رای مثبت لیبی و برخی کشورها از جمله روسیه، چین و ویتنام به قطعنامه ضدایرانی و سیاسی شورای امنیت سازمان ملل درسی بزرگ برای مسئولان دیپلماسی ایران خواهد بود. برخی از این کشورها که در چند سال اخیر بیش از حد در دیپلماسی ما به آنها اعتماد شده است، نشان داد مسئولان باید هوشیارتر باشند. اما در این میان رای مثبت لیبی درسی جداگانه و همیشگی خواهد بود، اگر مسئولان دیپلماسی ایران پند بگیرند!
در چند ماه اخیر مسئولان دیپلماسی ایران علیرغم همه اعتراضات دانشجویان و کارشناسان به برقراری رابطه با دولت معمر قذافی، تلویحا با این توجیه که لیبی اکنون رییس دورهای شورای امنیت سازمان ملل است میتواند مانع صدور قطعنامه سوم شود پس از سالها قطع رابطه اقدام به برقراری روابط کمسابقه با لیبی گرفتند.
موضوع ارتباط گسترده و روابط دیپلماتیک با دولت قذافی آنهم بدون هیچگونه اشارهای به مسئولیت لیبی در سرنوشت امام موسیصدر، در ماههای گذشته مورد انتقاد جدی رسانهها و دانشجویان انقلابی و عدالتخواه قرار گرفت و حتی خانواده امام موسیصدر به شدت از فراموشی مساله امام موسیصدر در دولت نهم گله کردند.
در آن روزها آنچه جای تعجب فراوان شد اظهارات پرویز داوودی در دیدار مسئولان لیبی بود که «وی گسترش روابط همهجانبه با لیبی به عنوان یک کشور آفریقایی، مسلمان و انقلابی(!) تاکید میکند». اگر چه مشخص نشد معاون رییسجمهور بر مبنای چه اصولی، دولت لیبی را «انقلابی» خطاب نمود، دولتی که متهم اصلی ربایش و ناپدید شدن امام موسیصدر است و مواضع منفعلانه و بیثبات آن سالهاست که مسلمانان را میآزارد.
امام عزیز و فقید ما حضرت امام خمینی(رض) چندین و چند بار به ربودن و زندانی بودن امام موسیصدر در لیبی اشاره میکنند و حاضر نمیشود قذافی را به حضور بپذیرند و قطع رابطه با دولت لیبی بنابر خواست امام و تا زمان مشخص شدن سرنوشت امام موسیصدر صورت پذیرفت.
اما سرانجام گذشت زمان خیلی زود نشان داد که محاسبات برخی دیپلماتهای مصلحتپرست در سیاست خارجی ما اشتباه بوده و قذافی به همه مسولان دیپلماسی ایران ثابت کرد، که وعده اربابان آمریکایی خود را با آن 11 سند همکاری اقتصادی امضا شده با ایران معاوضه نمیکند! امروز ثابت شد که برقراری این ارتباط و مصلحتزدگی در سیاست خارجی و فراموشی برخی اصول و آرمانهای انقلاب در دفاع از مظلومین و مبارزان جهان اسلام، جز مخدوش نمودن عزت انقلابی ملت ایران حاصلی نداشته است، همانطور که مذاکرات متعدد با شیطان بزرگ در عراق برای ملت ایران و عراق حاصلی جز لکهدار کردن 28 سال مقاومت نداشته است.
حتما در آینده هم باید منتظر پاسخهای مناسب حسنیمبارک به تلاش یکجانبه و مصرانه مسئولان ایران برای ارتباط با مصر باشیم!
به هر حال دولت نهم که البته با اتخاذ دپلماسی فعال و تهاجمی در سیاست خارجی و خصوصا مقاومت کمنظیر دولت نهم در موضوع هستهای قابل ستایش است اما این دولت باید از این اتفاقات درس بگیرد.
مسوولان دیپلماسی ایران باید بدانند که به جای اعتماد بیش از حد به کشورهایی نظیر روسیه، چین، لیبی و ویتنام و... -که همگی نشان دادهاند به دنبال منافع خود هستند ـ به مقاومت ملت ایران و اتحاد ملی جامعه ایران اتکا نماید. همانطور که رای ممتنع دولت اندونزی به قطعنامه سوم که به عدم اجماع در شورای امنیت انجامید، نه بخاطر مبانی اعتقادی دولت اندونزی و یا مذکرات و رایزنیهای دیپلماسی ما، که بخاطر موج اعتراض مردم و جریانهای اسلامی، انقلابی کشور مسلمان اندونزی به رای مثبت آنها در قطعنامه قبلی علیه ایران شکل گرفت.
جاذبه مقاومت ایران اسلامی برای ملت مسلمان اندونزی و جریانهای خالص این کشور به حدی بود که پس از رای مثبت اندونزی به قطعنامه قبلی دولت این کشور در آستانه استیضاح قرار گرفت. و این یعنی قدرت دیپلماسی مردم محور که قلوب ملتها را فتح کرده است. چرا که دیپلماسی انقلاب اسلامی از همان آغاز بر مبنای آگاهسازی و بیداری ملتهای مسلمان و مستضعفان جهان بنا شده است. امروز نیز افکار عمومی مردم دنیا خصوصا ملتهای مسلمان و مستضعفان جهان و اتکای به خداوند متعال و مقاومت ملت ایران تنها و تنها راه ادامه پیروزیهای جهانی ما خواهد بود.
دولت نهم و شخص رییسجمهور محترم نشان دادهاند در بسیاری از موارد، به جنجالهای رسانهها و مسئولان غربی و قطعنامههای سیاسی آنها کمترین اهمیتی نمیدهند و این مطلب در کنار استقبال کمنظیر ملتهای مسلمان از مواضع انقلابی دیپلماسی ایران در دو سال اخیر، رمز استمرار پیروزیهای جهانی ایران و فتح قلوب ملتها و افکار عمومی دنیا بوده است.
امید است با درس گرفتن از خیانت امثال قذافی (که از پیش هم مشخص بود) پایههای دیپلماسی ایران نه بر اعتماد بیش از حد بر برخی سران دولتهای معلومالحال، که بر پایه مقاومت ملت ایران و سایر مستضعفان جهان متکی شود و اگر چه مذاکرات با کشورها و نهادهای بینالمللی ادامه مییابد، اما بیش از حد به وعدههای آنها دل خوش نکنیم.