تاریخ انتشار : ۱۰ تير ۱۳۸۹ - ۰۷:۴۹  ، 
کد خبر : ۵۵۷۶۷

تبری روشنفکرانه از سکولاریسم


بهزاد حمیدیه
جناب آقای هاشم آقا‌جاری به گزارش ایلنا در همایش "نقد و بازاندیشی گفتمان دینی" ضمن سخنرانی خود با عنوان "روشنفکری دینی، معنویت و رهایی" بیان داشتند: "پروژه روشنفکری دینی، سکولارسازی دینی نیست، بلکه می‌خواهد دین را عقلانی کند... روشنفکران دینی به ارایه قرائتی مدرن از سنت اهتمام می‌ورزند. روشنفکر دینی، عقل مدرن را می‌پذیرد، اما در مساله معنا با آن به مشکل بر می‌خورد و این در شرایطی است که عقل مدرن راه‌حلی برای معنا ندارد... عقلی که روشنفکر دینی با آن سر و کار دارد، عقل انتقادی و هرمنوتیکی مدرن است."(1) حال می‌خواهیم بنابر "عقل انتقادی و هرمنوتیکی، به بازخوانی سخنان جناب آقای آقاجری بپردازیم. از این رهیافت به چند نکته زیر به عنوان پیش فرض‌های جناب آقای آقاجری می‌توان رسید:
1ـ دین، برابر با بخشی از "سنت" است، چرا که ایشان می‌گویند: "روشنفکران دینی به ارایه قرائتی مدرن از سنت اهتمام می‌ورزند".
2 ـ دین، تنها یک راه‌حل برای مساله معنا نیست، بلکه شامل اموری دیگر نیز هست (که قابل سازگار کردن با عقل مدرن‌اند).
3ـ دین، غیر عقلانی است، چرا که ایشان بیان‌ داشته‌اند: "پروژه روشنفکری دینی می‌خواهد دین را عقلانی کند." بنابراین به ناگزیر باید دین را غیر عقلانی دانست چرا که تحصیل حاصل محال است.
4ـ دین، به نظر روشنفکری دینی، عقلانی شده است، چرا که در غیر این صورت، تلاش این پروژه، بی هدف، غیر حکیمانه و غیر عقلایی خواهد بود.
5 ـ "عقلانی کردن دین"، ظاهرا همان "ارایه قرائتی مدرن از سنت" است.
6ـ عقل مدرن، ظاهرا همان "عقل انتقادی و هرمنوتیکی مدرن" است.
7ـ عقل مدرن، در دیدگاه روشنفکری دینی، تنها یک نقیصه دارد.
8ـ عدم قابلیت عقلانیت مدرن در حل مساله معنا، لطمه کلی بدان نمی‌زند و کلیت آن را مخدوش نمی‌سازد.
9ـ مساله معنا، توسط روشنفکر دینی بدون توسل به عقلانیت مدرن قابل حل است.
10ـ مساله معنا، مساله‌ای در کنار مسایل دیگر است، به گونه‌ای که می‌توان مسایل دیگر را بدون حل آن، حل کرد.
(این پیش فرض از پیش فرض شماره هشت استنباط می‌شود).
11ـ سکولاریزاسیون متمایز از عقلانی کردن دین است.
12ـ سکولاریزاسیون از عقل مدرن بر نمی‌خیزد، چه این که ایشان از یکسو معتقدند روشنفکر دینی، عقل مدرن را یکسره جز در مساله معنی می‌پذیرد و از سوی دیگر بر این باورند که روشنفکری دینی، سکولاریزاسیون را نمی‌پذیرد و می‌دانیم که منطقا اجتماع دو گزاره متناقض، ناممکن است (این دو گزاره: احکام عقل مدرن کاملا قابل قبول است، بخش از احکام عقل مدرن یعنی مساله سکولاریزاسیون نامقبول است).
13ـ "سکولار سازی دینی"، امری قبیح و مذموم است، چرا که ایشان سعی دارند دامان روشنفکری دینی را از آن منزه سازند.
مایلم به جرات بگویم تمام پیشفرض‌های فوق، اثبات ناشده در پروژه روشنفکری دینی، رها شده‌اند و هیچ یک از دایگان این طفل یتیم، حاضر به چاره‌اندیشی نظری در حل این معضل نیستند. در این مجال، نمی‌توان به کلیه موارد فوق پرداخت و تنها به برخی اکتفا می‌شود. باری، آنچه در کلام جناب آقای هاشم آقا‌جاری، طرفه و بدیع است، تلاش در تنزیه دامان روشنفکری دینی از سکولاریزاسیون است. یحتمل بدگویی آقا‌جری از سکولاریزاسیون و تفکیک آن از عقلانیت مدرن، شدیدا مورد اعتراض دیگر روشنفکران دینی قرار گیرد. به یاد داریم که جناب عماد‌الدین باقی در نوشتاری(2) پس از بیان سه نظریه که اولی، به تضاد کامل حقوق بشر و سکولاریسم با دین، دومی با یگانگی حقوق بشر با دین و سومی به عدم ناسازگاری و امکان التیام آنها قائل هستند، نوشتند؛ "سکولاریسم نه ضدیت با دین و نه حتی غیریت با دین است. زیرا مفهوم سکولاریسم عبارت است از دنیوی کردن دین و دین را از آسمان به زمین آوردن. سکولاریسم در چالش با آموزه‌های اسلامی پدید نیامده است، بلکه در برابر مذهب مسیحیت قرون وسطی به وجود آمد که به مومنان بهشت را می‌فروختند و یکسره وعده آخرت می‌دادند و وارستگی اخروی را از گسستگی مطلق از دنیا نوید می‌دادند و دین، امری آسمانی و در جدال با حظ دنیوی بود. اربابان کلیسا در حالی که خود اشرافی می‌زیستند، اما مردم را لاهوتی می‌کردند".
جناب آقای هاشم آقا‌جری، محتوای روشنفکری دینی را تفصیلا بیان نکرده‌اند، اما به وضوح می‌توان دریافت که خصوصیت دین به قرائت روشنفکری دینی، فقدان و اتوریته وحیانی و آزاد گذارندن دست بشر در ویرایش و حذف و اضافه احکام دینی براساس مقتضیات مدرنیته است. چنین دینی، در دسته‌بندی سه‌گانه کارل دابلر موسوم به دین سکولار است.(3) در نتیجه، تلاش ایشان در تنزیه روشنفکری از سکولاریزاسیون فاقد توجیه است.
در واقع، تلاش هاشم آقاجری برای تنزیه و روشنفکری از سکولاریزاسیون با تلاش عمادالدین باقی در سازگار جلوه دادن سکولاریسم با دین، هدفی واحد دارند هر چند از دو را متناقض. هدف هر دو، رفع اتهام ضدیت روشنفکری با دین به عنوان اتهامی است که روشنفکر هراسی مومنین را به بار می‌آرود؛ عمادالدین باقی به هدف تسلی مومنین می‌نویسد: "وحشت بی‌جا از سکولاریسم و حقوق بشر در میان آنان که به واقع، دغدغه دین را دارند وجود دارد،... دین‌‌ورزان واقعی در صورتی که نگران دین و ارزش‌های اخلاقی باشند باید از حقوق بشر استقبال کنند. در جامعه ایران اکثریت مسلمان هستند. در جامعه اسلامی میان دینی بودن دولت و دیندار بودن دولتمردان تفاوت وجود دارد. سکولاریسم با دولت دینداران مخالفتی ندارد".(4)
در پیش فرضی که "عقلانی کردن دین" را همان ارایه قرائتی مدرن از سنت" می‌شمارد، آن هم قرائتی که مبتنی بر عقل انتقادی و هرمنوتیکی است، باید رد پای بن بستی را جست که بر کل پروژه روشنفکری دین سایه افکنده است. روشنفکران دینی عموما به ضرورت قرائتی جدید از دین اشاره دارند، از جمله جناب آقای سید‌محمد خاتمی، در کالج علمی برلین، ایشان عنوان کرده بودند: "بدون تردید باید فهم خود را از دین تغییر دهیم... اگر دین را فرا زمانی و فرا مکانی بدانیم، حق نداریم آنچه را که عده‌ای در زمانی و مکانی از دین فهمیده‌اند، عین دین بدانیم.
در عین وفاداری به اصل دین، می‌توان تفسیری غیرمطلق‌گرایانه از دین داشت. بنابراین آزادی مذهب یکی از حقوق انسانهاست".(5) با این حال، این "فهم" جدید با "قرائت" نوین، هنوز و با گذشت سالیان متمادی از سن روشنفکری دینی، ارایه نشده است. عقلانیت انتقادی به غایب مبهم است و اصول هرمنوتیکی، خود تحت قاعده واجب‌القبول(1) پلورالیسم قرار گرفته‌اند و در چنین شرایطی، تولید فقه، کلام و اخلاقی بازنگرانه، ممتنع الحصول شده است. به علاوه روشن نیست که مولفه‌ها، ایده‌ها و غایات عقل مدرن را چرا باید بر دین تحمیل شده و در قالب دین، به مردم حقنه شوند و به چه دلیل مستقلا و بدون پوشش دینی، مورد حمایت واقع نمی‌شوند.
مثلا چرا تلاش می‌شود اومانیسم، از آیه‌ای از سوره اسراء استخراج شود و چرا به بیان عقلانی(!) آن اکتفا نمی‌شود یا به چه توجیهی، به تحمیل احکام حقوقی عقلانی(!) بر متون دینی، اصرار ورزیده می‌شود و به جای آن، به بیان سکولار آن احکام بدون انتساب آنها به دین، مبادرت نمی‌شود؟ به نظر می‌رسد در روشنفکری دینی، دین، پوشش مناسبی شده است تا کالاهای مدرن را به بیشترین افراد جامعه، تحمیل نماید.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات