که در حاشیه مذاکرات مربوط به رژیم حقوقی دریای خزر محور غالب مذاکرات دوجانبه ایران و روسیه در مورد تکنولوژی هستهیی خواهد بود. این مذاکرات دو جنبه اساسی دارد؛ بخش نخست آن مربوط به مساله نیروگاه اتمی بوشهر است و مساله دیگر مربوط به نقش مسکو در شورای امنیت و جریان مذاکرات ایران با نمایندگان آژانس بینالمللی انرژی اتمی است. نکته مهم در اینجا این است که باید اعتراف کنیم تا همین لحظه روش برخورد روسیه با ایران، برخوردی تاکتیکی است ولی در رابطه با کشورهای غربی و به ویژه آمریکا نحوه برخورد مسکو کاملاً استراتژیک بوده است. به این معنا که روسیه به رغم برخی اقدامات تاکتیکی و موضعگیریهای لفظی مثبت به نفع ایران در لحظات استراتژیک که معطوف به اخذ تصمیم است همواره همگام با کشورهای غربی بوده که گواه روشن این مدعا آرای مسکو در هنگام صدور قطعنامههای 1737 و 1747 شورای امنیت علیه ایران است بنابراین در حوادث اخیر که شعارهای احتمال استفاده سختافزاری علیه برنامههای هستهیی ایران مطرح میشود و برخی اظهارات اخیر آقای سارکوزی و وزیر امور خارجه فرانسه و نیز مساله قطعنامه سوم که فعلاً تا ماه نوامبر به تعویق افتاده است از یک سو و از سوی دیگر در شرایطی که مساله هستهیی ایران با بحران عراق پیوند داده شده یا در حال پیوند خوردن است روسیه برخی اظهارات و مواضع حمایتی خود را از ایران ابراز کرده که موجب خشنودی تهران شده است. مسکو در این شرایط اشعار داشته است که هنوز هیچ دلیل محکمی مبنی بر تلاش ایران برای دسترسی به سلاح هستهیی وجود ندارد و بر این مساله در مذاکره با رایس و سارکوزی نیز تاکید کرده است. همچنین روسیه اعلام کرده شورای امنیت بایستی تا زمانی که گزارش آژانس منتشر نشده است رسیدگی به پرونده ایران را به تعویق بیندازد. در پرتو این اظهارات جدید مسکو و آنچه در مذاکرات تهران گفته خواهد شد این نگرانی وجود دارد که مبادا در لوای این مواضع جدید و به خاطر جلب همکاری روسیه درباره تکنولوژی هستهیی، ایران ناخودآگاه در برابر مطالبات روسیه در مورد دریای خزر راه فرعی امتیازدهی بیشتری را در پیش بگیرد یعنی اینکه تهران به جای اینکه در مورد حقوق تضییع شده خود تلاش کند به خاطر موضوع دیگری که موضوع روز است و اولویت نیز پیدا کرده به نوعی تسلیم ضمنی پیشنهادهای روسیه شود. به هرحال امید این است که با توجه به آنچه تاکنون انجام گرفته یعنی برخورد تاکتیکی با ایران و برخورد استراتژیک با دیگر کشورها در موضوع هستهیی و تقارن این مسائل یک منفعت فدای منافع احتمالی موضوع دوم نشود.
* - در این میان نقش سایر کشورهای ساحلی از جمله قزاقستان و جمهوری آذربایجان چقدر است؟ به جز روسیه دیپلماسی ایران در برابر این سه کشور چگونه است؟
** متاسفانه اقداماتی که روسیه تاکنون انجام داده باعث شده برخی نگرانیهای این کشورها برطرف شود. مثلاً تقسیم بستر دریای خزر و منابع آن نگرانی شرکتهای خارجی که در این دریا فعال بوده و سرمایهگذاری کردهاند را رفع کرده و دیگر اینکه تا حدودی خواست کشورهای ساحلی مانند قزاقستان، آذربایجان و ترکمنستان را تامین کرده و سوم اینکه با هدفهای خاص این سه کشور را در پروژههای نفت و گاز شریک کرده یا آنها را به مشارکت دعوت کرده است. مثلاً در امر بهرهبرداری از منابع، آذربایجان و قزاقستان حضوری فعال دارند و نیز قراردادهای دوجانبهیی با ترکمنستان در مورد انتقال نفت و گاز و ترانزیت آن منعقد شده است. به موجب این قراردادها گاز از راه شمال و از طریق ترکمنستان و قزاقستان منتقل شده و با مساله خط بستری دریای خزر هم مخالفت شده است. روسیه هم از نظر زیستمحیطی مایل نیست که این خط به سمت غرب برود یعنی مثل خط باکو – جیحان از طریق ترکیه به اروپا منتقل شود و هم اینکه تمایل دارد این خطوط از طریق شمال به سوی پایگاه دریای روسیه در دریای شمال و نهایتاً به سوی بالتیک انتقال پیدا کند. در پی این اقدامات هم کنسرسیومهای غربی راضی شدهاند و هم اینکه منافع کشورهای ساحلی و مسکو تامین شده است. ضمن اینکه روسیه شدیداً بر آزادی کشتیرانی و آزادی عمل در مساله شیلات که در طول تاریخ برای روسها اهمیت داشته و خواهان سهم بزرگی از شیلات بوده و اکنون این سهم را برای خود قائل شدهاند، تاکید کرده است بنابراین کشورهای ساحلی دیگر تنها بحثی که با روسیه داشتند درباره انتقال لولههای نفت و گاز بود که مسکو میکوشید این خطوط از طریق شمال باشد و آنها خواهان مشارکت در این پروژه بودند. اکنون آنها با حضور در برخی پروژههای انتقال نفت و گاز و فعالیتهایی که برای کاوش و بهرهبرداری در مناطق مختلف خزر از جمله مناطق آب شور یا... انجام دادهاند تا حد بسیار زیادی رضایت آنها را جلب کردهاند.
* - براساس برخی اظهارات کارشناسان اکنون روسیه بدون اتکا به کنفرانس اخیر تهران هم قادر خواهد بود همچنان برنامههای خود را در دریای خزر جلو ببرد و توافق با تهران چندان روی اهداف و برنامههای مسکو تاثیر نخواهد داشت. به نظر شما علت انفعال ایران تا این مقدار که مسکو توفیق یافته است حتی سایر کشورهای ساحلی را با خود همراه کند چیست؟ چرا تاکنون شاهد صدور یک بیانیه هم در این رابطه از سوی دستگاه دیپلماسی ایران نبودیم؟
** دستگاه دیپلماسی ایران ابتدا راه همراهی و همگامی با روسیه را در پیش گرفت و امید داشت که مشترکاً بتواند حقوق نسبی طرفین را حفظ کند. اما همانطور که اشاره کردم روسیه خطمشی متفاوتی را در پیش گرفت و عملاً ما را در معرض عمل انجام شده قرار داد. به هر حال در این مذاکرات هنوز فرصت کوچکی باقی مانده است تا ایران بتواند موافقت آنها را با حداقل حقوق خود یعنی مالکیت 20درصدی جلب کند. ولی فعلاً آنچه بازتاب گستردهتری در جهان پیدا کرده است مذاکراتی است که در حاشیه و پیرامون دریای خزر صورت خواهد گرفت و اینکه پس از این مذاکرات روسیه تا چه حد از رویه قبلی خود عدول خواهد کرد. مساله این است که یکی از استراتژیهای مهم دولت نهم نگاه به شرق است بدین معنا که ایران در حال حاضر میکوشد با وارد کردن روسیه، چین و هند در مذاکرات هستهیی و فعالتر شدن آنها در مذاکراتی که تا چندی پیش کاملاً در انحصار غرب بود بخشی از تکرویها و یکجانبهگراییها را خنثی کند. اما این استراتژی جدید تاکنون چه از نظر عملی و چه از نظر اجرایی و تصمیماتی که به صورت قطعنامه در شورای امنیت و شورای حکام آژانس گرفته شده است برخلاف انتظار به نفع تهران نبوده است. این کشورها تنها با موضعگیریهای تاکتیکی و حمایتهای لفظی از ایران با تهران تعامل میکنند ولی در عمل و در هنگام تصمیمگیری آنان نیز همراه و همگام با دیگر کشورهای عضو دائمی شورای امنیت یا گروه 1+5 رفتار میکنند. بنابراین انتظار این است که پس از این مذکرات (نشست تهران) مسکو تا حدودی خطمشی قبلی خود را تعدیل کرده و در صورتی که اظهار نظری درباره ایران مطرح میکند ترجمان عملی آن را هم به نمایش بگذارد ولی متاسفانه با سوابقی که از روسها در دست است و بنابر تجربیات تاریخی، روسیه تاکنون چنین نکرده است. همچنین در مورد بوشهر و نیروگاه اتمی این شهر هم روسیه دائم سه دلیل عمده خود را مطرح میکند؛ نخست مساله مالی است. روسیه اعلام میکند که ایران به تعهدات مالی خود پایبند نبوده و لذا مادامی که ایران تعهدات مالی خود را ایفا نکند این برنامه تمام نخواهد شد. مساله دوم استناد روسها به قطعنامههای 1747 و 1737 شورای امنیت است که تحریمها علیه ایران را مطرح کرده است و اقدام روسیه برای تکمیل نیروگاه بوشهر نقض مفاد این قطعنامهها محسوب میشود. لذا آنان سیاست تاخیر و تعلل را در پیش گرفتهاند. بنابراین در مورد بوشهر هم به نظر میرسد در پرتو شرایطی که بر منطقه حاکم است و به ویژه مسائل نگرانکنندهیی که پیرامون آن در حال شکل گرفتن است و حساسیت جامعه جهانی، روسیه حاضر شود که به تعهدات خود در آیندهیی نزدیک عمل کند.