تاریخ انتشار : ۰۴ دی ۱۳۸۷ - ۱۰:۲۸  ، 
کد خبر : ۵۵۳۵۸
قواعدی که آمریکا باید در منطقه رعایت کند

9 قانون برای موفقیت در خاورمیانه


 ترجمه: سارا سعیدی
هر بار که سخن از سیاست های ایالات متحده در خاورمیانه به میان می آید نخستین نام هایی که به ذهن می رسد نام عراق و ایران است. عراق کشوری که ارتش ایالات متحده پنج سال پیش با حمله به آن دومین جنگ منطقه را ظرف کمتر از دو سال رقم زد و ایران کشوری است که این روزها تحلیلگران بین المللی به دنبال پیش بینی سرنوشت آن هستند. هنوز آمریکایی هایی که از بیش از سه دهه پیش سیاست های کاخ سفید در خاورمیانه را دنبال می کنند، پرسش های فراوانی در مورد نقش آمریکا در معادلات منطقه ای در 8 سال گذشته در ذهن دارند؛ سوالاتی که در مراکز تحقیقاتی در واشنگتن و سایر نقاط ایالات متحده در خصوص نقش این کشور در منطقه پرسیده می شود، کم و بیش رنگ و بوی مشابهی دارند: کدام بخش از سیاست های ایالات متحده با توجه به شرایط موجود در خاورمیانه ملزم به تغییر است؟ ایالات متحده با توجه به روزهای بحرانی که خاورمیانه در حال تجربه آن است باید 9 اصل سیاسی زیر را در منطقه رعایت کند:
اول: این کشور باید بیاموزد که به تمامی بازیگران مشروع منطقه نقشی برای ایفا داده و حضور آنها را بپذیرد. تمایل ایالات متحده برای نادیده گرفتن یا به انزوا کشاندن بازیگران پرنفوذی مانند حزب الله لبنان و حماس فلسطین بیش از آنکه به استراتژی خاصی شبیه باشد حرکتی کودکانه است که همواره در طول این سال ها پاسخ منفی داده است.
در طول این سال ها تمامی گروه هایی که ایالات متحده کمر به نابودی و تخریب آنها بست توانستند با اقناع افکار عمومی حتی بیش از دولت های مشروع محبوبیت عمومی به دست آورند. در حال حاضر همین گروه هایی که به نظر کاخ سفید نقش مخرب در روند بازسازی منطقه داشتند تبدیل به نماد مبارزه با سلطه آمریکا و مقاومت شده اند. ایالات متحده باید برای وارد کردن بازیگران به صحنه بازی سیاسی در خاورمیانه تنها به مشروعیت قانونی آنها استناد کند.
مشروعیت قانونی هم از دو منبع حاصل می شود: تایید مردمی که عمدتا از طریق برگزاری انتخابات به دست می آید و پایبندی بازیگران به نرم ها و استانداردهای بین المللی است. راه حل زیرکانه در قبال گروه های مقاومت ضد آمریکایی مانند حماس که به دنبال برگزاری انتخابات سالم روی کار می آیند اما نه در سرکوب آنها نهفته است و نه در به حاشیه راندنشان. در چنین شرایطی ایالات متحده باید تمام تلاش دیپلماتیک خود را به کار گیرد تا این قبیل بازیگران با توجه به معاهدات بین المللی مجبور به بازگشت و قرار گرفتن در مسیر صحیح شوند. درست مشابه همان رفتاری که ایالات متحده و بریتانیا در قبال ارتش جمهوریخواه در ایرلند شمالی از خود نشان دادند.
دوم: ایالات متحده باید به دنبال تامین امنیت، صلح و رفاه برای تمامی کشورهای حاضر در منطقه بی اندک تفاوتی باشد. نیروهای خارجی مستقر در خاورمیانه اعم از آمریکایی یا دارای تابعیت هر کشور غربی دیگری باید برای عرب، ایرانی، ترک و فلسطینی حق برابری برای رسیدن به حقوق اولیه و منافع ملیشان قائل باشند. تا زمانی که ایالات متحده نتواند از سیاست های برتری دادن ملتی به ملت دیگر دست بردارد گردونه برقراری صلح در خاورمیانه به چرخیدن در دوری باطل ادامه خواهد داد. نمی توان یکی از رژیم های منطقه را تبدیل به نور چشمی کرد که حق برخورداری از انرژی هسته ای و سایر تکنولوژی های روز را داراست و در مقابل یک کشور را از تلاش برای حفظ امنیت داخلی هم محروم کرد.
سوم: ایالات متحده باید به جای تمسک به زبان زور و تهدید از مکانیسم، وارد کردن قدرت های منطقه در روند برقراری صلح استفاده کند. در این میان نقش سازمان ملل و آژانس های وابسته به این سازمان از اهمیت بسزایی برخوردار است. عمدتا پیشنهادهای سازمان ملل یا آژانس های مربوطه برای رفع اختلافات موجود در منطقه از کانال راهکارهای مشروع، می تواند مثمرثمر باشد.
چهارم: ایالات متحده باید در قبال مسائل حساس در منطقه از الگویی واحد و منسجم تبعیت کند. اعمال استانداردهای دوگانه در اجرای قطعنامه های سازمان ملل یا محکومیت های بین المللی، سکوت در برابر سرکوب آزادی در برخی کشورها و شکایت مغرضانه از وضعیت حقوق بشر در سایر کشورهای منطقه تنها موجب خدشه دار شدن اعتبار ایالات متحده در منطقه می شود. تمسک به چنین سیستم دوگانه ای در منطقه تنها منجر به کاهش نفوذ آمریکا در بازه زمانی نه چندان طولانی خواهد شد.
پنجم: ایالات متحده باید برای اعمال استراتژی های خود اکثریت مردم را مدنظر قرار دهد نه تعداد انگشت شماری از افراطیون را. ایالات متحده از یازدهم سپتامبر سال 2001 تاکنون یک اشتباه را به طور مداوم تکرار می کند. در حقیقت آنچه در یازدهم سپتامبر بر سر مردم آمریکا آمد تبدیل به انگیزه اصلی مبارزه با تروریسم و رویارویی گروه های تروریستی مانند القاعده شد. ایالات متحده باید پس از 7 سال تجربه حمله نظامی به راهکارهایی مثمرثمرتر روی آورد. راهکاری مانند بیان نگرانی از تکرار این حادثه از طریق شیوه ای مشروع و قانونی. کاخ سفید باید در مرحله نخست به اکثریت صلح طلب در خاورمیانه اطمینان کند. شهروندانی که برای آزادی و عدالت و صلح احترام قائلند.
ششم: کاخ سفید باید تعریفی واحد و مشخص از منافع ملی ایالات متحده ارائه دهد. ایالات متحده نباید منافع لابی های یهودی، شرکای نظامی، شرکت های بزرگ نفتی و یا حکام مستبد عرب را در قالب منافع ملی دنبال کند. به طور خاص ایالات متحده از جانب اسرائیل متحمل ضربه های سنگینی شده است. دفاع بی حد و حصر از منافع اسرائیل در طول چند دهه گذشته به ضرر منافع آمریکا در منطقه رقم خورده است.
از سوی دیگر جانبداری های واشنگتن از تل آویو بیانگر ضعف سیستم دموکراتیک آمریکا در عرصه سیاست خارجی است. لابی های نه چندان فعال یهودی ، گاه آنچنان تاثیر مخربی بر سیاست خارجی ایالات متحده می گذارند که تمامیت منافع ملی آمریکا در منطقه به راحتی زیر سوال برده می شود. ایالات متحده تحت فشار لابی های اقلیت در حقیقت کارآیی خود در عرصه خارجی را از دست داده است.
هفتم: ایالات متحده باید به طور منظم با کشورهای موجود در خاورمیانه ارتباط داشته باشد. این ارتباط نباید نامنظم و هر از چندگاهی باشد. واشنگتن باید به مطالبات امنیتی کشورهای همسایه عراق پاسخ دهد چراکه این حمله ارتش ایالات متحده به عراق در سال 2003 میلادی بود که منطقه را گرفتار جنگ و ناامنی جدید کرد. کاخ سفید نباید به همسایگان عراق به چشم کشورهایی نگاه کند که هر بار نیاز به کمک استراتژیک آنها داشت نامشان را بر زبان آورد. واشنگتن باید با رهبران کشورهای منطقه به طور دائم در ارتباط بوده و نصیحت های آنها را عملی سازد.
هشتم: واشنگتن باید با زیرکی تمام پای خود را از مناقشات و درگیری های داخلی کشورهای منطقه بیرون بکشد. استراتژی جورج بوش در حمایت از یکی از طرفین درگیر در مناقشات داخلی همواره منجر به شکست سیاست های کاخ سفید شده است. درست مانند آنچه در لبنان و فلسطین رخ داد.
نهم: اینکه ایالات متحده باید تفاوت میان مذهب و ملی گرایی را درک کند. ایالات متحده همواره ساکنان خاورمیانه را در قالب مذهبی خاص قرار داده و به دنبال توجیه مذهبی عملکرد آنها بوده است؛ این در حالی است که بسیاری از حوادث رخ داده در منطقه برگرفته از عرق ملی و گرایش های سیاسی افراد است نه مذهب آنها.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات