در سالهای اخیر، خبررسانیهای یک طرفه، کمکم رایج در عملکرد جاری برخی از رسانهها تبدیل شده و مردم هم عادت کردهاند که اخباری مبهم و گاه نامفهوم از رسانههای پرمخاطب داخلی بشنوند. حتی در جریان بعضی از حوادث مهم منطقهای همچون حمله آمریکا به عراق، خبررسانی بعضی از تریبونها بهگونهای بود که اگر کسی فقط به این رسانهها مراجعه میکرد، از پیروزی قریبالوقوع ارتش صدامی بر سپاهیان آمریکایی اطمینان حاصل میکرد. این نوع خبررسانی میتوانست باعث غفلت مردم از جریان واقعی حوادث و سلب اعتماد عمومی به رسانههای داخلی شود. در عین حال حداقل در کوتاهمدت، تاثیر خاصی بر روند امور جاری در کشورمان ایجاد نمیکرد. اما به نظر میرسد این روند، هماکنون به یک رویه کاملاً متعارف در خبرسازی بعضی چهرههای سیاسی و خبررسانی رسانههای فراگیر تبدیل شده است.
این گروه از سیاستمداران و رسانههای همراه ایشان، در اکثر اظهارنظرها و تحلیلهای خود، بیش از هر چیز به القای موفقیت جناح متبوع خویش و یا مقامات محبوب خود میاندیشیدند و ظاهراً نسبت به پیامدهای قطعی ناشی از این خبرسازی و خبررسانیها، دغدغهای ندارند. این وضعیت در ماههای گذشته و به بهانه «لزوم حفظ وحدت اصولگرایان» تشدید شده است. به طوری که چهره صاحب نفوذ اصولگرایان، بایستی بعضی مسائل را تحمل کرد»! پرمدعاترین روزنامه اصولگرایان نیز به شاگردان مکتب خویش توصیه مینماید که برای جلوگیری از سوءاستفاده از رقیب- یعنی اصلاحطلبان از افشای اختلافات- بخوانید افشای ضعف عملکردهای اصولگرایان- خودداری نمایند. تا این جای کار، اگر چه زیانهایی برای کشور و ملت داشت، به نظر برخی اصولگرایان و حامیان آنها، قابل تحمل به نظر میرسید. اما هماکنون در ارتباط با دیپلماسی خارجی کشور، به ویژه برخی خبررسانیهای مربوط به فعالیت هستهای و بالاخص موضوع روسیه، روندی در جریان است که میتواند بسیار نگرانکننده باشد. بزرگنماییهای نه چندان منطقی در مورد بعضی سفرهای خارجی دکتر احمدینژاد و دستاوردهای آن، یکی از نمونههایی است که مشمول این دغدغه میباشد. این سفرها گاه به صورت احساسی، فتحالفتوح نامیده میشود و گاه برخلاف برخی قرائن و شواهد، به معنای پایان هر نوع خصومت یا حسادت کشورهای منطقه یا ایران معرفی و باعث غفلت مردم از حقایق میگردد. در موضوع هستهای نیز به نظر میرسد در حال حاضر، اثبات موفقیتآمیز بودن تاکتیکهای مورد عمل دولت نهم، بیش از هر موضوعی اهمیت یافته است و در همین راستا تا همراهیهای غیرقابل انکار همان کشورها با دشمنان و مخالفان ایران، به گونهای رنگ و لعاب داده میشود که گویی بهترین روابط و بزرگترین همراهیها با کشورمان، بخصوص در موضوع هستهای در جریان است و اکنون دیگر میتوان آسوده خاطر بود که هر خطری رفع شده و هیچگونه نگرانی وجود ندارد!!
از چند ماه قبل، بعضی از مسئولان سرشناس دولتی به تبلیغ و بزرگنمایی موضوع سفر پوتین به ایران پرداختند و در حاشیه این بزرگنمایی، اعلام کردند که «در سفر پوتین به تهران، زمان نهایی راهاندازی نیروگاه بوشهر مشخص خواهد شد.» تلاش حامیان سیاسی و رسانهای دولت نهم به القای عظمت سفر پوتین، تا جایی پیش رفت که یک روحانی اندیشمند و متقی، این سفر را باعث «افزایش عظمت ایران» دانست. اما در این سفر هم، زمان راهاندازی نیروگاه بوشهر- پس از دهها بار بدقولی روسها - مشخص نگردید. یک ماه و اندی پس از این سفر و در حالی که سفر «وارث نه چندان قدرتمند ابرقدرت سابق» همچنان سوژه احساس غرور بعضی از اصولگرایان بود ناگهان روسها بخشی از سوخت نیروگاه بوشهر را ارسال کردند. این موضوع سوژه جدیدی را در اختیار بعضی رسانهها و سیاستمداران اصولگرا قرار دارد تا علیرغم هشدارهای دلسوزانه بعضی از همفکران خویش، به شادیهای غیرمتعارف بپردازند و تحویل سوخت را «نشانهای دیگر از موفقیت دیپلماسی دولت نهم» بنامند.
آنچه روسها انجام دادند، چیزی جز اجرای ناقص و همراه با تاخیر بخشی از تعهدات خود نبود و قطعاً در برابر شعارها و ادعاهایی که در خصوص افزایش جهشی روابط دو کشور مطرح گردید، نمیتواند موفقیتی بزرگ تلقی شود. البته روسهای بازیگر، این بار نخواستند که تظاهر به همکاری آنها با ایران، حتی برای چند روز در کانون توجه رسانههای خبری قرار گیرد. آنها برای خنثی کردن دلخوریهای آمریکا از ارسال سوخت- اگر واقعاً دلخوری به وجود آمده باشد- بار دیگر وعدههای خود را زیر پا گذاشته و اعلام کردند: «دست کم تا پایان سال 2008، نیروگاه بوشهر راهاندازی نخواه شد!» درست همزمان با این اظهارنظر غیردوستانه، روسها، چند چهره شاخص از جناح اصولگرایان، ارسال سوخت هستهای به ایران را یک موفقیت بزرگ برای دیپلماسی دولت نهم نامیدند.
متأسفانه اصرار بر موفق جلوه دادن تمام گامهای دولت نهم تا حدی پیشرفته است که بعضی از حامیان دولت، حاضر شدهاند آدرس غلط به دوستان و دشمنان ایران بدهند و در بعضی عرصههای مهم، آیندهای مبهم برای کشور و ملت، رقم بزنند.
فراموش نکنیم تأکید بر این موفقیتها، میتواند فضایی غیر واقعی در میان دوستان فراهم نماید و همین فضا، آنها را از اعمال فشار بر سیاستمداران برای بازنگری در بعضی اقدامات و روابط منصرف نماید. دشمنان ایران نیز آسوده خاطر خواهند شد که هر رفتار آنها با ایران، در غبار تبلیغات جناحی مخفی میشود که هر رفتار آنها با ایران، در غبار تبلیغات جناحی مخفی میشود و آنها خواهند توانست به رفتار غیردوستانه و گاه خصمانه با ایران ادامه دهند و عدهای هم در داخل کشور، رفتار آنها را موفقیت دیپلماتیک بنامند!