تاریخ انتشار : ۱۴ آبان ۱۳۸۷ - ۱۲:۴۲  ، 
کد خبر : ۵۵۵۷۹

استقلال فرهنگی در پرتو انقلاب اسلامی


استقلال فرهنگی یکی از ویژگی‌های بارز و مشخص هر کشور مستقل و باهویت می‌باشد و بالعکس وابستگی فرهنگی نشانه ذلت، حقارت و فقدان هویت یک ملت و کشور است. یکی از خصوصیات رژیم منحط پهلوی، وابستگی فرهنگی کشور به غرب و عدم استقلال فرهنگی بود. قبل از انقلاب، کشور ما از نظر فرهنگی، استقلالی از خود ندناشت و کاملاً وابسته به غرب بود. سیاست‌های فرهنگی کشور عمدتاً از طرف غرب دیکته می‌شد و خود رژیم نیز به علت خودباختگی فرهنگی، با اشتیاق و کورکورانه از غرب تبعیت و تقلید می‌کرد. این وابستگی در همه حوزه‌های اعتقادی، اخلاقی، زندگی فردی و اجتماعی و حتی رفتار و معاشرت و خوراک و پوشاک سخن گفتن نیز به چشم می‌خورد.

وابستگی فرهنگی یک مرحله پایین‌تر و بدتر از خودباختگی فرهنگی است. خودباختگی فرهنگی در مرحله فکر و اندیشه است ولی وابستگی فرهنگی، مرحله عمل و اجرا و تن دادن به نتایج خودباختگی فرهنگی است. بدین ترتیب استقلال فرهنگی نیز یک مرحله بالاتر و برتر از خودباوری فرهنگی است. در خودباوری فرهنگی، فکر و اندیشه از خودباختگی‌ رها و آزاد می‌شود ولی در استقلال فرهنگی، در اجرا و عمل، فرهنگ یک کشور مستقل از فشارها و تحمیل‌ها و نیز تقلیدهای کورکورانه شکل گرفته و پیش می‌رود.

به برکت انقلاب اسلامی، کشور عزیز ایران از وابستگی فرهنگی نیز رهایی یافته و به استقلال رسید. استقلال فرهنگی خود زمینه‌ساز سایر استقلال‌ها می‌باشد و بدون استقلال فرهنگی، استقلال سیاسی، اقتصادی و نظامی نیز ممکن نخواهد بود.

در همین رابطه حضرت امام‌خمینی(ره) می‌فرمایند: «استقلال و موجودیت هر جامعه از استقلال فرهنگ آن نشأت می‌گیرد و ساده‌اندیشی است که گمان شود با وابستگی فرهنگی، استقلال در ابعاد دیگر یا یکی از آن‌ها امکان‌پذیر است. بی‌جهت و من‌باب اتفاق نیست که هدف اصلی استعمارگران – که در رأس تمام اهداف آنان است- هجوم به فرهنگ جوامع زیر سلطه است... بی‌شکل بالاترین و والاترین عنصری که در موجودیت هر جامعه دخالت اساسی دارد، فرهنگ آن جامعه است. اساساً فرهنگ هر جامعه، هویت و موجودیت آن جامعه را تشکیل می‌دهد و با انحراف فرهنگ هر چند جامعه در بعدهای اقتصادی، سیاسی، صنعتی و نظامی قدرتمند و قوی باشد، ولی پوچ و پوک و میان تهی است. اگر فرهنگ جامعه‌ای وابسته و مرتزق از فرهنگ مخالف باشد، ناچار دیگر ابعاد آن جامعه به جانب مخالف گرایش پیدا می‌کند و بالاخره در آن مستهلک می‌شود و موجودیت خود را در تمام ابعاد از دست می‌دهد. (1)

در مورد اهمیّت و ارزش این دستاورد، رهبر معظّم انقلاب در خطبه‌های نماز جمعه مورخ 10 فروردین 1369 با اشاره به استقلال سیاسی و اقتصادی فرمودند: «از همۀ این‌ها مهم‌تر، استقلال فرهنگی بود. جمهوری اسلامی، از اوّل نشان داد که زیربار فرهنگ مبتذل و فاسد غربی نخواهد رفت. این نکته را من عرض کنم که سلطۀ واقعی قدرت‌ها، سلطه فرهنگی است. یعنی اگر ملتی بتواند فرهنگ و باورها و اعتقادات و رسوم و آداب و عادات خود را و در مرحله بالاتر زبان و خط خویش را در ملّت دیگری نفوذ بدهد، برآن ملت مسلط است و سلطۀ حقیقی است. کاری که در دو دوره‌یی از این دویست سال گذشته فرانسوی‌ها با کشورهای دیگر کردند و در یک دوره دیگر انگلیس‌ها کردند و در این اواخر آمریکاییها انجام دادند... فرهنگ یعنی همین رسوم و آدابی که بر زندگی من و شما حاکم است.

فرهنگ یعنی باورها و اعتقادات و چیزهایی که زندگی شخصی و اجتماعی و داخل خانه و محیط کسب یک جامعه با آن‌ها روبه‌رو است. جمهوری اسلامی فرهنگ غربی را رد کرد و گفت ما فرهنگ مستقل اسلامی داریم. اسلام، تکلیف مسلمانان را در معاشرت، در کیفیت زندگی فردی، در خوردوخوراک، در لباس پوشیدن، در درس خواندن، در روابط با حکومت، در روابط با یکدیگر و در معاملاتشان معیّن کرده است. ما نمی‌خواهیم این‌ها را از غربی‌ها یاد بگیریم و از آن‌ها تقلید کنیم.(2)

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات