تاریخ انتشار : ۰۸ دی ۱۳۸۷ - ۱۲:۵۶  ، 
کد خبر : ۵۵۶۷۴

پیام‌هاى سفر سلیمان به دمشق


گروه جهان
در دنیاى سیاست آنچه که جایى براى تعریف کردن و ثابت ماندن ندارد، اختلافات و دشمنى هاست.
تاریخ بشریت از ابتدا تاکنون همواره نمونه هاى بسیارى از این گونه حرکات را به خود دیده و تجربه اى از اختلافات نیست که در دوره اى به دوستى و رفع کدورت منجر نشود. آنچه در طول روزهاى گذشته جامعه ملتهب و سیاست زده لبنان را به خود مشغول کرده بود، همین اختلاف هاى سیاسى و دسته بندى هاى خاص گروهى بود، لبنانى ها علاوه بر اختلافات درونى به شدت با سورى ها هم اختلاف داشته و دارند که باز هم این اختلاف ها در چند سطح تعریف مى شود.
چهارشنبه هفته گذشته ، اولین هیئت بلندپایه لبنانى به سوریه سفر کرد، در این مجال برآنیم تا به بررسى چند روند مهم در این حوزه و تاثیرات سیاسى آن در منطقه بپردازیم. لبنان هفته پیش دولت خود را شناخت و این دولت توانست از مجلس ملى راى لازم با تایید بالایى را کسب کند.
یک روز بعد که میشل سلیمان وارد دمشق شد در کادر همراه خود برخى از وزیران دولت را داشت، تا بتواند با قدرت بیشترى با سورى ها صحبت کند، اما چند سوال مهم در این میان مطرح مى شود که شاید مهمترین آن چرایى انتخاب دمشق به عنوان مقصد اول رییس جمهور لبنان باشد به رغم طرح دعاوى بسیار توسط جریان موسوم به ۱۴ مارس است براى پاسخ به این سوال باید نگاهى به جغرافیا و تاریخ سوریه و لبنان داشته باشیم تا به این موضوع بهتر و بیشتر واقف شویم. لبنان با مساحتى بالغ بر ۱۰هزار کیلومتر مربع، در غرب خود در ساحل دریاى مدیترانه واقع شده و از شمال و مشرق هم با سوریه هم مرز است، جنوب لبنان را هم سرزمین هاى اشغالى فلسطین در برگرفته است. همین جغرافیا بسیارى از مسایل را میان سوریه و لبنان به صورت مشترک در آورده است که این خود علاوه بر تاریخ بلند روابط دو سرزمین است.
سوریه و لبنان تا پایان جنگ جهانى اول تابع عثمانى بودند و طبق معاهده روساى تحت قیمومت فرانسوى ها درآمدند و جدایى از اینجا آغاز شد. این روابط در طول دوران ۶۰ ساله گذشته همواره دستخوش تحولات گوناگون بوده که اوج آن را مى توان به حادثه ترور رفیق حریرى در فوریه سال ۲۰۰۵ مربوط دانست.
ترور حریرى روابط دو طرف را وارد مرحله بسیار حساس کرد، جریان ها و احزاب مخالف نظام سوریه، از این حادثه نهایت بهره بردارى را کرده و از آن به عنوان حربه اى در راستاى تحت فشار قرار دادن دمشق استفاده کردند.
سوریه در بهار سال ۲۰۰۵ نیروهاى نظامى خود را از لبنان خارج کرد و این پس از آن بود که جریان تشکیل شده موسوم به ۱۴مارس ترور حریرى را به دمشق و دستگاه اطلاعاتى آن نسبت داد. پس از ترور رفیق حریرى موج ترورها در لبنان همچنان ادامه یافت و برخى از نمایندگان پارلمان و شخصیت هاى دیگر هم هدف قرار گرفتند که در تمام این موارد همیشه سوریه به عنوان متهم معرفى مى شد. امرى که صحت آن تاکنون ثبت نشده است.
