عکس العمل های اسرائیل در روزهای اخیر این موضوع را به ذهن متبادر می کند که به هیچ وجه برای تغییر سیاست های امریکا در قبال ایران آمادگی نداشته است. مشاوران بوش پیش از تصمیم گیری خود مبنی بر اضافه کردن یک دیپلمات امریکایی عالی مقام به گفت وگو های ایران و اروپا با اسرائیل مشورت نکردند و چنین روندی را نیز در مورد علاقه خود به ایجاد دفتری در تهران در پیش گرفتند.
نخست وزیر، اخبار سیاست جدید امریکا را دقایقی پیش از اعلام رسمی دریافت کرد: فقط به این دلیل که اسرائیل از شنیدن این خبر غافلگیر نشود. اگر دیپلمات ها پیش از در جریان قرار دادن اسرائیل این خبر را برملامی کردند، اسرائیل همچون وجود خودش کاملاً در سیاهی باقی می ماند. «سیاست تشنج زدایی» امریکایی ها یک دستاورد کاملاً واضح دارد: تا زمانی که بازی های دیپلماتیک در جریان است، کوچک ترین شانسی برای عرض اندام تحرکات خشونت آمیز علیه فعالیت های هسته یی ایران وجود ندارد. این یعنی عدم فرود آمدن بمب هایی که قرار بود روی تاسیسات هسته یی فرود آید، این یعنی عدم محاصره دریایی، تحریم دریایی و ممانعت از پرواز های تجاری: آنگونه که اسرائیل برنامه ریزی کرده بود. حتی اگر دیپلماتی با مقامی نه چندان بالابه تهران فرستاده شود تا «با مردم صحبت کند» رژیم ایران از مصونیتی کامل برخوردار می شود.
سران اسرائیل هنوز به این امید هستند که همه چیز از دست نرفته است و امریکا در این مرحله دست به یک مانور سیاسی زده است، امریکا احتمالاً در باغ سبز نشان داده تا راه تحرکات نظامی را باز کند اما تمامی اینها خیالاتی باطل هستند. جامعه امریکا دیگر توان هضم یک جنگ جدید را ندارد و ارتش امریکا نیز در برابر ایده جبهه سوم در ایران بعد از افغانستان و عراق به مقابله برخواهد خاست. اکثر توده مردم امریکا بیش از آنکه نگران فعالیت های اتمی ایران باشند نگران وضعیت قمر در عقرب قیمت بنزین هستند و به نظر می رسد درمیان تمامی اقدامات مختلف رئیس جمهور امریکا جرج بوش برای حل بحران انرژی این کشور، تلاش غیرمنتظره وی برای ایجاد رابطه دوستانه با ایران از همه آنها موثر تر باشد.
امریکا با صرف هزینه یی به اندازه یک بلیت هواپیما برای ویلیام برنز مقام پایه سوم خود چنان برنامه ریزی کرد که قیمت نفت بلافاصله 12 درصد کاهش یافت، در گذشته نیز می توان به اتخاذ چنین سیاستی از سوی امریکا اشاره کرد. به طور مثال، به مواضع تلطیف شده امریکا در پاییز گذشته رجوع کنید.
مقامات امریکایی کاملاً روشن به همپایه های خود در اسرائیل اعلام کرده اند که ایده حمله نظامی به ایران دیگر به تاریخ پیوسته است و با شوقی خاص، به اسرائیل اعلام کرده اند، آنها راه حل گفت وگو را انتخاب کرده اند که این روش برای اسرائیل نیز بهتر است، حتی اگر ایران به بمب اتمی دست پیدا کند یک سفارتخانه امریکایی بهترین تضمین برای ثبات و آرامش منطقه است. اعلام رسمی دستگاه های اطلاعاتی امریکا مبنی بر اینکه ایران فعالیت های هسته یی خود را در راستای ساخت بمب اتمی از سال 2003 متوقف کرده ایهود باراک وزیر دفاع را متقاعد کرده مشاوران بوش با ایران توافقی نخواهند کرد و این مشکل را به ساکن بعدی کاخ سفید پاس می دهند: اسرائیل که بمباران هوایی را به عنوان راه حل ناکام گذاشتن برنامه های تسلیحات هسته یی کشور متخاصم منطقه پذیرفته بود بسیار رنجیده شده است.
