رضا واعظی
پس از برگزاری انتخابات سومین دوره شوراهای اسلامی شهر و روستا و آغاز به کار شوراها از نهم اردیبهشت ماه، انتظار عمومی این بود شهرداران شهرها بلافاصله انتخاب شوند، زیرا به طور طبیعی در ماههای پایانی هر دوره مدیریت شهری در حالت انتظار به سر میبرند، بخصوص در دوره اخیر شوراها به دلیل این که انتخابات زودتر برگزار شد این موضوع جدیتر مطرح بود. اتفاقا همین نکته این فرض را قوت میبخشید که شهرداران با شروع به کار دشوار انتخاب شوند. جالب آن که در همان روزهای اول پس از مشخص شدن نتایج انتخابات برخی شوراها برای انتخاب شهردار فراخوان عمومی دادند.
اما به موازات نزدیک شدن به زمان آغاز به کار شوراها 2 مقوله انتخاب شهرداران و حوزه وظایف اختیارات شوراها به یکی از مسائل مهم بدل شده است؛ زیرا در سایه به دست گرفتن اداره شهرها و روستاها میتوان به فتح سنگرهای دیگر امیداور بود. همین حساسیتها باعث شده است همه بخشها و نهادهای مرتبط و غیرمرتبط به شوراها و شهرداریها به تکاپو بیفتند و تلاش کنند تعابیر و انتظارات خود را در قالبهای مختلف ارائه کنند. متاسفانه همچون دیگر مقولات در این بخش نیز افراط و تفریط دیده میشود. برخی شوراها را همه کاره و متولی همه امور میدانند و آن را در حد یک مجلس محلی که تنها نهاد تقنینی شهر و روستا باشد ارتقا میدهند و حتی در برخی موارد متولی امور اجرایی نیز میشوند، اما در مقابل برخی شوراها را در حد یک نهاد صرفا هماهنگ کننده و به تعبیری ریشسفیدی و کمی آنورتر نهادی صوری تنزل میدهند. اگر چه همه این دیدگاهها در قالب حقوقی و قانونی اظهار میشود و حتی گاهی از سر دلسوزی است، اما به نظر میرسد پشت بخش عمدهای از این نگاهها اهداف سیاسی و گروهی نهفته باشد. جالب آن که این موضوع در شهرهای بزرگ بویژه در مراکز استانها نمود بیشتری دارد، مثلا در پایتخت که انتظار میرفت به دلیل اکثریت نمایندگان اصولگرای میانهرو مشکلی در انتخاب شهردار به وجود نیاید، اما آن چنان که از اظهارات و مسائل مطرح شده بر میآید صفبندیهای جدید موضوع انتخاب شهردار را تحت تاثیر قرار داده است.
سخن مهدی چمران، رئیس شورای شهر تهران مبنی بر این که اعضای شورا تلاش دارند تا جناح بازیها، فشارهای سیاسی و طومارها تاثیری در انتخاب شهردار نداشته باشد نشان از واقعیت پنهان زد و بندهای سیاسی و نگاه ابزاری گروهها به نگاه شورا و شهرداری است؛ آن چنان که باعث شد شورای دوره اول در عمل از وظیفه خود غافل بماند و به مسائل حاشیهای پرداختند و در نتیجه نارضایتی عمومی به وجود آوردند که هم از اقبال عمومی برای شرکت در انتخابات کاسته شد و هم زمینه موفقیت شوراهای دور دوم را فراهم کردند.
به این ترتیب باید گفت خوب است شوراها به جای مهره چینیهای سیاسی به دنبال پیدا کردن راهکاری عملی برای انجام امور شهرها و روستاها باشند. متاسفانه حتی در درون اصولگرایان که در حدود 80 درصد شهرها پیروز شدند اختلاف بروز کرده است؛ اختلافاتی که اگرچه گفته میشود جنگ روانی رقبای اصلاحطلب است، اما به دلیل پیوند شوراها با انتخاب مجلس هشتم بروز کرده است. اکنون آنچه مهم است افزایش کارایی این نهاد نوپاست، به نحوی که بتواند با فراهم کردن تحقق اراده امور کشور، مشکلات مردم را به طور عملگرایانه حل کند. واقعیت آن است که شوراها آنچنان که در بیانیه آخرین نشست شورای عالی شوراها آمده است با مشکلات قانونی و ساختاری بسیاری مواجهند، از این رو اعمال فشار بر این نهاد بویژه در انتخاب شهرداران و گرفتار شدن آن در بازیهای سیاسی و جناحی که رهبر معظم انقلاب از آن به زهری مهلک یاد کردند نه فقط شوراها را از کارکرد اصلی دور میکند که باعث تضعیف این نهاد برآمده از رای مردم میشود و چه بسا بر شیوه و میزان مشارکت مردم در انتخابات آتی اثر منفی بر جای گذارد. اگر چه هنوز شوراها برای انتخاب شهرداران به عنوان اولین وظیفه خود و معرفی به مقامات مسئول دیر نکردهاند، اما انتظار میرود با انتخاب شهرداران گامهای جدیدتر شوراها برای حل مشکلات مردم و در نتیجه کسب اعتماد عمومی برداشته شود.
بررسیها نشان میدهد انتخاب شهرداران در این دوره سریعتر انجام شده و حتی در شهرهای بزرگ که در دورههای گذشته انتخاب شهرداران تا 2 ماه هم طول کشید بیشتر شهرداران معین شدهاند. اکنون در کلانشهرها بویژه در مراکز استانها شهرداران در همان جلسات اولیه انتخاب و بلافاصله مشغول به کار شدند. این موضوع اگر چه به دلیل برگزاری زودتر انتخابات شوراها و همچنین یکدست بودن بیشتر شوراهاست، اما از رویکرد عملگرایی شوراها نیز حکایت دارد بخصوص این که انتخاب هر چه زودتر شهرداران علاوه بر کمک به انجام امور محوله، از بسیاری از مسائل حاشیه جلوگیری میکند. از آنجا که شوراها میتوانند هر وقت بخواهند شهردار را تغییر دهند. پس انتخاب زودتر شهرداران اقدامی منطقی است. از نکات قابل توجه در دوره کنونی فراخوانهای عمومی شوراها برای انتخاب شهردار بود. چنان که در بسیاری از شهرها حتی در مراکز استانها تا 50 گزینه مطرح شدند. به هر حال جدای از هیاهوهای تبلیغاتی که بیشتر مربوط به تهران است بجز چند شهر بزرگ از جمله تبریز که انتخاب شهردار به اختلاف نظر شورا و استانداری منجر شده و در اهواز که انتخاب زودهنگام شهردار باعث انتقاد و سپس استعفای استاندار خوزستان شده است در دیگر شهرهای بزرگ شهردارها انتخاب شدهاند، این مساله چشمانداز خوبی را نشان میدهد و امید میرود با حمایت دیگر نهادها شوراها بتوانند در مسیر واقعی خود عمل کنند.
واقعیت آن است که به حد مطلوب رساندن سرانههای فرهنگی، فضای سبز، مسائل عمرانی و حل معضلات ترافیکی نیازمند عزم جدی همه مسئولان ملی و محلی است.