حسین هرورانی
درباره شکلگیری انقلاب اسلامی و نقش امام خمینی(ره) به عنوان شخصیتی که رهبری این واقعه بزرگ قرن بیستم را برعهده داشتهاند تاکنون اظهارنظرهای فراوانی از سوی صاحبنظران مطرح شده است اما با این حال بسیاری بر این باورند که این مقوله هنوز قابلیت بسیاری برای واکاری دارد. روحیه اصلاحگری در ذات همه انسانها وجود دارد و امام خمینی(ره) با انقلاب اسلامی ایران این روحیه را در میان مردم ایران زنده کرد. از منظر امام(ره) اگر چیزی در جامعه از مسیر خودش خارج شود وظیفه انسانهاست که در برابر آنچه اتفاق افتاده، ساکت ننشیند. همانگونه که ایشان در نامهای که از نخستین اسناد بازمانده از ایشان است، فرمودهاند تمام مشکلاتی که جامعه ما دچار آن شده از یک چیز است و آن فراموش کردن قیام در راه خداست. نقطه تاریخی حرکت اسلامی مردم پس از انقلاب در دوم خرداد 76 بوده که از نگاه غالب مردم ارزشهای مورد نظر امام(ره) در جامعه ضعیف شده بود امام خمینی(ره) با شکاف فقر و غنا مخالف بود، ولی اکنون این شکاف در جامعه وجود دارد و باید اصلاح شود. لذا هدف از اصلاحات، بازگشت به اصل انقلاب است و اهداف دیگر در قالب حرکت اصلاحی مورد نظر مردم نمیگنجد و اگر احزاب و گروهها تعبیر صحیحی از اصلاحگری نداشته باشند، با مشکل روبرو میشوند. از سوی دیگر اگر مثلا از اصلاحات اقتصادی سخن میگوییم، باید در سخن خود صادق باشیم، همانطور که امام(ره) صداقت در پیش گرفت و حرکت اصلاحی ایشان موفق هم شد و اگر این نبود، حرکت مردم منحرف میشد. اگر صداقت در راه و هدف وجود داشته باشد، چه بسا انسانهایی در صورت نیاز خود را برای انجام اصلاحات قربانی نیز میکنند همچنین باید گفت اصلاحات در ذات انسانها نهفته است و براساس تمایلات درونی افراد بروز میکند و جوامع را تغییر میدهد. تمایل به اصلاح، پیش از اسلام هم بود و با آمدن اسلام، اصلاح شدت یافت و پیامبر آن را با برنامهریزی در میان انسانها ترویج کرد. البته عمده حرکت حکام و مستبدان در طول تاریخ در جهت از میان بردن روحیه اصلاحگری در میان مردم بود و امام(ره) به همراه روحانیون با انقلاب اسلامی این نقشه را برای مردم آشکار کرد. جرقه امام قدرت اصلاحگری را در ذات مردم بیدار کرد و حرکت عظیمی را شکل داد، پس از انقلاب هم هیچ پروژه سیاسیای نمیتواند روحیه اصلاحگری مردم را از بین ببرد. البته اصلاحگری محدود به یک حزب و گروه خاص نیست و کسانی که برای اصلاحات برنامه داشته باشند و اندیشههای اصلاحگری بنیانگذار جمهوری اسلامی را پیگیری کنند، میتوانند مردم را با خود همراه کنند. برخی تصور میکنند بحث اسلام، اصلاح است و انقلاب در اسلام طرح نشده، اما این نگرش نادرست است و اصلاح در برابر انقلاب مطرح نمیشود، بلکه مطابق نظر اسلام این دو حرکت (انقلاب و اصلاحات) برای به سامان درآوردن امور جامعه است. در این راستا، اما نیز اعتقاد دارد که برای اصلاح بخش کوچکی از جامعه به انقلاب نیاز نیست. اصلاحطلبی در اندیشه امام خمینی(ره) در سه بخش اصلاحات اقتصادی، سیاسی و فرهنگی تعریف میشد. ایشان اقتصاد را ستونی برای جامعه میدانستند، ولی گروهی تندرو که اکنون نیز داعیه اصلاحطلبی دارند، در آن زمان سرمایهداری و بازار را مورد حمله قرار دادند و سبب خروج سرمایهها از کشور شدند در حالی که بنیانگذار جمهوری اسلامی برای هر قشری اعم از مستضعفان، سرمایهداران یا بازاریها جایگاه خاصی قائل بودند و اگر دیدگاه ایشان در جامعه پیاده میشد، با فرار سرمایهها، مشکلات بیکاری و مسائلی از این دست روبهرو نبودیم. امام خمینی(ره) حکومت را متعلق به مستضعفان میدانستند. مهمترین انحراف از اندیشههای امام کم رنگ شدن حکومت مستضعفان و روی کار آمدن کسانی است که از درد جامعه اطلاع ندارند نگرش اما در بعد سیاسی ایران را بیمه کرد و اگر اصلاحات سیاسی مورد نظر ایشان در سیاست داخلی و خارجی اجرا میشد، اکنون با شکاف روبهرو نبودیم که دشمن بخواهد با استفاده از آن ما را تهدید کند. اصلاحگری امام در بعد فرهنگی شامل مردمسالاری و این نوع مسائل است. رژیم پهلوی در پی تعمیق شکاف دین و دولت بود و تصور میکرد که میتواند ظهور اجتماعی دین را از بین ببرد.
انقلاب سفید هم بیشتر به دنبال تحقق این تصور بود، طبیعتاً این مساله با مقاومت مردم روبهرو شد. در حقیقت آنها میخواستند جدایی دین از سیاست را عملی کنند ولی چون مردم و علما این مبنا را قبول نداشتند، مخالفت کردند و رژیم هم برای سرکوب مخالفان، دست به اقدامات نظامی زد. تصور این بود که با دستگیری امام(ره) مخالفتها کاهش مییابد. اما علما و مردم به این کار اعتراض کردند و بعد از مدتها رژیم ناچار شد امام(ره) را آزاد کند. به گونهای که به محیط القا کند امام سازش کرده است. امام هم پس از آزادی، در یک سخنرانی این مطلب را تکذیب کرد. افشاگریهای امام(ره) باعث شد که رژیم ایشان را تحمل نکند و در نتیجه زمینه تبعید ایشان را فراهم کرد. این مقدمات در 15 خرداد 42 تبلور پیدا کرد، تا اینکه 13 آبادان [آبان] 43 منجر به تبعید شد.
در زمانی که امام(ره) در نجف بود، ایشان نظریهی حکومتی ولایت فقیه را طرح کردند و به تدریج همه فهمیدند که امام(ره) دنبال چیست؟ بعضیها تصورشان این است که مردم میدانستند چه نمیخواهند اما نمیدانستند چه میخواهند. در صورتی که این طور نبود و امام(ره) واضح و صریح همه نظرات اساسیشان را راجع به سیستم سیاسی اسلام تحت عنوان ولایت فقیه در همان زمان مطرح کردند. همه اقشار هم با این نظرات آشنا شدند و بعضیها هم برای آن هزینه پرداختند. به تدریج مردم مشتاق شدند و فهمیدند که چه میخواهند این مهم نبود که چه چیزی را نیخواهند بلکه چه چیز را میخواهند، مهم است مردم ایران هم تا زمانی که مسلمانند و به اسلام اعتقاد دارند، خواستار عملی شدن اسلام در زندگی هستند و اساسا همه درگیری با رژیم گذشته در این راستا بود. طبیعتا در تحقق بخشهایی از این آرمانها موفق و در قسمتی ناموفق بودهایم. مهم این است که وقتی دف[هدف] درستی داریم، همیشه و در هر شرایطی باید نقاط ضعف و قدرتمان را ارزیابی کنیم. ضمن اینکه باید به میزان تهدیدات و فرصتهای خارجی هم توجه کرد و ما نمیتوانیم جهتمان را فراموش کنیم در راستای این جهت گاهی حرکت ما تند و گاهی کند میشود.