رویگرداندان از برخی باورها و عقاید و ایجاد تغییر در روش و نگرش نسبت به یک مقوله «بد» نیست؛ خصوصا اگراین چرخش بر مبنای عقل و منطق صورت پذیرد. اگر چه معمولا در پس این تغییر و تحولات و جداییها و وصلتها عدهای راضی میشوند و گروهی هم ناراضی، در سیاست نیز از این موارد کم نبوده است؛ حامیانی که منتقد شدهاند و منتقدانی که اگر حامی نشدهاند حداقل پارهای از دیدگاههای خود را تلطیف کردهاند. این نکته در متن سیاست ایران یعنی دولت هم مشهود بوده و البته در دولت نهم واضحتر و شفافتر از دولتهای گذشته است. هر چند طبیعی است که هر دولتی منتقد و هواداران خاص خود را داشته باشد. منتقدانی که نقد میکنند و هوادارانی که گاه این نقدها را بر نمیتابند. هر چند این مسئله یعنی نقد آن هم از نوع «درونگفتمانی» در دولتهای گذشته نه تنها دیر هنگام آغاز شد، بلکه منتقدان و حامیان کمتر به رنگ هم گراییدند. ولی در دولت نهم علاوه بر اینکه نقدها به سرعت آغاز شد به همان سرعت هم حامیانش به صف منتقدین پیوستند. جالب است که همه چیز هم از مجلس شروع شد.
نحوه تعیین اعضای کابینه، عدم ارتباط مناسب وزرا با نمایندگان، برداشت بیرویه از حساب ذخیره ارزی، عدم تحقق وعدههایی که در سفرهای استانی ارائه میشوند و بسیاری دیگر از مسائل اقتصادی در کنار برخی مسائل فرهنگی و مهمتر از همه دیپلماسی این دولت از جمله مواردی بود که صدای مخالف را از مجلس بلند کرد. صدایی که گاه از سوی اصولگرایان شنیده میشد و این نقطه آغاز تغییر و تحولات بود؛ همان تغییراتی که حامیان را منتقد کرد. حامیانی که وجه اقتصادی آنها بر وجه سیاسیشان غلبه میکرد و تا پیش از این مدافع سیاستهای دولت در بعد اقتصادی بودند. از جمله آنها احمد توکلی است، رئیس مرکز پژوهشهای مجلس هفتم، وزیر کار و امور اجتماعی پیشین، روزنامهنگار سابق روزنامه رسالت و کاندیدای ریاست جمهوری در دورههای پنجم، هشتم و نهم ریاست جمهوری کاندیدایی که در دوره پنجم نتوانست به کامیابی برسد و در دوره هشتم هم نتوانست راه به جایی ببرد. اما در دوره نهم اگر چه زمزمههایی مبنی بر حضورش شنیده شد ولی پا به میدان رقابت نگذاشت، اما در دور دوم از احمدینژاد حمایت کرد. احمد توکلی از جمله نمایندههای ساکت مجلس است که به رغم روحیه منتقدانهاش، درباره دولت نهم خویشتنداری زیادی به خرج داده و کمتر در این باره لب به سخن گشوده است؛ علاوه بر اینکه از جمله حامیان دولت هم محسوب میشود، یا بهتر بگوییم محسوب میشد.
اگر توکلی روزی نقد از دولت آن هم توسط روزنامههای منتقد را بیانصافی قلمداد میکرد و به گمانش این روزنامهها هر چه دلشان میخواست مینوشتند، چندی است چنان تغییر مسیر داده است که با اتهاماتی از سوی هواداران دولت و پایگاه اطلاعرسانی آنها مواجه شده است. اصرار دولت بر روند اقتصادی که در پیش گرفته است منجر شد تا مرکز پژوهشها که معمولا گزارشهای تحقیقاتی در خصوص مسائل مختلف ارائه میدهد، در چند مورد از گزارشهای خود این مسئله را مورد توجه و البته انتقاد قرار دهد. یکی از آنها گزارشی در مورد زیانهای ناشی از عدم تغییر ساعت رسمی کشور بود که دولت با وجود مخالفتهای زیاد باز هم حاضر به تغییر ساعت رسمی کشور نشد. اما ظاهرا توکلی این بار با قاطعیت در مسیر انتقاد پیش میرود. هر چند او در بیان نقدهایش دولتهای پیشین را هم بینصیب نمیگذارد ولی روی اصلی سخنش را متوجه دولت نهم کرده است. به طوری که در سخنرانی خود در محل کانون جوانان مشهد چنین میگوید: «اعتنا به ساز و کارهای کارشناسی در دولت نهم به اندازه کافی صورت نمیگیرد و من به کارایی پایین دولت هشدار میدهم.» وی یکی از نشانههای این مسئله را کاهش شدید نرخ رشد صنعی در سال گذشته میداند. اگر چه تا به اینجای کار ظاهرا هواداران دولت چندان از لحن صریح توکلی ناراحت نشده بودند اما در ادامه طاقت از کف میدهند و گزارش مرکز پژوهشها مبنی بر افزایش نرخ تورم و رشد نقدینگی را بیپایه و اساس تلقی کرده و در پایگاه اطلاعرسانی خود از این مسئله به شدت انتقاد و توکلی را متهم به غرضورزی سیاسی میکنند.
سایت اینترنتی «رجانیوز» که متعلق به هواداران دو آتشه دولت است چندی پیش گزارش مرکز پژوهشها را دست مایهای قرار میدهد تا احمد توکلی را که به جرگه منتقدین پیوسته و از سیاستهای دولت حمایت نمیکند، مورد نوازش قرار دهد. به گزارش این سایت، به رغم غیرمستند بودن خبر اعلام شده از سوی مرکز پژوهشها این گزارش بیشتر خبرگزاریها و روزنامههای معاند خارجی را در نوردیده و به مهمترین مستمسک تحلیلگران سیاست خارجی و اپوزیسیون خارجنشین علیه رئیسجمهور و دولت نهم تبدیل شده است! رجانیوز حتی عنوان این خبر را هم چنین نوشته است: «تشویق مرکز پژوهشها مجلس از سوی رسانههای معاند خارجی». این سایت همچنین گزارش مرکز تحت مدیریت توکلی را غیرمستند، غیرعلمی و غیرشفاف خوانده و مینویسد: استناد رسانههای معاند خارجی به گزارش مرکز پژوهشها برای تخریب دولت نهم در حالی صورت میگیرد که مجامع اقتصادی بینالمللی با علمی و قابل استناد خواندن گزارشهای بانک مرکزی در مورد شاخصهای اقتصادی تورم سال 85 را کمتر از سال 84 دانسته بودند! حال این مراکز معتبر اقتصادی جهانی کدام موسسات بوده و کی این گزارش را منتشر کردهاند بماند! اگر چه رجانیوز به این هم بسنده نکرده و در آخر متذکر میشود که «عدم انتشار گزارش آماری مرکز پژوهشها در کنار سکوت احمد توکلی در برابر این اقدام، شائبه برخی رسانهها را مبنی بر اینکه خاستگاه انتشار این خبر نه دغدغههای علمی که اغراض سیاسی است، در اذهان تقویت کرده است.» انعکاس این خبر آن هم با این تحلیل یک نکته را به ذهن متبادر میکند، نکتهای که چندان هم جدی نیست و آن فرافکنی دولت نهم و حامیانش در مورد مشکلات است.
هواداران دولت همگویی آموختهاند که به جای پاسخگویی ریشه مشکلات کنونی را به دولتهای گذشته، رسانههای منتقد و گاه دستهای پنهان و بیگانان نسبت دهند و هر که را که میخواهد بخشی از این مشکلات را به دولت گوشزد کند از دم تیغ خود میگذرانند و منتقدان را به سیاسی کاری متهم میکنند. البته اتهام رجانیوز علیه توکلی ریشه دیگری هم دارد و آن منتقد شدن توکلی؛ حامی دولتی است که تا پیش از این حداقل در رسانهها از دولت نهم انتقاد نمیکرد. اگر از نظر رجانیوز و سایر هواداران بیچون و چرای دولت همه کسانی که حامی دولت هستند، «خوب» باشند و منتقدین هم «بد» تلقی شوند؛ حامیانی که منتقد شدند چون احمد توکلی اگر «زشت» نباشند، «زیبا» هم نیستند.