موضوع استقرار سپر دفاع موشکی آمریکا در لهستان و جمهوریچک، بار دیگر همزمان با برگزاری نشست جی 8، مواضع کرملین را تشدید نمود. سامانه دفاع موشکی که در ژانویه 2007 از سوی آمریکا با استقرار 10 موشک رهگیر در لهستان و یک پایگاه راداری در جمهوریچک راهاندازی شد، مقامهای روسی را وادار نمود واکنشهای شدیدی را از خود نشان دهند.
سردمداران کاخ سفید با این ادعا که هدف از استقرار سامانه موشکی آمریکا در شرق اروپا مقابله با تهدیدهای موشکی ایران و کره شمالی است، به دنبال توجیه افکار عمومی اروپا و روسیه هستند. این در حالی است که کارشناسان راهبردی روسیه استقرار این طرح را محاصره موشکی خود عنوان میکنند. از همین رو، پوتین رئیسجمهور روسیه، تهدید کرد در صورت استقرار سپر موشکی آمریکا، موشکهای روسی اروپا را هدف قرار خواهند داد!
در پی تلاشهای آمریکا برای استقرار سپر دفاع موشکی در اروپای شرقی، تشنج در مناسبات مسکو ـ واشنگتن با تهدیدهای متقابل دو کشور نضج گرفته و از سوی رسانههای آمریکایی و روسی با تحلیلها و تعابیر گوناگون روبهرو شد. به منظور تبیین بیشتر موضوع، نکاتی چند قابل تأمل به نظر میرسد.
ایالات متحده همواره در پی بزرگنمایی برخی تهدیدهاست تا از این طریق با ایجاد جو رعب و وحشت، بسترهای مناسب را جهت القای حس ناجی بودن آن کشور در اذهان دیگران ایجاد نماید. حضور نومحافظهکاران در سالهای اخیر در مصدر قدرت، تأییدی بر این مدعاست. در این راستا، آمریکا با ارایه تصویری کاذب و برداشتی اغراقآمیز و غیرواقعی از توانمندیهای دو کشور ایران و کره شمالی، درصدد است برای تحقق خواستههای سیاسی، نظامی خود افزون بر حوزه خاورمیانه، اروپای شرقی را نیز در مقابل روسیه قرار دهد. اظهارات شدیداللحن پوتین، اهداف بلندمدت آمریکا را در منطقه مذکور آشکارا به تصویر میکشد. به نظر برخی تحلیلگران، دو کشور کره شمالی و ایران که مشی مستقلی از آمریکا را دنبال میکنند، به دلیل درگیر بودن در پروژههای هستهای خود و تهاجم رسانهای واشنگتن علیه آنها، میتوانند سوژههای مناسبی برای پیشبرد اهداف توسعهطلبانه آمریکا باشند.
در خصوص ایران شاید بتوان بهترین گزینه را «موشک شهاب 3» عنوان نمود که رژیم غاصب صهیونیستی (مولود نامشروع آمریکا) پس از آزمایش موشک اعلام نمود برد آن به اسرائیل میرسد و ایران طراحی و ساخت موشک شهاب 4 را نیز در دست دارد که در صورت رسیدن به مرحله تولید، برد آن حصار امنیتی اروپای شرقی را نیز تهدید مینماید.
شایان ذکر است، سردمداران این رژیم پس از ناکامی در پروژه شبیهسازی موشک «آرو» در آمریکا برای مقابله با موشک مذکور، آزمایش موفقیتآمیز شهاب 3 را زیر سؤال برده و ادعا نمودند که این موشک در مرحله آزمایش با شکست مواجه شده است. بدین ترتیب، راهبرد بزرگنمایی و ارایه چهرهای نامتجانس از مخالفان سیاستهای سلطهجویانه آمریکا، امری طبیعی از سوی دولتمردان این کشور تلقی شده و از رهگذر این قبیل اقدامها، استراتژیهای جهانی خویش را توجیه مینمایند.
ایالات متحده با طرح تهدیدهای احتمالی از سوی دو کشور یاد شده ـ ایران و کره شمالی ـ تلاش دارد این باور را تفهیم نماید که تهدیدها محرز است و بین منافع آمریکا و اروپا تفاوت و تمایزی وجود ندارد. لذا کاخ سفید همچون گذشته رسالت تاریخی خود را ـ همانگونه که پس از جنگ جهانی دوم با اجرای طرح مارشال در قبال اروپا انجام داد ـ پیگیری مینماید، چنانکه در اظهارات خانم رایس کاملاً مشهود است. سیاستمداران آمریکایی در راهبرد نظم نوین، با القای ناجیگرایی، التهابها و واکنشهای منفی را در هالهای از ابهام قرار میدهند. به بیان دیگر، آنها با نقاب حامی، هزینههای معنوی و مادی را به دیگران تحمیل مینمایند تا استراتژیهای کلان خویش را با حداقل هزینه تعقیب کنند.
هدف دیگر آمریکا در این پروژه، کنترل و نظارت بر روسیه است. اگرچه سالهاست شوروی سابق، رقیب ایدئولوژیک و نظامی و سیاسی غرب، دچار فروپاشی شده و دیگر هیمنه امپراتوری شرق، بلوک غرب را با مزاحمتهای گسترده مواجه نمیکند، ولی از منظر صاحبنظران غربی، روسیه فعلی بازمانده شوروی سابق و وارث برخی مؤلفههای قدرت بویژه در حوزههای سیاسی و نظامی است.
اگر آمریکا بتواند با مستنداتی ـ هر چند غیرحقوقی و غیرمنطقی ـ اروپای شرقی را متقاعد نماید و با استقرار چنین سامانهای بر مخالفتهای موجود غلبه پیدا کند، میتواند در دو کشوری که قبلاً جزو اقمار شوروی سابق بودند، اقدامهای نظامی ـ امنیتی را برای مهار، رهگیری و کنترل سیستمهای موشکی روسیه به اجرا درآورد. بدین ترتیب، یک بازیگر مقتدر و مستقل و بعضاً رقیب (روسیه) را در مناسبات جهانی از پیشرو برداشته و یا حداقل زمینه همگرایی با آن را فراهم خواهد ساخت.
در سالهای اخیر، روسیه به عنوان یکی از رقبای آمریکا، بارها مسیر خواستههای ایالات متحده را در تعاملهای بینالمللی با واکنشهای منفی خود با مشکلات عدیدهای روبهرو ساخته است، لذا صاحبان قدرت در کاخ سفید هیچگاه دغدغه خویش را نسبت به این کشور در حوزههای گوناگون ارتباطهای جهانی پنهان نکردهاند.
برخی دیگر از صاحبنظران سیاسی بر این باورند که تثبیت و تداوم این پروژه، با وجود مخالفتهای روسیه و صدور بیانیه از سوی مقامهای چینی، شروع یک مسابقه تسلیحاتی جدید را دامن میزند، به گونهای که شرایط به وجود آمده بازسازی جنگ سرد را تداعی مینماید.
به نظر میرسد بعضی از کشورهای اروپایی تهدیدهای احتمالی کره شمالی و ایران را در حوزه قابلیتهای موشکی قبول ندارند و نسبت به چتر حمایتی ـ نظامی و امنیتی آمریکا خوشبین نیستند. این موضوع کاخ سفید را مصمم نمود تا در زمان برگزاری نشست هشت کشور صنعتی در آلمان، در رایزنی با دیگر قدرتها بتواند حمایت و یا عدم مخالفت آنها را به عنوان طرحی برای مقابله، به دست بیاورد. مشکلات آمریکا در استقرار این سامانه موشکی تنها به روسیه و چین و دیگر قدرتها منحصر نیست، بلکه بیش از 60 درصد مردم چک مخالفت خود را با استقرار این پایگاه اعلام نمودهاند. آنان معتقدند پایگاه یاد شده نه تنها کمکی به حفظ امنیت اروپا نخواهد کرد، بلکه منطقه و کشورشان را در معرض خطرهای ناشی از حملههای متقابل نظامی قرار خواهد داد. این در حالی است که معاون وزیر امور خارجه لهستان نیز انعقاد یک پیمان سیاسی ـ امنیتی میان ورشو و واشنگتن را پیششرطی برای استقرار سپر دفاع موشکی، عنوان کرده است.
بنابراین، بوش و جمهوریخواهان با رسانهای نمودن این موضوع، بار دیگر افکار عمومی را از باتلاق عراق و خاورمیانه به سوی اروپای شرقی معطوف نمودهاند تا از زیر فشار سنگین تبلیغاتی رقبای دمکرات که در روزهای اخیر با برگزاری نشستها و مناظرهها در ایالتهای مختلف، سیاستهای بوش را زیر سؤال برده و میبرند، نجات یابند.