تاریخ انتشار : ۰۸ دی ۱۳۸۷ - ۰۹:۳۷  ، 
کد خبر : ۵۵۵۱۲
گفتگو با محمد شاکربی وزیر امور خارجه اسبق بوسنی و هرزگوین

غرب با کارادزیچ معامله کرد

اشاره: بعد از دستگیری رادوان کارادزیچ رئیس جمهوری خودخوانده صربها در بوسنی که در کنار جنایات دیگر طی جنگ بوسنی، دستور قتل عام مردم مسلمان سربرنیتسا را صادر کرده بود وی در اعتراض به دستگیری خود گفت در سال 1996 میلادی ریچارد هولبروک میانجی آمریکایی صلح و معمار اصلی مذاکرات صلح دیتون، به وی اطمینان داده بود که اگر از قدرت و سیاست کناره گیری کند، به خاطر جنایات جنگی ای که مرتکب شده تحت تعقیب قرار نخواهد گرفت. قصاب سربرنیتسا اکنون با استناد به همان وعده می گوید محاکمه اش در دادگاه جنایات جنگی لاهه غیر قانونی است و خواستار آن شده که هولبروک و مادلین آلبرایت وزیر امور خارجه وقت ایالات متحده به عنوان شاهد به دادگاه لاهه احضار شوند. هولبروک این اظهارات کارادزیچ را تکذیب کرده است. مقدمه: مطلب زیر گفتگوی کامل پرس تی وی با محمد شاکربی، وزیر امور خارجه بوسنی و هرزگوین در زمان آن جنگ است. شاکربی که همچنین دارای تابعیت آمریکا است در این مصاحبه می گوید از همان ابتدا اطلاع داشته است که با کارادزیج معامله شده است. او می گوید از حدود ده سال قبل بارها این موضوع را علنا اعلام کرده اما قدرتها اجازه نداده اند که صدایش به گوش کسی برسد. توجه خوانندگان گرامی را به برگردان این گفتگو جلب می کنیم:

 * هولبروک می گوید موضوع معامله وی با کارادزیج ادعایی ساختگی و ظالمانه است. منظور کارادزیچ از معامله با هولبروک چه بود؟
** در واقع من از همان روز اولی که آن معامله صورت گرفت از آن آگاهی داشتم. کارادزیچ در تابستان سال 1996 ظاهرا از عرصه سیاست بوسنی کنار رفت. او از رهبری حزبش کنار رفت. در آن زمان او به جنایت جنگی متهم شده بود، اما در واقع، چون از اعضای رپوبلیکا سرپسکا (جمهوری خودخوانده صربها در بوسنی) بود نیز از دست عدالت فراری بود. او ناگهان از سیاست کنار رفت.
آن شب من با یک دیپلمات برجسته آمریکا که احترام زیادی برایش قائلم دیدار کردم. او با خوشحالی و هیجان به من گفت که کارادزیج از سیاست کناره گیری کرده است. البته وقتی پرسیدم چرا از سیاست کناره گیری کرده؟ آیا معامله ای در کار بوده؟ او قدری سکوت کرد.
در نهایت تصدیق شد که ریچارد هولبروک به کارادزیچ قول داده بود اگر کناره گیری کند، دستگیر نشود، هرچند او به خاطر جنایات جنگی تحت پیگرد دادگاه جنایات جنگی بود. در واقع تا دو سه سال بعد از آن کارادزچ کاملاآزاد بود و بدون خطر دستگیر شدن از آزادی تحرک نسبی برخوردار بود.
* بدیهی است که انتظار ندارم شما نام منبع خود را ذکر کنید اما به نقل از ریچارد هولبروک گفته شده است که :” من هرگز چنین معامله ای نکرده ام. این کار کاری غیر اخلاقی است.”
** خیر. اجازه دهید به شما اطمینان بدهم. من ده سالی هست که راجع به این موضوع روراست هستم. منبع من سفیر رابرت فراویک است که در آن زمان سرپرست هیات سازمان امنیت و همکاری در اروپا، در بوسنی بود که بر برگزاری انتخابات نظارت داشت. لااقل ده سال قبل من این حرف را علنا گفته ام و ضبط و ثبت هم شده است.
* آیا بیل کلینتون، رئیس جمهور وقت آمریکا هم از این معامله با کارادزیج مطلع بود؟
** در باره این موضوع اطمینان ندارم. تنها چیزی که می توانم بگویم این است که معامله دیگری هم صورت گرفت که به نظرم از معامله با کارادزیج هم جدی بود و عواقب بسیار بدتری داشت. آن معامله معامله ای بود که در تابستان 1995 صورت گرفت.
در آن معامله ریچارد هولبروک نقش داشت. کارل بیلت، که در آن زمان میانجی اتحادیه اروپا بود و اکنون وزیر امور خارجه سوئد است نیز در آن معامله دست داشت. یک ژنرال فرانسوی هم دست داشت که فرمانده نیروهای نظامی سازمان ملل در بوسنی بود. منظورم برنار ژان ویه است. یاسوشی آکاشی، که سرپرست کارکنان غیرنظامی سازمان ملل در بوسنی بود نیز در آن معامله دخیل بود. آنها تسلیم شدند و به میلوشویچ (رئیس جمهور صربستان) راتکو ملادزیچ، (فرمانده نیروهای شورشی صرب) و مخصوصا کارادزیچ چراغ سبز نشان دادند تا اراضی سربرنیتسا، و همچنین زپا و گروژده را تصرف کنند.
در آن زمان فشار شدیدی روی ما بود که بر سر آن اراضی معامله کنیم و در واقع طی مذاکرات صلحی که به مذاکرات دیتون منجر شد، آن اراضی را به صربها بدهیم و در واقع یعنی هرچه که بلگراد و صربهای بوسنی می خواهند را به آنها بدهیم. ما با این کار مخالفت کردیم و همین طور که داشتیم مقاومت می کردیم به نیروهای صرب بوسنی چراغ سبز دادند تا به این شهر محاصره شده حمله کنند.
فکر نمی کنم که در آن زمان همه مقامات دولت ما این موضوع را می دانستند. بدین ترتیب معامله دوم علت معامله اول را معلوم می سازد. به نظرم بسیاری از مقامات دولت آمریکا از روشن شدن این موضوع در حال حاضر خوشحال نباشند حتی با اینکه در آن زمان، آنها با معامله با میلوشویچ، ملادزیچ و کارادزیچ - که بعدا همه شان تحت پیگرد دادگاه جنایات جنگی قرار گرفتند- مخالف بودند.
* البته، صلحبانان سازمان ملل متحد در همان زمان شاهد قتل عام سربرنیتسا بودند.به نظر شما چرا توافق دیتون آن همه برای ایالات متحده اهمیت داشت که آنها قتل عامهایی مانند قتل عام سربرنیتسا را نادیده گرفتند. سر توافق دیتون چه بود؟
** اول از همه بگویم که مطمئن نیستم که صلحبانان هلندی از آن معامله با خبر بودند. به نظرم قرار بود صلح بانان هلندی و دولت هلند وسط معرکه بمانند به اصطلاح سر کیسه را برای صربها شل کنند. منظورم این است که قرار شده بود وجود هلندی ها بهانه باشد برای اینکه ناتو و ایالات متحده برای دفاع از سربرنیتسا وارد عمل نشوند. چون بر اساس قطعنامه های سازمان ملل و ناتو آنها می بایست از سربرنیتسا دفاع می کردند.
مدافعان سربرنیتسا خلع سلاح شده بودند و قرار بود سازمان ملل و ناتو از آنها (در برابر حملات صربها) دفاع کنند. اما وقتی صربها با آن همه تانک و سلاح سنگین به سربرنیتسا حمله کردند تنها صلح بانان هلندی مانده بودند که فقط سلاح سبک داشتند.
ناتو در اینجا باید وارد عمل می شد. در واقع وزیر دفاع هلند با ناتو تماس گرفت. عصر قبل از روزی که سربرنیتسا سقوط کرد من با او صحبت کردم. او به من گفت: “من با ناتو تماس می گیرم. آنها صبح خواهند آمد و من قطع نظر از اینکه عواقب کار برای نیروهای هلندی چه باشد این کار را خواهم کرد.”
ناتو به آن تماس وقعی نگذاشت و آن تماس باعث سقوط دولت هلند شد. بدیهی است که حمله صربها به سربرنیتسا باعث سرافکندگی نیروهای هلندی شد، چرا که آنها آنجا حضور داشتند و در مقابل چشمانشان صربها 8000 مرد و کودک و زن بوسنیایی را به قتل رساندند. این قتل عام برای ناتو هم شرم آور بود چرا که معلوم است که نانو به تعهد خود عمل نکرد و بدیهی است که آن روز یکی از بدترین روزها برای سازمان ملل متحد بود. واقعا مایه تاسف است که کسانی که از چندجانبه گرایی حرف می زنند خودشان در سربرنیتسا به چند جانبه گرائی خیانت کردند و در اینجا مخصوصا منظورم ریچارد هولبروک است اما باید از افرادی چون کارل بیلت، برنار ژان ویه و آکاشی (به عنوان خائن) هم نام ببرم.
* بعضی ها می گویند که از همان ابتدا دست مقامات بلند پایه تری در کار بود. می گویند اصلا(جنگ بوسنی) قراری میان دولت بیل کلینتون و دولت آلمان برای تجزیه یوگسلاوی بود و اینکه دیتون در واقع با هدف خصوصی سازی منابع کشوری (بوسنی) برگزار شد که در آنجا منابع در دست دولت بود. آیا فکر نمی کنید که دامنه کار تا این حد بالاباشد و اینکه در واقع موضوع منافع و سود برای کمپانی های بزرگ غربی در میان بوده باشد؟ آیا فکر نمی کنید که در جریان دفاع رادوان کارادزیچ از خودش در لاهه این موضوع معلوم شود؟
** من می خواهم دقت کنم و اینجا به طور محدود هم که شده تنها چیزهایی را بگویم که در باره شان لااقل اطلاعات دست اول دارم. می دانید من در باره معامله با کارادزیچ اطلاعات دست اول دارم چون به عنوان وزیر امور خارجه چیزهای خاصی را به من می گفتند ... در آن زمان اتفاقات خاصی می افتاد و حالاکه به گذشته می نگرم می بینم که تمام آنها در قبال معامله با صربها قابل توجیه است.
