استان کوزوو روز یکشنبه 17فوریه 2008 استقلال خود را اعلام کرد. بدینترتیب کوزوو میتواند هفتمین استانی باشد که جدایی خود را از یوگسلاوی سابق به اطلاع دیگر کشورها میرساند. اما برخلاف انتظار موضعگیری کشورهای اروپایی در قبال این اعلام استقلال یکدست و همگرا نبود. در طرف دیگر، ایالاتمتحده آمریکا نخستین کشوری بود که این استقلال را به رسمیت شناخت. در همین روز دهها هزار نفر از مردم در شهر پرشیتینا مرکز استان کوزوو تجمع کردند و استقلال این استان را جشن گرفتند. پوسترهایی بر تابلوهای سراسر شهر چسبانده شد که در آنها مردم کوزوو و دولت موقت آن از آمریکا، انگلیس و اتحادیه اروپا به خاطر حمایت از استقلال این استان مراتب تشکر خود را ابراز داشته بودند. در واقع هنوز هم کوزوو به عنوان یکی از استانهای صربستان به حساب میآید و این در حالی است که رسیدگی به امور این استان از سال 1999 به سازمان ملل متحد واگذار شده است.
کشور صربستان همچنان با مسئله استقلال کوزوو مخالف است و در این راه از حمایت روسیه بهره میگیرد. این دو کشور متفقا اعلام کردهاند که کشوری به نام کوزوو را به رسمیت نمیشناسند و این استقلالطلبی را غیرقانونی اعلام میکنند. استان کوزوو بیش از 2میلیون نفر جمعیت دارد که بیش از 90درصد آن از جمله آلبانیاییتبارهایی هستند که استقلال کوزوو را طلب میکنند. تصور میشود که اکنون چیزی کمتر از 130هزار صرب در کوزوو زندگی میکنند. نیمی از آنها در منطقه شمالی کوزوو ساکن هستند و بقیه در بخشهای دیگر این استان پراکندهاند. تا پیش از سال 1999 درگیریهای سختی میان صربها و آلبانیاییتبارها صورت گرفت که طی آن بسیاری از مردم بی گناه کوزوو به قتل رسیدند. اکنون که استان کوزوو به دست آلبانیاییتبارها اداره میشود، بعید به نظر میرسد این عده بخواهند انتقام جنایات گذشته را از صربهای ساکن در این استان بگیرند.
این نخستین بار نیست که کوزوو استقلال خود را اعلام میکند. در سال1991 این استان استقلال خود را از یوگسلاوی سابق اعلام کرد. در آن دوران استقلالطلبی کوزوو فقط توسط کشور آلبانی به رسمیت شناخته شد. اما این بار موضوع کاملا فرق میکند چون تا سال1999عده زیادی از مردم کوزوو جان خود را فدای استقلال این سرزمین کردهاند.
این بار قرار نیست که استقلال کامل یک شبه در اختیار کوزوو قرار گیرد، زیرا روسیه قصد دارد با بهرهگیری از حق وتو از عضویت چنین کشوری در سازمان ملل جلوگیری کند. به همین منظور یک هیأت نظامی اروپایی قرار است راهی کوزوو شود تا امنیت را در این استان در دست گیرد. هیأت اروپایی دیگری نیز برای نظارت بر استاندارهای سیاسی و زندگی در کوزوو به این استان اعزام خواهد شد.
اعزام پی در پی هیاتهای اروپایی بر کوزوو سبب خواهد شد که این استان بیش از پیش به کمک و نظارت خارجی وابسته شود و در مدتی کوتاه نتواند روی پای خود بایستد. ولی خصومت دیرین صربها با استقلالطلبان کوزوو به گونهای است که قدرتهای خارجی را ناگزیر به حمایت از مردم کوزوو میکند. در حال حاضر 17هزار سرباز ناتو در کوزوو حضور دارند و احتمال آن وجود دارد که این نیروها تا چند دهه در کوزوو باقی بمانند.
تا پیش از سال1999 حاکمان مسکو از بروز درگیری در منطقه کوزوو نگران بودند. آنان پیشبینی میکردند که گسترش درگیریها در این منطقه میتواند پای سربازان ناتو را به کوزوو باز کند. کرملین برای آنکه از بازی عقب نماند خواستار تشکیل ائتلافی نظامی برای حضور سربازان ناتو در کوزوو شد ولی صربها کار را از حد گذرانده بودند.
در سال1994 پس از آنکه میان اعضای شورای امنیت سازمان ملل متحد بر سر تامین امنیت منطقه بالکان اختلاف افتاد، ناتو وارد عمل شد. در آن دوران مسکو ابتدا با استقلالطلبی مردم کوزوو به شیوهای سنتی برخورد کرد. اما بعدها کرملین دریافت که استقلال این استان میتواند شکاف گستردهای را در سلطه مسکو بر منطقه ایجاد کند. در این مرحله کار از کار گذشته بود. اتحادیه اروپا با پشتیبانی ایالاتمتحده آمریکا حمایت خود را از استقلال کوزوو اعلام کرده بودند. با این حال پس از اعلام این استقلالطلبی، کشورهای رومانی و اسپانیا بلافاصله مخالفت خود را با آن ابراز کردند و مدعی شدند که استقلال یکجانبه کوزوو را به رسمیت نمیشناسند. این امر بعضاً به دلیل آن بود که دولت رومانی درگیر جداییطلبان منطقه مرزی خود با جمهوری چک است و آوازه جداییطلبی مردم منطقه باسک و استان کاتالونیا سالهاست که بر سر زبان مردم اسپانیا جاری است.
شکاف بزرگ در اروپا
پس از اعلام استقلال یکجانبه استان کوزوو مهمترین مشکلی که باقیمانده به توافق رسیدن با اقلیت صربهای ساکن در کوزوو است.
این عده هنوز به استقلال این استان باور ندارند و به یکپارچگی کشورشان اصرار میورزند. رهبران صربستان نیز در پیامهایی جداگانه به این عده فرمان دادهاند که با استقلال کوزوو مخالفت کنند.
در ماه می 2008 قرار است انتخابات شورای شهر در صربستان صورت گیرد. برگزاری این انتخابات میتواند خیلی مسائل را روشن کند. هنگامی که صربها به کوزوو وارد شوند یا حتی در داخل این استان بخواهند حوزههای انتخاباتی را به راه اندازند چه اتفاقی خواهد افتاد؟ استان کوزوو هنوز به خاطر بسیاری مسائل به صربستان وابسته است. بخش اعظم برق این استان از صربستان تامین میشود و هنوز معلوم نیست که آیا صربها جریان برق یا تجارت با کوزوو را قطع خواهند کرد یا خیر.
نخست وزیر کوزوو در محاصبه با خبرنگاران گفت: «ما پس از اعلام استقلال کوزوو نهایت تلاش خود را میکنیم تا از اقلیتهای قومی حمایت کنیم.» این گفته وی از سمبولیسم و ایهام ویژهای برخوردار بود. همین خبر در رسانههای خارجی نیز انعکاس نیافت زیرا حتی خبرنگاران عصبی صرب نیز متوجه نشدند منظور جنایت نخستوزیر از «اقلیتها» چه کسانی است؛ صربهای داخل کوزوو با آلبانیاییتبارهای استان کوزوو.
سالهاست که مقامهای صرب و آلبانیاییتبار به جای گفتوگو برای هم خط و نشان میکشند و به نظر میرسد که اختلاف میان آنان در آینده نزدیک بالا بگیرد. این موضوع سبب خواهد شد که صربستان تا مدتی مسئله پیوستن این کشور به اتحادیه اروپا را از دستور کار خود خارج کند و به فکر حفظ تمامیت ارضی خود باشد.
از همین حالا مشکلات کوزوو آغاز شدهاند و صربهای ساکن در شمال این استان انزجار خود را به شکلهای مختلف به نمایش میگذارند. پنجشنبه 21فوریه نیز تظاهرات بزرگی علیه استقلال کوزوو در بلگارد پایتخت صربستان به راه افتاد. اقتصاد کوزوو بسیار ضعیف است و بدین منظور این استان به لحاظ اقتصادی به کمکهای خارجی وابسته خواهد ماند. مقدونیه و مونتهنگر و همسایگان استقلالیافته کوزوو نیز از پذیرش استقلال کوزوو و به رسمیت شناختن کشوری با این نام واهمه دارند، زیرا به خوبی از انتقامجویی صربستان آگاهند. به هر صورت تحلیلگران آلبانیاییتبار کوزوو بر این باورند که هدف اصلی از اعلام استقلال کوزوو کسب استقلال و موجودیت کشوری به نام کوزوو نبوده، بلکه مردم و حاکمان کوزوو سعی داشتهاند با بهرهگیری از کمکهای خارجی، صربستان را از این منطقه حساس به عقب برانند.