حسین شریعتمداری
این داستان را پیش از این هم به مناسبتی نقل کردهایم و شرح دوباره آن اگرچه مصداق «حدیث مکرر» است اما به قول امامراحلمان(ره) «تکرار» همیشه ملالآور نیست بلکه گاه نشانه تاکید است و از اهمیت یا عبرتانگیز بودن آن حکایت دارد. نظیر تکرار برخی از داستانها در کلام الهی که هربار به مناسبتی متفاوت با مناسبت قبلی آمده است و در همه حال شنیدنی و عبرتگرفتنی.
در دوران صفویه، علمای بزرگ شیعه که آن روزها در اصفهان گرد آمده بودند تصمیم گرفتند یکی را از میان خود به نجف اشرف بفرستند و از مرحوم ملااحمد اردبیلی معروف به «مقدس اردبیلی» که عالمی بلندمرتبه و صاحب کرامات بود برای هجرت به اصفهان و رونق بخشیدن به حوزههای علمیه ایران دعوت کنند. در پی این تصمیم، مرحوم شیخ بهایی، دانشمند برجسته و بلندآوازه آن روزگار برای انجام این ماموریت انتخاب شده و به نجف اشرف اعزام شد. میگویند مرحوم شیخ بهایی بعد از ورود به نجف بدون فوت وقت به دیدار مرحوم مقدساردبیلی رفت و او را در محل درس و مشغول بحث و فحص یافت. شیخ در گوشهای نشست و در جریان بحث به روال مرسوم در حوزههای علمیه که هنوز هم پابرجاست، به یکی از مباحث مطرح شده از سوی مرحوم مقدس اشکال گرفت که استاد پاسخ داد.
شیخ با استدلالی دیگر اشکال خویش تکرار کرد و مرحوم مقدس به آن نیز پاسخی مستدل داد ولی مرحوم شیخبهایی که قانع نشده بود، اشکال مورد نظر خود را به بیان دیگر و با ارائه دلایل جدیدتر مطرح کرد و در این هنگام مرحوم ملااحمد اردبیلی ساکت شد و این سکوت در فرهنگ حوزه به معنای آن بود که اشکال را وارد دانسته و نظر اشکالکننده را پذیرفته است. صبح فردا که آن دو بزرگوار یکدیگر را ملاقات کردند، مرحوم مقدساردبیلی، اشکال روز قبل مرحوم شیخبهایی را پاسخ گفت و شیخ که پاسخ را قانعکننده و مستدل یافته بود پرسید؛ آیا حضرتآقا، شب گذشته درباره اشکال دیروز من تأمل و مطالعه فرموده و پاسخ آن را یافتهاند؟ و مرحوم مقدس گفت؛ پاسخ اشکال شما را دیروز هم میدانستم اما ترجیح دادم که در این مباحثه به شخصیت علمی شما که امروزه در بلاد اسلامی بلندآوازهاید خدشهای وارد نشود و دیگران نیز مباحثه علمی ما را به جدال میان عالمان اسلام تفسیر نکنند.
تیتر دیروز کیهان که با عنوان «هاشمی رفسنجانی، میهمان احمدینژاد» بر تارک صفحه اول روزنامه نشسته بود و در فرهنگ روزنامهنگاری از با اهمیتتر بودن این خبر در مقایسه با سایر اخبار و گزارشهای روز حکایت میکرد، بلافاصله بعد از انتشار روزنامه با استقبال گسترده خوانندگان روبرو شد به گونهای که سیل تماسهای پیدرپی را به خطوط تلفنی کیهان سرازیر کرد و پیامکهای ارسالی از طریق تلفنهای همراه نیز جای جداگانه خود را داشت.
ماجرا چه بود؟ هرچه بود پاسخی به انتظار ـ و یا بخوانید نیاز ـ مردم بود که مسئولان خود را هرچند با یکدیگر اختلاف نیز داشته باشند، دور از هم نمیپسندند. یکی از مسئولین نهاد ریاست جمهوری درباره این میهمانی به خبرنگار کیهان گفته بود «این دیدار که به شکل کنونی برای نخستینبار برگزار میشود ـ یعنی بیرون از روال دیدارهای پیشبینی شده و رسمی است ـ محصول توجه ارکان سیاسی نظام به توصیه حکیمانه رهبر معظمانقلاب است مبنی بر این که دلخوریهای جزیی نباید باعث جدایی و تفرقه شود.» دیدار دوشنبهشب اگرچه یک نشست صمیمی میان اعضای مجلس خبرگان با رئیسجمهور و برخی دیگر از دولتمردان بود ولی اهمیت و برجستگی آن روی دیدار صمیمی و بیتکلف آقایان هاشمیرفسنجانی و احمدینژاد متمرکز بود چرا که وجود پارهای از اختلاف سلیقهها و یا تفاوت در «تحلیل شرایط» و یا «روشهای متفاوت در اجرا» میان آیتالله هاشمیرفسنجانی و دکتر احمدینژاد «راز سر به مهری» نبود که به قول خواجه شیراز، «عارف سالک» به کس نگفته باشد و خلایق در حیرت افتاده باشند که «بادهفروش از کجا» شنیده است؟!
