محمدرضا نفری
گزارش NIE (برآورد اطلاعاتی ملی) آمریکا اگر چه در برداشت ابتدایی همانند یک بمب مسیر حرکت جنگطلبی را تخریب کرد و بوش را در موضع ضعف قرار داد، اما با نگاهی عمیقتر میتوان دریافت دستاوردهایی که جمهوریخواهان از این انفجار رسانهای دنبال میکنند کمتر از هزینهای که برای آن میپردازند نیست.
اینکه به درخواست دموکراتها (رقبای سیاسی بوش) سازمانهای اطلاعاتی جاسوسی آمریکا گزارشی را از روند برنامه هستهای ایران تهیه میکنند چگونه قبل از هر بحث و جدلی تبدیل به یک بمب خبری میشود. با طرح دو سوال میتوان به تحلیلی سادهتر از گزارش NIE پرداخت. آیا این اتفاق در مسیری شفاف و صادقانه صورت گرفته است؟ جواب آن را میتوان با قاطعیت بلی دانست اما آیا افشای آن به صورتی که موج آن همه جهان را لرزاند در مسیر طبیعی صورت گرفته است یا نه؟ برای یافتن جواب باید به این سوال پاسخ داد که آیا مقامات آمریکایی قبل از حوادث 11 سپتامبر از وقوع آن با اطلاع بودهاند یا خیر؟ در هر صورت دستاوردهای این حملات از نظر جمهوریخواهان بیشتر از هزینه وارده بوده است (تعیین اهداف و منابع جدید به بهانه مبارزه با تروریسم).
حال دو برداشت را میتوان متصور شد؛ اول آنکه بوش در مقابل گزارش برآورد اطلاعاتی ملی مستاصل بوده و نهایتا از آن برای آرام کردن دریای متلاطم و توفانی سیاست خارجی در پایان دوره ریاست جمهوریاش استفاده میکند که در این راه باید مسیر دشمنی با ایران را به مذاکره برساند، از عراق و افغانستان خارج شود، مساله فلسطین را به سرانجام برساند و روسها را راضی نگه دارد که این نظر کمی خوشبینانه است. در این نگاه توجه به کشمکشهای داخلی بر بحرانهای خارجی غلبه میکند. در واقع در جامعه آمریکا تا زمانی که بحرانهای خارجی فضای داخلی را تحتالشعاع قرار ندهد عقبگرد از مواضع سیاسی کمتر دیده شده به ویژه آنکه رهبران آمریکا تا زمانی که در قدرت هستند بر مواضع خود پافشاری و کمتر به شکست اعتراف میکنند. مگر آنکه رئیسجمهور جدید با توجه به افکار عمومی تغییر جهت دهد (همانند آنچه که در جنگ ویتنام رخ داد)
اما نگاه دوم به مساله نگاهی ابزاری به ارائه گزارش NIE است. در این نگاه اوضاع جهانی پیرامون مساله هستهای ایران را تصور کنید. درست در زمانی که فرافکنی درباره برنامه هستهای ایران به اوج خود رسیده گزارش مدیر کل آژانس بینالمللی انرژی اتمی در تایید صلحآمیز بودن برنامههای هستهای تهران همانند ترمزدستی قطار افسار گسیخته نئومحافظهکاران عمل میکند و هرگام رو به جلو کاخ سفید را با یک سند حقوقی بینالمللی و افکار تحریک شدهای که اطلاعات آمریکا را در دروغپردازیهای تازه میداند (همانند سندسازی علیه عراق) رو به رو میسازد.
لذا یک تاکتیک به موقع که همه طرفها را راضی کند روند استراتژی فعلی بوش را تقویت میکند. اما چگونه؟ اول آنکه انفجار رسانهای گزارش NIE به حدی بود که گزارش البرادعی به عنوان یک سند قانونی را به حاشیه راند و تمام توجهها را به گزارشی معطوف کرد که فقط در داخل خاک ایالات متحده قابل استناد است. در این زمان فرصتها برای بررسی گزارش البرادعی و دستیابی به نتیجه قطعی از سوی کشورهای تاثیرگذار از دست رفته و حالا روی میز دیپلماتهای چین، روسیه و اروپا گزارش NIE آمریکا قرار دارد که باید بررسی شود.
دوم: سازمانهای اطلاعاتی آمریکا در شرایط پیش از ارائه گزارش NIE سازمانهایی ورشکسته بودند به لحاظ آنچه که دروغپردازیهای آنان برای حمله به عراق به اثبات رسیده است، پس لازم بود نهادهای اطلاعرسانی و اطلاعاتی آمریکا اعتبار و وجهه خود را بازیابند تا در گام بعدی با فضای روانی مخالفتها مقابله کنند. این اعتبار با گزارش صادقانه به دست آمد و آن را میتوان در واکنشهای محافل مختلف سیاسی جهان مشاهده کرد.
سوم: افکار عمومی بود که تا پیش از این به صورت گروههای مختلف به مخالفتهای آنها افزوده و سازماندهی آنها تقویت میشد حالا این افکار عمومی به نوعی با این اعتراف به رضایت رسیده است.
این افکار عمومی دور گزارش برآورد اطلاعاتی ملی آمریکا حلقه زدند، آن را تأیید میکنند و سازمانهای اطلاعاتی را تصدیق میکنند، ضمن آنکه کمتر گزارش البرادعی را میبینند، پس از نگاه نومحافظهکاران با یک طرح مناسب میتوان این افکار عمومی را با مدیریت آمریکایی هدایت نمود.
گام بعدی چیست؟ با انتشار این گزارش هر چند بوش یک ضربه شدید را باید تحمل کند اما در کنار آن از دستاوردهای ذکر شده استفاده میکند و در صورتی که آمریکا با انگیزه اسرائیلی علیه ایران به سندسازی تازهای دست بزند که سازمانهای جاسوسی آن را تایید کنند آژانس واکنش منفعلانه به آن داشته باشد و افکار عمومی در دروغ بودن آن تردید کنند باید گفت بهرهبرداری به روش 11 سپتامبر در تفکر نومحافظهکاران ادامه خواهد یافت.