* با روی کار آمدن دولت احمدینژاد، شاهد تحول در عرصه دیپلماسی و سیاست خارجی کشور هستیم تحولی که بسیاری از آن تحت عنوان، صحبت کردن از موضع قدرت در عرصه بینالملل و یا صراحتگوئی یاد میکنند. تحلیل شما از این تغییر و تحول چیست؟
** من این موضعگیری که شاهدش هستیم را به عنوان موضعگیری قدرت تعریف نمیکنم و اساسا این عبارت یعنی صحبت کردن از موضع قدرت را قبول ندارم. ما اگر مولفههای قدرت را در نظر بگیریم و خودمان را با آن مولفهها که بعضا در کشورهای غربی و اروپایی وجود دارد بسنجیم. میبینیم که عملا ما دارای موضع قدرت نبوده و از بسیاری از این مولفهها برخوردار نیستیم. مثلا اگر تسلیحات را به عنوان مولفه قدرت در نظر بگیریم آنان از ما قویتر هستند. اگر تکنولوژی را در نظر بگیریم آنان از ما قویتر هستند. همچنین در مولفههای دیگر چون تبلیغات جمعیت و امثالهم هم از ما قویتراند. منتها ما نسبت به بعضی از کشورها از جایگاه مستحکمتری برخوردار هستیم. من به جای موضع قدرت از عبارت موضع ابتکار و خروج از انفعال استفاده میکنم. ما به هر حال یکسری توانمندیهایی داریم که این توانمندیها به ما قدرت میدهند. از جمله این مولفههای قدرت، مردمی بودن و اتکا به آرای مردمی داشتن دولت و حکومت ما است.
حاکم است که این یک مولفه قدرت میباشد که در کشورهای غربی از آن تحت عنوان دموکراسی نام میبرند و برای آنها نیز دموکراسی یک مولفه قدرت به حساب میآید. از طرف دیگر ما دارای یک ایدئولوژی هستیم که این ایدئولوژی با پتانسیلهایی که میتواند برای ما ایجاد کند و انگیزهای میتواند به وجود بیاورد و جهان اسلام را به همدیگر پیوند دهد تا از حقوق حقه خودشان دفاع کنند، هم برای ما یک مولفه قدرت است.
دیپلماسی ما نباید به صورتی باشد که پازل آن را برای ما بچینند، و شکل قطعات این پازل را هم دیگران تعیین کنند. بایستی ما مبتکرانه وارد صحنه بشویم و آنان برای ما تعیین تکلیف نکنند بلکه خودمان تعیین کننده باشیم و حقوق خودمان را به نحوی که در روابط بینالملل تاثیرگذار هم باشد تعریف کنیم. ما وارد این شرایط شدهایم یعنی مغلوب دیپلماسی غرب نیستیم و پایههای دیپلماسی و ملاکها و معیارهایی که آنان برای دیپلماسی تدوین کردهاند را داریم به هم می زنیم و داریم از غالبی که آنها تعیین میکردند خارج میشویم و خودمان تعیین غالب میکنیم. ما خودمان را در یک شرایط اضطراری نمیبینیم که بخواهیم به شرایط خاصی که آنها تعیین میکنند تن بدهیم. بلکه این فضای دیپلماسی و بستری که در آن قرار داریم را سعی میکنیم خودمان ترسیم کنیم. این شرایطی است که دولت جدید با رویکرد خاص دارد با آن برخورد میکند. و مواضعی را در زمینههای مختلف اتخاذ نموده است.
* به نظر شما چنین موضعی مشکلاتی را برای ما در سطح بینالملل ایجاد نخواهد کرد؟
** این موضوع ممکن است هراسهایی را ایجاد کند. مثلا سفرای چندین سفارتخانه ما را در بعضی از کشورها احضار کردند که این مساله مبانی دیپلماسی خاصی دارد. اگر ما بگوییم که چنین اتفاقی بیفتد چنان و چنان خواهد شد باز در همان پازل و غالبی قرار گرفتهایم که آنها برای ما ترسیم کردهاند. ما بایستی مواضع خودمان را دنبال کنیم و این طبیعی است که دنیا زبان خاص خودشان را در فهم موضوعات دیپلماسی دارد و ما هم نمیبایست از این چارچوب، فرهنگ و ادبیات خاص خارج شویم اما اصل موضوع این است که ما جهتگیریمان را نمیتوانیم متاثر از غرب یا اروپا و یا کشورهای قدرتمند دنیا انجام دهیم.
* به نظر شما در طی این مدتی که دستگاه دیپلماسی ما یک چنین موضعی را در پیش گرفته و دنبال میکند چه دستاوردهایی را داشتهایم؟
** من فکر میکنم که ما از انفعال خارج شدهایم و این تصور غرب و اروپا را که فکر میکردند همواره تعیین کننده تکلیف کشورهای دیگر هستند را توانستهایم بر هم بزنیم. البته در کل انقلاب اسلامی توانسته این کار را بکند. اما در سه چهار ماه اخیر هم، توانستهایم در بعضی زمینهها این شرایط را احیا بکنیم. ضمن اینکه حتما ما باید با ظرافت و دقت بیشتری این کار را ادامه دهیم تا با کمترین آسیبپذیری و بیشترین فایده اهدافی که داریم دست پیدا کنیم. و من فکر میکنم توانستهایم در چند ماه گذشته جرقههای تدوین دیالوگ دیپلماسی همراه با عدالت بینالمللی را حتی برای الگو قرار گرفتن برای دیگر کشورها ایجاد بکنیم. چون در مواضع عدالتخواهی بعضی از کشورها (به خصوص کشورهایی که دارای رئیسجمهوریهای جوانی شدهاند، که با آراء مردمی به قدرت رسیدهاند) میبینیم که از چارچوبها پیروی میکنند.
* چه شد که ما به این نتیجه رسیدیم، که باید در سیاست خارجی از موضع انفعال خارج شویم و دست به ابتکار بزنیم؟
** سیاست خارجی ابزار خاص خودش را دارد مثلا ما در طول سالهای گذشته در زمینه اقتصادی هیچ وقت نتوانستیم سیاست خارجی خود را به نحوی سامان بدهیم، تا از بسترها و زمینههای اقتصادی برای پیشرفت امور استفاده بکنیم. چه بسا دیدیم اولین تهدیدی که برای خود ما شمارش میکنند تهدیدی اقتصادی است که مثلا هر گاه موضعی از سوی جمهوری اسلامی اتخاذ میشود میگویند این موضع ممکن است، فلان قرارداد یا فلان رویکرد اقتصادی را منتفی کند. ولی ما هیچ وقت این شرایط را نداشتیم که در کشورهای دیگر بتوانیم از این ابزارها استفاده بکنیم. از طرفی ما تصورمان این است که پتانسیلهای بسیار بالایی از جمله ایدئولوژی و ایجاد ارتباط و رابطه مستقیم با مردم کشورها داریم که سفرای ما و اساسا وزارت خارجه این رویکرد را نداشته و این پتانسیلها و ظرفیتهایی که میتوانیم از آنها استفاده کنیم شناسایی نشده و مورد غفلت قرار گرفته است. حتی باعث شده در بعضی زمینهها مغلوب هم باشیم این جمعبندیها ما را به این نتیجه میرساند که، با یک رویکرد جدیدتر وارد صحنه شویم. ما 27 سال تجربه داریم و به خوبی میدانیم که هر گاه در موضوعی یک قدم عقبنشینی کردهایم دشمن، نه یک قدم بلکه دهها قدم جلو آمده است و هجوم وی بیشتر شده است. به هر حال ما بر حقوق حقه خودمان تمام و کمال ایستادگی میکنیم این چیزی است که در رویکرد دولت جدید قرار گرفته است.
* شما گفتید که در سیاست خارجی یک نوع ادبیات خاص حاکم است و همچنین گفتید که مواضعی داریم که بر آن مواضع میبایست پافشاری کنیم. به نظر میرسد که یک نوع تضاد و تناقضی برای ما در این دو مقوله به وجود بیاید و کشور ما را همواره در عرصه بینالملل با چالش روبهرو سازد. به نظر شما راه برونرفت از این چالشها چیست؟
** ما سیاستها و رویکرد خودمان را باید به نحوی با آن ادبیات جاری دیپلماسی هماهنگ بکنیم و یکجانبه نمیتوانیم دیپلماسی جهان، نحوه و شکلگیریاش را تغییر دهیم. این هم یک نوع برنامهریزی لازم دارد.
وقتی در حال حاضر در رشتههای بینالملل و علوم سیاسی و دیگر رشتههای مرتبط این دیپلماسی تدریس میشود و خود ما به پیروی از همان دیپلماسی، ملاکها، را داریم، تغییرش مشکل است و میبایست همه جانبه باشد. این کار بزرگ با تمام جوانبش را ما نمیتوانیم تنها انجام دهیم. و اینطور نیست که ما طرح درسهای این نوع دیپلماسی که در شکور خودمان هم تدریس میشود را تغییر بدهیم و بعد برای دنیا یک پیامی بفرستیم و بگویم که آماده باشید ما یک برنامهای برای جریان دیپلماسی و ادبیات جهان داریم. این نیاز به زمان دارد و به هر حال این رویکردی که امروز داریم، هم برای اروپا و هم برای غرب و هم برای دیگر کشورها، رویکرد خیلی غریبی نیست، اما رویکردی است که مدتها در انزوا بود و احیاءش نباید به شکلی باشد که ما آن روحیه تنش زدایی با صلاحطلبی خودمان را در ین میان ببازیم.
و این گونه به نظر بیاید که اساسا جهتگیری مهرورزیمان را در سیاست خارجی در نظر نمیگیریم بلکه باید با همان محکمی و با همان مواضع اما تا حدودی مبتنی بر ادبیات جاری دیپلماسی بینالمللی برخورد نمائیم. آن چیزی که آنها تعریف میکنند و میگویند که چگونه باید رابطه داشت؟ کجا باید کوتاه آمد؟ ما آنرا معتقد نیستیم اما تغییر ادبیاتش را باید در یک زمانبندی حساب شدهای دنبال کرد.
* اخیرا در کشور عراق انتخابات برگزار شد و نتیجه آن حاکی از پیروزی شیعیان و لیست ائتلاف یکپارچه بود. به نظر شما تحولات اخیر عراق چه تاثیراتی را بر امنیت ملی و سیاسی خارجی ما خواهد داشت؟
** شرایط داخلی کشورهای همسایه ما قطعا در امنیت داخلی ما تاثیر خواهد گذاشت و روابط خارجی ما در درجه اول از مرزهای خودمان آغاز میشود تا دور دستها. یعنی ما نمیتوانیم روابطمان را با آن سوی دنیا تنظیم کنیم. و از کشورهای همسایه خودمان غافل شویم.
این ثبات در عراق با توجه به اینکه ائتلاف عراق یکپارچه در آن جا موفقیت پیدا کرده، قطعا در پیشبرد اهداف ما نیز بسیار مهم است. اما آنچه برای ما اولویت دارد، ثبات و امنیت در عراق است که به این سمت به لطف خدا پیش میرود. البته تا زمانی که نیروهای اشغالگر در عراق هستند ما دچار چالشها و گرفتاریهایی خواهیم بود. اما تصور میکنم وحدت عمومی و یکپارچگی مردم در عراق و هدایت صحیح و مدبرانه و مقتدرانهای که از سوی مراجع معظم تقلید صورت میگیرد، شرایطی را فراهم کرده که نیروهای اشغالگر ناچار به تن دادن به این ثبات هستند.
* اظهارات رئیسجمهور کشورمان در رابطه با موضوع هولوکاست را چگونه ارزیابی میکنید و به نظر شما چنین سخنانی چه تاثیراتی میتواند در روابط بینالملل و سیاستهای خارجی ما داشته باشد؟
** اما اساسا ادیان الهی را مقدس و متعالی و قابل احترام میدانیم. در کتاب مقدس ما قرآن هم به آن اشاره شده است. ما نباید اجازه بدهیم که موضوع صهیونیسم و یهودیت به نوعی تداخل پیدا کنند. و این موجب ایجاد انگیزه برای یهودیان دنیا شود. که ما به آنها روبهرو شویم. قطعا یهودیان منصف میدانند که ما با آنها هیچ مشکلی نداریم و موضوع هولوکاست یک دستآویزی برای غرب بوده است.
اما در جریان هولوکاست باید به مراقب این موضوع باشیم که مجموعا شارلاتانیسم تبلیغاتی این جهت را دنبال نکند که بخواهد موضوع یهودیت و صهیونیسم را یکجا محاسبه نماید. بحث ما روی صهیونیسم است که معمولا برای حرکات وحشتناکی که میخواهد در دنیا انجام دهد یک جور مظلومنمایی میکند و سیمای کورههای آدمسوزی آن زمان را در شبکههای مختلف اروپایی و آمریکایی پخش میکنند و به دنبال آن حرکات ناشایست خود را اعمال مینمایند. موضوع هولوکاست همین قدری که مطرح شد، شاخکهای سیاسی طرف مقابل را فعال کرد و آنها مجبور شدند به سازمان ملل بیایند تا موضوع هولوکاست را اثبات کنند.
باید مدارک و اسناد لازم را ارائه داد تا روشن شود که این دوره صحت داشته یا نه و توسط چه کسانی اداره میشده تا بتوان آن چیزی که مطرح شده و ادعا شده است را اثبات کرد. این ایجاد حساسیت در دنیای صهیونیسم یک برد تبلیغاتی برای ما بود تا دنیا را متوجه کند که یک چنین برنامه و ابزارهایی برای ما وجود دارد.
* با تشکر از اینکه وقتتان را در اختیار ما نهادید.
** من هم از شما سپاسگزارم.