این اختلافنظرها و سلیقهها طی دو سال و چند ماه که از ریاستجمهوری آقای احمدینژاد میگذرد، نه فقط نقل محافل داخلی است و روزی نیست که روزنامهها درباره آن به کنایه یا به صراحت مطلبی نداشته باشند، بلکه رسانههای بیگانه هم که چشم دیدن هیچیک از دو سوی این میدان را ندارند، همه روزه هیزمی انبوه در میانه این میدان میگذارند و به هوای آتشافروزی بر آن میدمند.
سخن این نیست که طرفین ماجرا، نظرات متفاوت خویش را کنار بگذارند ـ اگرچه حق، یکی بیش نیست و شایسته آن که همگان به حق بگرایند ـ بلکه سخن آن است که تفاوت دیدگاهها مخصوصا در شرایط حساس کنونی، نقار و جدایی در پی نداشته باشد و به قول رهبر معظم انقلاب «امسال، سال اتحادملی نامیده شده و معنای آن، این است که خانواده انقلاب باید بدون توجه به مسائل جزیی و بگومگوهای بیاهمیت، همگرایی خود را روزبهروز مستحکمتر کند.» چرا که مسئولان نظام با حفظ دیدگاههای متفاوت و حتی متضاد در مسائل میانی هم میتوانند و باید به اعتبار اهداف نهایی مشترک، کنار یکدیگر قرار بگیرند.
دیروز ـ سهشنبه ـ رهبر معظم انقلاب در دیدار اعضای مجلس خبرگان با ایشان بر نکته با اهمیت و تعیین کنندهای تاکید فرمودند که میتواند یک نسخه کارساز و فرمول راهگشا برای همیشه باشد. ایشان با اشاره به محکمات انقلاب و خط امامخمینی(ره) به عنوان شاخصههای نظام اسلامی که هویت جمهوری اسلامی ایران است و باید همیشه آشکار و تابلوی نظام باشد بر این فرمول تاکید فرمودند که «مجموعه نیروهای معتقد به انقلاب با سلایق و عقاید مختلف باید در چارچوب اصول با یکدیگر اتحاد و همکاری داشته باشند و مرزهای فکری، عقیدتی و ارزشی خود را با دشمن پررنگ کنند».
با استفاده از این فرمول، بسیاری از صفبندیهای داخلی تغییر پیدا میکند و تابلوهای سیاسی جابهجا میشود. به عنوان مثال، اگر گروههای سیاسی با دشمنان بیرونی و داخلی نظام مرزبندی روشن و مشخصی داشته باشند و در همان حال به قول رهبر معظم انقلاب «در بیان اصول اسلام و ارزشهای انقلاب با هیچکس تعارف نداشته باشند» اولاً؛ عرصه سیاسی کشور شفاف و بیغبار شده و دوست و دشمن به آسانی قابل شناسایی خواهند بود، ثانیاً؛ جریانهایی که زلف سیاسی خود را با دشمن گره زدهاند نمیتوانند در پوشش احزاب و گروههای معتقد به نظام فعالیت کنند. ثالثاً؛ دوستانی که با تابلوهای تحمیلی و نامها و نشانههای ساخت دشمن از هم جدا افتادهاند ـ هرچند که با یکدیگر اختلافنظرهایی در دایره نظام داشته باشند ـ به یکدیگر پیوند میخورند، رابعاً؛ فرصت مانور نفاق از دشمنان بیرونی و دنبالههای داخلی آنها گرفته میشود و به قول آقا، نمیتوانند با بهرهگیری از فضای غبارآلود، افراد و جریانهای معتقد به مبانی اسلام و انقلاب را «تندرو»! و کسانی که به نظام اسلامی اعتقادی ندارند را «میانهرو»! معرفی کرده و با تبلیغات سالوسانه، خواستار حضور میانهروها ـ یعنی دوستان خود و دشمنان مردم ـ در کانونهای قدرت و تصمیمسازی جمهوری اسلامی ایران شوند و...
در این حالت و با استفاده از فرمول منطقی و روشنی که آقا ارائه فرمودهاند تکلیف افراد و جریاناتی که مخالفت بنیادین خود با مبانی اسلام و انقلاب را در پوشش مخالفت با این و آن مطرح میکنند و در حالی که بارها از سکولاریزم و بیاعتقادی خود به نظام اسلامی سخن گفتهاند، در فصل انتخابات به دوستی با اسلام و انقلاب تظاهر میکنند و... نیز روشن خواهد شد و این یکی از دستاوردهای بزرگ به کارگیری فرمول ارائه شده از سوی رهبر معظم انقلاب است.