تل آویو احساس می کند زمان در حال از دست رفتن است و اگر بوش مقابل غنی سازی اورانیوم در نطنز نایستد- با حمله یک ارتش امریکایی یا با تایید یک عملیات اسرائیلی- ایران به یک قدرت هسته یی بدل خواهد شد، نخست وزیر ایهود اولمرت تلاش می کند بوش را وادار کند تا نظرش را تغییر دهد. او بعد از ارائه اسناد اطلاعاتی که در مغایرت با اسناد دستگاه های اطلاعاتی امریکا بود به این باور رسیده بود که در بی اثر کردن اطلاعات دستگاه های امریکایی موفق شده است. وی در ماه آوریل در مصاحبه با روزنامه «هاآرتص» با لحن شیوای همیشگی خود گفت: می خواهم به مردم اسرائیل بگویم ایران هیچ گاه به قدرت اتمی دست پیدا نخواهد کرد. موفقیت اولمرت در از بین بردن رآکتور احتمالی سوریه در تابستان گذشته او را به این نتیجه رساند که این روند در مورد هدف بعدی نیز می تواند ادامه داشته باشد. در ابتدا بوش نیز آن طور وانمود کرد که به در پی گرفتن این خط مشی مایل است، حتی بوش بعد از حمله اسرائیل به سوریه با تاکید اعلام کرد این یک پیغام برای ایران است اما درست از یک ماه پیش جهت باد عوض شد، پنتاگون با ارائه اطلاعات و پیشنهاد هایی جسته گریخته در مقابل حمله اسرائیل به ایران مقاومت کرد. ماه گذشته بوش در اروپا اعلام کرد به دنبال روشی چندگزینه یی برای حل مساله هسته یی ایران است و مسلماً این نوع حرف زدن لحن کسی نیست که در همین تابستان یا پاییز قرار است جنگی در پیش داشته باشد. در مقابل ژست قبل از خروج کسی است که در دفترش در حال طرح ریزی گفت وگو های دیپلماتیک است. اسرائیل همچنان ترجیح داد این نشانه ها را نادیده بگیرد و به تهدید های خود ادامه بدهد.
سلی مریدور سفیر اسرائیل در واشنگتن در مصاحبه با روزنامه واشنگتن پست از خطر حمله نظامی اسرائیل و تحریم صدور بنزین به ایران حرف زد. به نظر مریدور مجازات های جدی برای واردات محصولات فرآوری شده نفتی می تواند مناسبات را عوض کند. به نظر او کمپانی های نفتی نباید به آنها بنزین بفروشند تا دانشمندان هسته یی و مقامات بالای ایران نتوانند به کار خود برسند. سه روز بعد سیاست امریکا تحت تاثیر یک تغییر قرار گرفت اما دقیقاً در جهت خلاف گفته های آقای سفیر و حالااسرائیل باید رویکرد خود را عوض کند و به جای یادگاری نوشتن روی دیوار آقای بوش برای حمله به ایران باید نظاره گر گفت وگو های ایران و امریکا باشد آن هم درست زمانی که اسرائیل روی مسائل و موضوعات مهم و حیاتی خود پافشاری می کند و اولین و البته مهم ترین آنها این است که اسرائیل باید بتواند خطر فعالیت های هسته یی ایران را که با هدف نابودی رآکتور دیمونا یا هر حمله دیگر با هدف تضعیف اسرائیل است خنثی کند و در این میان از نعمت حمایت امریکا و فناوری موشک های دوربرد برخوردار باشد. برخلاف خلبان های هواپیما های بمب افکن، سیاستمداران برای کارهای قهرمانانه جایزه یی نمی گیرند. در هر صورت باید برای آنها شانسی در راستای توقف برنامه هسته یی ایران قائل بود همان طور که در مورد دیگران صورت گرفت.