«زمانی بود که هیچکس فکر نمیکرد آسیای صغیر یا شمال آفریقا مسلمان شوند زیرا این مناطق از مراکز مهم مسیحیت بودند، آمریکاییها تصور نمیکردند که روزی در این کشور مسلمانان به نیرویی مؤثر تبدیل شوند».
این سخن کارل الیس از محققان برجسته امور ادیان در آمریکا است. آخرین تحقیقاتی که دستمایه گزارش این محقق قرار گرفته نشان از آن دارد جمعیت مسلمانان در آمریکا سالانه رشد شش درصدی دارد و به گفته الیس اگر درصد رشد جمعیت مسلمانان در آمریکا در حد فعلی باقی بماند تا هفده سال دیگر در چند شهر آمریکا جمعیت مسلمانان بیشتر از مسیحیان خواهد شد.
نتایج مطالعات نویسنده کتاب «اسلام در آمریکا» درباره ترکیب مسلمانان و نیز دلایل گرایش به مذهب در این کشور جالب توجه است. او میگوید: میزان گرایش به اسلام در بین دانشجویان و زندانیان سیاهپوست و همچنین در شهرهای بزرگ بیشتر است. یکی از دلایل گرایش مسیحیان به اسلام این است که مذهب اسلام برخلاف مسیحیت به مسائل اجتماعی و فرهنگی پیروان خود اهمیت ویژهای میدهد. کلیسای مسیحیان در آمریکا کلیسایی اروپایی مسلک است و به این دلیل بسیاری از سیاهپوستان آمریکا کلیسا را متعلق به خود نمیدانند. سابقه تاریخی نژادپرستی سفیدپوستان نیز به این مسئله دامن میزند. در مقابل اسلام پرچمدار برابری نژادهای مختلف است.
اما امروز اتفاقی شگفتتر از آنچه کارل الیس به تصویر کشید رخ داده است. گرایش به اسلام در عصر حاکمیت جناحی از بنیادگرایان مسیحی رو به افزایش نهاده است. یعنی دورانی که نومحافظهکاران تحت رهبری بوش فرماندهی پروژه مهار اسلامگرایان را در دست میگیرند.
این جمله به اندازه کافی عمق تحول را آشکار میسازد «گرایش به اسلام در آمریکا بعد از حملات یازدهم سپتامبر به آمریکا بیشتر شده است.»
هیچکس باور نداشت که 7 میلیون مسلمان آمریکایی بتوانند از کوه مصیبتی که واقعه 11 سپتامبر بر سر آنان آوار کرد جان سالم به در برند. در فردای این حادثه دولتمردان آمریکا جوشن جنگ و مبارزه با جریانهای اسلامی را به تن کردند، با نطق تاریخی بوش که در آن برای اولین بار از خروش صلیبیون علیه کسانی که افراطیون اسلامی میخواند سخن گفت، همه نیروها و نهادها به حالت آمادهباش درآمدند. مراکز اسلامی در جای جای آمریکا مورد حمله قرار گرفتند، رسانهها و کانونهای خبری این کشور دست به کار ساختن چهرهای دهشتافکن از مسلمانان شدند.
تلاشهای همه جانبهای شروع شد که نگاه آمریکاییان به اسلام عوض شود. آن روز شبکههایی مانند سیانان با ارائه تیرهترین تصاویر از مسجد، مسلمانان و امامان جماعت و حتی متون مقدس دینی، چهره یک دهشتافکن را از مسلمانان ساختند.
البته در این میان نمیتوان نقش برخی از روشنفکران سکولار در تئوریزه کردن این نوع رفتارها را نادیده گرفت. کسانی که در کرسی نظریهپردازی دانشگاههای آمریکا کوشیدند که تصویر یک دین حامی خشونت را از اسلام ارائه کنند و به این صورت در کوره تعصبات مسیحیان دمیدند، در این رابطه حرکت اسلامستیزی که اوریانا فالاچی روزنامهنگار ایتالیایی مقیم نیویورک آغاز کرد را میتوان مثال آورد که با نوشتن کتاب خشم و غرور آشکارا برای بسیج محافل فکری این کشور علیه مسلمانان کوشید.
به موازات آن گروههایی در آمریکا شکل گرفتند که به هر بهانه مسلمانان را تحت فشار و اذیت قرار دادند. مجلس روابط اسلامی آمریکا با صدور بیانیهای اعلام کرد که چند ماه پس از حوادث سپتامبر 1452 مورد شکایت در ارتباط با تعدی و آزار مسلمانان مقیم این کشور دریافت کرده است. این بیانیه توضیح میدهد که تجاوزات صورت گرفته شامل تعدی در اماکن عمومی، وارد ساختن لطمه بدنی، تخریب مایملک شخصی، اذیت و آزار نیروهای امنیتی و پلیس فدرال، تبعیض در فرودگاهها، محل کار، مدرسه، قتل، تهدید به قتل و تهدید به بمبگذاری در ساختمانها و اماکن اسلامی بوده است. تا حدی که مجلس روابط اسلامیآمریکا نسبت به وخیمتر شدن اوضاع هشدار داد و گفت: نزدیک به دههزار خانواده مسلمان فاقد هرگونه حمایت و کمک قانونی، در معرض آسیبهای جدی قرار گرفتهاند. در ادامه بیانیه آمده است که موج تجاوز و تعدی به حقوق مسلمانان به شکل سازمانیافته همچنان ادامه دارد.
بنابراین اکنون خبر گرایش نو به اسلام در چنین جامعهای را براستی باید یک تحول به حساب آورد، خبری که روزنامه معتبر این کشور واشنگتنپست در گزارش مفصلی درباره مسلمانان آمریکا منتشر کرده است. این روزنامه در گزارش خود با چند جوان مسلمان آمریکایی مصاحبه کرده و در پایان نتیجهگیری کرده است که گفتوگوها با جوانان مسلمان نشان میدهد که حوادث یازده سپتامبر سال 2001 بسیاری از آنها را احتمالا حتیمذهبیتر کرده است:
«آنها به این باور رسیدند که باید از اسلام دفاع کنند و نشان دهند که این دینی خشونتآمیز نیست. افراد مختلف واکنشهای گوناگونی از خود نشان دادند. یکی از افرادی که من با او مصاحبه کردم در اینجا متولد شده بود و چندان مذهبی نبود. اما بعد از یازده سپتامبر احساس کرد که باید بداند که مسلمان بودن یعنیچه. او مطالعاتی درباره اسلام کرد و این نهایتاً موجب شد که او مذهبیتر شود».
گزارشهای غیررسمی نشان میدهد حدود 7 میلیون مسلمان در این کشور زندگی میکنند.
تحقیق منتشر شده توسط شورای ارتباطات آمریکایی اسلامی برآورد کرده است فقط در سال 2000م حدود بیست هزار نفر در آمریکا به دین اسلام گرویده بودند. اگر چه آزادی ادیان و عقاید در آمریکا قانونی است اما موج پذیرش اسلام همواره با نگرانی دولتمردان آمریکایی روبهرو بوده است.
ترکیب مسلمانان آمریکا از هر نظر با اروپا متفاوت است و همین تفاوتها موجب شده که آنها نگرشی متفاوت به جامعه و مذاهب دیگر داشته باشند.
بر اساس گزارشهای منتشر شده توسط وزارت خارجه آمریکا نخستین موج مهاجران مسلمان در سالهای 1875 تا 1912 از مناطق تحت حاکمیت عثمانی یعنی خاورمیانه و اروپای شرقی به آمریکا آمدند.
پس از پایان جنگ جهانی اول که به فروپاشی امپراتوری عثمانی انجامید، کشورهای غربی قیومیت برخی مناطق تحت حاکمیت حکومت عثمانی نظیر سوریه، لبنان، فلسطین و اردن را بر عهده گرفتند. دلایل سیاسی همراه با وضعیت بد اقتصادی ناشی از جنگ جهانی اول موج دوم مهاجران مسلمان را راهی آمریکا کرد. تغییر قوانین مهاجرت آمریکا در دهه پنجاه میلادی شرایط را برای عزیمت موج بعدی مسلمانان این بار از اروپای شرقی، شوروی سابق و هند و پاکستان به این کشور مهیا کرد. در موج سوم مهاجران مسلمان برخلاف موجهای پیشین از در شهرهای بزرگی نظیر نیویورک و شیکاگورحل اقامت افکندند و بالاخره موج چهارم مهاجران از سال 1965 و به دنبال بهبود بیش از پیش قوانین مهاجرت توسط لیندون جانسون، رئیسجمهور وقت آمریکا، آغاز شد که تا به امروز ادامه دارد.
نکته حائز اهمیت این است که جامعه مسلمانان آمریکایی از سطح تحصیلات و درآمد بیشتری در مقایسه با مسلمانان اروپا برخوردارند.
آمارهایی که وزارت خارجه آمریکا در سال 2001 درباره جامعه مسلمانان منتشر کرد حاکی از وجود بیش از 1200 مسجد در سراسر این کشور است. این رقم در مقایسه با تعداد مساجد آمریکا در سال 1994 یک افزایش 25درصدی را نشان میدهد. بر اساس این بررسی وزارت خارجه آمریکا در حدود دومیلیون مسلمان با مساجد محل زندگی خود در ارتباط هستند. یعنی به طور متوسط در هر مسجد آمریکا 1600 نفر عبادت میکنند.
از این تعداد سی درصد تازه مسلمان، بیست و پنج درصد عرب و یک درصد ترک هستند.
گزارشهای منابع رسمی آمریکا حاکی از آن است که جامعه مسلمانان این کشور پس از موج سرکوب و تسویهای که در فردای 11 سپتامبر به راه افتاد انسجام چشمگیری پیدا کردهاند. آنها اکنون نهادهای بسیاری تشکیل دادهاند که وظیفه حراست از حقوق مسلمانان و چانهزنی با حکومت را برعهده دارند. به نحوی که در سالهای اخیر آنها هیچ حرکت ضداسلامی از سوی دولتمردان کاخ سفید را بیپاسخ نگذاشتهاند.
با فرونشستن گردوغبار 11 سپتامبر حرکت مسلمانان برای تسخیر برخی کانونهای مؤثر سیاسی از جمله کرسیهای نمایندگی شتاب گرفته است که از جمله موفقیت کاندیداهای مسلمان در انتخابات محلی است. مطالعه یاد شده همچنین نشان میدهد که هفتاد درصد از مسلمانان آمریکا به طور جدی خواستار حضور بیشتر در نهادهای سیاسی این کشور هستند.
آنها به این باور رسیدهاند که باید لابی قویتری برای مسلمانان فراهم کنند، چنان که گزارشگر آسوشیتدپرس در گزارش خود میگوید اغلب افرادی که من با آنها مصاحبه کردم گفتند پس از یازده سپتامبر تصمیم گرفتهاند که در جامعه مدنی فعالتر شده و تلاش کنند با اقدامات سیاسی خود نفوذ مسلمانان را افزایش دهند.
اما در آن سوی مراکز فعالیت مسلمانان آمریکا، اقبال بسیاری در این کشور نسبت به فهم اسلام کل گرفته است. آن گونه که «ابراهیم حسن مالاباری» یکیاز رهبران اسلامی و از مقامات بلندپایه جامعه اسلامی شمال آمریکا روایت میکند، مردم آمریکا در حال حاضر اشتیاق بسیاری برای یادگیری مسائل اسلام نشان میدهند که این گرایش به اسلام پس از حملات یازدهم سپتامبر شدت بیشتری به خود گرفته است. او به موارد بسیاری اشاره میکند که افراد غیرمسلمان، برای دریافت کتابهای اسلامی قرآن یا جزوات دینی به مراکز مسلماننشین رجوع میکنند، تعداد غیرمسلمانانی که از مساجد و مراکز اسلامی پس از حملات 11 سپتامبر دیدن کردهاند به طور حیرتانگیزی افزایش پیدا کرده است. محققان اسلامی برای ایراد سخنرانی در کلیساها و کالجها دعوت میشوند. رهبران اسلامی و اندیشمندان مسلمان در شبکههای تلویزیونی حضور مییابند و به تشریح و توضیح مواضع خویش میپردازند.
و اینها همگی نشانه آن است که اسلام به روزهای اوج خویش در جامعه آمریکا نزدیک میشود.