اما اینکه آیا موضوع چیزی بود که در بالاترین سطوح ترتیبش داده شده بود؟ تعیین این مسئله را بر عهده کسان دیگری می گذارم اما به نظرم بهتر است اکنون راجع به این صحبت کنیم که توافق دیتون از طریق خون ریزی و کشتار حاصل شد. جا دارد اکنون راجع به این حرف بزنیم که اگر دیتون نتیجه قبول آن کشتار بود، آیا بهتر نیست از لزوم ملغی کردن آن صحبت شود؟ یعنی از ملغی کردن توافقی که به عاملان کشتارهای بوسنی پاداش داد؟
بگذارید بسیار روشن بیان کنم که بوسنی که کشور چند قومی است. در این کشور ما نه تنها بوسنیایی های مسلمانان ، بلکه صربها را هم داریم که ارتدوکس هستند. کرواتها را هم داریم که کاتولیک هستند. اما توافق دیتون نوعی آپارتاید است. جدا سازی این مردم و مرز بندی میان آنها به نحوی که قبلاهرگز سابقه نداشته، ایجاد مناطق قومی محصور در مناطق مختلف این کشور کاری است که نه با تاریخ بوسنی همخوانی دارد و نه با آینده آن در خانواده ای از کشورهای اروپایی. من نمی توانم بفهمم که آخر، اروپا چطور چنین چیزی را تحمل می کند؟
نمی توانم بفهمم که خانواده ای از کشورهای اروپایی می تواند این نوع مرزبندی را در کشوری تحمل کند که به وضوح در آینده به عنوان عضوی از اعضای این خانواده نقش خواهد داشت؟ بنابراین به نظر می رسد که در اینجا اتفاق مسخره ای افتاده است و آن اینکه در اروپا، با یکی از کشورهایی که دارای جمعیت مسلمان است، به گونه ای دیگر و غیر از دیگران، برخورد می شود. قضاوت در باره این موضوع را به شما می سپارم و خودم به عنوان یک آمریکایی - یادتان باشد که من تابعیت آمریکا را هم دارم - به وضوح شاهد برخورد دوگانه با بوسنی هستم.
از سوی دیگر، قضاوت در باره بازی بزرگتری که شما از آن سخن گفتید، را همان طور که گفتم به دیگران واگذار می کنم. اما نمی توانم بفهمم که چطور ایالات متحده و یا کشورهای اروپایی اکنون می توانند ادامه اجرای دیتون را تحمل کنند. منظورم توافقی است که چارچوبش و اساسش بر روی کشتار بنا شده و اجرای آن عملامتضمن ادامه تفکرات فاشیستی و نژاد پرستانه است.
* من می توانم به شما اطمینان بدهم که کمپانی های آلمانی و دیگر کشورها اروپایی، از قبیل شرکتهای کشتی رانی، ساختمان سازی و غیره هم اکنون از معاملات جاری بسیار خوشحال هستند. آیا فکر می کنید نهایتا تنها ناتو نبود که در یوگسلاوی سابق بود و مدعی کمک به مسلمانان بود و اینکه در واشنگتن، لندن، برلین و پاریس کسانی باشند که از آنچه که در ماه های آینده در لاهه شنیده خواهد شد وحشت داشته باشند؟
**  خوب، من فکر می کنم خوب حدس زدید. همان طور که تصور می کنید آنها از برخی از چیزهایی که گفته ام قدری ناراحت شده اند. من یک دهه است که دارم اینها را می گویم. حالایا بیشتر مردم به حرفهای من توجه نمی کردند یا اینکه افرادی سعی می کردند کاری کنند که صدای من به گوش کسی نرسد. اما اطمینان دارم که موضوعات بیشتری فاش خواهد شد.
با این وجود همان گونه که گفتم، وقتی به عنوان یک بوسنیایی به موضوع می نگرم، از دیدن آنچه که بر سر مردم بوسنی آمده نمی توانم خوشحال باشم. بدیهی است که این کارها مناسب بوسنی نبوده و نیست و باعث نمی شود کشور نرمالی ساخته شود. همچنین به عنوانی یک فرد تبعه آمریکا، نمی توانم از کاری دفاع کنم که با ارزشهای (ادعایی) ایالات متحده همخوانی ندارد. یعنی از اینکه کشوری به موازات خطوط قومی و دینی تقسیم شود. مخصوصا به خاطر اینکه چنین کاری از طریق کشتار بخش بزرگی از مردم مسلمان بوسنی و هرزگوین صورت گرفته است.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات