محسن علیپور
در جلسه پیش در رابطه با انواع فسادهای اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی راهکارهای رفع آنها چند نفر از دانشجویان به ارائه کنفرانس پرداخته بودند، براساس وعده استاد، قرار بود که ایشان در این جلسه، به یک جمعبندی و تحلیل نهایی بپردازند.
به طور کلی برای رفع فسادها و معضلات مترتب بر آنها، سه راهکار ارائه گردیده بود، یکی از دانشجویان ریشه بسیاری از معضلات و نابسامانیها را در فقر و مشکلات اقتصادی خلاصه نمود، چرا که معتقد بود با رفع این معضل، بسیاری از فشار و جبرهایی که در زندگی روزمره افراد، وجود و نمود پیدا کرده و او را به سمت انواع انحرافات سوق میدهند از بین خواهد رفت. و دانشجویی دیگر، سر منشاء این مشکلات را در ناآگاهی و عدم تفهیم فلسفه بسیاری از امور ضروری در زندگی افراد میدانست، به عقیده او، اگر مردم به آن بصیرت و روشنبینی برسند که بتوانند به این مهم دست یابند که چگونه معضلات خود ساخته و ناخواسته شکل میگیرند و چه عوارضی بر وجود آنها مترتب است مسلما براساس پندارهای درست و انسانی، از افعال نادرست و مضر خود دست خواهند کشید.
و در ادامه نفر سوم عنوان کرده بود که حتی اگر شرایط اقتصادی و نیز فرهنگی، یعنی شرایط عینی و ذهنی تغییر یافته و رشد یابد اما از آنجایی که بسیاری از افراد به دنیاپرستی و حبالنفسها طوری روی آوردهاند که با تغییر این ذهن و عین، چندان تحولی بر وجود آنها عارض نخواهد گردید و چه بسا، اگر چه برخوردهایی که با بسیاری از مصلحین اجتماعی که ضرورت تحولاتی واقف شده بودند بنگریم که نمونه آن امیرکبیر است در مراحل اولین باید ابتدا با قاطعیت کارها را پیش برد تا بتوانیم امکان تحولات مطلوب را به وجود آوریم.
اگر بخواهیم مطالبی را که در جلسه پیش ارائه گردید به طور موجز عنوان کنیم، نظرات فوق که از سه منظر و با سه رویکرد متفاوت به قضایا مینگریستند را میتوان به همان صورتی که مطرح شد عنوان کرد.
و اکنون تمام کلاس سرا پا گوش بودند تا ببینند که در این جلسه استاد در یک جمعبندی و تحلیل نهایی از این مسائل چه مطالبی را عنوان خواهد نمود.
ایشان در ابتدای سخن گفت:
راهکار اصولی برای رفع کلاف پیچیده و سردرگم فسادهای مختلف در عین حال اینکه، اهتمامی جدی به مقولههای فرهنگ، اقتصاد و نیز ضرورت اقتدای قانونمند و انسانی را پوشش میدهد، اما امری جدای از مجموع و در واقع جمع سادهای است که هر یک از این سه راهکار میگویند چرا که هر کدام از این راهکارها با وجود اینکه نادرست نیستند اما اگر با هم یک رابطه انداموار و ارگانیک انسانی تشکیل ندهند، به هیچ وجه قادر نیستند که گامی بزرگ برای مرتفع نمودن نابسامانی و فسادها محسوب گردند اگر خوب به تمام مصادیق معضلات و فسادهای مختلف بنگرید و آنها را مورد بازبینی و ریشهیابی قرار دهید مطمئنا به نکتهای پی خواهید برد. این که هر یک یا همه آنها حقیقتا در یک مجموعه مرتبط جدای از هم نیستند و ریشه در نابجاییها دارند. نابجایی به یک تعبیر همان معنا و مفهومی عدالت است که امام علی(ع) میفرمایند که عدالت آن است که هر چیز در جایگاه وجودی خویش قرار بگیرد که این نابجایی به تعبیری که دوستان اشاره نمودند تواما ذهنی، عینی و وجودی است ولی در عین حال هیچ کدام به تنهایی نیست چرا که با تکیه صرف بر تحولات فرهنگی و یا با تکیه بر مقوله اقتصاد و با استفاده نادرست بر اقتدار که ممکن است به رویه و روندی نادرستتر منتج شود نخواهیم توانست به کسب راهکار مناسب بپردازیم مگر اینکه این سه با هم نظمی درست و کارا بپذیرند و در واقع قاعدهمند گردند.
در این هنگام یکی از دانشجویان از ایشان پرسید:
آیا بهتر نیست برای تفهیم بیشتر این نظم و قاعده که ارتباط مطلوبی از سه راهکار پیشین را در برمیگیرد به ارائه مثالی بپردازید؟!
ایشان پاسخ داد: البته!
به عنوان مثال همین مساله رشاء و ارتشاء را که مصداق بارزی از یک فساد است در نظر بگیرید.
در ایجاد، تشدید و نیز ادامه مساله رشاء و ارتشاء هم فقر اقتصادی و هم ناآگاهیها و هم عدم قانونمندی و فقدان عزم و اقتدار لازم، هر سه موثر هستند.
و اعمال هر کدام به تنهایی نمیتواند آن چنان که موثر و مطلوب میباشد یا این فساد یا هر نوع دیگر مقابله کند.
در واقع فسادها به مثابه دملهای چرکی بر روی سطح جامعه میباشند و به اصطلاح در کالبد اجتماع ظاهر میگردند اما آنچه که موجد و مروج آنها میگردد چیزی در بطن اجتماع که جنسی از هر سه مورد مذکور دارد و خلاء و نابجایی که در حوزه اقتصاد و فرهنگ و نیز اقتداری ضروری وجود دارد باید به تدریج به مرور و به طور حساب شده معدوم گردد تا در معنای واقعی و عمیق کلمه عدالت برقرار گردد. دانشجوی دیگر گفت: قاعدهای که پروسهای تدریجی را در بر میگیرد که میتواند در مبارزه به اصطلاح ویروسها و به تبع آن دملهای چرکی مبارزهای موثر داشته باشد چه میتواند باشد؟
استاد پاسخ داد این میتواند پروسهای گام به گام و تدریجی باشد درست است که فقر اقتصادی یکی از عوامل مهم ایجاد معضلات است اما اگر فسادها ایجاد گشتند با از بین رفتن فقر، نمیتوان امیدی به رفع و حذف ریشهای فساد داشت فقط میتوان گفت زمینه و آمادگی برای برداشتن یک گام فراهم شده چرا که با رفع فقر باید باورها و چه بسا وجود و عادتها را در گذر زمان تثبیت شدهاند در راستای ایجاد عدالت متحول کرد بنابراین همزمان و همگام با رفع تدریجی فقر که با توجه به شرایط اقتصادی هر جامعه تا حدی امکانپذیر است.
باید به اصلاح عادتها و بارور نمودن باورها نیز توجه داشت که اینجا این مساله و این ضرورت، به حوزه فرهنگ مرتبط میگردد در این مرحله برای برداشتن گام با تغییرات همنوا و حساب شده اقتصادی و فرهنگی زمینه و آمادگی بیشتری کسب میگردد اما باز هم تا برداشتن گام اولیه فاصلهای میباشد چرا که درست است با تغییرات اقتصادی و فرهنگی به همان نسبت در جهت بسط عدالت و حذف ریشههای فسادها اقدام موثری شده است اما آیا همه افراد به یکسان پذیرای تغییر عادتهای خود (مثلا عادت به رشاء و ارتشاء) میباشند؟ چه بسا اقلیتی باشند که بر مبنای خودخواهی هیچ تحول و تغییر الزامی را در خود پذیرا نباشند؟
و قسمت نهایی گام اول اقتدار انسانی و قانونمندی است که متناسب با شرایط، تکیه و تاکید بر اصول انسانی و نیز تحول ذهنی و عینی پیشین باید پشتوانه گام اول قرار گیرد البته اگر این اقتدار بدون تغییرات اقتصادی و فرهنگی و ابتدا به ساکن ایجاد گردد دیگر در تقابل با حبالنفسها قرار نخواهد گرفت بلکه آنچه که به واسطه به وجود آن بر فرد و جامعه عارض میگردد بدبختی است و بس!
این پروسهای برای برداشتن یک گام به منظور رفع بیعدالتی و معدوم نمودن تدریجی فسادها بود که گامهای بعدی را هم به همین صورت میتوان در امتداد آن برداشت.