تعریف و مفهوم تروریسم
در کتاب فرهنگ علوم سیاسی در مورد ترور و تروریسم آمده است: "در زبان فارسی این کلمه به اصلی اطلاق میشود که در آن از قتلهای سیاسی و ترور دفاع شود. در دیگر فرهنگهای فارسی نیز تروریسم به معنی لزوم آدمکشی و تهدید و خوف و وحشت در میان مردم برای نیل به هدفهای سیاسی و یا برانداختن حکومت و در دست گرفتن زمام امور دولت و یا تفویض آن به دسته دیگری است که مورد نظر میباشد. این عقیده معمولا از ابزار اصلی فاشیسم، ماکیاولیسم و مکاتب مشابه میباشد." همین کتاب میافزاید:
تروریسم دولتی نیز اصطلاحی است مشعر به دخالت دولت یا دولتهایی در امور داخلی و یا خارجی دولتی دیگر که به منظور ایجاد رعب و وحشت از طریق اجرا و یا مشارکت در عملیات تروریستی و یا حمایت از عملیات نظامی به منظور زوال تضعیف و براندازی دولت مذکور و یا دستگاه رهبری آن صورت میگیرد
مظاهر تروریسم
تروریسم صهیونیستی با توجه به ریشهدار بودن در تاریخ، فرهنگ و اندیشه صهیونیستها، از زوایای میزان، دامنه، طرفهای ذیربط افراد تروریست، ماهیت و اهداف، دارای مظاهری است که تمامی اشکال تروریسم گذشته و معاصر را در بر میگیرد. این مظاهر عبارتاند از:
تروریسم گذشته:
این نوع تروریسم که در نیمه دوم قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم گسترش یافت بر هرج و مرجطلبی تاکید دارد و مخالف با ایجاد دولت و حکومت است و برای نابودی پایههای آن از طریق خشونت و ترور عمل میکند. اصول فکری هرجومرجطلبانه، به نظرات میخاییلالکساندر، تیشباکونین و پطرس کروپانکین برمیگردد. این شکل از تروریسم در نیمهی اول قرن بیستم، در فلسطین به طور فزایندهای توسط صهیونیستها استفاده شد.
تروریسم فردی (individual terrorism):
این گونه تروریسم توسط اشخاصی مشخص اعمال میشود. خواه فعالیت آنها به تنهایی و خواه در چارچوب یک مجموعه سازمان یافته باشد. این نوع تروریسم علیه نظام موجود یا دولت معینی صورت میگیرد. عناوین دیگر آن تروریسم پایین و تروریسم سفید است. این نوع تروریسم از ویژگی گسترش، تداوم و تنوع اهداف و روشها و ابزار برخوردار است. تمامی گروههای تروریستی از چنین روشی استفاده میکنند. فلسطین پیش از اشغال و پس از تشکیل رژیم صهیونیستی شاهد این نوع تروریسم صهیونیستی بوده است.
تروریسم دولتی (state terrorism):
در گونهی تروریسم دولتی، دولت از طریق اعمال سیاستهای حکومتی، و با هدف ایجاد رعب و وحشت در میان شهروندان به رهبری و هدایت این نوع تروریسم میپردازد که شهروندان به اطاعت و فرمانبرداری از خواستههای دولت است. پس از تشکیل رژیم صهیونیستی، این نوع تروریسم توسط دولت اسرئیل، به شکلی کاملا سازمان یافته و در سطح گستردهای در سرزمینهای اشغالی فلسطین و خارج از آن بر ضد مخالفان این رژیم اعمال شده است.
تروریسم داخلی (domestic terrorism):
شرکتکنندگان در فعالیتهای تروریستی در داخل مرزهای آن دولت حضور داشته باشند. رژیم صهیونیستی پس از شروع انتفاضه مسجدالاقصی از این نوع تروریسم بر ضد فعالان انتفاضه و رهبران و کادرهای جنبش حماس، جهاد اسلامی و فتح استفاده کرده است.
تروریسم بینالمللی (international terrorism):
این نوع تروریسم، بعد یا ماهیت بینالمللی به خود میگیرد و در این موارد نمایان میشود: اختلاف ملیت شرکتکنندگان در عمل تروریستی، اختلاف ملیت قربانی با ملیت تروریست، محل وقوع عملیات تروریستی (محل ترور، تحت حاکمیت دولتی است که تروریستها تابع آن نیستند)، عملیات تروریستی علیه وسایل حملونقل بینالمللی، محدود شدن عمل تروریستی به یک کشور، تفاوت محل برنامهریزی، مقدمهچینی و تجهیز برای انجام عمل تروریستی یا محل اجرای آن، عملیات تروریستی به تشویق یا وساطت کشور ثالث، برخورداری تیم تروریستی از حمایت مادی یا معنوی، فرار تروریستها و پناه بردن آنها به کشوری دیگر پس از انجام عمل ترور.
رژیم صهیونیستی از زمان شکلگیری تا به امروز سابقهای پنجاه ساله را در این نوع ترور از آن خود کرده است و تاکنون به دهها علمیات تروریستی ضد رهبران مقاومت فلسطینی و لبنانی و حتی اروپاییان در کشورهای مختلف دستزده است.
تروریسم ارتجاعی (reactionary terrorism):
این نوع تروریسم خواستار حفظ اوضاع سیاسی - اجتماعی موجود در جامعه بوده و بر حفظ سیطره و حاکمیت قومی و نژادی حفظ جامعه (بدون آن که تحت تاثیر دیگر ادیان و مکاتب و اقوام قرار گیرد) و حفظ حاکمیت ارزشهای دینی معین تاکید دارد. رژیم صهیونیستی از ابتدای تاسیس خود، هرگاه منافعش اقتضا کرده، از این گروههای برای انجام عملیات تروریستی استفاده کرده است.
تروریسم نژادی - جداییطلبانه (ethnic - separatist terrorism):
نوعی تروریسم که میخواهد حاکمیت منطقهی مشخصی را که دولت بر آن حکومت میکند، به دیگران واگذار شود. معمولا سازمانهایی که از ماهیت نژادی یا قومی برخوردارند، به هدایت این نوع تروریسم میپردازند و هدف آنها همانا تلاش برای ایجاد هویت قومی مستقل است.
پیش از اشغال فلسطین در سال 1948 و نیز پس از آن تا سال 1967، این نوع تروریسم به شدت از سوی صهیونیستها دنبال میشده است. هدف این گونه از تروریسم، اخراج غیریهودیان از فلسطین و جایگزین کردن یهودیان پراکنده در جهان به جای آنها و در نتیجه مخدوش کردن هویت فلسطینی بوده است.
تروریسم اندیشه:
از بین بردن اندیشه حاکم و ایجاد اندیشهی جدید از اهداف این نوع تروریسم است. هم چنین به اعتبار آن که زبان یکی از ابزارهای کنترل به شمار میرود، به آن عنوان تروریسم زبانی نیز دادهاند.
کنترل و خاموش کردن صداهای مخالفت داخلی و خارج، تعیین خط قرمز در بحث و بیان اندیشه، تحمیل نوع معینی از فرهنگ بر عقل و آگاهی شهروندان، دستیابی به درجه بالایی از کنترل اندیشه و سوق دادن آن به سمت اهداف رژیم از دیگر انگیزههای این گونه از تروریسم است. صهیونیسم جهانی، این تروریسم را پس از تشکیل اولین کنفرانس خود در شهر بال سوئیس در سال 1897 به کار گرفت. نفوذ و سلطه بر مطبوعات در رسانههای گروهی جهان از جمله اقدامات تروریسم صهیونیستی در این وادی است. در حال حاضر بیش از نیمی از مردم جهان مورد هدف این نوع تروریسم هستند.
مصادیق تروریسم صهیونیستی
شیوههای تروریستی عام و مشترکی بین تمام گروههای تروریستی رایج است که تروریسم صهیونیستی از آن بهره برده است. این شیوهها به نمونههای ذکر شده در این مطلب محدود نمیشود. برخی از نمونههای رایج شیوههای تروریسم صهیونیستی عبارتاند از:
آدمربایی و گروگانگیری
برای جلوگیری از شیوع بیشتر این تروریسم، توافقنامههایی، چه در سطح منطقهی و چه بینالمللی به امضا رسیده است. علیرغم چنین توافقنامههایی، تروریسم صهیونیستی به عملیات آدمربایی بسیاری چه در داخل و چه در خارج از فلسطین دست زده است.
کمینگذاری و تیراندازی
این شیوه از سوی نیروهای امنیتی و اطلاعاتی وابسته به سازمان جاسوسی اسرائیل "موساد"؛ و سازمان اطلاعات اسرائیل "شاباک" و دستگاه امنیتی آن "شینبت" به شکلی رایج مورد استفاده قرار میگیرد بسیاری از رهبران مقامت فلسطین و نیز مبارزان مسلمان لبنانی، از سوی رژیم صهیونیستی با چنین شیوهای ترور شدهاند.
استفاده از مواد شیمیایی
تروریسم صهیونیستی برای رسیدن به اهداف خود، بارها از مواد شیمیایی کشنده و بیماریزا استفاده کرده است. یکی از این مواد "ایرسول" نام دارد که حاوی اشعه "مکاندیوم" است. این ماده به لباس بازداشتشدگان فلسطینی آغشته میشود تا پس از آزادی، توسط دستگاههای که حساسیت زیادی به این ماده دارند، تعقیب و شناسایی شوند. این ماده کشنده و سرطانزاست و موجب ناتوان جنسی در مردان میشود. این امر خود زمینهساز تحقق یکی از اهداف صهیونیستهاست که خواهان سیر نزولی در تعداد فلسطینیهای تازه متولد شده هستند. این ماده توسط آکادمی تحقیقات زیست محیطی و شیمیایی، که در زمینه تولید سلاحهای مدرن و شیمیایی فعالیت و با سرویسهای اطلاعاتی اسرائیل همکاری نزدیک دارد ساخته میشود.
استفاده از وسایل الکترونیکی پیشرفته
"شاباک" -سرویس امنیت عمومی اسرائیل- وسایل پیشرفتهای را به منظور تعقیب رهبران فلسطینی که نامشان در لیست ترور ذکر شده است، به کار میگیرد. این شبکه قادر است که از طریق تلفن همراه، موقعیت مکانی فرد مکالمهکننده را شناسایی کنند و صهیونیستها پس از شناسایی افراد مزبور از طریق هواپیمای بدون سرنشین اقدام به ترور آنها میکنند. این شیوه به دلیل آن که نیروهای امنتیتی اسرائیل را به طور مستقیم رویاروی فلسطینیها قرار نمیدهد شیوه موفقی بوده است.
تروریسم اسرائیل پیش از اشغال
در کتاب "انتقامجویان" نوشته "بارزوهر" مجموعهای از فعالیتها و عملیاتهای دستههای تروریستی صهیونیستی ذکر شده است که در این جا به برخی از اقدامات تروریستی صهیونیستها اشاره میشود:
ترور اعراب
حمله به روستاهای عربی و کشتار گروهی روستائیان
19 دسامبر 1947: هاگاناه که براساس دستورات آژانس یهود کار میکرد، به روستای عربی نزدیک صفد حمله برد، و دو خانه را منهدم کرد. اجساد 10 عرب، از جمله 5 کودک از زیر آوار بیرون آورده شدند.
20 دسامبر 1947: هاگاناه روستای عربی قزار را به مدت 2 ساعت مورد حمله قرار داد. خانهی مختار (کدخدای دهکده) با دینامیت منفجر شد.
20 دسامبر 1947: در شب 31 - 30 دسامبر، نیروهای مشترکی از بریگاد کرم و گردان یکم پالماخ تحت فرماندهی حییمافینوعام، روستای بلدالشیخ را مورد حمله قرار داد. در این عملیات بیش از 60 تن از اعراب در خانههایشان کشته شدند. واحدهای حملهکننده وارد روستا شدند و عملیات را از داخل خانهها آغاز کردند. به علت آتش شدید در اتاقها، اجتناب از آسیب رساندن به زنان و بچهها غیرممکن بود.
19 ژانویه 1948: گروهی متشکل از 200 یهود، روستای تانو را در بخش فرعی عکا مورد حمله قرار داده، 2 عرب را کشته، و 3 نفر دیگر را به سختی مجروح کردند، یکی از آنها پسری 10 ساله بود.
13 مارس 1948: هاگاناه روستای عربی صرفند را مورد حمله قرار داده، 16 عرب را کشته و 12 نفر را مجروح کردند.
5 آوریل 1948: یهودیان روستای عربی صرفند را مورد حمله قرار داده، عرب را کشته و 12 نفر را مجروح کردند.
9 آوریل 1948: پس از تصویب طرح تقسیم فلسطین و اعلام تاسیس رژیم صهیونیستی توسط سازمان ملل متحد؛ اعضای دو سازمان تروریستی ایرگون و اشترن به عربهای ساکن شهرها و روستاهای عربنشین حمله کردند. ولی کشتار ساکنان روستای دیریاسن در شب نهم و صبح روز دهم آوریل 1948 توسط تروریستهای این دو گروه از همهی این تجاوزات وحشیانهتر بود. طی این حمله، 254 زن و کودک و سالخورده فلسطینی قتل عام شدند. وقتی قتل عام به پایان رسید، مقامات یهودی از بازرسی روستا جلوگیری کردند. گزارش پلیس نشانگر آن بود که تنها یک نفر در جریان این حمله کشته شده است اما در روز دهم آوریل صلیبسرخ اجساد 254 زن و کودک را در روستا کشف کرد.
حمله به مراکز و مقامات دولتی
برخی از اقدامات تروریستی صهیونیستها علیه مراکز و مقامات دولتی در فلسطین عبارتند از:
11 نوامبر 1937: در اثر پرتاب بمب به داخل جمعیت اعراب در نزدیکی ادارهی مرکزی پست بیتالمقدس، 2 عرب کشته و 2 تن مجروح شدند.
12 ژوئیه 1946: نمای جلویی ساختمان 7 طبقه هتل کینگدیوید در بیتالمقدس توسط تروریستهای یهودی منفجر شد و فرو ریخت. طبقات بالایی آن هتل به دفاتر مرکزی ادارهی اجرایی غیرنظامی دولت فلسطین تعلق داشت. انفجار هتل از طریق کار گذاشتن جعبههای حاوی مواد منفجرهی قوی در زیرزمین هتل زمانی رخ داد که اغلب کارمندان غیرنظامی دفاتر مذکور، یهودی و عرب بودند؛ و تنها مقامات بالا را انگلیسیها به عهده داشتند. بیش از 200 نفر در اثر انفجار کشته و مجروح شدند. 15 نفر از یهودیان نیز در بین کشتهشدگان بودند. گروه ایرگون به طوری رسمی مسئولیت حادثه را به عهده گرفت. اما شواهد بعدی نشان داد که گروه هاگاناه و آژانس یهود نیز در این حادثه دست داشتهاند.
5 دسامبر 1946: ساختمانهای مراکز بخش جنوبی فلسطین در صرفند، در اثر انفجار یک وسیله نقلیه پر از مواد منفجره، فرو ریخت. یکی از اعضای سازمان تروریستی یهود این عملیات را انجام داده بود. در اثر این حادثه 2 تن کشته و 28 تن دیگر زخمی شدند.
حمله به بانکها
13 سپتامبر 1946: گروه ایرگون به بانک عثمانی در تلآویو و حیفا حمله کرد و 4000 پوند را به سرقت برد. طی این حمله یک پلیس عرب و 2 غیرنظامی کشته شدند و یک پلیس عرب و 18 غیرنظامی دیگر مجروح شدند.
28 فوریهی 1947: تعدادی یهودی که لباس پلیس به تن داشتند یک بمب در بالای بانک بارکلیس در حیفا کار گذاشتند. در نتیجهی انفجار این بمب 2 تن کشته و 2 تن دیگر زخمی شدند.
4 آگوست 1947: بانک بارکلیس در حیفا سرقت شد و یک بانکدار به قتل رسید.
21 آگوست 1947: یک حادثه سرقت و انفجار در بانک حیفا به وقوع پیوست.
28 آوریل 1948: یهودی مسلح، مبلغ 195000 پوند از بانک بارکلیس در تلآویو به سرقت برد. بعدها معلوم شد که سارق از اعضای اشترن بوده است.
حمله به خطوط راههای حملونقل غیرنظامی
ایرگون از اولین گروههای تروریستی صهیونیست بود که به طور سیستماتیک تسهیلات حملونقل را مورد حمله قرار داد. برخی از این اقدامات عبارتند از:
27 مارس 1946: یهودیان خطوط آهن سکریر را مورد حمله قرار دادند.
19 ژوئن 1946: یهودیان طی حملهای سه قطار را در نعانی تلآویو و راسالعین به آتش کشیدند.
20 سپتامبر 1946: فروشگاههای راهآهن بخش حیفا منفجر شد.
17 و 20 اکتبر 1946: بمبگذاری در ایستگاه مرکزی راهآهن بیتالمقدس و هجوم شبانه به صف کامیونها در جاده مونتاسکوپس سه سرباز را کشت و یازده پلیس و 3 غیرنظامی را زخمی کرد.
حمله به تاسیسات و خطوط لولههای نفت
هاگاناه پیشتر با انفجار لولهی نفت عراق در نزدیکی حیفا دست به چنین عملیاتی زده بود. موشهدایان یکی از شرکتکنندگان این عملیات بود. شیوه مذکور بار دیگر در 1947 به کار گرفته شد.
20 فوریه 1947: خط لوله نفت کمپانی نفت عراق در هم کوبیده شد.
5 ژوئن 1947: خط لولهی نفت کمپانی نفت عراق به وسیله مواد منفجره منهدم شد. شعلههای آتش پس از 5 ساعت خاموش گردید، در این حادثه 800 تن نفت از بین رفت.
ترور پرسنل سازمان ملل متحد
"کنتفولک برنادوت" میانجی سازمان ملل در مسالهی فلسطین در 17 سپتامبر 1948 در حالی که همراه با دستیارانش کلنل آندره بیاسروت سوار بر ماشین خود در حال عبور از منطقهی زیر تسلط اسرائیلیها در بیتالمقدس بودند، توسط افرادی از گروه تروریستی اشترن هدف گلوله قرار گرفت و به قلت رسید در این حادثه دستیار وی نیز کشته شد.
"عناصری که در این جنایات شرکت کرده بودند آزاد و یا به زندانهای کوتاه مدت محکوم شدند. فردمن ایلین رییس سازمان اشترن به 8 سال زندان محکوم گردید، اما پس از مدت کوتاهی آزاد شد و به عضویت پارلمان اسرائیل درآمد. "استاتون گریفیت سفیر آمریکا پس از عملیات تروریستی در خاطرات خود نوشت: "ترور برنادوت لکهی ننگی است که تا ابد بر دامان اسرائیل میماند."