بیانیه اخیر شورای همکاری خلیج فارس و برخی واکنشهای مترتب بر آن موجب شده تا به نکاتی در این رابطه اشاره کنیم.
1- تحلیل عملکرد سیاست خارجی جمهوری اسلامی گویای این حقیقت است که نوع تعامل ایران با قدرتها و کشورهای منطقه، منحنی مناسبات ایران با دولتهای عربی خاصه امارات عربی متحده را تحت تاثیر قرار داده و میدهد.
هرگاه منزلت و موقعیت بینالمللی و امنیتی جمهوری اسلامی در جامعه جهانی با چالش، منازعه و یا تهدید روبهرو شده است، برخی از دولتهای عربی دچار فرصتطلبی شده و واکنشهای غیرمتعارف شبیه مساله جزایر همیشه ایرانی خلیج فارس را در نوک پیکان سیاست خارجی خود قرار داده و از خود بروز میدهند. بنابراین روشن است که ما در حل منازعه و تنش در جبهه بینالملل را باید در اولویت بیشتری به نسبت دولتهای عرب و منطقه قرار دهیم. زیرا روابط دولتهای عربی و منطقهای با جمهوری اسلامی ایران تابع وضعیت و منزلت ایران در جامعه جهانی است.
2- مدتهای مدیدی است شورای همکاری خلیج فارس، چشمان خود را بر واقعیات آشکار بینالمللی، سیاسی و تاریخی بسته است. آنها نطفه این شورای متزلزل را در آغاز جنگ عراق علیه ایران بستند. در حالی که رژیم بعثی صدام، متجاوز به خاک ایران بود، این دولتهای عرب با حمایت همهجانبه امنیتی، اطلاعاتی و مالی خود از صدام عفلقی علیه انقلاب اسلامی ایران به او در ادامه تجاوز جسارت بخشیدند. هرچند به دلیل سیاست نادرست خود، صدام با تصرف کویت و آواره نمودن رهبران آن کشور مزد آن حمایتها را داد. اشتباه دیگر سیاستمداران عرب جعل واژه نادرست «خلیج عربی» است. آنها باید بدانند نام این خلیج برای همیشه تاریخ «فارس» بوده، هست و خواهد ماند و ایشان با این تحریفات تاریخی و سیاسی تنها حربه به دست دشمنان اسلام و ثبات و امنیت خود و مردم منطقه میدهند. خطای بزرگ دیگر این سیاستمداران تازه به دوران رسیده، تکرار جعلیات نادرست درباره جزایر سهگانه ایرانی است.
این آقایان کافی است کمی تاریخ بخوانند. اگر قرار باشد بر تاریخ و صبغه تاریخی و قدمت جغرافیایی متمرکز شویم، خیلی از کشورها متضرر خواهند شد. جمهوری اسلامی، وارث حکومتهای قدیم و امپراتوریهای کبیر است. هنوز نقشههای امپراتوری هخامنشی، اشکانی، ساسانی و صفویه، افشاریه و حتی زندیه و قاجار، منهدم نشده است. ملت بزرگ ایران امروز هیچ ادعایی نسبت به یک وجب از خاک دیگر دولت ـ ملتها ندارد. اما اگر قرار باشد پرونده جزایر ایرانی بازگشایی شود، قاعدتا دولت عرب بحرین نباید چندان خرسند باشد، چرا که سابقه این دو به هم گره خورده است.
3- آقای محمود احمدینژاد تنها رئیسجمهور اسلامی ایران است که پس از انقلاب اسلامی ایران و در راستای ایجاد همگرایی، در راس یک هیات عالیرتبه به امارت عربی متحده سفر کرده ست. این در حالی است که هیچکدام از روسای جمهور سابق علیرغم اعتقاد به سیاست تنشزدایی و سفر به دیگر کشورهای عربی به این کشور سفر نکردند. حال باید از رئیسجمهور پرسید با چه تحلیلی به این سفر که موجب مشتبه شدن امر بر شیوخ عرب شده اقدام نموده است؟ و دستاورد این سفر را هرچه زودتر به استحضار افکار عمومی ایرانیان برسانند.
4- فارغ از اختلاف سلیقههای داخلی و جناحی، آنچه در این مرحله باید بدان پای فشرد این حقیقت است که علیرغم انتقاد به برخی سیاستها غیرضروری دولت نهم در صحنه بینالملل و افزایش هزینههای سیاسی و بینالمللی بر ملت ایران، در هیچ مرحلهای از اقتدار و حمایت از سیاستهای کلی نظام در دفاع از تمامیت ارضی و هویت ملی و تاریخی سرزمین مقدس و منافع ملیمان کوتاه نخواهیم آمد. مطلوب است آقایان شیوخ عرب را متوجه این امر نماییم که صدام، این دیکتاتور جنایتکار علیرغم دارا بودن ارتش قدرتمند و حمایتهای بیدریغ تمامی قدرتهای بزرگ از منظر اطلاعاتی، لجستیکی و سلاحهای راهبردی از یکسو و حمایتهای تمامعیار مالی، اقتصادی و تبلیغاتی اکثر قریب به اتفاق کشورهای منطقه قادر به تصرف یک وجب از خاک کشورمان نشد. بدیهی است اگر گزندی متوجه بک وجب از خاک سرزمینمان شود، خلیجفارس به «خلیج خون» تبدیل خواهد شد و احتمالا جغرافیای سیاسی منطقه دچار تحول و تغییری خواهد گردید در صورت چنین اتفاقی ملل منطقه و از همه بیشتر دولتهای کوچک عرب، متضرر خواهند شد. پس بیایید به هوش باشیم و با ایران عزیز بازی نکنیم که بازی با دم شیر است.