تاریخ انتشار : ۱۶ آبان ۱۳۸۷ - ۰۸:۰۷  ، 
کد خبر : ۵۵۸۳۷

اهداف تجاوزکارانه آمریکا از کنفرانس پاییز


«سامی ناصر خلیفه» مشاور پارلمانی و استاد علوم سیاسی کویت در مقاله‌ای در روزنامه «الرای العام» کویت با اشاره به کنفرانس صلح پاییزی و خیانت و ضعف نظام‌های عربی نوشت: آمریکا و به همراه آن رژیم صهیونیستی از برگزاری کنفرانس موسوم به صلح که قرار است در پاییز برگزار شود پنج هدف استراتژیکی را دنبال می‌کنند:

هدف اول: تحت فشار قراردادن تشکیلات خودگردان فلسطین با حمایت برخی از رژیم‌های خائن عربی برای گرفتن امتیازات استراتژیکی که دشمن صهیونیستی هرگز روزی، به دست آوردن چنین امتیازاتی را در چارچوب پرونده‌های قدس و بازگشت آوارگان فلسطینی و حاکمیت اراضی اشغالی تصور نمی‌کرد.

هدف دوم: دعوت شدن رژیم‌های عربی به این کنفرانس که درباره به رسمیت شناختن دشمن و تروریست خواندن نیروهای مقاومت فلسطینی  و اعلام عادی‌سازی روابط با رژیم غاصب صهیونیستی متفق‌القول هستند.

ادامه تماس‌های مستقیم بین نمایندگان رژیم‌های عربی با سران اسرائیلی از یک سو و از سوی دیگر تشدید اختلافات بین کشورهای عربی سوی دیگر تشدید اختلافات بین کشورهای عربی از طریق پرداختن و تکیه کردن بر اختلاف دیدگاه‌ها و مواضع در برابر حمایت از سیاست تقسیم آمریکا از طریق کنفرانس پاییزی پیگیری می‌شود؛ به طوری که طرف‌های مخالف این سیاست، محور شر و طرف‌های موافق آن، محور خیر نامیده شدند که فقط می‌توان، آن‌ها را رژیم‌های خائن نامید.

هدف سوم: تشدید اختلافات میان فلسطینی‌ها از طریق حمایت بین‌المللی و عربی از ابومازن که به طور تمام و کمال به ضرر ملت فلسطین تسلیم شده است؛ ملتی که به گزینه مقاومت ایمان دارند.

به این ترتیب این کنفرانس فرصتی برای دامن زدن به آتش فتنه بین آحاد یک ملت، با تکیه بر سیاست «تفرقه بینداز؛ حکومت کن» است که صهیونیست‌ها و آمریکایی‌ها آن را به خوبی در منطقه اجرا می‌کنند.

هدف چهارم: استفاده تبلیغاتی جمهوری خواهان آمریکا از موفقیت این کنفرانس برای بالا بردن محبوبیت حزب خود در بین مردم است. این موفقیت اعتبار سیاست خارجی آمریکا را به ویژه پس از آن باز می‌گرداند که این کشور شکست‌های بزرگی در افغانستان و باتلاق عراق متحمل شده است و در متوقف کردن کشتار روزانه نظامیان آمریکایی در عراق ناکام مانده است و پس از شکست آشکار و مفتضحانه دسیسه‌های آمریکا در لبنان و شکست در کنترل سوریه و جلوگیری از دستیابی ایران به فناوری هسته‌ای به اضافه شکست طرح‌های خاورمیانه جدید و خاورمیانه بزرگ و سیاست دوگانه یا طرح نقشه راه صورت می‌گیرد.

هدف پنجم: خارج کردن دولت ایهود اولمرت از تبعات شکست در جنگ تابستان سال گذشته علیه لبنان است که همچنان تبعات سیاسی آن به ویژه پس از تحقیقات کمیته وینوگراد و شکسته شدن ابهت و اقتدار ارتش رژیم صهیونیستی ادامه دارد.

«سامی ناصر خلیفه» نویسنده این مقاله خاطرنشان کرد: آن چه برای ما مهم است موضع دولت کویت است که باید موضع‌گیری صریح و آشکاری در برابر این کنفرانس ابراز کند.

کنفرانس صلح پاییزی به درخواست جرج بوش رئیس‌جمهوری آمریکا، در اواخر نوامبر یا اوایل دسامبر در منطقه آناپولیس ایالت مریلند آمریکا برگزار می‌شود؛ این کنفرانس در حالی برگزار خواهد شد که مردم و گروه‌های مبارز فلسطینی و بسیاری از کشورهای اسلامی و عربی و تحلیلگران و کارشناسان معتقدند با توجه به بیهوده بودن نشست‌ها و کنفرانس‌های گذشته درباره مسأله فلسطین به سبب جانبداری محض آن‌ها از رژیم صهیونیستی، کنفرانس پائیزی نیز تنها به نفع رژیم صهیونیستی خواهد بود و هیچ سودی برای ملت فلسطین نخواهد داشت.

 تلاش نافرجام حامی بزرگ رژیم صهیونیستی

یکی از مهم‌ترین مسائل بین‌المللی در سده بیستم و بیست و یکم میلادی اشغال فلسطین و تشکیل رژیم غاصب صهیونیستی و به دنبال آن کشمکش‌های اعراب و اسرائیل بوده است. با وجود فروپاشی شوروی و خوش‌بینی‌های ایجاد شده پس از آن نیز، هنوز این معضل بزرگ لاینحل باقی مانده و حتی تشدید نیز شده است.

 البته پس از فروپاشی نظام دو قطبی و تشکیل کنفرانس «مادرید»، چنین تصوری در اذهان بین‌المللی ایجاد شد که امکان برقراری صلح میان اعراب و اسرائیل و به ویژه میان فلسطینی‌ها و اسرائیل تقویت شده است.

 پرسش مهمی که این روزها و در آستانه برگزاری کنفرانس صلح مطرح می‌شود؛ این است که آیا کنفرانس به راستی فرصتی تاریخی و واقعی برای سازش و عقب‌نشینی اشغالگران از سرزمین‌های اشغالی و در نهایت استقلال فلسطین را به وجود خواهد آورد یا خیر.

مسأله آوارگان فلسطینی ساکن در کشورهای منطقه، مساله قدس و مرزها از جمله موارد مهم و اصلی هستند که بدون اهتمام ویژه به آن‌ها از سوی طرف و یا طرف‌های سوم، به نظر می‌رسد کنفرانس‌های صلح نوعی آزمایش دکترین‌های رؤسای جمهوری آمریکا در ادوار مختلف بوده است.

 معمولاً از لحاظ شرایط پیشنهادی برای نیل به توافق، اعراب و اسرائیلی‌ها به شکلی عمل کرده‌اند که حاضر نبوده‌اند از تقاضاهای خود کوتاه بیایند. به عبارت دیگر، طرفین دعوا حاضر نبوده‌اند که به اولویت‌بندی اهداف خویش بپردازند تا به نوعی توافق دست یابند. دلیل آن نیز این بوده که یا اهداف قابل جمع نبوده‌اند و یا این که هدف اصلی از مذاکره نیل به صلح نبوده است.

اسرائیل هرگز به مسأله بازگشت آوارگان، چشم‌پوشی از بیت‌المقدس و بازگشت به مرزهای 1967 فکر نمی‌کند در حالی که موارد یاد شده می‌تواند اساس و بنیاد گفت‌وگوهایی باشد که میانجی‌گران بتوانند بر اساس آن از طرف فلسطینی‌ها درخواست امتیازدهی کنند.

کارشناسان عقیده دارند که در طول تاریخ مذاکرات، به خوبی قابل فهم است که طرفین به ویژه طرف اسرائیلی و به میزان کم‌تر طرف فلسطینی به ایجاد بن‌بست علاقه بیش‌تری داشته‌اند تا راه‌حل. عوامل روان شناختی سبب شده تا طرفین برای آغاز جنگ آمادگی بیش‌تری داشته باشند تا صلح.

حال بار دیگر این پرسش مطرح می‌شود که آیا این کنفرانس با توجه به خط قرمزهای موجود در جامعه اسرائیل، فرصتی تاریخی برای صلح فراهم خواهد کرد یا خیر؟

کارشناسان و تئوریسین‌های صهیونیست‌ که بررسی‌ها و تحقیقاتی را در این زمینه انجام داده‌اند؛ در این نکته متفق‌القول هستند که طرف صهیونیستی باید از این فرصت تاریخی برای رسیدن به اهداف استراتژیک و منافع عالی خود و در رأس آن‌ها «امنیت صهیونیست‌ها» استفاده کند. به عنوان مثال در این زمینه می‌توان به «اسحاق رابین» نخست‌وزیر اسبق معدوم رژیم صهیونیستی اشاره کرد که در زمان نخست‌وزیری خود همیشه از فرصتی بحث می‌کرد که پس از حمله به عراق و از سرگیری روند سازش پیش می‌آید.

با مطالعه دقیق اظهارات رابین می‌توان پیام کاملا ساده وی را درک کرد. رابین می‌خواست به واقعیت تلخی اشاره کند که پس از جنگ دوم خلیج فارس پیش آمد و با فرو ریختن پایه‌های قدرت عراق، خیال اسرائیل از دشمن شمال شرقی خود راحت شد و صهیونیست‌ها مطمئن شدند که تفرقه و شکاف در میان کشورهای عربی به شکلی عجیب حکم‌فرما شده است. این وضعیت زمینه پیشرفت روند سازش و تشکیل کشور «اسرائیل» را از طریق امضای توافقنامه‌ها و معاهدات سازش با اعراب فراهم می‌کند و دروازه‌های کشورهای عربی را به سوی این کشور می‌گشاید.

«زئیف شیو» تحلیل‌گر صهیونیست‌ روزنامه عبری زبان «هاآرتص» در تحلیل این مسأله می‌نویسد: «رابین همیشه از فرصت‌های تاریخی پیش‌روی اسرائیل سخن می‌گوید که به دنبال روند سازش پیش آمده است. وی در عین حال به نسبت این مسأله هشدار می‌دهد که اگر این فرصت‌ها از دست برود؛ تهدیدهای نظامی پیش‌روی این رژیم افزایش خواهد یافت.»

اما درباره دیدگاه اولمرت در زمینه فرصت‌های تاریخی باید گفت که این فرصت‌ها در نگاه نخست‌وزیر کنونی اسرائیل مطمئناً به این معناست که دروازه‌های کشورها به روی وی و اسرائیل باز باشد و این در حالی است که بی‌میلی اعراب برای شرکت در این نشست این انتظارات اسرائیل را برآورد نمی‌کند و کسی هم از سوی پایتخت‌های عربی در آمریکا نمی‌تواند این قول قاطع را به تل‌آویو بدهد.

 در فهم موضوع این بحث را می‌توان عنوان کرد که با توجه به اینکه دو طرف مذاکره کننده، تعریفی متفاوت از صلح و گفت‌وگو دارند و اینکه درخواست‌های طرفین در واقع همانی است که طرف مقابل آن را طلب می‌کند؛ این گفت‌وگوها نمی‌تواند جایگاهی در چانه‌زنی سیاسی برای خود باز کند.

تذکر این نکته مهم به نظر می‌رسد که در شرایط کنونی هیچ کدام از دو طرف، فردی را که وزنی برای گفت‌وگو داشته باشد در اختیار ندارد.

پس از مرگ یاسر عرفات رئیس تشکیلات خودگردان و آریل شارون نخست‌وزیر اسرائیل که هر دو توان گفتن «بله» بزرگ به طرف مقابل داشتند؛ هیچ کدام از سیاستمداران امروزی دو طرف با توجه به اینکه، متولی جامعه خود به حساب نمی‌آیند  یعنی دوران بازی با مرگ را تجربه نکرده‌اند از چنین توانی برخوردار نیستند؛ لذا این افراد نمی‌توانند درباره مسائلی به طرف مقابل وعده دهند که جهان اسلام و جامعه صهیونیستی به آن تعلق خاطر دارند.

باید گفت که گفت‌وگوهای واشنگتن جایی که طرف اصلی یعنی دولت منتخب مردم فلسطین در آن حضور ندارد و با توجه به سوابق بد کنفرانس‌های سابق که تنها منافع رژیم صهیونیستی را در سایه که تنها منافع رژیم صهیونیستی را در سایه حمایت‌های غرب تأمین کرده است، گفت‌وگو برای تداوم جنگ به شکلی دیگر تلقی خواهد شد.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات