محمدمهدی انصاری
سند چشمانداز توسعه 20 سال کشور که دربر دارنده افق روشن و تکامل یافته نظام جمهوری اسلامی است به قوای سهگانه ابلاغ شد. این سند توسعه و پیشرفت ایران اسلامی دربر دارنده محورهای مهم و راهبردهای کلان و فراگیری است که در صورت عملیاتی شدن و نیز با تکاپوی فراگیری نظام و ارکان آن میتوان به اعتلا و رشد و کارآمدی جمهوری اسلامی امید بست. بیتردید تمام بسترها و بالقوهها در این مسیر وجود دارند و تنها با بهرهگیری از این ظرفیتها و بسط فرهنگ تلاش و بسیج تمام امکانات میتوان به هدفگذاریها نایل شد. نخبگان اما در این مسیر واجد کارکردهای تعیینکنندهای هستند که میتوانند تحقق مفاد سند چشمانداز توسعه را سرعت بخشند. ذیلا به نحو مختصری به برخی از مهمترین محورها و نکاتی که ضرورت دارد به نحو برجستهای به آنها بذل توجه شود و در مفاد سند چشمانداز توسعه کشور نیز مورد اشاره واقع شدهاند میپردازیم. محورهایی که نقش نخبگان سیاسی و علمی در هر یک از آنها به وضوح قابل بررسی است.
1ـ هویت اسلامی و انقلابی:
نظام جمهوری اسلامی مبتنی بر احکام و دستورات دین مبین اسلام شکل گرفت و طی دو و نیم دهه که از استقرار آن میگذرد تلاش شده است تا تمام شئونات جاری بگیرند که منطبق بر شرع باشند. در این بین حفظ هویت ملی و اسلامی و صیانت از آرمانهای انقلابی در تحکیم پایههای اقتدار سیاسی و اجتماعی نظام بسیار موثر است.
چرا که تقویت هویت اسلامی و انقلابی نه تنها موجب استحکام و نفوذناپذیری یک ملت در برابر انواع آسیبها و فشارها میشود بلکه از آن میتوان به عنوان یکی از پایههای اساسی حفظ انسجام عمومی در جهت بسیج و هدایت افکار عمومی و سایر طبقات شهروندان بهرهگیری نمود.
همچنین راه خنثی نمودن تبلیغات مسموم فرهنگی از سوی معاندان نظام که در تلاشند با ابزارهای رسانهای و شگردهای فریبنده غربی به استحاله فرهنگی و تغییر در ارزشها و باورهای ملی و دینی بپردازند همین است که با هویت بخشی به نسل جوان، آنها را به "آینده ایران اسلامی عزیز" امیدوار نمود.
2ـ الهامبخشی در جهان اسلام:
با گذشت ربع قرن از استقرار ساختار سیاسی مبتنی بر دین و آموزههای عالی اسلامی در ایران، نظام اسلامی میرود تا با حرکتی منسجم و هدفمند کارآمدی و کارآیی خود را در تمام عرصهها اثبات کند. اگر نظام جمهوری اسلامی بتواند کارآمدی حقیقی خود را در عرصه مدیریت جامعه به منصبه ظهور برساند، خواهد توانست به عنوان الگویی زنده و پویا برای تمام جوامع اسلامی و کشورهای مسلمان لحاظ گردد. تلاش کارگزاران نظام و قائلین به پیوند مستحکم دیم و مسایل جامعه و سیاست نیز همین بوده که "ایران پیشرفته و توسعهیافته" به عنوان مدلی الهامبخش، نمونهای موفق و تجربهای زنده و پویا برای امت اسلامی قرار گیرد تا دشمنان و اندیشمندان سکولار نتوانند ناکارآیی دین و آموزههای اسلام را در اداره شئونات اجتماعی تبلیغ کنند.
3ـ تعامل سازنده و موثر در روابط بینالملل:
سه اصل عزت، حکمت و مصلحت، زیربنای رفتار بینالمللی جمهوری اسلامی ایران است. به عبارت دیگر معیار سنجش و اساسا شیوه تحلیل رویدادها و مسایل نظام جهانی از نگاه سیاستگذاران خارجی، جمهوری اسلامی در همین چارچوب میگنجد ولی علاوه بر این سه اصل تعیینکننده، در چشمانداز رشد و توسعه همه جانبه کشور از استراتژی "سیاست خارجی فعال و دیپلماسی کارآمد" ایران نیز غفلت نشده و رمز پویایی مسایل ملی در گرو تعامل سازنده و همکاریهای متقابل با سایر کشورها و دولتها دانسته شده است. بیتردید در جهان کنونی، که ارتباط گسترده و مراودات سیاسی، اقتصادی، فرهنگی، تکنولوژی و… در روابط بینالملل حرف نخست را میزند، نمیتوان در لاک انزوا فرو رفت و به مسایل جهانی که روزبهروز بر دامنه و پیچیدگی آن افزوده میشود بیتوجه ماند. بنابراین برای ایران پیشرفته و بالنده، وجود دستگاه خارجی روزآمد و پرتحرک ضروری است.
4ـ مردمسالاری دینی و تحکیم آن:
"مردمسالاری دینی" به عنوان شعار اصیل کارگزاران نظام اسلامی که منظومه خواستها و مطالبات مردمی در آن قابل پیگیری است، مفهومی پرهویت است که از اندیشهها و آموزههای عمیق دینی نشات میگیرد، شکل میپذیرد، قالب میسازد و کالبد میبخشد. مردم سالاری دینی حقیقی واحد است غیر قابل انکار؛ یک وجه آن تشکیل نظام و انتخاب مسئولان براساس رای مبتنی بر شناخت و آگاهی مردم است و وجه دیگر آن وظایف تعریف شده و چه بسا فراتر از چهارچوب معین و مشخص شده دولتمردان در قبال مردم است.
(عدالتگستری، بسط سعادت و معنویت، خدمترسانی به مردم و…)
بدون شک مردم سالاری دینی در کنار عمل به شرع و قانون معنا و مفهوم واقعی خود را نشان میدهد. آنچه از احکام و دستورات شارع مقدس در سیستم حکومتی جریان مییابد در روابط مردم ـ حاکمیت ادامه یافته و معنا پیدا میکند. بر این مبنا در پرتو گفتمان "مردم سالاری دینی" نظام جمهوری اسلامی خواهد توانست به عالیترین نمونه از "رابطه مردم ـ حکومت" دست یابد.
5ـ عدالت اجتماعی:
"عدالت" به عنوان اساسیترین شالوده زندگی اجتماعی بشر همواره ترجیعبند سخنان و آرای علما، مصلحان بزرگ بوده و هیچگاه غفلت و عدول از آن جایز دانسته نشده است.
مقوله عدالت اجتماعی طبق تعریف عبارت است از اینکه هر فرد در سطح اجتماع براساس کار، امکانات فکری و ذهنی و جسمی بتواند از موقعیتهای متناسب و نعمات برخوردار شود. در این خصوص باید تاکید داشت تجلی مردم سالاری واقعی در گرو عدالتگستری است و "جنبش عدالتخواهی" که از سوی مقام معظم رهبری مطرح شده ناظر بر این است که آحاد جامعه و عموم شهروندان خود عدالتخواهی را در جامعه کلید بزنند و با سایر اشکال تبعیض و بیعدالتی به مبارزه و مقابله زیربنایی برخیزند. جنبش عدالتخواهی قالبی است که در سایه آن با تمام بیعدالتیها باید مبارزه کرد. جنبش عدالتخواهی، به مفهوم عام خود کلید دستیابی سریع به اهداف اجتماعی، فرهنگی و سیاسی است زیرا با حاکمیت عدالت، اساسا مانع یا مشکلی مجال بروز نمییابد.
در سند چشمانداز توسعه 20 ساله کشور بر مقوله عدالت اجتماعی تاکید بسیار شده و امید میرود با سیاستهای عدالتطلبانه، انسجام تقویت شود که خود پیش نیاز بسط عدالت در لایههای متنوع جامعه است.
6ـ آزادی مشروع:
در اسلام "آزادی" به عنوان نقطه قوت آفرینش مطرح شده و از آنجا که انسان گوهر تابناک هستی است، آزاد و آگاه و مختار آفریده شده است. اندیشه متعالی اسلام برای انسان آزاد و آگاه، زمینه و بستر شکوفایی و توان خودانگیختگی و پیدا کردن راه را به حد فراوان قایل است و انسان را دعوت میکند تا نخست در پرتو نور فروزان پیامبر باطنی یعنی عقل و خرد حرکت کند چرا که عقل و خرد در وجود انسان ودیعه گذاشته شده و راهبر و هدایتگرا اوست اما باز هم اصل آزادی پیش روی بشر قرار دارد. اوست که راهها را از چاهها و فرازها را از فرودها و… تشخیص میدهد ولی انتخابگری او در عرصه اجتماعی و جمعی نباید زایلکننده قدرت انتخاب و اصل اختیار و آزادی دیگران باشد بنابراین آزادی در عرصه اجتماعی مشروط است و تا حدی مشروعیت دارد که با آزادی هیچ فردی مغایرت و تضاد نداشته نداشته باشد. بنابراین مبنا به مفهوم آزادی مشروع در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران که از اندیشه سیاسی اسلام اخذ شده مورد توجه و قابل احترام است و نظام اسلامی در تلاش بوده و خواهد بود تا این نقطه قوت آفرینش بشر تا عالیترین سطوح خود تحقق یابد و عرصهای فراهم سازد تا حتیالامکان انسانها در سایر مراتب فردی و اجتماعی زندگی محدودیتی نداشته باشند و آزادانه برای رشد و پیشرفت کشور کوشش کند.
7ـ متکی بر سهم برتر منابع انسانی:
امروزه توسعه کشورها علاوه بر اتکا بر منابع و سرمایههای فیزیکی، بر مقوله مهمتر دیگری متکی است که از آن تحت عنوان "سرمایه انسانی" (Humancapitai) یاد میشود. به عبارت دیگر اگر کشور ما بتواند رشد و توسعه خود را مبتنی بر مدیریت منابع انسانی قرار دهد که طی آن سرمایههای فکری و تخصصی را منسجم نماید خواهد توانست به سطوح موفقتری از پیشرفت نایل آید. جوان بودن ترکیب جمعیتی، وجود تعداد فراوان نیروهای متخصص و کارآزموده، نخبگان برجسته و … همگی شرایط بهرهگیری از سرمایه انسانی را بیش از پیش آشکارتر میسازد. متاسفانه به دلیل نبود برنامههای جامع برای استفاده از این پتانسیلها با پدیدههایی چون بیکاری نسل جوان از یکسو و پدیده فرار مغزها و غیره از سوی دیگر مواجه هستیم که موجب به هدر رفتن سرمایههای انسانی میشوند. در سند چشمانداز کشور، سهم برتر منابع انسانی در نقشآفرینی برای توسعه و پیشرفت مورد توجه قرار گرفته و باید توجه داشت این امر مستلزم عزم جدی مسئولان برای رفع مشکلات نسل جوان از قبیل ازدواج، اشتغال، تحصیل و… و فراهم نمودن شرایط رفاهی و تسهیلات آموزشی برای نخبگان و نیروهای متخصص در داخل است.
8ـ سرمایه اجتماعی در تولید ملی:
امروزه در کنار سرمایههای انسانی، مالی و اقتصادی سرمایه دیگری به نام سرمایه اجتماعی ($ociaicapitai ) مورد بهرهبرداری قرار گرفته است. این مفهوم به پیوندها و ارتباطات میان اعضای یک شبکه به عنوان منبع یا ارزش اشاره دارد که با خلق هنجارها و اعتماد متقابل موجب تحقق اهداف اعضا میشود.
سرمایه اجتماعی منبعی است شامل قواعد ارزشی، اخلاقی و رفتاری که افراد را مقید میکند تا در گروههای مختلف اجتماعی با هم به تعامل، مبادله و تصمیمگیری بپردازند و کالایی است که فقط با تعامل و مشارکت همزمان جامعه و دولت قابل تولید است. به عبارت دیگر سرمایه اجتماعی ناظر بر منابع موجود در تعاملات اجتماعی برای کنشها و تحصیل اهداف کنشگران اجتماعی است.
با سرمایه اجتماعی روزافزون میتوان فرهنگ کار و تلاش را در جامعه تسری داد تا همگان با امیدواری، اعتماد و رعایت حقوق متقابل دیگران، برای افزایش رقمهای مختلف در تولید ملی تلاش کنند، تشویق صنایع دستی، حمایت از هنرمندان، پشتیبانی از کارآفرینان و تولیدکنندگان ملی میتواند در این راستا بسیار موثر باشد.
9ـ امن، مستقل و مقتدر
مقوله امنیت ملی برای نظام اسلامی و نی استقلال و اقتدار آن از اهمیت راهبردی برخوردار است و اصولا میتوان گفت پس از پیروزی انقلاب اسلامی تاکنون، نظام سیاسی مستقر بیشترین هزینهها را برای این سه مقوله پرداخته است. بر پایه شعار محوری استقلال که از شعارهای اولیه نهضت انقلابی ما بود، هر آنچه که امنیت ملی و اقتدار ما را خدشهدار کند باید با تمام توان به مقابله با آن برخاست. دفع تهدیدات دشمنان و معاندان نظام و ارایه تصویری مقتدر و مستقل از جمهوری اسلامی نه تنها موجب اقتدار روانی در عرصه ملی میشود بلکه پرستیژ بینالمللی ما را نیز در جایگاه بالاتری قرار خواهد داد.
10ـ فعال، مسئولیتپذیر و ایثارگر و…
در یک جامه پیشرفته و توسعهیافته باید سعی شود تا افراد و تکتک شهروندان از همان کودکی و از اوان رشد و جوانی رویکردی مثبت به کار و تلاش داشته باشند و در قبال مسایل جامعه، مسئولیتپذیر باشند. براساس تعبیر کلکم راع و کلکم مسئول عن رعیته، همه افراد باید نسبت به موضوعات اجتماعی و ملی احساس مسئولیت کنند و در هر بخش و یا رتبهای که هستند برای رشد و اعتلای کشور خود که فیالواقع به آیندگان همین مرز و بوم تعلق دارد تلاش خستگیپذیر را پیشه خود سازند. البته برای این مسایل نمیتوان یک شبه و یک ساله اقدامی کرد بلکه لازم است در طول چشمانداز 20 ساله کشور، فرهنگسازی لازم از سطح مدارس ابتدایی و… برای نسل بعدی صورت پذیرد. همچنین فاکتورهایی چون روحیه گذشت و ایثار، نوعدوستی، ایمان به دستورات دین مبین اسلام و… میتوانند در جریانسازی فرهنگی برای پیشرفت کشور و توسعه همه جانبه آن ملحوظ نظر قرار گیرند.
11ـ جنبش نرمافزاری و تولید علم و اندیشه:
"جنبش نرمافزاری و تولید علم و اندیشه" مفهوم جامع و چند بعدیی بود که در بهمن ماه سال 1381 از سوی مقام معظم رهبری و در پاسخ به نامه جمعی از فضلای حوزه علمیه قم مطرح شد. چنانچه از این مفهوم پیداست در آن واژه "جنبش" به کار برده شده که حاکی از آن است که همه نخبگان و اساتید و اهالی علوم و فنون در حرکتی فراگیر و جنبشگونه وارد عرصه تولید علم و اندیشه شوند تا کشور به استقلال علمی عنوان زیربنای هر نوع پیشرفتی دست یابد.
جنبش نرمافزاری و تولید علم و اندیشه درصدد است تا به همت نخبگان حوزه و دانشگاه، کرسیها تحقیق و پژوهش در محیطهای علمی تشکیل شود و با زاد و ولد فرهنگی و تضارب آرا و عقول به خلاقیت علمی و تفکر بالنده دینی دست یافت.
پاسخگویی به شبهات نظری و علمی به شکل وزین و تحکیم پایههای تئوریک نظام اسلامی، اتکا بر منابع انسانی و تقویت مغزهای جوشان و استعدادهای درخشان ملی از دیگر اهداف جنبش نرمافزاری و تولید علم و اندیشه است که شاید بتوان گفت از مهمترین محورهای مطروحه در سند چشمانداز توسعه کشور همین مقوله میباشد.