27 سال پیش پس از پیروزی انقلاب و تشکیل نظام جمهوری اسلامی، مبارزان و دلسوزان، دلهره داشتند که انقلاب اسلامی در میان آن همه دشمنی و کینه استعمار و دشمنان و مخالفان داخلی چگونه تداوم خواهد یافت و دشمنان انقلاب بیش از دو روز دو هفته و دو ماه دو سال و بالاخره تا پایان عمر امام خمینی نخواهد پایید.
27 سال گذشته است. نظام اسلامی ایران در این سالها، سختترین فشارها که یک دولت میتواند تحمل کند را دیده، اما در بیست و هشتمین بهار آزادی، استوارتر از هر زمانی بلند قامتی پر افتخار در صحنه بینالمللی است.
در این سالها، در آغاز بنام خلقهای گوناگون و با احزاب فرمایشی و مسئلهدار و طرح چهرههای کاذب، یا عمیقا وابسته به شبکههای استعماری؛ خواستند نظام را براندازند. ولی خلقهای واقعی ملت ایران، این گروهکها را ناکام گذاشتند و یکپارچگی کشور را پاسداری کردند و حالا سران آن گروهها اعم از غربی یا کمونیست در اروپا و آمریکا در کنار اجاق گرم ارباب امپریالیسم!! در یوزگی یافتهاند.
سپس سفارت آمریکا، مرکزیت توطئهها را بعهده گرفت و طبق اسناد لانه جاسوسی با همه تماس گرفت تا رخنهای در نظام اسلامی ایجاد کند که در 13 آبان به این فعالیتهای غیر قانونی پایان داده شد.
8 سال جنگ نابرابر، که آمریکا و غرب و همدستان آنها همه نوع کمک مالی و تجهیزاتی و اطلاعاتی و تبلیغاتی به صدام کردند. ولی متوجه شدند که ایران در حال پیروزی است و خود دست بکار شدند و در "شبه اجماعی" در شورای امنیت سازمان ملل قطعنامه 598 را به تصویب رساندند ولی ایران توانست آن را خنثی نماید.
تحریم اقتصادی گسترده آمریکا و فشارهای اقتصادی بر ایران در این 27 سال از تلخیهای رسواییآور برای غرب است. این تحریمها حتی مسایل انسانی را نیز ندیده گرفت. غربیها هواپیمای مسافری به ایران نمیفروشند و حتی قطعات یدکی هم نمیفروشند. بیاعتنای به اینکه ممکن است جان انسانهای مسافر به خطر بیفتد.
بطور خلاصه، آمریکا و دولتهای همدستش هر آنچه از دستشان برآمده است برای براندازی و بیثباتی نظام جمهوری اسلامی ایران انجام دادهاند ولی به اراده الهی و به همت آگاهی و حضور مردمی و درایت رهبری و مدیریت مدیران نظام موفق نشدهاند.
در بهار بیست و هشتم آزادی اکنون ایران اسلامی در جایگاهی ثبات یافته است که هانتینگتون اندیشمند متعصب آمریکایی، ایران را یکی از قدرتهای جهانی معرفی میکند.
ثبات نظام ایران بگونهای است که دیگر تحریمهای جاری و تهدیدهای تکراری و تطمیعهای سرابگونه، و ترور و انفجار و حمایت از سازمانهای تروریستی و جاسوسی مثل منافقین، هیچ تاثیری ولو جزیی بر این ثبات ندارند. و کار به اینجا رسیده است که تنها راه چاره را در براندازی ایران جنگ و حمله نظامی بیابند زیرا راهکارهای دیگر پاسخ ندادهاند.
درباره جنگ هم خود آمریکاییها با تحقیقاتی که کردهاند یافتهاند که قادر به براندازی ایران اسلامی نیست و عواقب وخیمی برای آمریکا درپی خواهد داشت.
این ثبات ایران خار چشم استکبار جهانی است. این قدرت منطقه و جهانی شدن ایران عامل عصبانیت و گاه جنون آنهاست.
این ثبات و قدرت، اخیراً با دانشهای برتر مانند دانش هستهای و سلولهای بنیادی و… موقعیت تازهای یافتهاند.
آمریکا، در نهایت خشم و عجز، سی ماه است میخواهد از دانش هستهای ایران جلوگیری نماید و اگر ابتدا بهانه تولید سلاح هستهای ایران را داشت، حالا کار بجایی رسیده که به صراحت میگویند ایران نباید تحقیقات علمی هستهای داشته باشد و باید خود را از علوم محروم نمایند.
مسئله اصلی هم همین قدرت شدن ایران اسلامی است . والا هند و پاکستان و کره شمالی و اسراییل هم سلاح هستهای بدست آوردهاند و آمریکا و اروپا نسبت به آنها حرفی نداشتهاند.
ایران و ملت ایران علیرغم همه این هیاهو و فشارها راه خود را خواهد پیمود همانطور که تاکنون پیمودهاند.
فشارها و تحریمها نیز ایران را ساخته است و میسازد. ایران کشوری کوچک و دورافتاده نیست تا بتوانند آن را به راحتی تحریم و منزوی کنند ضرر اصلی را آمریکا و همه آنها که با آمریکا همدستی کردهاند میکنند.
آمریکاییها دلشان را به چند قلم بدست مطبوعات خوش نکنند که در فضای آزادی در ایران تحلیلهای غلط میدهند. آنها در این 27 سال همواره همین حرفها را زدهاند و به هیچ جا نرسیده و نمیرسد.
ملت ما با وحدت، با همت، با فداکاری و گذشت تحت رهبری ولیفقیه عادل راه خود را پیموده خواهد پیمود چه غربیها و همدستانشان بخواهند یا نخواهند.
تقارن دهه فجر امسال با محرم حسینی، باید بسی درسآموز باشد. حسین همیشه پیروز تاریخ بوده و هست و یزید چهار سال و چند ماه بیشتر نتوانست حکومتش دوام بیاورد.
علت آن است که نهضت حسینی، نهضت حق است و حق از بین رفتنی نیست.
زورمداران، باطلگرایان، از معتصم تا رضاخان، از بنیامیه تا انگلیسیها و آمریکاییها خیلی سعی کردهاند نهضت عاشورایی حسین را براندازند اما هر قدمی در این مسیر باطل برداشتهاند، خود در مسیر براندازی گام برداشتهاند و حسین یک قدم جلوتر آمده است.
عاشورا، به انسانها بیداری میبخشد، آنها را مصمم، آزاده، شجاع فداکار میسازد.
"انسان عاشورایی، منتظر" سختیها را با حمد و شکر الهی تحمل میکند.
"اللهم لکالحمد، حمدالشاکرین علی مصابهم"
و با نهایت امیدواری، منتظر ظهور قائم آل محمد و ظهور دولت قاطع عدل است.
انسان عاشورایی، وارث عاشورای حسینی است که وارث آدم و نوح و ابراهیم و پیامبر اسلام و علی و اولادش میباشد. التزام "امام عادل منتظر" در پیگیری نهضت اسلام درپی حاکمیت دین حسین(ع) و مهدی(عج) است.
و چنین انسانی جامعه منتظر و عاشورایی را تشکیل میدهد که آن جامعه زیر بار باطل و کفر و شرک و ستم نمیرود.