آیتالله مدرس که همواره به تیزبینی، تیزهوشی و درایت و نکتهسنجی و صراحت لهجه معروف است. در زمینه کارهای رضاخان با شناخت ماهیت عمیق دیکتاتوری او و وابستگیاش به انگلیس پیشبینی کرده بود که بتدریج ظواهر غرب و فساد و فحشا در ایران رواج یابد، به جای آن که استعمار (به معنای واقعی آن) عمران و آبادی را برای کشورهای مستعمره به همراه آورد، ایران با کمک رضاخان و نوکری و حلقه بگوشی بیچون و چرا از ارباب انگلیسی خود به گونهای عمل کرد که جز غارت و خرابی و فساد در جامعه آثاری بر جای نگذاشت، مدرس در یکی از سخنرانیهای خود اشاره کرده است: «قریباً چوپانهای قریههای قراعینی و کنگاور با فکل سفید و کروات خودنمایی میکنند، اما در زیباترین شهرهای ایران هرگز آب لوله و آب تمیز برای نوشیدن مردم پیدا نخواهد شد. ممکن است شمارههای کارخانههای نوشابهسازی افزون گردد. اما کوره آهنگذاری و کارخانه کاغذسازی پا نخواهد گرفت.
درهای مساجد و تکایا به عنوان منع خرافات و اوهام بسته خواهد شد، سیلی از رمانها و افسانههای خارجی که در واقع حسین کرد و رموز حمزه فرهنگی چیزی فرهنگی چیزی نیستند، به واسطه مطبوعات و پردههای سینما به این کشور جاری خواهد گشت به طوری که پایه افکار و عقاید و اندیشههای نسل جوان ما از دختر و پسر تدریجاً بر بنیاد همان افسانههای پوچ قرار خواهد گرفت و آرسن لوپن و بیعفتیها و مفاسد اخلاق دیگر خواهند شناخت، مثل اینکه این چیزها لازمه متمدن بودن است.»(1)
سراب آزادی
گر چه رضاخان به عنوان عامل سرسپرده انگلیس در 17 دی 1314 کشف حجاب را آغاز کرد تا راه را برای رسیدن به دروازهی تمدن طلایی و پیشرفت و توسعه بگشاید و حجاب را مانع اصلی آن میدانست، و در کار خویش تا زمان سقوطش در 1320 موفق بود آن هم به مدد نیروی زور و سرکوب و توحش، اما بعد از سرنگونی او، مردم به هویت فرهنگی خویش بازگشتند و بار دیگر حجاب را آزادانه انتخاب کردند. سخن از رضاخان و رضاخانهای دنیاست که با چشم تنگ خویش سرنا را از سر گشادش مینوازند و به گفته احسان طبری «تمدن را با کروات و رقص تانگو و کارد و چنگال و دست دادن و شاپو برداشتن و امثال آن یکسان میگیرند»(2) تا به تقلید از کشورهای آزاد غرب!! دموکراسی و آزادی زنان را در جامعه به ارمغان آوردند!! و عدهای از زنان و مردان و روشنفکران بیمار و مرعوب هم، سراب را حقیقت میپندارند و با زیر پاگذاشتن هویت و ماهیت انسانی خویش ابتذال و رذالت اخلاقی و فساد و فحشاء و هم جنسبازی را با روی گشاده و به عنوان ارمغان آزادی زن در جامعه آرزو میکنند.
تزریق فرهنگهای کاذب
در حالی که ماهیت لیبرالیسم و سکولار غرب «هویت انسانی» هدف گرفته است که با فریب ظواهر و تغییر ذائقههای انسانی، تنها و تنها رسیدن به اهداف و منافع فردی و گروهی خود را در نظر دارد و با گسترش تبلیغات فمینیستی، نابودی کانون خانواده، مبارزه با حجاب زنان مسلمان، رواج فساد و فحشا در جوامع بخصوص اسلامی، ترویج روابط آزاد و بیقید و شرط، زندگیهای همزیستی و آزادی های کاذب سعی در ایزوله کردن جوامع اسلامی و دینی دارد تا بدین طریق بدون هر گونه مقاومتی کشورها و ملتها را با تزریق عناصر فرهنگی خویش از طریق رسانههای جمعی، فیلم، موسیقی به اسم هنر، ماهوارهها و اینترنت و الگودهیهای ضد اخلاقی و رواج فرهنگ برهنگی به اسم آزادی و تمدن جوامع را به سوی خویش بکشاند...
در حالی که آزادی غرب فقط سکس و شهوت و روابط بیبند و باری است و از هرگونه تولید فکر و اندیشه انسانی و دینی و حتی ظواهر فرهنگی آن وحشت دارد. نمونه بارز آن مقابله با حجاب زنان مسلمان در کشورهای فرانسه، انگلیس و آلمان و برخی دیگر از کشورهای غربی میباشد که آنقدر از فرهنگ حجاب با یک روسری کوچکی که زنان مسلمان بنا به اعتقادات دینی خویش بر سر میکنند، وحشت کرده و آن را به ظاهر هم که شده تاب نیاورد!! و به مقابله با آن برخاستند و تا جایی بی تحملی خود را آشکار ساختند که فرانسهای که روزگاری با افتخار به جهانیان به خود میبالید که کشورش مهد تمدن و آزادی!! است امروز دختر مسلمان را به جرم داشتن حجاب و برنداشتن روسری از ری سرش از مدرسه اخراج میکند.(3) براستی در این فرهنگ، آزادی در کجا قرار گرفته است!!
اگر دموکراسی و آزادی در فرهنگ لیبرالیسم به مفهوم حقیقی آن وجود دارد و هر گروه و مذهب و فردی میتواند در چارچوب اعتقادات خویش به دست به انتخاب بزند و در جامعه حرکت کند، چرا زنان مسلمان در کشورهای غربی با محدودیت، تحقیر و کنترل شدید روبرو میشوند و چرا حجاب یک زن مسلمان مانع از ورود او به مدرسه، دانشگاه و محل کار باید قرار گیرد؟!
نابودی هویت اسلامی
پس هدف و منظور کشورهای غربی از آزادی و دموکراسی معنای دیگری است. در این دیدگاه تعریف واژه آزادی و دموکراسی را باید در فرهنگ برهنگی و برهنگی فرهنگی و آزادیهای جنسی و الگوها و مدهای ارائه شده از سوی غرب جستجو و معنا کرد آگاهانه و برنامهریزی شده هویت و ماهیت فطری انسان را هدف گرفته است. در حقیقت هدف لیبرال دموکراسی در مورد زن و آزادی زنان اهدافی سودجویانه و ابرازی است که حتی در خود کشورهای غربی زنان هم از آن رنج میبرند و چنان که مشاهده میشود هر چند گاهی، زنان علیه آزار و اذیتهای جنسی، آسیبهای بدنی، ناامنی اجتماعی پیرامون جنس مونث و قتلهای متعدد، تبعیض و نقض حقوقی خود دست به اعتراض و تظاهرات میزنند.(4)
در این دیدگاه «زن» به عنوان کالایی لوکس و ابزاری مطرح است که سودآور است که وسیله تفریح و خوشگذرانی عدهای سودجو و شهوتپرست قرار گرفتهاند، بدون آن که در این اصالت سود به هویت و جایگاه انسانی زن نظر کنند. حال در چنین دیدگاهی کشورهای متمدن!! چگونه میتوانند حجاب زن مسلمان را که نوعی مصونیت است تجمل کنند!!
بر این اساس است که مشاهده میشود به بهانه وجود حکومت لائیک که هر گونه رفتار دینی را در جامعه نفی میکند، از ورد دختر مسلمان و با حجاب (که مقید به رعایت اصول فرهنگ دینی خود است) جلوگیری کرده و آن را عین تمدن و آزادی مینامد!!
در اینجاست که به این دیدگاه ژرف امام خمینی(ره) میتوان رسید که فرمودند: «این واقعه هم از دردهایی است که ملتهای اسلامی گرفتار آن شدهاند که چگونه در دنیای به اصطلاح آزاد، الزام زنان و دختران مسلمان به رفع حجاب عین دموکراسی است!! راستی چرا دنیا در برابر کسی که اجازه ندهد تا دختران مسلمان به دلخواه خود با پوشش اسلامی در دانشگاهها درس بخوانند یا تدریس کنند، ساکت نشسته است؟ جز این است که تفسیر و تاویل آزادی و استقاء از آن در اختیار کسانی است که با اساس آزادی مقدس مخالفند؟ امروز خداوند ما را مسئول کرده است، نباید غفلت نمود.»(5)
مهمترین هدف دشمنان امروز «جمهوری اسلامی» است که با احیاء ارزشهای فطری و دینی در قرن بیخبری و سکوت توحش بار آن، بار دیگر ندای آزادی و حقطلبی و بازگشت انسانها به فطرت انسانی و اصیل خویش را سرداده است و الگوی فرهنگ دینی را علیرغم سانسورهای خبری و تلاشهای چند قرنه استعماری و استکباری بار دیگر در جهان زنگار گرفته و مرده، با افتخار زنده کرد. از این رو است که امام(ره) هشدار داده و فرمودند: «من باز میگویم همهی مسئولان نظام و مردم ایران باید بدانند که غرب و شرق تا شما را از هویت اسلامیتان، به خیال خام خودشان بیرون نبرند، آرام نخواهند نشست. نه از ارتباط با متجاوزان خشنود شوید و نه از قطع ارتباط با آنان رنجور، همیشه با بصیرت و با چشمانی باز به دشمنان خیر شوید و آنان را آرام نگذارید که اگر آرام گذارید، لحظهای آرامتان نمیگذارند.» (6)