در بعد دیگر مى توان به بهره بردارى برخى از کشورهاى غربى مخالف سوریه از این ماجرا اشاره کرد، اما آنچه امروز در دمشق در حال رخ دادن است، نه تنها سفر ساده رییس جمهور لبنان به یک کشور دیگر است، بلکه سفر سلیمان به سوریه پیام هاى دیگرى هم دربر دارد. از ۷ ماه مارس ۲۰۰۵ که دیدارى میان بشار اسد و امیل لحود رییس جمهور وقت لبنان صورت گرفت، این اولین دیدار میان دو مقام بلندپایه سورى- لبنانى است. نکته دوم در مورد این سفر به زمان آن باز مى گردد روز ۲۴مرداد مطابق است با پایان جنگ ۳۳ روزه اسراییل علیه لبنان و پیروزى مقاومت اسلامى لبنان. سلیمان که در آن زمان فرمانده ارتش لبنان بود، توانست با همکارى گسترده با مقاومت اسلامى، این جنگ را به پایان برساند و از این رو مى توان گفت، او به نوعى پیامدار این جنگ براى طرف سورى است که در طول دوران جنگ به شدت از مقاومت اسلامى لبنان حمایت مى کرد و با پیروزى مقاومت اسلامى در جنگ، این کشور هم به عنوان شریک پیروز جنگ شناخته شد. البته در بعد دیگر سفر رییس جمهور لبنان به سوریه مى تواند پیام هاى مختلف دیگرى هم به همراه داشته باشد.
امروز منطقه خاورمیانه میان دو موج متفاوت تقسیم شده است. موج اول که به عنوان محور مقاومت شناخته مى شود و رهبرى ایران، سوریه، مقاومت لبنان، مقاومت اسلامى فلسطین و برخى از گروه هاى مقاومت در عراق را با خود دارد.
موج دوم که تحت رهبرى آمریکا قرار دارد، شامل کشورهاى مصر، اردن و کشورهاى عضو شوراى همکارى خلیج فارس است.
رژیم اسراییل از این کشورها حمایت مى کند و در اصطلاح سیاسى آمریکا و غرب این کشورها، جبهه میانه روها را در خاورمیانه شکل مى دهند.
در لبنان نیز تلاش شد تا گروه هاى طرفدار غرب با انجام اقدامات متفاوت، خود را وارد حوزه کشورهاى معتدل کنند که این امر با پیروزى مقاومت اسلامى لبنان در جنگ ۳۳ روزه راه به جایى نبرد.
سفر امروز سلیمان به دمشق پیام آشکارى بود به رهبران جریان غربگرا در لبنان که این کشور همچنان در محور مقاومت قرار دارد و اگر در غیر این صورت بود، باید سلیمان ابتدا به مصر و یا عربستان مى رفت .سوریه دروازه لبنان به سمت کشورهاى عربى است و آنچه امروز در حال رخ دادن در منطقه است، نشانگر تغییر بازى هاى سیاسى در منطقه است، بازى هایى که نشان مى دهد محور مقاومت در خاورمیانه از پتانسیل هاى بالایى برخوردار است و ایران و سوریه به عنوان رهبران اصلى این محور توانایى ها و ظرفیت هاى بسیارى دارند.
روز قبل از سفر سلیمان، سعد حریرى که علیه مقامات سورى بسیار حرف زده و شخص رییس جمهور این کشور را متهم به دخالت در ترور پدرش کرده، اعلام کرد به سوریه نخواهد رفت، اما از رییس جمهور مى خواهد تا به مسایل موجود میان دو کشور رسیدگى کند، نظر او در مورد همکارى سوریه با دادگاه بین المللى ترور حریرى بود. به هر حال سورى ها به صورت بى سابقه اى از سلیمان پذیرایى کردند و سلیمان نیز با دست پر از دمشق به بیروت بازگشت. سوریه بازى کردن نقش هاى بزرگ تر در خاورمیانه را شروع کرده و کسى هم نمى تواند چندان مانع این امر گردد.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات