تاریخ انتشار : ۱۲ آذر ۱۳۸۸ - ۱۰:۲۸  ، 
کد خبر : ۵۵۶۵۳

برگ انجیر...!!


شاکر الجوهری
اخباری پی‌درپی درباره توافقات اجرا نشده میان جنبش‌های فتح و حماس ما کارشناسان مساله فلسطین را آن اندازه که اظهارات برخی مقامات جنبش آزادی خواه ملی فلسطین ما را شگفت زده کرده، متعجب نکرده است: جنبشی که آتش انقلاب نخست را در آغاز ژانویه سال 1965 شعله ور ساخت. بر اساس تجربه قبلی به یقین می‌دانیم که این گروه- که در گذشته گروهی مبارز بود- هرگز و با هیچ یک از گروه‌های فلسطین نه فقط حماس نمی‌تواند به توافق دست یابد شالوده جنبش فتح بر اساس نیرنگ و فریب بنا شده است.
نخستین اظهارات دحلان در پی اعلام آمادگی حماس و تمایل آن برای تشکیل دولت وحدت ملی مبنی بر این که برای جنبش فتح ننگ است که بامشارکت در یک چنین حکومتی موافقت کند،‌نشان دهنده موضع حقیقی جنبش فتح است؛جنبشی که نتوانست از مخالفت آشکارا با اسماعیل هنیه مانند مخالفت با محمود عباس در دولت پیشین دست بردارد.
فحوای آخرین توافقاتی که دو روز پیش حاصل شد، عقب‌نشینی کلیه نیروهای مسلح از خیابان و توقف حمله به اموال و دارایی‌های عمومی و خصوصی مردم بود.
این توافق به چه معناست؟
این توافق به معنای آن است که فتح مسوول تمامی جنایت‌های عناصر دستگاه‌های امنیتی به موسسات عمومی و خصوصی مردم است...! چرا که اگر فتح مسوول این جنایت‌ها نبود پس چگونه است به توقف این جنایت‌ها وعده می‌دهند؟! و پیش از آن چگونه نیروهای‌امنیتی به دستور عباس بر توقف جنایت‌ها پایبند شدند؟
گذشته از این،‌آیا عناصر دستگاه‌های امنیتی عضو جنبش فتح نیستند.
احمد عبدالرحمن سخنگوی فتح می‌خواهد که موضوعی کاملا مغیر با حقایق را که همگان آنها را می‌شناسند، مطرح کند. شخصی که همه ما بر حیله گری‌وی واقفهیم و می‌خواهد از طریق بخش عربی رادیو لندن دستیابی به توافق اخیر را این گونه وانمود کند که بر اساس این توافق حماس مسوولیت اقدامات خشونت آمیز اخیر را که یگان پشتیبانی مرتکب آن شد به عهده گرفته است. عبدالرحمان با این اظهارات خود در واقع حقایق ذیل را نادیده گرفته است.
1- یگان پشتیبانی در اصل برای مقابله با توطئه کودتاگرانه فتح- که عبدالرحمان وجود آن را انکار می‌کند- تشکیل شده است.
2- این یگان هنگامی تتشکیل شد که عباسی کار نظارت دستگاه‌های امنیتی را مستقیما در اختیار گرفت و حال آن که خود هنگامی که نخست وزیر بود برای به دست آوردن رهبری دستگاه‌های امنیتی تلاش زیادی نمود.
3- اعضای این یگان مدتی پس از استقرار در اردوگاه‌ها با هدف رویارویی با عناصر دستگاه‌های امنیتی که تنها وظیفه‌شان حمله موسسات عمومی و خصوصی است در خیابان‌ها مستقر شدند. یگان پشتیبانی عامل تنش و بحران است نه حملات و جنایت‌هایی که این یگان با آن به مقابله پرداخت...!!
فتح هیچ‌گونه نقشه‌ای برای کودتا در سر ندارد...!! اگر این گفته درست است، پس منظور عبدالرحمن از اظهارات اخیرش در گفت‌وگو تاکید وی بر ضرورت تشکیل حکومت تکتوکرات در صورت عدم موافقت حماس با یکی از ده‌ها راه‌حل پیشنهادی چیست؟!
عبدالرحمن به اظهارات خود با مطرح کردن این سوال ادامه می‌دهد: « چرا گروه‌های سیاسی فلسطین با تشکیل یک دولت انتقالی به مدت یکسال اجازه نمی‌دهند تا از این طریق این گروه‌ها بتوانند در سیاست‌ها و برنامه‌های خود بازنگری کنند؟«‌عبدالرحمن با مطرح کردن این سوال در واقع برنامه‌ای را مد نظر قرار می‌دهد که گروه‌های کوچک فتح آن را در نظر گرفته‌اند که هدف‌ آن دادن زمینه سازی برای خروج حماس از قدرت است. عبدالرحمن این گروه‌ها را گروه‌های ملی مخلص می‌نامد.
طرحی را که عبدالرحمن درباره آن سخن می‌گوید درباره دولت جایگزین است. این مبارز قدیمی همچنین هنگامی که وجود طرحی برای توطئه علیه دولت حماس را انکار می‌کند در واقع می‌خواهد دولت منتخب حماس را با سیاست ساقط کند؛ چرا که به خوبی می‌داند که براندازی دولت حماس با توسل به زور و با استفاده از نیروهای مسلحانه امر محال است. درک چنین مساله‌ای با توجه به درسی که یگان پشتیبانی وابسته به وزارت کشور به آشوب طلبان سرویس‌های امنیتی داده امری بدیهی است و نیازی به بحث و بررسی ندارد.
ماموریت این آشوب طلبان اساسا حمله به اموال و دارایی‌هاست تا مردم علیه دولت انقلاب کنند و این کاری است که فتح با توسل به زور قادر به انجام آن نیست.
حماس این را انکار نمی‌کند که یگان پشتیبانی در حق آشوب طلبان دستگاه‌های امنیتی که تاکنون یکبار به مقابله با اشغالگران صهیونیست برنخواسته‌اند دست به خشونت زده است بلکه حماس بر این مساله تاکید نیز و من گمان می‌کنم که حماس به این کار خود افتخار نیز می‌کند،‌اما فتح مسوولیت جنایات عناصر خود به دارایی‌های مردم را به عهده نگرفته است...؟!
پاسخ بسیار سهل و آسان است؛ چرا که برای این گونه اقدامات ننگ و زشت هرگز نمی‌توان افتخار کرد. ما در این جا از عبدالرحمن می‌پرسم تو که انسانی فرهنگی و دمکرات‌ هستی چگونه خواستار تشکیل دولت آشوب طلب جدیدی هستی؟
عجیب‌تر از همه این است که عباس می‌خواهد ملت فلسطین را به موافقت با برنامه‌ها و سند‌هایی کند که خودبه خوبی می‌داند که اسرائیل با آنها مخالفت خواهد کرد. او به رغم خویش می‌خواهد فلسطینیان را به تدریج از باتلاق بگذارند تا دیگر باتلاق کسی را آلوده نکند و همگان در فرو رفتن در باتلاق وی مساوی باشند.
اگرچه ما با سیاست‌ها و برنامه‌های عباس مخالف هستیم اما به زرنگی وی اعتراف می‌کنیم. عباس راست گرایی به تمام معناست. وی از همان ابتدا دریافت که مارکسیست‌های عرب از مارکسیسم برنامه‌ای بهتر از برنامه لنین نیافتند؛ کسی که سازش را جایزه دانست و سال‌ها اختیار شما را در دست خود گرفته و خواستار به رسمیت شناختن اسرائیل از سوی شما حتی پیش از تشکیل آن بوده است...!!
آیا این به رسمیت شناختن برایت کافی نیست؟
امروزه نزدیک به شصت سال از تشکیل دولت عبری گذشته است بی‌آنکه که حتی یکی از احزاب جنبش صهیونیسم برای یکبار هم که شده حقوق فلسطینیان را به رسمیت بشناسند.
چه چیزی شما را اصرار برای به رسمیت شناختن اسرائیل و کناره‌گیری از حق بازگشت آوارگان بدون گرفتن امتیاز واداشته است و چشم‌پوشی از این دو برگ در حقیقت به موجودیت اسرائیل مشروعیت می‌دهد. آیا شما نمی‌خواهید حتی یک برگ مانند برگ انجیر را برای خود باقی بگذارید تا زشتی‌های شما را بپوشاند...؟!

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات